صالح آبادي: از من خواستند ، من هم پذيرفتم
اگرچه حضورش در بورس تعجب بسياري از كارشناسان و سياسيون را به همراه داشت اما امروز او با خود يك تجربه سه ساله با ارزش را به همراه دارد. تجربهاي كه به تجربيات اندك قبلي او در بورس كرج افزود و باعث شد تا نوع نگاه و تصميمگيريهاي او پختهتر شود.
مقايسه پاسخهاي او با مصاحبههاي روزهاي اول به خوبي نشاندهنده تأثيرات اين تجربه گرانبها است. با او كه آخرين دبيركل و اولين رئيس سازمان بورس و اوراق بهادار است به گفت و گو نشستيم. حاصل اين گفتوگوي يك ساعته را در ذيل ميخوانيد.
*از من خواستند دبير كل بورس شوم
به گزارش بورس نیوز به نقل از فارس: زماني كه شما وارد سازمان بورس شديد بورس با شرايط خاصي مواجه بود، قبل از شما افرادي چون دكتر ميرمطهري و دكتر عبده تبريزي مسئوليت بورس را به عهده داشتند. با حضور جواني مثل شما، برخي از رسانهها و كارشناسان واكنشهايي را نشان دادند. از سويي ديگر شما زماني عهدهدار بورس شديد كه بورس با كاهش شاخصها همراه بود، با آن شرايط پذيرفتن مسئوليت سازمان بورس دل شير ميخواست ،چگونه اين مسئوليت سنگين و حساس را در آن شرايط قبول كرديد؟
صالحآبادي: اگر شرايط خيلي آسان باشد معمولا" متقاضي براي پذيرفتن اين گونه مسئوليتها زياد است، تجربه نشان داده كه براي اين گونه سمتها معمولا" تقاضاهاي زيادي است ولي آن شرايط و مسائل منجر شد كه تقاضاي كمتري وجود داشته باشد.
فارس: شما متقاضي بوديد يا به شما پيشنهاد شد؟
صالحآبادي: نه، متقاضي نبودم اما گزينههاي اندكي وجود داشت. با توجه به اينكه در بورس بودم و از اين حوزه شناخت داشتم دوستاني پيشنهاد كردند كه اين مسوليت را بپذيرم ،با اينكه مسائل و مشكلات را ميدانستم پذيرش اين سمت برايم سخت بود، كاملا مشكلات را لمس مي كردم چون در بدنه بورس كار ميكردم.
فارس: در آن دوران آقاي حيدر مستخدمين و حسيني رئيس هيئت مديره سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار (بورس قديم) بودند.
صالح آبادي: بله ايشان بودند و اين موضوع مطرح شد كه من به عنوان دبيركل بورس باشم.
فارس: چه كسي مطرح كرد؟
صالح آبادي: اين موضوع تاريخچهاي دارد كه شايد زماني آن را بنويسم.
فارس: امكان شفاهي گفتن آن نيست؟ما براي شما مكتوب مي كنيم
صالح آبادي: ببينيد اجماعي به وجود آمد بين وزير اقتصاد وقت (دانش جعفري) ، رئيس هيئت مديره سازمان كارگزاران وقت و هيئت مديره . يك اجماعي بين همه اين گروهها بود ،اين طور نبود كه تحميلي صورت بگيرد. نكته جالب اين بود كه پيشنهاد از بدنه به بالا آمد.
فارس: نظر آقاي احمدينژاد هم روي شما بود ؟
صالح آبادي: نه . ايشان بنده را نميشناختند ...
فارس: انتخاب شما با ايشان در ميان گذاشته شده بود؟
صالح آبادي: از اين موضوع اطلاعي ندارم ولي در مورد آقاي نهاونديان مطمئن بودم كه با رئيس جمهور مطرح شده بود.
فارس:آقاي احمدي نژاد با سپردن بورس به نهاونديان موافق بود؟
صالح آبادي: بله، ولي شخص آقاي نهاونديان نخواستند و نامهايي را در اين رابطه ارسال و عنوان كردند كه خواهان حضور در حوزه تخصصي خود هستند. به هر حال پيشنهاد از خود هيئت مديره بورس و بدنه بورس بود . بحثي كه آن زمان مطرح شد اين بود كه به نظر دوستان شخصي بايد عهدهدار بورس باشد كه مسائل روز بورس را خوب درك كند و مشكلات را از نزديك لمس كند. بعد از منتفي شدن آقاي نهاونديان نظرها اين بود كه فرد مورد نظر بايد از بدنه بورس باشد. در حالي از بدنه بورس گزينههاي مختلفي مطرح شده بودند كه هئيت انتخاب تجربه، دانش و ديگر فاكتورها را در نظر گرفته بودند و به اين نتيجه رسيدند كه شايد من بهتر ميتوانم كار كنم.
*بخاطر سابقه علمي مرا انتخاب كردند
فارس: يعني سابقه شما در بورس كرج برايشان كافي بود؟
صالح آبادي: يكي اين موضوع بود و ديگري سابقه علمي فرد .
فارس: سطح تحصيلات؟
صالحآبادي: بله تحصيلات هم مهم بود . افراد داراي مدرك دكترا در سطح سازمان بورس كم بودند. علاوه بر تحصيلات و تجربه شخصيت مقبول فرد هم مهم بود تا جامعه و دولت پذيراي آن باشد.نبايد آن فرد دافعه مي داشت.
فارس: منظورتان از مقبوليت گرايش سياسي است؟
صالح آبادي: نه. چون من اصلا گرايش سياسي نداشتم ، منظورم از مقبوليت، وجه عمومي است.
فارس: يعني با موضعگيري بيرون مواجه نشود؟
صالحآبادي: منظورم اين است جامعه پذيرايي شخص منتخب باشد و مقبوليت اجتماعي داشته باشد. براي هيئت انتخاب كننده مهم بود كه فرد منتخب هم بين مردم و هم بين مسئولين مقبوليت داشته باشد.
فارس:ولي آن موقع كه شما انتخاب شديد مطبوعات عنوان كردند كه جوانترين مسول بورس با 27 سال سن انتخاب شد ، اگر ملاك هيئت انتخاب فرد شناخته شده و مقبول بودكه...
صالح آبادي: به هرحال اين موضوعي بود كه توسط مسئولين بررسي شده بود.
فارس: با توجه به شرايط خاص بورس در آن زمان خودتان چگونه سمت دبير كلي را پذيرفتيد؟
صالح آبادي: واقعيت اين است كه من اين مسئوليت را نميپذيرفتم و رك و پوست كنده گفتم شخص ديگري را انتخاب كنيد.گفتم اگر نياز باشد حاضر به كمك به فرد منتخب هستم منتها دوستان اصرار داشتند كه من حتما بيايم.
*هيچ گاه استنباط نكردم نگاه احمدي نژاد به بورس منفي است
فارس:بحث ديگر موضوع نگاه دولت به بورس است، خاطرتان هست كه از همان روزهاي اول حضور شما دراين بخش و همزمان با آمدن آقاي احمدينژاد بحث هاي زيادي در خصوص نگاه دولت به بورس مطرح شد.برخي ميگفتند كه نگاه آقاي احمدي نژاد به بورس مناسب نيست. حتي لفظ قمار را مطرح كردند . اين موضوع چقدر صحت داشت؟ آيا در اين رابطه با آقاي احمدينژاد صحبتي كرديد؟
صالح آبادي: روزهاي اول نه. طبعا" با وزير اقتصاد ارتباط بيشتري داشتم . شخص وزير هم انصافا" حوزه ها و بازار سرمايه را پيگيري ميكرد منتها بعد از آن قضايا ارتباط مناسبي با شخص رئيس جمهور داشتم و ديدارهاي متعددي انجام شد. در اين ديدارها و جلسات به هيچ وجه چنين استنباطي هيچگاه برايم ايجاد نشد كه آقاي احمدينژاد به بورس نظر منفي داشته باشند.
فارس:نسبت به بورس چه اعتقادي داشت؟
صالح آبادي: خيلي روشن بود. آقاي احمدينژاد عنوان ميكرد كه بورس را قبول داريم و بايد همه واگذاريها از طريق بورس انجام شود. توصيه ميكردند كه در بورس حواسمان باشد و براي بهتر شدن آن تلاش كنيم . دولت هم پشت سر ما بوده و هست و به بازار سرمايه كمك ميكند. وقتي كه به اصل 44 برخورد كرديم موضع بورس در سياستهاي كلان قويتر شد چرا كه اكثر شركتها بايد از طريق بورس واگذار ميشدند.
من هميشه پالس مثبت از رئيس جمهور گرفتم. در هر جلسهاي انرژي مثبت بيشتري به ما تزريق ميشد. اعتقاد به توسعه و رونق بورس وجود داشت . البته ما هم مرتب گزارشهاي مربوطه را ميداديم و وضعيت را تشريح ميكرديم و خواستههايمان را عنوان ميكرديم ، هميشه با انرژي مثبت رفتيم جلو . با ما خيلي مثبت برخورد شده است.
فارس: برنامه خاصي بود كه در دولت به بن بست برخورد كنيد؟
صالح آبادي: در خصوص بورس نه . مطلبي نداشتيم كه برگشت كند . حتي در آن مقطع سه مصوبه از دولت گرفتيم كه شامل اساسنامه سازمان بورس و تشكيلات آن و آييننامههاي اجرايي قانون بود كه در دولت تصويب شد .حتي برخي جلسات بود كه شايد مصوبه خاصي نداشت اما تاكيدات مربوط خيلي موثر بود. مثلا در جلسات مختلف تاكيد ميشد كه تمام دستگاه ها بايد با بورس هماهنگي و همكاري لازم را در جهت اجراي اصل 44 و واگذاريها داشته باشند . از همان اوايل ابلاغ اصل 44 برخي مقاومتها وجود داشت. آقاي احمدينژاد صريحا" ميگفتند بايد واگذاريها از طريق بورس انجام شود و در جلسات بعد واگذاريها را پيگيري ميكردند.
فارس: در اجراي اصل 44 عليرغم تاكيد دولت، به نحوه واگذاري ها و اجراي كند آن انتقاداتي وارد شد . دليل اين كندي چه بود؟
صالح آبادي: كندي در چه؟
*واگذاري ها در دوره من بي سابقه بود
فارس: آماده شدن براي واگذاري؟
صالح آبادي: واقعيت اين است كه چون از نزديك درگير اين موضوع هستم فكر ميكنم سرعت واگذاريها خوب بوده .دلايلي هم دارم كه شما مي توانيد با آن قضاوت كنيد.
ببينيد ما چه بورسي را تحويل گرفتيم. بورسي كه تمام شاخص هاي آن منفي بود؛ اعتماد سرمايهگذاران به بورس از دست رفته بود؛ حجم معاملات خيلي پايين آمده بود؛ و همان حجم اندك هم مربوط به بازار سازان بود و برخي شركتها از بازار سرمايه حمايت ميكردند. ما با اين شرايط بورس را تحويل گرفتيم. ما بايد هميشه خودمان را با گذشته مقايسه كنيم . اعتقادم اين است كه اگر با گذشته مقايسه شويم خوب عمل شده يعني حجم واگذاريها در تاريخ بورس بيسابقه است .
فارس: نحوه واگذاري ها هم درست بود ؟
صالح آبادي: آن بحث ديگري و موضوعي كيفي است كه بايد كارشناسان ارزيابي كنند اما از لحاظ بررسي كمي واگذاريها واقعيت اين است كه در اين دوره اگر به روند نگاهي شود به لحاظ ارزش ، عرضه بلوك سهام ملي مس بزرگترين معامله بورس به ارزش 1016 ميليارد تومان بود و به نوبه خود بيسابقه بود كه انجام شد. يا به عنوان مثال در اواخر سال 85 و با عرضه اوليه و 3 درصدي سهام ملي مس كه رقم آن بالا بود بسياري از مديران با من تماس گرفتند و گفتند كه ما توصيه ميكنيم كه اين كار را نكنيد. گفتيم چرا ؟ در جواب عنوان كردند كه بورس مشكل دارد و اين حجم از سهام به فروش نميرود . آبروي بورس ميرود. ميگفتند كه اين اتفاق نميافتد اما اين كار (عرضه اوليه سهام و 3 درصدي سهام ملي مس) انجام شد و به فروش رفت .يا در عرضه سهام مخابرات حدود 340 ميليارد تومان به فروش رفت. آيا اين اتفاقات در مقايسه با گذشته بورس پيشرفت نبود؛ توسعه نبود؛ آيا در تاريخ گذشته بورس چنين سوابقي داريم؛ اگر وجود دارد ارايه شود.
فارس:بخشي از اين موفقيت به علت عرضه بلوكي شركت ها نبود؟
صالح آبادي: نه اين مواردي كه گفتم عرضه اوليه و مربوط به روز اول واگذاري هاي خرد سهام بود. اين واگذاريها به نوبه خود اولين بار و جديد بود.
ما بازار سرمايه و تاريخچه خودمان را ببينيم كه بورس ما از كجا به اينجا رسيد . مگر بازار سهام ما قبل از سال 80 چه حجمي از معاملات داشت ؟ در آن دوران در حالي حجم روزانه معاملات حدود يك ميليارد تومان بود كه حركت اصلي بازار سرمايه ما از نظر من از سال 78 شروع شد كه آمار گوياي آن است. تعداد خريداران بسيار بسيار اندك بود و حركت بورس از سال 78 شروع و در 82 به اوج رسيد و مردم كه ديدند بورس رونق دارد نقدينگي بيشتري را وارد بورس كردند و حجم معاملات در 82 و 83 به اوج رسيد اما در نيمه دوم سال 83 افت شاخصها شروع شد و به سال 84 خورد.
بحثي كه فكر ميكنم مهم است اين است كه در آن مقطع صنايع ما در بورس متنوع نبودند و شامل خودروييها، سيمانيها و پتروشيميها بودند كه با ورود شركت هاي جديد صنايع بورس افزايش يافتند به طوري كه صنعت مس و فولاد، مخابرات، كشتيراني و پالايشگاهي با اين حجم و ابعاد در بورس نداشتيم و به نوعي صنايع بورس تنوعي بيشتري يافتند و موجب توزيع بيشتر ريسك سرمايهگذاري شدند و سبد سهام بورس متنوعتر شد.
*طي 8 ماه 2هزار ميليارد تومان به دولت پول داديم
فارس:با توجه به حجم نقدينگي 60 - 150 هزار ميليارد توماني جامعه، سهم بورس از جذب اين حجم نقدينگي چقدر است؟هر چند بخش صنعت رونق چنداني ندارد به همين خاطر مردم كمتر به خريد سهام روي مي آورند اما بي رونقي بورس را تنها به اين دليل عنوان كرد .بورس هم جذابيتي به وجود نياورد تا مردم و نقدينگي جذب شود. مثلا: سبدي را از سهام ايجاد كند تا ريسك خريد سهام به حداقل برسد.
با اين شرايط چطور ميشود نقدينگي جامعه را كنترل كرد؟ سهم بورس ما از اين همه نقدينگي سرگردان چقدر است؟ فكر نميكنيده در اين حوزه ضعيف عمل كرديم؟
صالح آبادي: اگر به لحاظ حجم معاملات بررسي شود امسال و در عرض 8 ماه بيش از 2 هزار ميليارد تومان به دولت پول نقد داديم كه خيلي مهم است .
فارس: بخش اعظم اين پول مربوط به شركتهاي اصل 44 است.
صالحآبادي: بالاخره يكي پول آورده و خريده كه دولت توانسته اين حجم از پول را جمع كند ، شركتي مانند مخابرات كه يك روزه 340 ميليارد تومان از بورس جمع ميكند ناشي از خريد سهام توسط ديگران است و...
فارس: اين ابتكار بورس نيست،مرهون اجراي اصل 44 است .
صالحآبادي: نه . بورس شركت ها را آماده ، پيگيري و عرضه كرده...
فارس: اگر اصل 44 نبود ميتوانستيد 2 هزار ميليارد تومان را جذب كنيد؟
صالحآبادي: چرا ميگوئيد اصل 44. بسياري از عوامل محيطي نيز مؤثر بوده و كمك ميكند.
فارس: دولت مجبور به واگذاري شركتهاي مشمول اصل 44 كه شركتهاي سوده هي هستند مي باشد. شما هم بنا به اقتضا شرايط را فراهم ميكنيد ، در حالي اگر اصل 44 را نداشتيم . اگر دولت مجبور به واگذاري شركتهايي مانند مخابرات نبود آيا بورس ميتوانست حجم نقدينگي 2 هزار ميليارد توماني را جذب كند؟
صالحآبادي: اگر قيمتهاي كالا در دنيا بالا نميرفت و هزار عامل ديگر بله ميتوانستيم.
فارس: چگونه؟
صالحآبادي: اگر اتفاقات بدي ميافتاد طبعاً ميسر ديگري ميرفتيم اما وقوع رويدادهاي مثبت منجر به طي اين ميسرها باشد. شما اعتقاد داريد كه پول همواره به جايي ميرود كه در آن سودآوري باشد.
فارس: قطعاً . قبلاً هم اين موضوع مطرح شد.
صالحآبادي:ما كه دنبال سودآوري مصنوعي نيستيم و طبعاً بايد به دنبال سودآوري طبيعي باشيم كه ناشي از رونق و بازدهي اقتصاد، صنايع و شركتها است تا به طبع آنها قيمت سهام شركتها نيز افزايش يابد. ببينيد ما چه كار ميتوانستيم بكنيم. ما يك سري كارهاي جانبي انجام داديم.كارهايي كه بورس ميتوانست انجام بدهد شامل اين موارد بود. اول اينكه اولويت بدهد به شركتهايي كه خوبند، سودآورند و محصولاتشان رقابتي است تا وارد بورس شوند. شركتهايي ديگري بود كه ميشد واگذار شوند اما مشخصاً نقش بورس در واگذاريها را ميخواهم بگويم. بورس ميتوانست در واگذاريها اولويت را به شركت هاي برتر، شفافتر، سودآورتر و بهتر و بزرگتر بدهد كه اين كار را كرد. چون شركتهاي كوچك، مشمول دستكارهايي در قيمت شده و نوسانات زيادي دارند.
بنابراين نقش بورس در اولويت دادن به شركتهاي بزرگ، رقابتيتر و شفافتر مشهود است كه مجموعه بازار سرمايه تلاش كرده شركتها را منطبق با مقررات، پذيرش كرده تا عرضه شوند كه اين نقش مهم بورس بود.
نقش ديگر بورس اين بوده كه توانسته در عرضههاي اوليه و خرد هم سهم بيشتري را نسبت به گذشته بگيرد. زماني در بورس سهام شركت ها با عرضه نيمدرصد و كمتر كشف قيمت ميشدند كه به 5 درصد و بيشتر افزايش يافته است. عرضهها را بيشتر كرده ايم تا با عرضه بيشتر جوابگوي مردم باشيم . در حالي بسياري از سرمايهگذاران متقاضي بودند بايد متناسب با تقاضا عرضه وجود مي داشت كه در عرضههاي بلوكي هم همينروال حاكم بود.
نقش ديگري كه بازار سرمايه ميتوانست داشته باشد اين است كه صندوقهاي سرمايهگذاري را ايجاد كند تا اين محصول هاي جديد مالي بتوانند منابع مردمي را تجهيز كرده و به بازار بياورند. يكي از مشكلاتي كه وجود دارد اين است كه عدهاي ممكن است پول داشته باشند اما آيا واقعاً همه مردم ما با بورس آشنا هستند و آيا با مقاله نوشتن، سخنراني و فيلمهاي سينمايي همه مردم بورس را ياد ميگيرند و متخصص بورس ميشوند؟ قطعا خير. حتي بسياري از افرادي كه سال ها تجربه دارند و داراي مدركاند بعضاً در تصميمات خودشان اشتباه ميكنند تا چه برسد به مردم عادي. بنابراين ساز و كار آن ايجاد صندوقهاي سرمايهگذاري است تا منابع مردمي به بورس جذب شود.
اين در حالي است كه تعدادي از اين صندوق ايجاد شده و بخشي از منابع نيز به بازار سرمايه تجهيز شد اما از جمله مشكلات اين صندوقها كه بايد حل شود مربوط به شخصيت حقوقي و مسائل مالياتي صندوقها است كه در اين رابطه لايحه دو فوريتي آماده شده و به هيئت دولت ارسال گرديده و قرار است به مجلس ارايه شود تا اين مشكلات صندوقهاي سرمايهگذاري برطرف شود .
با تصويب اين لايحه در مجلس، قطعاً كمك زيادي به ما خواهد شد .از سال گذشته كه چارچوب اين صندوقها آماده شده همزمان بحث اين لايحه مطرح شده و از سال گذشته تاكنون پيگير تصويب لايحه بودهايم تا راه براي افزايش اين صندوقها و تقويت آنها باز شود. اين هم يك نكتهايي كه بورس ميتوانست در جذب پساندازهاي اندك جامعه ايفا كند . عليرغم عدم وجود قانون، اقدام به راهاندازي صندوقهاي سرمايهگذاري كرد.
فارس: چه برداشتي از صنايع كشور داريد؟
صالحآبادي: منظورتان چيست؟
فارس: ما دو حالت ركود و رونق در صنايع داريم . در شرايط كنوني وضعيت صنايع چگونه است؟ آيا عادي است يا دچار ركودند؟
صالحآبادي: ظرف چه دوره و زماني؟
فارس:از ابتداي تصديگري شما
صالحآبادي: اينگونه نيست كه من به عنوان يك فرد اطلاعات محرمانه زيادي داشته باشم اما عملكردهاي شركتها را در گزارشها در صورتهاي مالي آنها ميبينيم كه ماحصل همه تلاشها و كوششها در اين نوع اطلاعات است.
بايد ببينيم كه اين روند چگونه بوده است.روند به اين شكل بوده كه ما به سمت اقتصاد بازار برويم و اين موضوع در سياست هاي اصل 44 و قانون آمده است. بايد پيوسته به اين سمت حركت كنيم. به عنوان مثال سال گذشته كه محصولات پتروشيمي وارد بورس كالا شدند مفهومش اين بود كه به سمت اقتصاد باز رفتيم و در يك فضاي رقابتي، قيمتگذاري محصولاتي چون قير انجام شد . محصولي كه قيمت دولتي داشت و برخي به قيمت دولتي خريداري كرده و چند برابر ميفروختند و قاچاق ميكردند. با عرضه آن در بورس كالا اين امكان از بين رفت. پس بنابراين به سمت رقابتي كردن محصولات رفتهايم. البته اين فرآيند از زمان حضور محصول فولاد و مس و آلومينيوم در بورس كالا شروع شده بود.
فارس: منظورم از تحليل صنايع، بررسي روند و جهت حركت ها نبود، تحليل شما را از صنايع ميخواستيم.
صالحآبادي: صنعت يعني همين. يك زماني ممكن است در همه جا ركود رخ دهد و صنايع در فضاي اقتصاد بازار با مشكل مواجه شوند كه در اين فضا امكان رخ دادن هرچيزي وجود دارد و بازار كالا با دوران رونق و ركود روبرو ميشود كه از ريسكهاي طبييعي بازارها به شمار مي روند و بازارها زماني واكنش نشان ميدهند كه ريسكهاي غيرطبيعي به آنها تحميل شود. ما به اين سمت حركت كرديم .در بحث تحول اقتصادي آزاد كردن اقتصاد مطرح بوده و به نوعي در اجراي اصل 44 نيز وجود دارد.
زماني سرمايهگذاري شكل ميگيرد و توسعه مييابد كه بخش خصوصي مايل به بنگاهداري بتواند فضاي اقتصادي كشور خود را به لحاظ ريسكهاي غير طبيعي پيشبيني كند. لذا دو بحث داريم كه در اصل 44 هم آمده است. يكي بحث آزادسازي و ديگري واگذاري است.
آزادسازي به اين معنا كه به بخش خصوصي اجازه داده شود در بخش صنايع مختلف سرمايهگذاري كند.
فارس:مگر اين اجازه نبود؟
صالح آبادي: در پاسخ بايد بگويم اين اجازه زماني كامل ميشود كه فضا را براي افراد تعريف كنيم يعني براي اجراي طرح و پروژه براي سرمايهگذار معلوم باشد كه آب، برق و گاز و محصول ، تعرفه، واردات و صادرات و... قرار است به چه نحوي باشد كه به اين سمت حركت كردهايم كه اوضاع را بهتر كنيم.اينكه سودآوري شركتها در بورس افزايش يافته بخشي از آن مرهون همين است و مثلاً فولاد مباركه و ذوبآهن كه زماني زيانده بودند با آزادسازي سودآور شدند و توانستند وارد بورس شوند و اگر اين اتفاق رخ نميداد ورود به بورس اين دسته از شركتها محال بود و يا مثلاً برخي ساختارها در حال اصلاح است.
فارس: منظورتان اين است كه دولت بسترها را براي آزادي سازي مهيا ميكند.
صالحآبادي: طبيعتاً.
فارس: اين يك بحث است كه ...
صالحآبادي: اجازه بدهيد دو مثال ديگر هم بزنم. يك مثال مربوط به شركت پالايشگاه اصفهان بود كه از كارمزدي تبديل به تجاري شد . خوراك اين شركت در حالي نفت خام و محصولات آن انواع فرآورده است كه دولت نفت خام را ميداد و در قبال پرداخت كارمزد، محصولات آن را دولت استفاده ميكرد اما الآن دولت نفت خام با فوب 94 درصد خليج فارس ميدهد و محصولي را به قيمت 95 درصد فوب ميخرد و اينكه قيمت فوب بالا و پايين ميشود ريسك طبيعي شركت است ولي ورود و خروجي آن تجاري شده و قابليت واگذاري دارد.
يا در مورد مخابرات هم يك پروانه فعاليت صادر شد كه بايد بگويم قبل از ورود مخابرات به بورس آن چيزي به نام پروانه مطرح نبود چون با توجه به دولتي بودن مخابرات هزينه و درآمد از اين جيب به آن جيب ميشد و فرقي نميكرد. در بودجه دولت هم منظور ميشد اما وقتي وارد بورس شد بودجه آن ربطي به دولت ندارد.
برخي شركتها درآمدهاي خود را كمتر و هزينهها را بالا نشان ميدادند و خود را زيان ده ميكردند تا از بودجه كل كشور مبالغي دريافت كنند اما وقتي ماهيت خصوصي و غير دولتي پيدا ميكنند درآمد و هزينهها مربوط به خود شركتها است. بنابراين اين موضوع هم به شفافيت شركتها كمك ميكند و هم اينكه شركتها را روي پاي خودشان نگه ميدارد،در مورد مخابرات صدور پروانه آن قدم اساسي بود كه برداشته شد.
فارس: اينكه دولت بسترها را فراهم ميكند يك بحث است اما جواب خود را در بحث و رونق صنايع گرفتيم.
موضوع بعدي مربوط به بورسهاي كالايي است ، اين بورس آن طور كه بايد و شايد انتظارها را برآورده نكرده ، نمود و جلوه بورس كالا بورس فلزات است، نه تنها قيمتها را شفاف نكرد بلكه ارتباط بين توليدكننده و مصرفكننده را هم تسهيل نكرد، حتي در مقاطعي به ضرر مصرفكننده بود، اگر با متقاضيان فلزات صحبت كنيد ميبينيد كه مشكلات متعددي دارند، اين گروه معتقدند كه بازار انحصاري شده است.
چرا اين اتفاق افتاد و بورس كالا و فلزات نتوانسته به آن جايگاه واقعي خود برسد؟
صالحآبادي: بورسهاي كالايي در دنيا بر اوراق بهادار مبتني اند و ابزارهاي مشتقه مهمترين محصول بورسيهاي كالايي هستند، در كنار بازار نقدي اين بازار مشتقه است كه بورسهاي كالايي را شكل ميدهد .چون در تمام دنيا توليدكنندگان و مصرفكنندگان واقعي محدوداند اما اينكه چطور اين حجم از معاملات انجام ميشود بايد گفت بخشي از آن مربوط به اين است كه به سرمايهگذاران اجازه دادند تا وارد شوند تا قيمتها چكشكاري شوند.
اما كشور ، بورس كالايي ما از بازار فيزيكي شروع شد ، با همين بازار هم در حال اداره شدن است ولي شروع كرديم كه بازار فيزيكي را به بازار اوراق بهادار تبديل كنيم ، بر همين اساس از سال گذشته بحث معاملات قرارداد آتي را مطرح كرديم كه به اين سمت برويم و اين بازار را تعريف كرديم تا سرمايه گذاران بيشتري وارد بورس شوند. گرچه اين ابزار هنوز دوران اوليه زندگي را طي ميكند اما بايد به سمت گسترش اين محصول حركت مي كنيم تا بورس كالا را اوراق بهادار پايه كنيم. در بازارهاي فيزيكي كالا به نسبه اوضاع بهتر شده اما با ايدهآلهايمان فاصله دارد و بايد مسيرهاي لازم طي شود.
كما اينكه در دنيا زماني كه قيمتها افزايش يافت به طور طبيعي قيمتهاي محصولات در بازارهاي داخلي نيز افزايش يافت، نميشود كه قيمتها در دنيا بالاتر برود اما اينجا ارزان باشد و اين شدني نيست. چون اگر محصولات ارزانتر باشد افراد محصولات را ميخرند و صادر ميكنند و يا چون در بازار عطش وجود دارد مصرفكنندگان قيمتهاي بالاترب ميدهند.
بنابراين قيمتهاي خارج از كشور و داخل به يكديگر نزديك ميشوند ، نمي توانيم بگوئيم كه قيمتها در خارج بالا برود و اينجا ثابت باشد. حتي كالاهايي چون برنج كه در بورس نيستند مشمول اين رويه هستند و يا مثلا قيمت مس داخل كشور تقريبا نزديك به قيمتهاي جهاني است. چون در مكانيزم بازار اگر قيمتها به طور مصنوعي بالا برود كساني هستند كه اقدام به عرضه كالا ميكنند و قيمت را ميشكنند و يا بالعكس.
فارس: خودتان فضاي بورس كالا را تا چه حد شفاف ميدانيد؟ مخصوصا بورس فلزات را.
صالحآبادي: به نظرم كارهاي خوب انجام شده و كارهاي بهتري هم ميتواند انجام شود.
فارس: عرضه كنندگان چقدر در بورس كالا موثرند؟
صالحابادي: مشخصا" ميتوانيد مورد خاصي را بگوئيد؟
فارس: مثلا" ذوب آهن اقدام به عرضه محصولات در بورس نميكند چرا كه دولت ميخواهد محصولات را به نرخ مشخص عرضه شوند، ذوب آهن هم اين كار را نميكند چرا كه ضرر ميكند ،همين موضوع مشكلاتي را به وجود مي آورد ، اگر اراده كند ميتواند محصولات را عرضه نكند.
صالحآبادي:اگر عرضه نكند چه ميشود و چه كار ميكند؟
فارس: دو روز كه محصولات را نگه دارد تقاضا افزايش پيدا مي كند . اين اتفاق افتاد .
صالحآبادي: مگر با بازارهاي خارج مرتبط نيستند؟
فارس: چرا اما با بازار ما فرق ميكند و شرايط واردات در بازار ما به مانند ديگر بازارها فراهم نيست و محدوديت هايي را داريم كه تقريبا موجب شده انحصار داشته باشيم.
صالحآبادي: اين گونه نيست .
فارس: بازار خودمان را نگاه كنيم آيا همه كالا ها و همين فولاد براي واردات آزادند؟
صالح آبادي: بله.
فارس: آيا هر سرمايهگذاري هر ميزان محصول فولادي كه ميخواهد ميتواند وارد كند ؟ آيا همين فاصله بين عرضه و تقاضا قيمت را بالا نميبرد؟ شركت هاي فولادي با دو سه روز تاخير در عرضه موجب افزايش قيمتها شدهاند.
صالح آبادي: چه زماني؟
فارس: چند ماه پيش و سال گذشته كه بخشي مربوط به ورشكستگي برخي از تاجران بورس كالا بود. بورس فلزات ما عليرغم نقش و جايگاه، ابراز و شرايط لازم را براي اجراي نقش واقعي ندارد.
صالحآبادي: ببينيد براي فروشنده بايد صرف داشته باشد تا محصولي را عرضه كند و اگر ببيند كه ميتواند محصولش را در خارج از كشور گرانتر بفروشد خب همين كار را ميكند و اگر قيمت بالاتر باشد ميرود از خارج ميخرد ولي شكاف قيمتي طبيعي بوده كه مربوط به هزينههاي حمل و نقل و ديگر موارد است.
فارس: اصولا" فلسفه وجودي بورسهاي كالايي چيست؟
صالحآبادي: كشف قيمت.
فارس: فكر ميكنيد بورس كالايي ما اين وظيفه را انجام داده ؟
صالحآبادي: فكر ميكنم تا حد زيادي انجام داده است.
فارس: پس اين اتفاقاتي كه در بورس كالا رخ داده چيست؟
صالحآبادي: چه اتفاقاتي؟
فارس: همين اتفاقات مربوط به عدم عرضهها و رشد قيمتها. در اين رابطه با برخي مصرف كنندگان صحبت شده است اما ميخواهيم بگوييم كه بورس كالايي كه مظهر آن فعلا" فلزات است نتوانسته نقش واقعي خود را ايفا كند.
صالحآبادي: خب داريم به سمتي حركت ميكنيم كه اين بورس را اوراق بهادار كنيم و جهت كلي با جهت جهاني يك سو است و اين بورس ها واگرا نبوده بلكه همگرا هستند و كاملا مشخص است. زماني كه قيمتهاي جهاني افزايش ميكرد و افزايش آن نيز در داخل مشاهده ميشد.
بخش و بحث ديگر بورس كالايي محدوديتهاي حاكم بر كارگزاران بود كه در حال افزايش اين گروه بوده و هستيم و براي روان تر كردن حجم معاملات و ايجاد فضاي رقابتي ، تعداد كارگزاران باز هم افزايش خواهد يافت.
فارس : بحث ديگر مربوط به طولاني شدن فرايند واگذاري بانكها است كه با تاخيرهاي متعددي مواجه شده است. مشكل واگذاري بانكها چيست؟
صالحآبادي: اطلاعات مربوط به واگذاري بانك ها در اختيار شركت بورس قرار دارد اما كليتاش اين است كه روابط بانكها از حساسيت بالايي برخوردار بوده و به شفافيت بيشتري نياز دارند و چند نكته وجود دارد كه اهميت واگذاري بانكها را افزايش ميدهد. مثلا" سودآوري شركتهايي چون فولاد مباركه و ملي مس مبتني بر سرمايههايشان است يعني سرمايه سهامدار بسيار اثر گذار است. اما در مورد يك بانك ، سرمايه سهامدار چندان زياد نبوده و بيشتر سپرده مردم است كه نقش مهمي را ايفا ميكند و بانك با پولهاي مردم فعاليت ميكند. با اين اوصاف پيچيدگيهاي يك بانك متعدد است و قابل مقايسه با ديگر شركتها نيست. به طوري كه اگر ورودي و خروجي يك شركت توليدي شفاف بوده و از سيستم گزارشدهي مناسبي برخوردار بوده و بهاي تمام محصول به درستي مشخص شود مشكلي نخواهيم داشت و چندان پيچيدگي نخواهد داشت اما در مورد يك بانك مسائل زيادي مطرح ميشود مثلاً مطالبات و بدهيها به دولت، تسهيلات تكليفي، صندوق ذخيره كاركنان و معوقاتي كه دارد.
از طرف ديگر برخي از پيچيدگيهاي بانكها مربوط به سيستم حسابداري بانكها است . قبل از اينكه بانكها در فرايند واگذاريها قرار گيرند سيستم حسابداريشان به صورت نقدي بود در حالي كه طبق استانداردهاي حسابداري بورس بايد به صورت تعهدي باشند و مطابق با آن بايد تمام صورتهاي مالي و حساب و كتابها تغيير كند.
از سوي ديگر بانكها شعبههاي زيادي دارند كه نياز به سيستم جامع گزارشگيري دارد تا به هنگام ورود به بورس بتوانند گزارشهاي لازم را ارايه كنند و اگر ارتباط شعب به درستي برقرار نشود قطعاً به مشكل برخواهيم خورد.
فارس: خب اين گزارشها در مجامع ساليانه ارايه ميشود.
صالحآبادي: بله. ولي نه به موقع. در حالي كه شركتهاي بورس بايد در موعد مقرر اطلاعات لازم را ارايه كنند.
فارس: آقاي دكتر بحث بر سر اين است كه واگذاري بانكها براي اولينبار نيست كه در دنيا اتفاق مي افتد، بسياري جاها تجربه شده.
صالحآبادي: درست اما براي ارايه اين گزارش ها در زمان مورد نظر پيچيدگيهاي خاصي وجود دارد و با دستور نمي شود، به سيستمهاي لازم نياز دارد.
فارس: با اين شرايط احساس ميشود كه در مجموعه دولت انگيزه لازم براي واگذاري بانكها را ندارد
صالحآبادي: واقعاً اينگونه نيست، دولت به شدت علاقمند است كه بانكها سريعتر واگذار شوند. اين را از نزديك ديدهام.
فارس: بانك تجارت و صادرات را نگاه كنيد ، از سال گذشته مدام عنوان ميشود كه چند ماه ديگر واگذار ميشوند اما تاكنون خبري نشده است.
صالحآبادي: شايد تاريخهاي اعلامي كارشناسي نشده نباشد ولي در طول زمان بانك ها به سمت واگذاري نزديكتر شدهاند.
فارس: آخرين اخبار مربوط به واگذاري بانكها چيست؟
صالحآبادي: اطلاعات ريز را ندارم . بايد از شركت بورس پرسيد.
فارس: در مورد بورس نفت هم توضيحي مي دهيد؟
صالحآبادي: در اين مورد خبري ندارم.
فارس:اصلا راهاندازي بورس نفت مطرح است؟ با توجه به شرايط موجود آيا اين امكان وجود دارد و قابل اجرا است؟
صالحآبادي: بله اجرايي است ولي پيچيدگيهاي خاص خود را دارد.
فارس: كارگروه مربوطه تشكيل شده ؟
صالحآبادي: بله. نتيجه حاصل شده .اما بايد برويم كار بيشتري در خصوص جزئيات بكنيم.
فارس: بورس نفت خام به معناي واقعي قابل اجرا شدن است؟
صالحآبادي: بله. ولي پيچيدگي هاي بسياري دارد اما با در نظر گرفتن يكسري جزئيات مي شود اين كار را كرد.
فارس: امكان جذب كشورهاي منطقه و توليدكننده نفت وجود دارد؟
صالحآبادي: بله. اما در حجم محدود و نه در حجم ديگر بورسها.
فارس: با كشورهايي ديگر هم رايزني كردهايد؟
صالحآبادي: بله. اما در قدمهاي اول هستيم.
متشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
