{mosimage}فعاليت‌ها و عملكرد اين شركت معتقد است، با به بهره‌برداري رسيدن واحدهاي جديد سال جاري سال خوبي براي صنعت فولاد كشور خواهد بود.

"> افزايش 5 ميليون تني ظرفيت توليد فولاد در سال 1387

بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷

افزايش 5 ميليون تني ظرفيت توليد فولاد در سال 1387

{mosimage}فعاليت‌ها و عملكرد اين شركت معتقد است، با به بهره‌برداري رسيدن واحدهاي جديد سال جاري سال خوبي براي صنعت فولاد كشور خواهد بود.

کد خبر : ۱۳۱۹۱
مديرعامل شركت ملي فولاد ايران خبر داد: افزايش 5 ميليون تني ظرفيت توليد فولاد در سال 1387

شركت ملي فولاد ايران داراي 8 زيرمجموعه است كه در سال گذشته حدود 300 هزار تن شمش چدن و 840 هزار تن فولاد خام توليد كردند. محصول نهايي شركت‌هاي ياد شده نيز با تحقق ساختن صددرصد هدف برنامه به حدود 3 ميليون تن رسيد. شركت‌هاي زيرمجموعه شركت ملي فولاد ايران همچنين در سال 1386 بيش از 800 هزار تن سنگ‌آهن توليد كردند كه 117 درصد برنامه پيش‌بيني شده بود. مهندس محمدرحيم رستي مديرعامل شركت ملي فولاد ايران ضمن تشريح فعاليت‌ها و عملكرد اين شركت معتقد است، با به بهره‌برداري رسيدن واحدهاي جديد سال جاري سال خوبي براي صنعت فولاد كشور خواهد بود. نظر به اهميت اين گفت‌وگو آن را عينا براي خوانندگان عزيز منعكس كرده‌ايم كه در ادامه مي‌خوانيد:


ميزان توليد فولاد در سال 1386 چه مقدار بوده و توليد آن نسبت به سال 1385 چقدر رشد داشته است؟

شركت ملي فولاد داراي 8 زيرمجموعه است كه در سال گذشته در مجموع 272 هزار و 546 تن شمش چدن توليد و 88 درصد از برنامه پيش‌بيني شده را محقق كردند كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن 53 درصد رشد داشته است.

در زمينه توليد فولاد خام هم با 9 درصد رشد نسبت به سال 1385 به ميزان 840 هزار و 20 تن رسيده‌ايم كه در توليد اين محصول هم 96 درصد برنامه محقق شده است.

در مورد محصول نهايي هم صددرصد برنامه محقق شده است و 2 ميليون و 791 هزار و 260 تن توليد داشته‌ايم. همچنين شركت‌هاي زيرمجموعه شركت ملي فولاد ايران 820 هزار و 208 تن سنگ‌آهن توليد كرده‌اند كه 117 درصد برنامه پيش‌بيني شده بوده و بدين ترتيب نسبت به سال قبل از آن 46 درصد رشد كرده است.

اين آمار نشان مي‌دهد كه شركت‌هاي زيرمجموعه شركت ملي فولاد عملكرد قابل قبول و مطلوبي داشته‌اند زيرا ما هدف نهايي را بالاتر فرض كرده‌ايم، به همين دليل اگر 90 درصد برنامه اجرا شود از ديد ما مطلوب است. اما بايد حتما نسبت به توليد سال قبلي، واحدها رشد قابل‌توجهي داشته باشد. ضمن اينكه سال گذشته به دنبال كاهش شديد دما و قطع گاز صنايع و از جمله صنعت توليد فولاد، ما 45 روز با محدوديت تامين گاز روبه‌رو بوديم. در غير اين صورت عملكرد بهتري داشتيم.


واردات و صادرات شركت ملي فولاد ايران در زمينه انواع محصولات فولادي چه ميزان بوده است؟

در مجموع كشورمان بيش از 5/20 ميليون تن فولاد مصرف دارد و فولاد خامي كه توليد مي‌شود 5/10 ميليون تن است. براي تامين اين 10 ميليون تن مابه‌التفاوت بايد شمش يا محصول نهايي وارد شود كه در حال حاضر هر دو وارد مي‌شود. در عين حال، صادرات هر دو نوع محصولي كه ذكر كردم هم انجام مي‌شود. سياست سازمان توسعه تجارت ايران و شركت ملي فولاد ايران صادرات كمتر است زيرا ما خود به‌شدت با رشد ميزان مصرف و نياز به فولاد روبه‌رو هستيم اما از آنجا كه هر يك از واحدهاي زيرمجموعه به مقداري ارز نياز دارند، براي تامين نيازهاي ارزي اقدام به‌صدور بخشي از محصولات خود مي‌كنند. كل صادرات سال گذشته حدود 5/2 ميليون تن بوده اما ميزان واردات 10 ميليون تن است. براي جبران 5/2 ميليون تن صادرات هم 5/2 ميليون تن واردات بيشتري داشته‌ايم. صادرات صورت گرفته از انواع محصولات توليدي اعم از فولاد خام، آلياژي، شمش، چدن و... بوده است.

براساس اطلاعات گمرك ايران، تا پايان اسفند سال گذشته در مجموع 11 ميليون و 590 هزار و 427 تن انواع فولاد مانند چدن، پروفيل، انواع شمش، ورق و ميلگرد آلياژي، پروفيل صنعتي، ورق سرد و گرم و... به ارزش 7 ميليون و 797 هزار و 368 دلار وارد شده است.


آيا با توجه به روند كنوني توليد فولاد در ايران، برنامه پيش‌بيني شده در خصوص رسيدن كشور به سهم 5/1 درصدي در توليد جهاني تا پايان برنامه محقق خواهد شد؟

قرار است تا پايان برنامه به رقم 30 ميليون تن در توليد فولاد برسيم. در حال حاضر اين طرح‌ها فعال و در دست اجراست اما به احتمال قوي تا پايان برنامه تمام مقدار توليد پيش‌بيني شده، محقق نمي‌شود. يعني بيش از 20 ميليون تن از ظرفيت توليد آماده مي‌شود و بقيه ظرفيت با تاخير يكساله به بهره‌برداري مي‌رسد. از بعد درصد، در حال حاضر ما يك درصد فولاد دنيا را توليد مي‌كنيم. هم‌زمان با اينكه ما ظرفيت توليد خود را افزايش مي‌دهيم، كل دنيا نيز توليد خود را افزايش مي‌دهد. بنابراين ما به 2 درصد توليد دنيا نمي‌رسيم. اگر با سرعت توليد فولاد در دنيا حركت كنيم، قادر خواهيم بود سهم يك درصدي خود را از توليد جهاني حفظ كنيم. ضمن آنكه صادرات ما نيز به مراتب كمتر است.

از آنجا كه ايران كشوري در حال توسعه است، نياز به مصرف فولاد هر سال روندي افزايشي دارد (البته اين افزايش مثبت و مطلوب است) و نمي‌توان ميزان صادرات را افزايش داد. در سال گذشته، مصرف فولاد 30 درصد نسبت به سال 1385 رشد كرده است.


آيا مي‌توان زماني را كه كشورمان قادر باشد تمام يا بخش قابل‌توجهي از نياز رو به‌رشد خود را تامين كند، پيش‌بيني كرد؟

خير، زيرا در حال حاضر رشد مصرف فولاد ما به مراتب بيشتر از رشد توليد است. به‌عنوان نمونه در اوايل انقلاب، 2 ميليون تن واردات و يك ميليون تن توليد داشته‌ايم اما در حال حاضر 10 برابر آن زمان توليد (5/10 ميليون تن) و 5 برابر بيش از آن زمان هم وارد مي‌كنيم. مصرف به‌شدت رو به‌رشد است و مسابقه ميان توليد و مصرف فولاد تاكنون به نفع مصرف است و اين فاصله زيادتر مي‌شود. البته مصرف بالاي فولاد نقطه مثبتي است زيرا نشان از توسعه و رو به‌رشد بودن كشور دارد.


با توجه به اثر قيمت فولاد به‌عنوان ماده اوليه بسياري از كالاها، چه تدابيري براي جلوگيري از رشد فزاينده قيمت فولاد انديشيده شده است؟

با توجه به آنكه 50 درصد نياز مصرف داخلي از طريق واردات تامين مي‌شود يعني 50 درصد از قيمت فولاد مصرفي تابع تحولات قيمت جهاني فولاد است، در كل قيمت فولاد قيمت جهاني است.

بخشي از دليل افزايش قيمت ناشي از رشد قيمت‌هاي جهاني است. سال 1360، قيمت فولاد 300 دلار بوده در حالي‌كه اكنون 900 تا هزار دلار است. از آنجا كه ايران يك كشور واردكننده است، قيمت فولاد، متاثر از تغييرات قيمت جهاني و تغيير ارزش پول ملي است.

قيمت‌هاي جهاني نيز خود تابعي از چند عامل از جمله قيمت سوخت، مواد اوليه، آب و حمل ونقل است. فولاد محصولي به‌شدت انرژي‌بر است. 12 برابر شدن قيمت نفت از 10 به 120 دلار موجب افزايش طبيعي قيمت فولاد شده و از سوي ديگر رشد جهاني هزينه‌هاي توليد نيز باعث افزايش قيمت فولاد مي‌شود.

در حال حاضر ظرفيت توليد ما چه مقدار است و از چه ميزان آن استفاده مي‌شود؟

در حال حاضر از بيش از 90 درصد توان توليد فولاد نصب شده خود استفاده مي‌كنيم و براي افزايش توليد فولاد لازم است، واحدهاي جديد به بهره‌برداري برسد تا سال جاري سال خوبي براي صنعت فولاد كشور باشد. در سال جاري حداقل 5 ميليون تن به ظرفيت فولاد افزوده خواهد شد و 3 تا 5/3 ميليون تن هم به ظرفيت توليد فولاد اسفنجي اضافه مي‌شود.

اين افزايش توليد در كدام واحدها محقق مي‌شود؟

امسال واحد فولاد هرمزگان با ظرفيت 5/1 ميليون تن به بهره‌برداري مي‌رسد. طرح توازن ذوب‌آهن هم آماده مي‌شود، مقداري هم افزايش ظرفيت در فولاد خوزستان و مباركه خواهيم داشت. با اين حال هنوز تا تامين كلي ميزان مصرف فاصله داريم. به‌عنوان نمونه در سالي كه گذشت، 5/20 ميليون تن مصرف داشتيم، پيش‌بيني مي‌كنيم در سال جاري اين رقم به حدود 22 ميليون تن برسد. البته اين افزايش توليد كه به آن اشاره شد، مربوط به سال جاري است. ما طرح‌هاي توسعه‌اي ديگري داريم كه در سال آينده و پس از آن به توليد خواهد رسيد. شركت ملي فولاد در مجموع 5/9 ميليون تن طرح توسعه‌اي در دست دارد كه 5/1 ميليون تن آن در سال جاري و 8 ميليون تن ديگر از اواخر سال آينده و سال پس از آن به بهره‌برداري مي‌رسد. در كنار آن، طرح‌هاي توسعه‌اي ديگري هم در ساير واحدها خواهيم داشت.

نقش بورس را در قيمت‌گذاري فولاد چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

هر چند كه ممكن است از ديدگاه عده‌اي ايرادهايي به بورس وارد باشد اما بورس يك عامل متعادل‌كننده بسيار قوي براي قيمت فولاد بوده و از واسطه‌گري‌ها و ديگر عواملي كه در گذشته موجب زيان‌دهي توليدكننده‌ها و سود هنگفت براي دلالان مي‌شد، به شدت جلوگيري كرده است. به همين دليل مورد هجوم بسياري از كساني است كه منافع گذشته خود را از دست داده‌اند. در دو سال گذشته تلاش زيادي شد كه بورس را زير سوال ببرند و وضعيتي شبيه سيمان براي آن ايجاد كنند. بورس يك نياز اساسي براي صنعت فولاد است، خوشبختانه جايگاه آن در حال حاضر مستحكم شده است. به‌طور طبيعي ممكن است مشكلاتي هم داشته باشد، به عقيده من در مجموع بورس تاكنون خدمات زيادي به‌مصرف‌كننده و توليدكنندگان فولاد ارائه كرده است.

ميزان توليد فولاد توسط بخش خصوصي چقدر است؟

ميزان توليد فولاد خام اين بخش كمتر از 100 هزار تن بوده اما بخش خصوصي، كارخانه‌هاي نورد احداث كرده است زيرا نسبت به ساير شاخه‌ها، احداث آن، هزينه كمتري دارد، اما با كمبود شمش روبه‌رو هستند. شمش توليدي بخش دولتي هم فقط نيازهاي خود بخش را تامين مي‌كند. به ناچار بخش خصوصي بايد شمش را از خارج وارد كند. قيمت‌هاي خارجي نيز به‌شدت افزايش يافته است، به‌طور طبيعي اگر قرار باشد قيمت محصول پايين نگه داشته شود، براي بخش خصوصي سودي نخواهد داشت.

از سوي ديگر، در گذشته بخش خصوصي شمش وارد مي‌كرد در حالي‌كه اكنون وارد نمي‌كند. در گذشته بخش خصوصي از طريق فاينانس شمش را تهيه مي‌كرد و پول آن را يك سال بعد پس مي‌داد سپس شمش را در داخل كشور مي‌فروخت و پول حاصل از آن را سرمايه‌گذاري مي‌كرد و پس از يك سال ضمن سود بردن، مبلغ بدهي خود را هم مي‌پرداخت، اما اكنون امكانات فاينانس وجود ندارد و بخش خصوصي بايد پول نقد بپردازد و به دليل آنكه مبلغ سنگين و از توان آنها خارج است، بخش خصوصي در عمل ديگر شمش وارد نمي‌كند. از اين‌رو توليدكننده‌هاي اين بخش به شدت با كمبود شمش روبه‌رو هستند و به همين دليل با ظرفيت پايين كار مي‌كنند.

يعني شما با صرفه‌ترين روش را براي توليد فولاد، توليد توسط دولت مي‌دانيد؟

البته بايد اين توضيح را بدهم كه به دليل واگذاري‌هاي صورت گرفته در بخش صنعت فولاد، اين صنعت به‌طور عمده خصوصي شده است. به‌عنوان نمونه بيش از 50 درصد فولاد مباركه واگذار شده و فولاد آلياژي هم صددرصد خصوصي است زيرا سهام آن در بورس عرضه شده است. شركت‌هايي كه به نوعي از دولتي به خصوصي واگذار شده‌اند مي‌توانند دوام داشته باشند. شركت‌هايي كه به آنها اشاره كردم، شمش توليدي خود را به فولاد تبديل مي‌كنند و شركت‌هاي توانمندي هم هستند اما شركت‌هايي كه در آنها يك سرمايه‌گذار با سرمايه شخصي خود اقدام به توليد كند، در حال حاضر قدرت مانور ندارند. با اين حال مي‌توان تمام شركت‌هاي دولتي را به همين روش خصوصي كرد تا دوام داشته باشد. چنين شركت‌هايي در مقايسه با شركت‌هايي كه از صفر آغاز مي‌كنند، بسيار موفق‌تر خواهد بود. از همين رو من عقيده دارم دولت بايد شركت‌هاي فولاد را ايجاد و پس از ايجاد، واگذار كند. ما 8 طرح استاني داريم كه قرار است به شيوه ياد شده و پس از پاگيري و ايجاد ظرفيت واگذار شوند.

8 طرح توسعه‌اي استاني شما در چه مرحله‌اي هستند؟

كارهاي مربوط به اين طرح‌ها در حال انجام است. تنها مشكل باز نشدن LC است كه علت آن هم تامين ارز مورد نياز است. ما راه‌هايي پيدا كرده‌ايم كه با پرداخت ريالي سفارش خود را انجام دهند و شركت‌هاي طرف معامله ما ريال دريافتي را به خارج از كشور منتقل كنند. در حال حاضر بخش قابل‌توجهي از ريال درخواستي تامين شده و بخش ديگري هم بايد تامين شود. به‌اين منظور، تاكنون حدود 1500 ميليارد ريال در اين طرح‌ها هزينه شده كه نسبت به كل طرح مبلغ چنداني نيست.

براي توسعه طرح‌هاي فولاد با توجه به سياست‌هاي كلي شركت ملي فولاد چه تدابيري انديشيده‌ايد؟

به عقيده من در ايران ظرفيت توليد تا 30 ميليون تن هم وجود دارد اما توليد بيش از آن، سخت خواهد بود. يكي از دلايل آن ميزان سنگ‌آهن شناخته شده است كه برنامه بهره‌برداري دارد و ميزان آن سالانه 50 ميليون تن است. با اين ميزان سنگ‌آهن مي‌توان 30 ميليون تن فولاد توليد كرد. از نظر گاز و برق هم تامين انرژي مورد نياز صنايع فولادي به طرح‌هاي توسعه‌اي وزارت نيرو و نفت وابسته است. براي توسعه اين صنعت نيازمند تامين گاز و مهمتر از آن برق هستيم.

قيمت انرژي در اين بين چه نقشي دارد؟

قيمت انرژي در ايران از قيمت‌هاي جهاني پايين‌تر است اما لطمه‌هايي كه كمبود انرژي به روند توليد مي‌زند نسبت به اثر حاصل از قيمت جهاني به مراتب بيشتر است. به‌عنوان مثال، در يك واحد توليدي زمان گران‌ترين پارامتر توليد است. وقتي برق يك كارخانه قطع مي‌شود، خسارت‌هاي قطعي برق از ارزان بودن برق به مراتب بيشتر است.

طرح‌هاي توسعه‌اي ما هر يك 150 مگاوات برق نياز دارد و به همين دليل اجراي طرح‌هاي توليد فولاد تا حد زيادي بستگي به تامين برق در سال آتي خواهد داشت. در مجموع اجراي 5/10 ميليون تن طرح‌هاي توسعه‌اي ما نيازمند 1500 مگاوات برق خواهد بود اما ما وظايف خود را در قبال توليد انجام خواهيم داد.

در حال حاضر سرانه مصرف فولاد در ايران چه ميزان است؟

270 كيلوگرم، اين رقم در كشورهاي پيشرفته 600 تا 700 كيلوگرم است. براي يك كشور در حال توسعه اين رقم، عدد خوبي است.

مصرف بالاي فولاد نشان‌دهنده رشد بالاي مصرف اين محصول است. ما تا 4 برابر ميزان فعلي هم ظرفيت مصرف داريم.�

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر