چرا خاتمی نگذاشت احمدینژاد فک پلمب هستهای کند؟
به گزارش «تابناک»، در وین ۴ موضوعاتی روی میز قرار گرفت که پیرامون هر کدام اختلافنظرهای شدیدی وجود داشت؛ برای نمونه، همزمان با آغاز مذاکرات در وین برای نگارش متن نهایی توافق جامع، برخی از منابع خبری اعلام کردهاند، روند راستیآزمایی و طول مدت توافق نهایی وقتگیر خواهد بود و شاید سالها به طول انجامد.
در این میان حتی از ارقام نجومی و وهمی بیست سال برای طول مدت راستی آزمایی نیز در برخی اظهارات سخن به میان آمد یا رویکرد ایران نسبت به موضوع نیازهای اساسی در غنی سازی چالش بعدی بود. این ایران است که نیازهای خود را تشخیص میدهد و آن را تعیین مینماید. این در حالی است که تاکنون ایران در میزان نیازهای عملی برنامه منطقی و روشن ارائه کرده است.
در همین حال پس از مذاکرات وین، آقای ظریف وزیرامور خارجه و خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیروز در استانبول برای هماهنگیهای بیشتر تا پیش از آغاز مذاکرات بعدی به گفتوگو پرداختند.
دکتر علی خرم، کارشناس مسائل هستهای در گفتوگو با «تابناک» دور چهارم مذاکرات وین و علل پیشرفت نداشتن در این دوره را بررسی کرده است.
* آقای دکتر خرم ارزیابی شما از مذاکرات وین ۴ چیست؟ این موضوع را قبول دارید که مذاکرات در این مرحله ناکامی بوده است؟
از نظر کسی که کارشناس و متخصص موضوع مذاکرات هستهای است، نمیگویند این دور مذاکرات با عدم پیشرفت یا ناکامی روبهرو شده است. به عنوان مثال برگردید و مذاکرات شش کشور با کره شمالی یا مذاکرات در ارتباط با آرژانتین، برزیل، کانادا و.... را ببینید. این روندمعمولی در مذاکرات راستی آزمایی هستهای است.
در یک مذاکرات معمول هستهای ممکن است، طرفین ده یا حتی بیست دور بشینند و مذاکره کنند و به پایتختها برگردند تا از یک طرف راهکاری برای معضلشان پیدا کنند و از سوی دیگر بروند مشورت کنند و ابعادی را که طرف مقابل مطرح کرد، برای کشورشان بازگو کنند. شاید پس از چندین دور به یک نتیجه یا گامی رو به جلو برسند.
* توافق موقت ژنو به سرعت شکل گرفت، ولی این بار شکلگیری توافق نهایی طولانیتر شده است؟
هر کشوری در تاریخ هستهای خود این مراحل را گذرانده است. تقریبا بیشتر کشورها از موقعی که تصمیم گرفتهاند تا به یک توافق برسند، بین یک تا سه سال طول زمان گذاشته است. اما در مورد کشور ایران بعد از ورود دولت جدید که تصمیم گرفتیم شاید بیش از دو ماه طول نکشید و ما توانستیم به توافق برنامه اقدام مشترک ژنو دست پیدا کنیم. در حالی که برای دیگر کشور این مدتها حتی تا سه سال طول کشیده است.
* برای دیگر کشورها دوره توافق جامع چه مقدار طول کشیده است؟
برای کشورهای دیگر مدت طولانی طول کشیده تا اینکه روی برنامه جامع توافق کنند. ما به جهتی که خودمان اراده داشتیم این کار به نتیجه برسد این زمان قطعا کمتر خواهد شد. تیم مذاکراتی ایران با یک آمادگی کامل به وین رفت و وین چهار را برگزار کرد. البته پیش از آن در چند مرحله رایزنیهایی با گروه (۵+۱) کرده بود.
لذا توافقات اولیهای شده بود که برنامه به صورت برنامه جامع را شروع به نگارش کنیم. وقتی آقای دکتر ظریف و بقیه تیم مذاکراتی به وین رفتند، صبح روز سوم دیدند که گروه (۵+۱) لیستی از موضوعات را مطرح کردند. نه اینکه این موضوعات قبلا مطرح نبوده است. آنها فردو، آب اراک، تحریم و... را مطرح کردند که مجموعا سیزده موضوع شد که در برخی از آنها قبلا به توافقاتی دست پیدا کرده بودند و در برخی از آنها روی آن توافقاتی نشده بود.
بنابراین قرار شد نخست توافقات روی هر سیزده موضوع شود و بعد نگارش به مرحله عمل درآید. لذا این ماحصل وین ۴ شد. این ماحصل از نظر متخصصین مذاکرات هستهای ناکامی و شکست نمیگویند.
برعکس به این نوع مذاکره میگویند به نتیجه رسیدیم که باید موضوعات مورد اختلاف مطرح را در پایتختها حل کنیم. آقای ظریف و سایر نیز نتایج را به پایتختهایشان آوردهاند. حالا دوباره آقای ظریف و اشتون در استانبول صحبت کردند و آقای ظریف نتیجه را به پایتخت میآورد. در استانبول اشتون و ظریف نظریات دو طرف را به یکدیگر انتقال میدهند. اگر شرایط فراهم بود، در دور آینده نگارش را اغاز خواهند کرد.
اگر زمینه فراهم نبود دوباره به پایتختها برگردند و در آنجا رایزنی کنند تا توافق حاصل آید. یعنی این قدر این رفت و امدها ادامه پیدا میکند تا به نتیجه برسد. در واقع از نگاه بنده به عنوان یک کارشناس این دور مرحلهای از کسب نتیجه بود نه شکست و ناکامی.
* آقای ظریف طی پیام تویتری هشدار داده که توهمات را کنار بگذارید، و هشدار داده است که فرصت توافق را مانند سال ۲۰۰۵ از دست ندهید. در سال ۲۰۰۵ چه اتفاق افتاده بود؟
آقای ظریف در توئیتر اعلام کرد که توهمات را کنار بگذارید. در واقع همه طرفها باید از توهم خودداری کنند. همه باید به ابزار دیپلماتیک اعتماد کنند و تلاش کنند که این راه به نتیجه برسد. در سال ۲۰۰۵ دو اتفاق افتاد.
۱- سه کشور اروپایی المان، انگلیس و فرانسه در آن زمان با ایران توافق کردند که ایران دارای تعدادی سانتریفیوژ و غنی سازی باشد. اما اروپاییها رفتند با امریکاییها این توافق را مطرح کردند؛ امریکا در آن مرحله یعنی در دوره جرج بوش در فاز همکاری با ایران نبود؛ بلکه در فاز مقابله با ایران بود.
لذا سه کشور اروپایی با اینکه همه تلاش خودش را به کار برده بود، نتوانست به نتیجه برسد. جک استروا وزیر خارجه سابق انگلیس در کتاب خود مینویسد، وقتی نتیجه مرضی الطرفین را به امریکاییها ارائه کردیم، امریکاییها اصلا در فاز همکاری نبودند. بنابراین سه کشور اروپایی چون میدانست اگر امریکا مخالف باشد، مذاکرات به نتیجه نمیرسد. به ایران برگشتند و به صورت غیر رسمی گفتند رئیس بزرگ موافقت نکرد. این جمله را عینا جک استرو در کتابش نقل کرد.
۲- اتفاق دوم این بود وقتی اینها این کار را کردند ما روی یک آبشار سانتریفیوژ توانسته بودیم احاطه پیدا کنیم و موقعی که یک کشور بر روی یک آبشار سانتریفیوژ احاطه پیدا کند قادر خواهد بود آبشارهای متعددی را سوار کند. پس ما در مرحلهای قرار گرفتیم که اشتیاق داشتیم که برویم کارمان را شروع کنیم.
سه کشور اروپایی وقتی این را گفت از یک طرف تقصیر اینها بود و از طرف دیگر ما فرصت را غنیمت شمردیم و در دروه آقای خاتمی در دهم مرداد ۱۳۸۴ با توافق آقای خاتمی فک پلمب از یو سی اف اصفهان کردیم.
* فک پلمپ در سال ۲۰۰۵ در دوره آقای خاتمی بود یا آقای احمدینژاد؟
در آن دوران هنوز دولت احمدینژاد سرکار نیامده بود. در کمیتهای که برای این موضوع شکل گرفت به آقای خاتمی گفته شد که میتوانیم فک پلمب کنیم. به ایشان عرض شد که اگر شما صلاح نمیدانید، بگذارید در دولت بعد این فک پلمب انجام گیرد. ایشان گفتند نه در همین دولت این اتفاق بیفتد که دولت بعد بتواند ادعا کند که این اقدام توسط دولت قبل انجام شده است و تمام تقصیر به گردن این دولت بیفتد. تا دولت بعدی بتواند عذر و بهانهای داشته باشد.
در آن موقع ایران نه به شورای امنیت رفته بود و نه تحریمها بر ایران تحمیل شده بود. البته ما هم در شرایط ۲۰۰۵ نیستیم و قدرت ایران نیز در زمینه هستهای بسیار بیشتر شده است.
* در دورچهارم مذاکرات وین یکی از مهمترین موارد اختلافی موضوع میزان نیازهای اساسی ایران به غنی سازی است؟ نظر شما در این ارتباط چیست؟
در مورد نیازهای اساسی آنها میگویند برای مثال ۵۰۰۰ سانتریفیوژ کافی برای نیاز ایران کافی است. آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی گفته است ۵۰۰۰۰ سانتریفیوز نیاز ماست. اینجا باید من یک نکته برای روشن شدن اذهان عرض کنم. اگر گروه (۵+۱) نسبت به ایران ظنین باشد، ایران حتی با ۵۰۰۰ سانتریفیوژ قادر است که بمب بسازد.
چون الان روشهایی وجود دارد که با اورانیوم با غنای کم هم میشود سلاح ساخت. بنابراین اینکه تصور بشود ایران باید حتما ۵۰۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰۰ هزار سانتریفیوژ داشته باشد تا بتواند اورانیوم برای تولید بمب تهیه کند دروغ بزرگ صهیونیستهاست.
ایران از این مرحله گذشته است. در گذشته با پلوتونیوم و اورانیوم بالای ۹۵ درصد سلاح هستهای میساختند. الان با اورانیورم پایین هم میتوانند بمب بسازند. اگر غربیها به ایران ظنین هستند، پس ایران با این ۵۰۰۰ تا هم همین کار را میتواند بکند. در صورتی که ایران اصلا نمیخواهد به این سلاح دست پیدا کند. چرا که کشوری که بخواهد به سلاح هستهای دست پیدا کند از این روشها استفاده نمیکند.
متن کامل را اینجا بخوانید.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
