گروه كاشي ديگر شگفتيساز نيست
بهزاد بهمننژاد: صنعت كاشي و سراميك يكي از گروههاي بورسي است كه از منظر ارزش بازار در مكان بيست و پنجم در ميان 36 گروه بورسي قرار دارد و 10 نماد در آن فعاليت ميكنند. اين صنعت كوچك كه كمتر از 3/0 درصد ارزش كل بازار را در اختيار دارد سال گذشته به يكي از شگفتيسازترين گروههاي بورسي تبديل شده بود.
به اين ترتيب، در يك ركورد بيسابقه با رشد 324 درصدي شاخص گروه، كاشي و سراميك در مكان دوم پربازدهترين صنعت سال 92 قرار گرفت. در واقع، در شرايطي كه كل بازار تنها توانسته بود حدود 108 درصد بازدهي داشته باشد، رشد اين صنعت حدود 3 برابر بازدهي متوسط بازار بود. صنعت مزبور كه در اوج خود در سال 92 به بازدهي 441 درصدي نيز رسيده بود، در سال 93 روند منفي را در پيش گرفته است. به اين ترتيب، بيشتر نمادهاي اين گروه از ابتداي سال با صف فروش مواجهند و خريداري براي آن پيدا
نميشود. به بررسي «دنياي اقتصاد»، طي پنج سال گذشته، سودآوري اين گروه به جز سال 91 قابل توجه بوده است. بر اساس اين بررسي مشاهده ميشود طي سالهاي مزبور، نسبت قيمت به درآمد گروه از متوسط بازار بالاتر نرفته و زير 6 واحد باقي مانده است. اما اين نسبت در سال 90 به 75/8 مرتبه رسيده كه از مرزهاي هشداردهنده عبور كرده است.
همين امر منجر شده تا در سال 91، اين گروه روندي منفي در پيش گيرد و نسبت قيمت به درآمد آنها در پايان سال به 9/3 مرتبه برسد كه بسيار جالب توجه است. در واقع، رشد قيمتي شديد در سال 90 و برآورده نشدن انتظارات سهامداران موجب شده است تا آنها در سال 91 از گروه كاشي و سراميك روي برگردانند. البته براي اين موضوع ميتوان شرايط نه چندان مناسب كل بورس در سال 91 را نيز در نظر گرفت.
به عبارت دقيق تر، زماني كه كليت بازار وضع مناسبي ندارد، توجه سهامداران به سهم شركتهاي بنيادي با ارزش بازار بالا بيشتر ميشود و شركتهاي كوچكي نظير كاشي و سراميك به حاشيه ميروند. در حقيقت، بسياري از سهامداراني كه در اين گروه فعاليت ميكنند با ديدهاي كوتاهمدت وارد سهم شده و با استفاده از نوسان گيري كسب سود ميكنند. حال در سالي مثل 91 كه ساير بازارها مثل ارز و طلا جذابيت زيادي براي اينگونه سهامداران داشت، عدم رشد شركتهاي كاشي و سراميك چندان دور از انتظار نبوده است.
كاشي و سراميك در سال 92
بهطور مشابه، در سال 92 نيز مشاهده ميشود رشد خيرهكننده قيمت سهام شركتهاي كاشي و سراميك منجر به افزايش نسبت قيمت به درآمد گروه و قرار گرفتن آن در محدوده 10 واحدي است. اين امر نشان ميدهد كه بار ديگر، شركتها در صورتهاي مالي خود نتوانستهاند انتظار سهامداران را برآورده كنند. اما آنچه مورد توجه است، علت رشد بيسابقه اين گروه طي سال 92 است. يكي از كارشناسان بازار سرمايه در اين خصوص ميگويد: سال گذشته، پيرو افزايش قابل توجه قيمت دلار، انگيزه شركتهاي توليدكننده كاشي و سراميك به شدت افزايش يافت. پيش از اين به علت بالا بودن هزينه حملونقل محصولات سراميكي، شركتهاي اين گروه تمايلي به صادرات نداشته و عمده محصولات خود را در داخل كشور به فروش ميرساندند. اما با سه برابر شدن نرخ دلار، انگيزه براي صادرات افزايش يافت.
حسام حسيني در ادامه ميافزايد: ظرفيت اسمي توليد اين صنعت 500 ميليون مترمربع است، اما ميزان فروش واقعي بسيار كمتر از اين رقم است. در سال 92 پيشبيني ميشد كه با افزايش قيمت دلار، اين شركتها بهمنظور صادرات اقدام به شناسايي خريداران خارجي كنند. اما متاسفانه اين شركتها در بازاريابي ضعيف عمل كردند و نتوانستند به جز در برخي موارد صادرات خود را افزايش دهند. بر اين اساس، گرچه روي كاغذ ميزان سودآوري اين گروه بايد بهطور چشمگيري افزايش مييافت اما در عمل چنين نشد.
اين تحليلگر بورس در ادامه عنوان ميكند: ركود در بازار مسكن داخل، عاملي ديگر در كاهش فروش محصولات اين گروه محسوب ميشود. در واقع، ساختمانسازان به عنوان اصليترين گروه هدف صنعت كاشي و سراميك با ركود مواجه بودند كه كاهش تقاضاي محصولات سراميكي را در پي داشت. بنابراين، آنچه سهامداران از شركتهاي اين گروه انتظار داشتند در پايان سال محقق نشد و اين گروه در حال حاضر با P/E نسبتا بالايي در حال فعاليت
است.
چشمانداز 93 روشن نيست
حال با توجه به محقق نشدن انتظارات سهامداران، نمادهاي گروه كاشي و سراميك از ابتداي سال با عرضههاي سنگيني از سوي سهامداران همراه هستند. در اين شركتهاي كوچك، سهامداران حقوقي كمتر فعاليت ميكنند كه همين مساله منجر شده است تا اين عرضهها با حمايت قابل توجهي مواجه نشود. از سوي ديگر، هدفمندي يارانهها يكي از عواملي است كه اين گروه را تحت تاثير قرار ميدهد. حسيني در اين رابطه ميگويد: حدود 10 درصد هزينه توليدات محصولات سراميكي مربوط به مصرف انرژي است. بنابراين افزايش قيمت حاملهاي انرژي ميتواند حاشيه سود شركتهاي اين گروه را كاهش دهد. وي در ادامه ميافزايد: از سوي ديگر، قيمتهاي جهاني نيز براي محصولات اين گروه كاهش داشته است كه خود ميتواند كاهش سودآوري آنها را تشديد كند. در كنار اين عوامل، ادامه ركود در بازار مسكن نيز وضعيت نامساعد اين گروه را تشديد كرده است. اين كارشناس بازار سرمايه در اين خصوص عنوان ميكند: هزينههاي سربار در شركتهاي توليدي همواره با افزايش نرخ تورم بيشتر ميشود. به عنوان مثال، حقوق كاركنان شركت و ساير هزينههاي توليد، به جز هزينه مصرف انرژي، با نرخ تورم رابطه مستقيم دارند. بر اين اساس، شركتها بهمنظور ثابت نگه داشتن حاشيه سود خود، قيمت فروش محصولات را افزايش ميدهند. اين در حالي است كه در گروه كاشي و سراميك، چنين وضعيتي وجود ندارد و آنها با توجه به كاهش تقاضا، هم در بازار داخل و هم در بازار خارج روبه رو هستند؛ در نتيجه نميتوانند قيمت فروش محصولات خود را افزايش دهند. در واقع، افزايش هزينهها هم از منظر افزايش نرخ حاملهاي انرژي و هم از منظر افزايش هزينههاي سربار و همچنين عدم توانايي افزايش قابل توجه قيمت فروش محصولات منجر شده تا شركتهاي موجود در اين گروه جذابيتي براي سهامداران نداشته باشند و صفهاي فروش در بيشتر نمادها شكل گيرد.
به اين ترتيب، در يك ركورد بيسابقه با رشد 324 درصدي شاخص گروه، كاشي و سراميك در مكان دوم پربازدهترين صنعت سال 92 قرار گرفت. در واقع، در شرايطي كه كل بازار تنها توانسته بود حدود 108 درصد بازدهي داشته باشد، رشد اين صنعت حدود 3 برابر بازدهي متوسط بازار بود. صنعت مزبور كه در اوج خود در سال 92 به بازدهي 441 درصدي نيز رسيده بود، در سال 93 روند منفي را در پيش گرفته است. به اين ترتيب، بيشتر نمادهاي اين گروه از ابتداي سال با صف فروش مواجهند و خريداري براي آن پيدا
نميشود. به بررسي «دنياي اقتصاد»، طي پنج سال گذشته، سودآوري اين گروه به جز سال 91 قابل توجه بوده است. بر اساس اين بررسي مشاهده ميشود طي سالهاي مزبور، نسبت قيمت به درآمد گروه از متوسط بازار بالاتر نرفته و زير 6 واحد باقي مانده است. اما اين نسبت در سال 90 به 75/8 مرتبه رسيده كه از مرزهاي هشداردهنده عبور كرده است.
همين امر منجر شده تا در سال 91، اين گروه روندي منفي در پيش گيرد و نسبت قيمت به درآمد آنها در پايان سال به 9/3 مرتبه برسد كه بسيار جالب توجه است. در واقع، رشد قيمتي شديد در سال 90 و برآورده نشدن انتظارات سهامداران موجب شده است تا آنها در سال 91 از گروه كاشي و سراميك روي برگردانند. البته براي اين موضوع ميتوان شرايط نه چندان مناسب كل بورس در سال 91 را نيز در نظر گرفت.
به عبارت دقيق تر، زماني كه كليت بازار وضع مناسبي ندارد، توجه سهامداران به سهم شركتهاي بنيادي با ارزش بازار بالا بيشتر ميشود و شركتهاي كوچكي نظير كاشي و سراميك به حاشيه ميروند. در حقيقت، بسياري از سهامداراني كه در اين گروه فعاليت ميكنند با ديدهاي كوتاهمدت وارد سهم شده و با استفاده از نوسان گيري كسب سود ميكنند. حال در سالي مثل 91 كه ساير بازارها مثل ارز و طلا جذابيت زيادي براي اينگونه سهامداران داشت، عدم رشد شركتهاي كاشي و سراميك چندان دور از انتظار نبوده است.
كاشي و سراميك در سال 92
بهطور مشابه، در سال 92 نيز مشاهده ميشود رشد خيرهكننده قيمت سهام شركتهاي كاشي و سراميك منجر به افزايش نسبت قيمت به درآمد گروه و قرار گرفتن آن در محدوده 10 واحدي است. اين امر نشان ميدهد كه بار ديگر، شركتها در صورتهاي مالي خود نتوانستهاند انتظار سهامداران را برآورده كنند. اما آنچه مورد توجه است، علت رشد بيسابقه اين گروه طي سال 92 است. يكي از كارشناسان بازار سرمايه در اين خصوص ميگويد: سال گذشته، پيرو افزايش قابل توجه قيمت دلار، انگيزه شركتهاي توليدكننده كاشي و سراميك به شدت افزايش يافت. پيش از اين به علت بالا بودن هزينه حملونقل محصولات سراميكي، شركتهاي اين گروه تمايلي به صادرات نداشته و عمده محصولات خود را در داخل كشور به فروش ميرساندند. اما با سه برابر شدن نرخ دلار، انگيزه براي صادرات افزايش يافت.
حسام حسيني در ادامه ميافزايد: ظرفيت اسمي توليد اين صنعت 500 ميليون مترمربع است، اما ميزان فروش واقعي بسيار كمتر از اين رقم است. در سال 92 پيشبيني ميشد كه با افزايش قيمت دلار، اين شركتها بهمنظور صادرات اقدام به شناسايي خريداران خارجي كنند. اما متاسفانه اين شركتها در بازاريابي ضعيف عمل كردند و نتوانستند به جز در برخي موارد صادرات خود را افزايش دهند. بر اين اساس، گرچه روي كاغذ ميزان سودآوري اين گروه بايد بهطور چشمگيري افزايش مييافت اما در عمل چنين نشد.
اين تحليلگر بورس در ادامه عنوان ميكند: ركود در بازار مسكن داخل، عاملي ديگر در كاهش فروش محصولات اين گروه محسوب ميشود. در واقع، ساختمانسازان به عنوان اصليترين گروه هدف صنعت كاشي و سراميك با ركود مواجه بودند كه كاهش تقاضاي محصولات سراميكي را در پي داشت. بنابراين، آنچه سهامداران از شركتهاي اين گروه انتظار داشتند در پايان سال محقق نشد و اين گروه در حال حاضر با P/E نسبتا بالايي در حال فعاليت
است.
چشمانداز 93 روشن نيست
حال با توجه به محقق نشدن انتظارات سهامداران، نمادهاي گروه كاشي و سراميك از ابتداي سال با عرضههاي سنگيني از سوي سهامداران همراه هستند. در اين شركتهاي كوچك، سهامداران حقوقي كمتر فعاليت ميكنند كه همين مساله منجر شده است تا اين عرضهها با حمايت قابل توجهي مواجه نشود. از سوي ديگر، هدفمندي يارانهها يكي از عواملي است كه اين گروه را تحت تاثير قرار ميدهد. حسيني در اين رابطه ميگويد: حدود 10 درصد هزينه توليدات محصولات سراميكي مربوط به مصرف انرژي است. بنابراين افزايش قيمت حاملهاي انرژي ميتواند حاشيه سود شركتهاي اين گروه را كاهش دهد. وي در ادامه ميافزايد: از سوي ديگر، قيمتهاي جهاني نيز براي محصولات اين گروه كاهش داشته است كه خود ميتواند كاهش سودآوري آنها را تشديد كند. در كنار اين عوامل، ادامه ركود در بازار مسكن نيز وضعيت نامساعد اين گروه را تشديد كرده است. اين كارشناس بازار سرمايه در اين خصوص عنوان ميكند: هزينههاي سربار در شركتهاي توليدي همواره با افزايش نرخ تورم بيشتر ميشود. به عنوان مثال، حقوق كاركنان شركت و ساير هزينههاي توليد، به جز هزينه مصرف انرژي، با نرخ تورم رابطه مستقيم دارند. بر اين اساس، شركتها بهمنظور ثابت نگه داشتن حاشيه سود خود، قيمت فروش محصولات را افزايش ميدهند. اين در حالي است كه در گروه كاشي و سراميك، چنين وضعيتي وجود ندارد و آنها با توجه به كاهش تقاضا، هم در بازار داخل و هم در بازار خارج روبه رو هستند؛ در نتيجه نميتوانند قيمت فروش محصولات خود را افزايش دهند. در واقع، افزايش هزينهها هم از منظر افزايش نرخ حاملهاي انرژي و هم از منظر افزايش هزينههاي سربار و همچنين عدم توانايي افزايش قابل توجه قيمت فروش محصولات منجر شده تا شركتهاي موجود در اين گروه جذابيتي براي سهامداران نداشته باشند و صفهاي فروش در بيشتر نمادها شكل گيرد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه



