بورس کالا قربانی دستهای پشت پرده
داستان سلطلهای ماست و سکه طلا
خوب به یاد داریم که در دولت محمود احمدینژاد، غضنفری وزیر صنعت در اوج گران شدن قیمت کالاها در سطح بازار به جای اعتراف به تورم شدید و ضعف در کنترل بازار نوک حمله پیکان خود را به طرف بورس کالا نشانه گرفت و کار به جایی کشیده شد که وی گران شدن لبنیات را گردن بستهبندی محصولات آن و نرخ قیمت بالای پتروشیمیها که مواد خام تولید صنعت بستهبندی را فراهم میکنند انداخت و این بازار را عامل گرانیهای خردکننده در سطح جامعه عنوان کرد که البته با آرام شدن شرایط نظر وی تعدیل نشد. حتی در اوج رکوردهای بیسابقه رشد قیمت سکه طلا که به مرز یک میلیون و 500 هزار تومان برای هر قطعه سکه بهار آزادی هم رسید باز هم معاملات بورس کالا و این بار بخش معاملات آتی سکه طلا به کانون حمله منتقدان دولتی و غیردولتی تبدیل شد غافل از آنکه مجموع خرید و فروشها در این بازار از لحاظ حجم و ارزش هیچگاه به پنج درصد مجموع کل بازار نقدی هم معمولا نمیرسد اما بورس کالا بهانه تازهای بود تا مورد فشار قرار گیرد.
دستور 24 ساعته
پس از تغییر دولت و روی کار آمدن نگاه تازه در کشور، انتظارات خوشبینانه هم به فضای جامعه کشیده و امید در دلها زنده شد تا شاید خرد و عقل جایگزین تندروی و فرار از مسوولیتها شود. تقریبا همه این اتفاقهای مثبت و تاثیرگذار طی نزدیک به 9 ماه و از زمان روی کار آمدن دولت حسن روحانی در کشور به وجود آمده است که ما شاهد تحولات قابل اعتنایی در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... هستیم.اما در همین فضای تازه هم گاهی اتفاقاتی روی میدهد که همانند یک شوک منفی عمل میکند. در این چند ماه اوضاع در بورس کالا برای معاملهگران اگر کاملا پررونق نبوده باشد، حداقل در وضعیت مناسبی قرار دارد. آمارها نشان میدهد که ارزش، حجم و نوع خرید و فروش محصولات کالایی در تالار نقرهای با یک جهش منطقی روبهرو شده و عرضه و تقاضا عامل تعیینکننده نهایی معاملات است. با این وجود بر کسی پوشیده نیست که در هر بازاری سفتهبازی، دلالی، رانتخواری و مسایلی از این دست وجود دارد اما هدف محدود بودن و کنترل کردن سیستمی و نظارتی بر این مسایل است که در بورس کالا پناهیان بهعنوان مدیرعامل و مدیران این نهاد آن را همیشه دنبال کردهاند اما اینکه نعمتزاده، وزیر صنعت یک روز از اخراج پتروشیمیها از بورس کالا سخن بگوید و در کمتر از 24 ساعت آن را به شدت تکذیب کند با شواهد و قرائن موجود همانند اشکالات سیستم «بهینیاب»، فشار دستهای پشت پرده که تن به عرضه و تقاضای شفاف در بورس کالا نمیدهند چراکه جلوی دلالبازی و منفعتیهای آن گرفته یا حداقل محدود میشود، جور درنمیآید.
بازتعریف جایگاه
آیا به خاطر یک دستمال، قیصریه را به آتش میکشند؟ شاید وزیر صنعت کهنهکار دولت تحت تاثیر فشارهای ذکر شده قصد داشت تا سیستم حوالهای را جایگزین سیستم خرید و فروش از سوی بورس کند اما در همه جای دنیا و بورسهای کالایی اینگونه با فعالان برخورد نمیشود. فعلا همه چیز از اساس تکذیب شده است و حتی نوبخت، سخنگوی دولت نیز موضوع را منتفی اعلام میکند. با این وجود بورس کالا باز هم قربانی یک فشار همهجانبه شد که این بار هم اشتباه و یکطرفه بود. قصد دفاع مطلق از سیستم معاملات و نوع نگاه مدیریتی بورس کالا را نداریم کمااینکه اشکالات این نهاد را نیز همیشه به نقد کشیدهایم. اما این مساله باید روشن شود که آیا در ایران بورس کالا را بهعنوان یک مرجع تعیین قیمت، عرضه و تقاضای کالا میشناسند یا فقط یک بازاری تشکیل شده است که در کنار سایر بازارها فعال باشد بدون اینکه همانند سایر کشورهای صاحبنام در این زمینه سهم عمدهای در پیشبرد توسعه اقتصادی داشته باشد؟ پاسخ به این سوال به خوبی میتواند هم جایگاه بورس کالا را در اقتصاد ایران بازتعریف کند و هم یکبار برای همیشه فشارهای اینچنینی را از معاملات این بورس دور کند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
