نگاهی به سیر تکوینی صنعت خودرو در جهان
یکی از مهمترین نقاط قوت این صنعت، ارتباطهای پسین و پیشین آن با سایر بخشهای اقتصادی و اجتماعی کشورها میباشد؛ بهنحویکه، ضمن تأمین بازار مناسب برای فعالیتهای پایینسری و بالاسری خود، از یک سو به ارتقای سطح کیفی تولید و خدمات منتهی میشود و نشاندهندة نوع نگاه افراد جامعه به آموزش، صنعت، مفهوم رشد و توسعه، سکون یا حرکت، نوآوری و خلاقیت است. بدینروی، از صنعت خودرو بهعنوان روح تولیدی و حرکت آفرینی یک جامعه یاد میشود و کیفیت صادرات و نماد آن بهعنوان یک نشان و اعتبار ملی تلقی میشود. این صنعت، طی زمان بهدلیل جهانی شدن، سختتر شدن مقررات و قوانین بهدلیل نگرانیهای زیستمحیطی، افزایش قیمت سوختهای فسیلی و کاهش ذخائر نفتی شاهد تغییرات قابل توجهی بوده است. در واقع، عوامل مختلفی همچون استفاده از نوآوریهای مختلف در سوخت، قطعات خودرو، زیرساختهای اجتماعی، رویههای تولید و تغییرات در بازارها، تأمینکنندگان و ساختارهای کسبوکار بر نحوة تکامل این صنعت اثر داشتهاند.
در یک طبقهبندی کلی، سیر تکوینی صنعت خودرو در جهان را میتوان در ده دوره بهصورت زیر خلاصه کرد.
· تولد صنعت خودرو (1910ـ1890): توسعة سریع فناوریها؛ فراهم شدن زیرساختهای اجتماعی لازم جهت گسترش خودرو در آمریکا و طراحی فورد مدل T.
· ایجاد زیرساختهای اولیة خودرو (1920ـ1910): تداوم توسعة فناوریها و زیرساختهای اجتماعی؛ دستیابی به صرفههای مقیاس بهدلیل انجام تولید انبوه؛ راهاندازی خط مونتاژ فورد در سال 1913 و معرفی طرح قطعات قابل تعویص و استانداردشده برای گسترش مرحلة تولید انبوه؛ آغاز ادغام خودروسازان با سایر شرکتها (برای مثال جنرال موتورز و شورلت)؛ راهیابی خودروها به سایر بازارها (برای مثال ظهور جنرال موتورز در بازارهای کشور کانادا).
· تولید انبوه و متنوع (1930ـ1920): تداوم گسترش زیرساختها؛ اتخاذ رویههای جدید تولید و ادغام شرکتها (برای مثال بنز و دایملر، کرایسلر و دوج، فورد و لینکولن)؛ افزایش دسترسی عموم به طیف گستردهای از ماشینهای مورد نیاز بهدلیل استفاده از روش تولید انبوه؛ افزایش سهم بازاری جنرال موتورز در مقایسه با فورد بهدلیل پذیرش راهبرد جدید تولیدات متنوع.
· ظهور بازیگران جدید (1940ـ1930): گسترش برندهای مختلف وسایل نقلیة جدید (برای مثال فورد مرکوری، لینکولن کانتینتال، فولکس واگن)؛ متمایز شدن بازارهای خودروی اروپایی و آمریکایی در نتیجة تغییر گرایشها و ترجیحات متقاضیان خودرو؛ کسب مزیت رقابتی جنرال موتورز نسبت به شرکت فورد بهدلیل تداوم راهبرد تولیدات متنوع.
· پایان جنگ جهانی دوم (1950ـ1940): گسترش راهبردهای تولید و کسبوکارهای جدید؛ توقف تولید خودروهای غیرنظامی بهدلیل بهرهگیری از ظرفیت کارخانجات برای تولید ماشینهای نظامی؛ نابودی اقتصاد اغلب کشورهای اروپایی، آسیایی و اقیانوسیه نظیر ژاپن در نتیجة جنگ و الزامی شدن گسترش راهبردهای تولید و کسبوکارهای جدید (از قبیل تویوتا) و معرفی زنجیرة تولید ناب.
· عصر بکارگیری نوآوریهای مبتنی بر فناوری (1960ـ1950): ایجاد تغییرات قابل توجه در صنعت خودرو بواسطة بکارگیری نوآوریهای مبتنی بر فناوری.
· عصر خودروهای کارآمد بهلحاظ سوخت (1980ـ1970): توسعة فناوری خودروهای با الایندگی کمتر (نظیر مبدلهای کاتالیزوری) در نتیجة تصویب قوانین سختگیرانهتر در حوزة محیطزیست و بحران نفت؛ راهیابی خودروهای خارجی (همچون هوندا سیویک ژاپن) به بازارهای آمریکا؛ افزایش تمایل مصرفکنندگان به خودروهای کارآمد بهلحاظ سوخت بهدلیل افزایش قیمت نفت و سوخت؛ گسترش تولید خودروسازان ژاپنی (افزایش سهم بازاری خودروهای کارآمد بهلحاظ سوخت آسیایی در کشورهای توسعهیافته).
· آغاز جهانی شدن (1990ـ1980): تداوم افزایش سهم بازاری خودروهای کارا بهلحاظ سوخت؛ بهنحویکه، صنعت خودروی آمریکا تدریجاً سهم بازاری خود را به خودروهای با کیفیت بالا، کارا بهلحاظ سوخت و قابل دسترسی ژاپنی داد؛ تسریع در جهانی شدن تولید خودرو بواسطه ایجاد پایگاه در خارج از مرزها و ادغام خودروسازان چندملیتی که ماحصل آن افزایش ظرفیت خودروسازان برای نفوذ سریع و با هزینة کمتر در بازارهای جدید بود.
· تنوعبخشی و افزایش دامنة انتخاب مصرفکننده (2000ـ1990): تداوم جهانی شدن، ایجاد کارخانجات مونتاژ بزرگ در خارج از کشور و گسترش ادغام خودروسازان بزرگ و چند ملیتی که ماحصل آن افزایش قدرت انتخاب مصرفکنندگان و رقابت میان بازیگران خودرو بود. تشدید اتحادهای جهانی و همکاریهای استراتژیک تجاری با خودروسازان خارجی.
· عصر مشکلات مالی (سال 2000 تا کنون): رشد بسیار آهستة درآمد این صنعت در مقایسه با گذشته؛ تغییر ترجیحات مصرفکنندگان از خودروهای بزرگ با مصرف زیاد سوخت به خودروهای کوچکتر و ماشینهای کارآمد بهلحاظ سوخت به دلیل افزایش قیمت سوخت و نگرانیهای زیستمحیطی؛ افزایش بیکاری و کاهش ثروت در بسیاری از کشورهای جهان در نتیجة تسری اثرات بحران اقتصادی جهانی سال 2007؛ کاهش تقاضای خودرو بهدلیل کاهش درآمدهای قابل تصرف و افزایش بدبینی نسبت به آینده؛ کاهش قابل توجه فروش خودرو در سالهای 2008 و 2009 (گرچه در سالهای بعد بهبود یافت)
در مجموع میتوان گفت، با گذشت زمان صنعت خودرو بهسمت استفاده از نوآوریهای مبتنی بر فناوری، توجه به مسائل زیستمحیطی، ترجیحات مصرفکنندگان حرکت کرده است و در تمامی این مدت جهتگیری اصلی آن ادغام و ایجاد اتحادهای استراتژیک بهمنظور بهرهمندی از صرفههای مقیاس بوده است. بیتردید در صورت عدم تبعیت صنعت خودروی ایران از جهتگیری صنعت جهانی خودرو، رشد و شکوفایی آن امکانپذیر نیست در این ارتباط گامهای برداشته شده جهت اتحاد استراتژیک دو غول خودروی ایران (ایران خودرو و سایپا) میتواند میتواند مثمر ثمر باشد و ضروری است تلاش های لزم جهت عملیاتی شدن این اتحاد برداشته شود.
بهاره عریانی ، عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
