چرا اصولگرایان درباره «جریان خاص» درست فکر میکنند؟/ اصرار همچنان مرعشی بر آفتزدگی جمهوری اسلامی ایران!
چرا اصولگرایان درباره «جریان خاص» درست فکر میکنند؟!
مرتضی مبلغ، معاون سیاسی وزیر کشور در دولت اصلاحات، اخیراً در بخشی از مصاحبه خود با خبرگزاری ایلنا گفته است: (اصولگرایان) هرگونه حرکت رقیب را به مثابه کابوسی تلقی کرده و در برابر آن موضعگیری میکند.
*صحبت مبلّغ بصورت تقریبی صحیح است و اصولگرایان عمده حرکات سیاسی یک جریان خاص را با حساسیت خاصی پیگیری میکنند.
اما چرا اینگونه است و چرا هر نوع فعالیتها و اشارههای یک جریان خاص میتواند به مثابه یک کابوس عمل کند؟!
پاسخ این سؤال را در رفتارها، سوابق و صحبتهای چهرههای این جریان باید جستجو کرد.
طبیعی است که هر ذهن آگاه و هر عقل محضی به مجرد خوانش صحبتهای اخیر احمد پورنجاتی در گفتوگو با اعتماد که پس از اشاره تلویحی به ماجرای تجمعات درگذشت مرحوم پاشایی گفته بود:«بدنه اجتماعی اصلاحطلبان باید رخنمایی کند» احساس خطر میکند.
آیا این ذهنهای آگاه وقتی صحبتهای صالحی امیری در بنیاد باران که مدعی وجود شکاف و گسست در جامعه ایران امروز شد را میخوانند و چندی بعد هم شنونده دوباره صحبتهای او در محل کتابخانه ملی میشوند که طی سخنانی عامل سقوط شاه را وجود گسست در جامعه آنزمان اعلام کرد؛ طبیعی نیست که بخواهند خطر بروز کابوسی دوباره به نام «فتنه» را هشدار بدهند.
آیا وقتی سعید حجاریان در صحبتهای خود به ابزار فشار بودن تحریمها اذعان دارد و سپس در مصاحبههایی، با منظور خاص از این میگوید که باید مردم را نسبت به خطرات تحریمها آشنا کرد! نمیتوان بوی تلاش برای ناآرامسازی اقتصادی را از صحبتهای او استشمام نمود؟!
وقتی که جریان سیاسی خاص در مواقف مختلف، از این میگوید که انتخابات آینده باید آزاد و قانونی باشد؛ آیا نمیتوان اینطور برداشت کرد که بهانههای سال 87 همین جریان برای القای غیر قانونی بودن انتخابات دوباره در حال تکرار است؟!
وقتی زعمای جریان مذکور اعم از سیاسی، جامعهشناس و ... تلاش مؤکدی دارند مبنی بر اینکه تشییعکنندگان مرحوم پاشایی جملگی معترض نظام بودهاند و این اتفاق دوباره رخ خواهد داد! آیا روا نیست که نتیجه بگیریم عدهای خیال تجسّد کابوس دوباره «فتنه» را در سر دارند؟!
این مثالهای واضح که عمومشان در همین ماههای اخیر اتفاق افتادهاند، نه تنها گویای آن هستند که طیف اصولگرا باید بیش از پیش به رصد تحرکات یک جریان خاص توجه کند بلکه چهرههایی که گفته میشود از معتدلین این جریان خاص هستند نیز باید اندکی تأمل کنند و ببینند که آیا توانستهاند در راستای سفارش چند ماه قبل خاتمی مبنی بر «ضرورت حذف بدبینیهای نظام نسبت به اصلاحطلبان» به خوبی عمل کنند یا اینکه با سکوت خود در مقابل تندروها و حتی گاهی همراهی با آنها بر عمق این بدبینیها افزودهاند؟!
***
اصرار همچنان مرعشی بر آفتزدگی جمهوری اسلامی ایران!
حسین مرعشی، عضو مبرّز کارگزاران و فعال سیاسی اصلاح طلب در بخشی از مصاحبه خود با شماره روز یکشنبه روزنامه آرمان امروز گفته است: بیاحترامی به قوانین و مقررات، دورزدن قانون، اقدامات خلاف قانون، فرارهای مالیاتی و... در ایران زیاد است.
او همچنین اظهار کرده است: متاسفانه اکنون وضعیت جامعه اینچنین است که هرکسی بتواند، قانون را دور میزند، هر کسی بتواند مالیات نمیدهد و...که این دورزدنها تقریبا یک فرهنگ شده است.
مرعشی در ادامه برشمردن عیوب جامعه ایران به زعم خود، مثالی را هم در مقابل مطرح کرده و می گوید: برای انجام ماموریتی به ژاپن رفتم و در آن زمان با مسئولان شهرداری توکیو برای شناخت کارکرد نظامات شهری و مدیریت شهری یک جلسه برگزار شد؛ من از مسئولین شورای آنجا پرسیدم که اگر کسی ساختمان غیرمجاز در ژاپن بسازد، چه برخوردی میکنید؟ آنها با هم بحث کردند و کارشناسهایشان نتوانستند جواب بدهند. بنابراین گفتند که ما باید با مشاور حقوقی مشورت کنیم چون تاکنون چنین موضوعی برای ما مطرح نشده است. فردای آن روز که آمدند با مشاورشان مشورت کردند و گفتند در قوانین ژاپن چنین موضوعی پیشبینی نشده است. من خیلی تعجب کردم و گفتم مگر میشود که برای ساخت غیرمجاز، مجازاتی در قانون پیشبینی نشده باشد که گفتند بله؛ از زمانی که اطلاعات ثبتی داریم، هیچ زمانی در ژاپن این اتفاق نیفتاده که کسی ساختمان غیر مجاز بسازد.
*حسین مرعشی در سال 88 و در بحبوحه فتنه نیز مقاله ای را در وبسایت شخصی خود منتشر کرد و طی آن مدعی شد «جمهوری اسلامی آفت زده است»!
مقاله ای که به نظر می رسد نه روشنگری های صورت گرفته پیرامون فتنه و نه محکوم شدن فعالان فتنه، نتوانسته است سبب رفع شبهه مرعشی شود و او همچنان هم معتقد است که در جامعه ای با آفات گسترده زندگی می کند.
سوگمندانه باید اشاره کرد که عددی از چهره های یک جریان خاص، در فرض خوشبینانهی ما، نگاهی استمزاجی به فضای جمهوری اسلامی و جامعه ایرانی دارند. به این معنا که تعدادی نظر و آمار غیر قابل اثبات و غیر مستند نامکشوف را دستمایه قرار داده و همواره در نقد نظام و مردم به آنها ابتنا می کنند.
جالب آنکه آنها همین آمار را به کشورهای همیشه دوست داشتنی جریان خود مثل ژاپن، مالزی، آمریکا و چند کشور اروپایی نیز بصورت عکس نسبت داده و علی الدوام به یادآوری الگو بودن آنها می پردازند.
در همین زمینه می توان اشاره کرد که عمده خاطرات نقل شده از سوی مرعشی در گفتگوهای سیاسی وی یا مربوط به ژاپن و مالزی است و یا مربوط به فعالیت های اقتصادی.
وانگهی در ردّ ادعای طرح شده از سوی مرعشی مبنی بر ازدیاد خلاف قانون در ایران و مالیات ندادن عمده مردم نیز قابل بیان است که وی باید توضیح می داد نظراتش برگرفته از چه آمار رسمی و منتشر شده ای است؟!
از سوی دیگر او باید تضمین بدهد که نظر مقایسه ای اعلام شده مبنی بر اینکه «این موارد در برخی کشورها بسیار کم است» نیز بر اساس اسناد متقن و بدون خدشه ای از سوی او اعلام می شود.
چهره های یک جریان خاص حتی پا را از حیطه آمار غیر قابل اثبات نیز فراتر برده و کسانی مثل محمود سریع القلم در صحبت های خود عنوان می کنند که میزان «دروغگویی»! در ایران بیشتر از فلان کشور خارجی است!
علت اصرار جریان خاص بر سیاه نمایی و بد جلوه دادن تمامی منصه های ظهور و بروز مردم و جمهوری اسلامی، امریست که باید به اقتراح کارشناسان امنیتی و سیاسی گذاشته شود.
درباره خاطره مرعشی از ژاپن هم باید بیان کرد که زندگی در ایران که ممکن است گاهی چند ساختمان غیر مجاز در آن ساخته شود؛ یقیناً زیباتر و دوست داشتنی تر از زندگی در ژاپنی است که از زمان جنگ جهانی به این سو، در اشغال نظامی آمریکاست و مردم این کشور در مقابل تجاوز آمریکایی ها به نوامیسشان هیچ کاری نمی توانند، بکنند.
از باب کنایه اینکه، اگر برای ژاپنی ها ساخت و ساز غیر مجاز تعریف نشده؛ برای ایران و ایرانی هم اشغال و تجاوز دشمن بی معنیست.
***
موسیقی نباید محدود شود چون جوانان میخواهند بروند آمریکا!
خبرگزاری ایلنا به نقل از شخصی به نام مهرداد پاکباز که در متن مصاحبه گفته شده نوازنده و استاد دانشگاه است، اخیراً نوشت: هیچ سبکی از موسیقی نباید محدود شود. تمام گروهها باید مجاز باشند تا در جایگاه خود فعالیت کنند و معیار سنجش خوب و بد بودن گروهها نیز مردم باشند. جلوگیری از ارائه یک سبک موسیقی نتیجه معکوس دارد؛ موسیقی زیرزمینی ایران که در مقابلش بسیار جبهه گرفته میشود، این روزها به روی زمین آمده و مخاطبان بسیاری دارد یا موسیقی لسآنجلسی که به موسیقی مبتذل معروف شده است، یکی از پرمخاطبترین موسیقیهاست. آیا تاکنون این محدودیتها نتیجهای داشته که ادامه داشته باشد؟
او همچنین گفته است: در دنیای موسیقی ما، حواشی و محدودیتها بسیار شده است و این مسئله ضربهی بزرگی به جوانان خواهد بود. امیدوارم که فضا بازتر شود و حواشی موسیقی از بین برود. این روزها، جوانان بسیاری در رویای خروج از کشور و فعالیت در کشورهای اروپایی و آمریکایی هستند. ما باید جلوی خارج شدن استعدادهای کشور را بگیریم.
*طرح صحبت هایی مثل اینکه باید نظارت بر تولیدات فرهنگی و هنری را عرفی سازی کرد و ممیزی ها باید برداشته شود؛ اگرچه حرف دل برخی از مسئولان اجرایی کنونی نیز هست اما باید اذعان کرد که حرف و خواسته درستی نیست و نه تنها عقل و دین بلکه قوانین مترقی در کشورهای دنیا هم بر آن خط بطلان می کشند.
روی تمثیلی این خواسته آنست که یک حکومت اجازه دهد هر نوع محصول غذایی بدون اینکه کیفیت بهداشتی یا غیر بهداشتی بودنش مورد توجه قرار گیرد، در دسترس جامعه باشد!
بدیهیست که هیچکس این سخن را بویژه درباره مقولات مرتبط با روح و جان آدمی و اخلاقیات جامعه تأیید نمیکند.
در باب موسیقی زیرزمینی هم باید به این مغالطه اشاره کرد که اساساً هیچ نوع موسیقیای موسیقی زیرزمینی نیست بلکه این واژه از ابتدا به موسیقی ها و هنرهایی اطلاق می شد که بدون اخذ مجوزهای قانونی تلاش بر ارائه خود می کردند.
ذکر این صحبت هم که موسیقی لس آنجلسی پرمخاطبترین است حرف صحیح و دقیقی نیست و گوینده نتوانسته بیان کند که سند وی درباره این ادعای ناصحیح چیست!
وانگهی باید دانست که نتیجه داشتن یا نداشتن مقابله با یک منکر و امر خلاف قانون، نافی ضرورت انجام آن نیست و در تمام کشورهای دنیا، سیاست هایی در زمینه ممیزی تولیدات فرهنگی و عدم صدور مجوّز برای تولیدات غیر قانونی وجود دارد.
صحبت های فرد مذکور درباره خارج شدن استعدادهای موسیقی از کشور نیز حرف درستی نیست. چون اولاً به نظر نمی رسد که بر خلاف صحبت غیر مستند او، «جوانان بسیاری»! مایل به خروج از کشور برای خوانندگی و پرداختن به موسیقی باشند و ثانیاً رزومهی تمام کسانی مثل گ.ف و ش.ع که طی چند سال اخیر از کشورشان قهر کردند و به خارج پناه بردند باز است و می توان در سرنوشت آنها تأمل کرد.
به تجربه ثابت شده است که برای کسی که فکر می کند یک استعداد هنری متعهد دارد، هیچکجا بهتر از سرزمین مادری نیست.
***
پوشش سینماگران؛از جشنواره فجر تا جشنواره اسکار
این تصویر را سایت مشرق از وضعیت لباس پوشیدن یکی از بازیگران حاضر در جشنواره فیلم فجر منتشر کرده است.

وضعیت لباس های غیر رسمی و نه چندان مناسب برخی از سینماگران و بازیگران حاضر در جشنواره فیلم فجر کار را به جایی رسانده است که حتی برنامه تلویزیونی «هفت» نیز در یکی از برنامه های اخیر خود، آیتمی انتقادی را در همین زمینه پخش کرد.
سعید راد، بازیگر مطرح سینمای ایران در آیتم اشاره شده بیان کرد که سینماگران و هنرمندان این عرصه بهتر است در جشنواره فجر با لباس رسمی و کت و شلوار حضور پیدا کنند.
او همچنین عنوان کرد که چه کسی مرحوم خسرو شکیبایی را به یاد می آورد که با لباس غیر رسمی در جشنواره ها حاضر شده باشد؟!
پوشش برخی از مدعوین جشنواره فجر در ایران در حالی است که در خارج از کشور اگرچه ممکن است در یک نشست مربوط به یک فیلم سینمایی، دستاندرکاران آن پروژه با لباس های جورواجور و مختلف حاضر شوند اما این قضیه در جشنواره های سینمایی مطرح، متفاوت و پوشش همهی حضار در آنها رسمی است.
به این صورت که مردان کت و شلوار می پوشند و لباس زنان نیز در فرهنگ آن جشنواره ها رسمی محسوب می شود.
غیر از پوشش مدعوین، طرز لباس پوشیدن برخی دیگر از شرکت کنندگان در جشنواره فیلم فجر امسال نیز به گونه ای بوده که پلیس کشورمان مجبور به اعزام نیرو برای تذکر به این افراد و ارشاد آنها در محل جشنواره شده است.


