مديرعامل ذوبآهن خبر داد: آغاز طرح ايجاد ظرفيت 5 ميليون تني در ذوبآهن اصفهان
{mosimage}صنعت فولاد امروزه بهعنوان يكي از الزامات عمران و توسعه و شاخصي براي بررسي قدرت اقتصادي كشورها قلمداد ميشود.
صنعت فولاد امروزه بهعنوان يكي از الزامات عمران و توسعه و شاخصي براي بررسي قدرت اقتصادي كشورها قلمداد ميشود.
توليد فولاد جهان در حال حاضر به حدود 2/1 ميليارد تن رسيده و پيشبيني ميشود كه تا سال 2010 ميلادي از 5/1 ميليارد تن فراتر رود.
همچنين ظرفيت پيشبيني شده فولاد جهان حدود 8/1 ميليارد تن برآورد شده و در ايران به اعتقاد كارشناسان فولاد ظرفيت پيشبيني شده از 32 ميليون تن خواهد گذشت.
وجود منابع، دانش فني كسب شده و همچنين نيروي انساني توانمند از جمله مزيتهاي نسبي براي توسعه صنعت فولاد در ايران بهشمار ميآيد.
قديميترين كارخانه فولاد ايران حدود چهار دهه قبل با عنوان ذوبآهن اصفهان آغاز به كار كرده و اكنون نقش مهمي در توليد فولاد كشور دارد.
با توجه به سياستهاي ابلاغي اصل 44 ذوبآهن اصفهان قرار است در سال جاري به بخش خصوصي واگذار شود. خبرنگار هفتهنامه «معدن و توسعه» در اين شماره با مهندس سبحاني مديرعامل ذوبآهن اصفهان در خصوص توليد، واگذاري سهام كارخانه به بخش خصوصي، طرحهاي در دست اجرا و... گفتوگو كرده كه جزئيات بيشتر را در ادامه ميخوانيد:
ذوبآهن اصفهان در سال 86 تا چه حد به اهداف خود دست يافت؟
در بخش فولاد خام برنامهاي را كه پيشبيني كرده بوديم، صددرصد محقق كرديم و ميزان توليد را به 2 ميليون و 220 هزار تن رسانديم.
در بخش محصولات نهايي نيز توليد به 2 ميليون و 570 هزار تن رسيد و اگر محدوديت گاز را در زمستان نداشتيم، توليد از اين ميزان هم بيشتر ميشد، معهذا در مقايسه با سال 85 معادل 15 درصد افزايش در توليد محصولات فولادي داشتيم كه عمدتا در بخش تيرآهن و ميلگرد بود.
در بخش توسعه نيز طرح توازن را داشتيم كه كوره بلند در پايان سال 86 پيشرفت خوبي داشت و از مرز 90 درصد پيشرفت فيزيكي فراتر رفت و اكنون در آستانه راهاندازي قرار گرفته است. قرار بود كه در سال 86 راهاندازي كوره بلند را داشته باشيم كه به دلايل مختلفي از جمله محدوديتهاي فني، تامين برخي قطعات، تامين ارز و... در سال 86 محقق نشد اما خيلي هم عقب نيستيم و اكنون تستهاي اوليه براي كوره بلند را شروع كرديم و در برنامه داريم كه كوره 3 را تا اواخر خردادماه امسال وارد مدار كنيم.
مهمترين برنامههاي سال 87 ذوبآهن اصفهان كدامند؟
3 برنامه مهم در سال 87 داريم كه اولين آن ورود ذوبآهن به بورس اوراق بهادار است كه بعد از برگزاري مجمع شركت كه احتمالا خردادماه امسال برگزار ميشود، آماده ورود به بورس خواهيم شد. الان هم آماده ورود به بورس هستيم اما بهتر است مجمع برگزار شود و سود عملكرد سال 86 هم براي ذوبآهن و هم براي دولت بهعنوان مالك اين مجموعه و هم براي خريداران سهام اعلام شود تا شفافيت بيشتري وجود داشته باشد و شركت آگاهانهتر وارد بورس شود.
بحث بعدي راهاندازي كوره بلند طرح توازن و اجراي بقيه پروژههاي طرح توازن است كه تا پايان سال 86 به مرحله نزديك راهاندازي برسد كه شامل ككسازي، آگلومراسيون و نيروگاه طرح توازن است كه پروژههاي ديگر طرح توازن است كه در دست اقدام داريم.
بحث سوم، بازسازي عمده و اساسي در بخشهاي اصلي كارخانه است. دو كوره بلند داريم كه اينها هر 10 سال يكبار بايد تعمير اساسي شوند كه امسال سال دوازدهم اينهاست و به اين دليل عقب انداختيم كه ميخواستيم افت توليد نداشته باشيم، منتظر بوديم كه كوره 3 آماده شده و وارد مدار شود و آن كورههاي قبلي را تعمير اساسي كنيم، بنابراين توقف و بازسازي كوره بلندهايمان را داريم.
در بخش فولادسازي تجهيزات عظيمي از لحاظ حجم و وزن وجود دارند كه بايد سالهاي قبل عوض ميشد اما همزمان با خريد تجهيزات طرح توازن، تجهيزات مورد نياز خريداري شده بود اما اجراي آن عقب افتاده بود كه اين را هم با گرفتن پيمانكار در دستور كار قرار داديم. با اين كار پتانسيل براي افزايش توليد بعدي فراهم ميشود.
كار ديگري كه اميدواريم امسال انجام دهيم، آغاز عمليات اجرايي طرح 5 ميليون تني است و گام بعدي ما بعد از اجراي طرح توازن كه 6/3 ميليون تن ظرفيت ايجاد ميكنيم، ايجاد ظرفيت 5 ميليون تن است كه اميدواريم بخشي از كارهاي مهندسي آن را در نيمه دوم سال جاري به مرحله اجرا برسانيم.
در چه ماهي از سال جاري شاهد واگذاري سهام ذوبآهن خواهيم بود و تا چه ميزان سهم شركت واگذار خواهد شد؟
سياستهاي اين كار با سازمان خصوصيسازي است و برعهده ما نيست اما ما براي درج سهام آن بر روي تابلو بورس آمادگي داريم كه بلافاصله بعد از برگزاري مجمع پيشبيني ميكنيم در خردادماه امسال برگزار شود و پس از آن آماده هستيم سهام شركت را در تابلو بورس عرضه كند و با توجه به اينكه طبق قانون حداكثر 20 درصد سهام نبايد در اختيار دولت (ايميدرو) باشد، معادل 80 درصد سهام ذوبآهن واگذار خواهد شد كه بخشي از آن در قالب سهام عدالت و بقيه بستگي به سياست سازمان خصوصيسازي دارد كه به صورت يكجا يا بلوكهاي چند درصدي عرضه كند.
متقاضيان خريد سهام ذوبآهن عمدتا چه كساني بوده و يا هستند؟
آقاي راشينكوف كه داراي حدود 12 ميليون تن كارخانه فولاد در روسيه است، بازديدي از كارخانه ذوبآهن اصفهان داشت، براي خريد ذوبآهن اعلام آمادگي كرده بود كه دنبال سهام مديريتي يعني بيش از 51 درصد سهام آن بود. اينگونه سياستگزاريها، سياستگزاريهاي كلاني است كه خارج از مسئوليت و حيطه مديريتي ما است و اين سازمان خصوصيسازي است كه بايد در اين زمينه سياستگزاري كند لذا ما آقاي راشينكوف را به سازمان خصوصيسازي معرفي كرديم تا با سازمان مذكور در اين خصوص مذاكره داشته باشد ولي بهنظر ميآيد ذوبآهن در حالي سودده است كه از هيچ انرژي يارانهاي استفاده نميكند، انرژي ذوبآهن، گاز و برق نيست، زغالسنگ است كه بدون يارانه از داخل يا خارج كشور خريداري ميكنيم و در يك چنين شرايطي است كه ذوبآهن سوددهي دارد لذا بهنظر ميرسد كه براي خريد سهام آن داوطلبان زيادي وجود داشته باشد.
وضعيت بازار فولاد را در سال 87 چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بازار داخلي فولاد متاثر از بازارهاي جهاني است. در بازارهاي جهاني قيمت فولاد افزايش چشمگيري داشته و اكنون هيچ محصول فولادي با بهاي كمتر از 1000 دلار در بازار وجود ندارد. مصرف فولاد كشور نيز سالانه بين 18 تا 20 ميليون تن است اما توليد فولاد كشور حدود 10 ميليون تن است و بقيه آن بايد از خارج وارد شود يعني حدود 50 درصد فولاد مورد نياز كشور بايد از خارج تامين شود و اگر قرار باشد شرايطي فراهم كنيم كه تجار بتوانند كمبود آهنآلات را وارد كنند يعني قيمت ما هم بايد به نوعي از قيمت بازار جهاني تبعيت كند، پيشبيني ميشود قيمتهايي را كه اكنون و در اوايل سال شاهد هستيم تا پايان سال هم حفظ شود.
تلاشي كه وزارت صنايع و معادن دارد اين است كه با توليد و عرضه بيشتر از افزايش بيرويه و غيرمنطقي قيمتها جلوگيري كند تا فشاري متوجه مصرفكنندگان نشود.
به نظر شما چرا حضور بخش خصوصي در توليد فولاد كمرنگ است؟
تا اواسط سال 82 قيمت فولاد تعزيراتي بود و قيمتي براي فولاد تعيين ميشد كه قيمت تمام شده فولاد براي كارخانه از قيمت اعلام شده بيشتر بود و مشخص است كه چه بلايي سر كارخانه خواهد آمد.
در چنين شرايطي انگيزهاي براي حضور بخش خصوصي در صنعت فولاد نبود و تا زمان ياد شده هيچ فردي براي سرمايهگذاري در صنعت فولاد رغبتي نداشت.
بعد از راهاندازي بورس فلزات بهنوعي قيمتگذاري آزاد و رقابت ايجاد شد و زمينه براي حضور بخش خصوصي فراهم شد و از زمان راهاندازي بورس فلزات كه بخش خصوصي براي توليد فولاد اقدام كرد، عمدتا در بخش نورد وارد شد كه دو دليل داشت يكي اينكه كمهزينهتر بود و به سرمايهگذاري كمتري نياز داشت و دوم اينكه وابستگي كمتري داشت و نياز به امكانات زيربنايي زيادي نداشت و هر مكاني احداث يك واحد 100 تا 150 هزار تني قابل انجام بود و نتيجه اين شده كه ما امروز ظرفيت زيادي را در بخش خصوصي براي نورد داريم كه شمش ندارند. در بخش فولادسازي به دلايلي چون وجود امكانات زيربنايي، سرمايهگذاري سنگين و وابستگيهاي آن براي توليد فولاد خام، بخش خصوصي با احتياط وارد فعاليت شد كه در اين زمينه نيز بخش خصوصي در حال اقداماتي است اما سرعت عمل آنها با آنچه انتظار است، مطلوب نيست و نياز به حمايت دولت دارد تا برخي زيربناها را فراهم كند تا بخش خصوصي نيز رغبت براي توليد فولاد خام داشته باشد.
