تجربه لوزان مانع صعود پس از وین/بورس در انتظار تغییر فضا
یک کارشناس بازار سرمایه با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار بورس نیوز عنوان کرد: اين موضوع نشان مي دهد بازار سرمايه در كشور ما به سرعت دچار هيجان شده و گروه هاي بسياري در زمان هاي خاص با ديد كوتاه مدت وارد بازار می شوند و به همان سرعت هم خارج مي شوند. بعد از تفاهم اوليه و بحث ها پيرامون تداوم مذاكرات در برهه هاي خاصي مجدداً بازار واكنش نشان داده و اين واكنش اين بار به تدريج صورت گرفت.
به عبارت بهتر سرمايه گذاران با كسب تجربه از رويه هاي قبلي، تلاش كردند به مرور و با كسب اطمينان نسبي از احتمال توافق در ماههاي بعد به تدريج به بازار وارد شوند. اين موضوع سبب گرديد تا در دوره سه ماهه قبلي و مخصوصاً سه هفته اخير كه مذاكرات بطور جدي پيگيري مي شد، بازار روند صعودي خود را تداوم بخشد به نحوي كه در مورد برخي گروه هاي پيشرو شاهد رشد قيمت ها در بازه بيست درصد و بالاتر بوديم. لذا مي توان گفت بازار بخش زيادي از اثرات توافق نهایی، را پيش خور كرده است.
اين در حالي است كه وضعيت كلي اقتصاد جهاني در سالهاي اخير نيز مناسب نبوده و اکنون هم وضعيت خوبي را مشاهده نمي كنيم و بخش زيادي از صنايع فعال در بورس متأثر از اين موضوع هستند و نمي توان انتظار داشت توافق بتواند اثر خارق العاده اي روي اين بخش ها داشته باشد.
اسدالله جلال آبادی افزود: با توجه به وجود ابهامات موجود در توافق صورت گرفته و احتمال برداشت هاي متفاوت از مفاد آن در روزهاي آتي، در كوتاه مدت تصور اينكه توافق اثر زيادي بر بورس اوراق بهادار و مشخصاً افزايش شاخص داشته باشد، چندان محتمل نیست گر چه حتماً اثرگذار خواهد بود.
اما در ميان مدت انتظار بهبود فضاي كسب و كار در كشور و افزايش تعاملات با دنياي بيرون مي تواند فضا را براي فعاليت مناسب تر بسياري از شركتها مجدداً فراهم نمايد و اگر روي مفاد توافق، واقعا توافق وجود داشته باشد و مهمتر از همه برداشت هاي مسئولين غايب در مذاكرات با حاضران در مذاكرات در داخل و خارج يكسان باشد و واقعاً وحدت رويه داخلي روي اين موضوعات ايجاد گردد، مي توان انتظار بهبودي در وضعيت سودآوري برخي شركت ها را شاهد بود و اين مي تواند سبب رشد قيمت سهام اين دسته از شركت ها گردد.
البته نبايد فراموش كرد كه بخشي از عملكرد شركتها متأثر از توافق است و پارامترهاي بسيار ديگري نيز بر اين قضيه اثر دارند. ولي آنچه به نظر می رسد این است که در ميان مدت برخي شركت ها از فرصتهاي پيش رو استفاده مي كنند و انتظار معقول رشد قيمت سهام اين دسته از شركت ها و در نتيجه رشد شاخص كل تا حدودي خواهد بود. گر چه ميزان اين رشد نبايد خيلي زياد باشد.
در مجموع تغيير رويكرد ها در فضاي كسب و كار و ايجاد تعاملات مناسب نيازمند زمان خواهد بود و در دوره چند ساله كه شايد در دوره بلندمدت طبقه بندي شود اثرات اين اتفاقات را خواهيم ديد. البته باز هم تأكيد مي گردد تمام اين آثار مثبت به نحوه برخورد با مسيله توافق برمي گردد. فراموش نكنيم كه عملیاتی کردن توافق بسيار مهم است و درايت ويژه دولت را مي طلبد كه اميدوارم با برنامه ريزي هاي مناسب اين مهم صورت گيرد.
وی در خصوص عوامل موثر بر شکل گیری و پایداری روند بورس گفت: همانطور كه در بحث قبلي اشاره شد بايد در يك كلمه فضا در كشور تغيير كند. اين تغيير فضا البته مطالعات قوي و مناسب را نیازمند است. در مجموع تغيير فضا اعم از سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ... بايد صورت گيرد. به عنوان نمونه بسياري از قوانين ما باز دارنده هستند و بايد اصلاح شوند. بسياري از بخشنامه ها كه توسط سازمان ها و نهادها همه روزه تغيير مي كنند بايد به ثبات برسند. بسياري از دخالتها در بازار سرمايه بايد به حداقل برسد. به نظر مي رسد ايجاد اصلاحات در بسياري زمينه ها لازم است. در مجموع توافق صورت گرفته كه كار بسيار بزرگي بود نقطه شروعي براي اين موضوعات بايد باشد و دولت و مجلس با كسب نظرات بخش خصوصي واقعي و صاحب نظران بي طرف مي توانند وضعيت كشور بعد از توافق را در جهت بهبود سر و سامان دهند. اين مطلب مورد تأكيد هست زيرا مديريت كردن اتفاقات بعد از توافق بايد اولويت مسئولين باشد و هر گونه بي توجهي به پيامدهاي حاصل مي تواند تمامي اثرات مثبت توافق را به كلي از بين ببرد. فقط به عنوان يك نمونه می توان به ورود پول هاي بلوكه شده به كشور اشاره کرد كه مي تواند اثرات مخرب در صورت عدم مديريت صحيح داشته باشد و بسياري از مسايل ديگر.
در مجموع چنانچه انتظار تداوم ثبات در فعاليت و سودآوري كليه بنگاه ها و به خصوص شركت هاي حاضر در بازار سرمايه را داريم بايد فضا را در يك كلمه تغيير دهيم.
این کارشناس بازار سرمایه پیرامون پتانسیل های بورس برای جذب نقدینگی ابراز داشت: اين موضوع به همان تغيير فضايي كه قبلاً گفته شد بستگی دارد. چرا که طبيعي است بازار سرمايه در كشور ما مي تواند يكي از بهترین گزينه ها براي سرمايه گذاران باشد چون مزيت هاي بسياري از جمله درجه نقدشوندگي، معافيتهاي مالياتي و غیره وجود دارد و بديهي است هر شخصي كه عقلايي فكر مي كند بدنبال مزيت ها مي رود. اما مادامي كه افراد در كشور بتوانند از برخي فرارهاي مالياتي بهره مند گردند و يا از رانت هايي كه آنها را در كوتاه مدت به جايگاه هاي مناسبي به لحاظ مالي مي رساند قاعدتاً تمايل به بازار سرمايه و سرمايه گذاري در آن نشان نمي دهند. اما مشخصاً در دوران كنوني و با اصلاحات ايجاد شده در برخي حوزه ها تمايلات به بازار سرمايه زياد شده و فرهنگ سهامداري تقويت شده است.
علاوه بر این، بازار سرمايه مي تواند مكان مناسبي براي تأمين مالي بنگاه ها باشد. بايد اين مقوله در كشور ما بيشتر مورد توجه قرار گيرد و ابزارهاي مناسب براي اين موضوعات تدارك ديده شوند. اينها مي تواند منابع بسياري را به خود جذب كند و بايد مسئولان براي اين موضوعات برنامه ريزي نمايند و واقعاً مفصل روي اين موضوعات كار كنند.

آقای محترم !
تکلیف سهمهای مادر مرده ای مثل فولاد که یک ریال هم روش نرفت و 5 درصد دیگه هم افتاد چیه ؟
در ثانی !شما قیمت صادرات را 80 حساب میکنی که رشد بالای 20 درصد پیشخور کردنه ؟
آقای محترم ! بسیاری از مردم 2 سال پیش این سهم را بالای 110 خریدن - هنوز به اصل پولشون هم نرسیدن
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری چون عسل نمیدهی نیش مزن
اينهم نشانه اي كاملا محكم ازترك خوردن ديوارتحريم!
خپارس ازصف فروش امروز و فردا به دبد نوسان 10 درصدی$وتوسم 1 ماهه 15 درصد زیر نظر
مهدی محمدی: هنوز جوهر توافق وین خشک نشده است که آمریکاییها دبه کردن را آغاز کردهاند. اگر این توافقی مبتنی بر راستیآزمایی است نه اعتماد، همین حالا، در حالی که به زحمت یک هفته از زمان توافق میگذرد، امکانی برای راستیآزمایی این موضوع وجود دارد که برجام عاقبت به خیر نخواهد شد. شرکای آمریکا در داخل ایران، خیلی زود باید خلسه ناشی از توافق را کنار بگذارند. این یک امر اختیاری نیست، جبر ناشی از شراکت با طرفی چون آمریکاست.
اکنون پیشنویس یک قطعنامه روی میز شورای امنیت است – و میگویند امروز درباره آن رایگیری خواهد شد- که قبل از هر چیز برجام را به طرز مضحکی نادیده میگیرد و نقض میکند.
1- این قطعنامه هم برجام و هم زمانبندی اجرای آن را تایید میکند. با صدور این قطعنامه برجام نه یک توافق چندجانبه میان ایران و چند کشور دیگر، بلکه بخشی از تعهدات بینالمللی ایران خواهد بود. سوال این است: در این صورت دیگر طی شدن فرآیند قانونی در ایران عملا چه معنایی دارد و آیا توافق بر سر صدور چنین قطعنامهای چند روز پس از اعلام توافق، معنایی جز بازیچه قرار دادن فرآیند قانونی بررسی برجام در داخل کشور دارد؟
2- در حالی که بنا بود متن این قطعنامه بهگونهای نوشته شود که به قطعنامههای غیرقانونی پیشین شورای امنیت علیه برنامه هستهای ایران مشروعیت نبخشد، نه فقط از آن قطعنامهها یاد میکند، بلکه آن قطعنامهها را رزرو نگه میدارد تا هر زمان که غربیها خواستند رژیم تحریمها را احیا کنند، همه تحریمهای مندرج در آنها را یکجا از سر بگیرند؛ بنابراین تنها اتفاقی که در اینجا نیفتاده خاتمه بخشیدن به آن قطعنامههاست.
3- متن برجام میگوید اجرای کامل آن ماهیت صرفا صلحآمیز برنامه هستهای ایران را تضمین خواهد کرد. قطعنامه شورای امنیت این وعده برجام را ساده و آسان پس میگیرد و در پاراگراف 8 اجرایی میگوید حتی اگر برجام کاملا اجرا شود، باز هم این موضوع به حل مساله ماهیت برنامه هستهای ایران صرفا کمک خواهد کرد، نه بیشتر. به زبان سادهتر، مطابق این قطعنامه، پس از 10 یا 15 سال از اجرای برجام، باز هم گفتن این جمله ساده از سوی آژانس که ماهیت برنامه هستهای ایران صلحآمیز است، از ایران دریغ خواهد شد.
4- زمان پایان قطعنامه 10 ساله است. اولا وندی شرمن همین دیروز گفته است کشورهای 1+5 توافق کردهاند بلافاصله پس از این 10 سال دوباره قطعنامه دیگری صادر کنند و محدودیتها را تمدید نمایند و ثانیا حتی اگر در انتهای این 10 سال واقعا این قطعنامه پایان یابد، این امر با زمانبندی ظاهری 8 ساله محدودیت ظرفیت غنیسازی در برجام در تناقض است. بیایید خوشبینانه فرض کنیم زمان محدودیت غنیسازی در برجام پس از 8 سال پایان یافته است؛ با وجود این قطعنامه، ایران همچنان قادر به اینکه قدم از قدم بردارد نخواهد بود.
5- پاراگراف 2 اجرایی قطعنامه میگوید: زمانی که آژانس تقاضا میکند که بتواند همه مسائل باقیمانده را که در گزارشهای آژانس مشخص شده، حل کند، ایران باید همکاری کاملی داشته باشد. این بند ایران را ملزم میکند با هر درخواست آژانس برای حل مسائل باقیمانده همکاری کامل کند. این امر حتی به شروط مقرر در برجام از جمله مکانیسمهای یکسویه حل اختلاف مشروط نشده و عملا دست آژانس را برای هر نوع درخواستی از ایران – صرفنظر از توافقی که 1+5 کرده - باز میگذارد.
6- یکی از عبرتآموزترین بندهای این قطعنامه، مکانیسم بازگشتپذیری
تحریمهاست. در پاراگراف 11 اجرایی آمده است در صورتی که هر یک از اعضای برجام گزارشی مبنی بر یک عدم پایبندی قابل توجه ارائه کند، شورای امنیت پیشنویس یک قطعنامه جدید برای تصمیم درباره بازگشت یا عدم بازگشت تحریمها را ظرف 30 روز به رای میگذارد.
پاراگراف 12 اجرایی میگوید اگر در مهلت 30 روزه مقرر، درباره قطعنامهای رایگیری نشود، تحریمها به طور خودکار بازخواهد گشت مگر اینکه کشور مدعی قبل از 30 روز اعلام کند مساله حل شده است. در واقع در اینجا یک مکانیسم کاملا خودکار برای بازگشت تحریمها تعبیه شده که خطری جدی برای امنیت ملی ایران در آینده خواهد بود. فقط در یک جمله، با این مکانیسم، عملا هر یک از اعضای برجام میتواند بازگشت تحریمها را گروگان گرفته و در هر حوزهای از ایران باجخواهی کند.
7 - اما فاجعهبارترین بخشهای این قطعنامه هنوز باقی مانده است. این فاجعه از تحریمهایی آغاز میشود که این قطعنامه بر برنامه موشکی ایران تحمیل میکند. در پاراگراف 3 ضمیمه B آمده است: «از ایران خواسته میشود هیچ فعالیتی مرتبط با موشکهای بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هستهای صورت ندهد، از جمله شلیک هرگونه موشک با استفاده از چنین فناوریهای مربوط به موشکهای بالستیک، تا زمان 8 سال پس از «روز پذیرش برجام» یا تا زمانی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارشی ارائه دهد که «جمعبندی مبسوط» را تایید کند، بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد». این یک تحریم موشکی کامل برای کشوری چون ایران است که عملا همه انواع موشکهای آن بالستیک محسوب میشود. برجام قرار بود مشکل هستهای ایران را حل کند نه اینکه آن مشکل را مبهم بگذارد و مشکلی بزرگتر برای برنامه موشکی ایران -که رکن توان دفاعی ماست- بهوجود بیاورد.
8 - در پاراگراف 5 ضمیمه B این قطعنامه یک تحریم کامل تسلیحات متعارف علیه ایران نیز به مدت 5 سال - چه برای صادرات و چه برای واردات- وجود دارد. این نیز به نوبه خود بدین معناست که اگر در این مدت فیالمثل ایران از سوی داعش یا هر کشور خارجی مورد تهدید قرار گرفت، حتی حق نقل و انتقال سلاح برای دفاع از خود را هم ندارد
من از قبل هم گفتم این مملکت با مشکلات بسیاری از جمله سو مدیریت و جناح بندی های سیاسی و از همه مهمتر دخالت در امور دیگر کشورها روبروست و جای بورس نیست چراکه بورس یک کشور با ثبات را می طلبد
این قانون بی قانون را اصلاح کنند تا بازار در چند ثانیه به تعادل برسد و این برنامه صف بازی که به غیراز ایجاد جو هیجان و ضربه سهامدار جز تمام میشود ، قانون فعلی خیانت بزرگی است به حقیقی ها تا حقوقی ها و دست نشانده هایشان با ایجاد جو روانی صف حداکثر زیان را وارد کنند .
دکتر روحانی روز بعد از توافق
در ضمن دوستان عزیز این حقیقی و حقوقی و اوضاع واقعی شرکتهای بورسی و مسائل سیاسی دنیا هم هیچ ربطی به این وضع تاسف بار بورس ما نداره بلکه افرادی مثل زنجانی با استفاده از برخی رانت ها و سرمایه های با منشاء نامعلوم باعث بروز چنین وضعی در بورس میشن
مطمئن باشید سرمایه گذاران بورس در این توافق مشکلاتی دیدهاند که بازار منفی شده است