مجرمان و جنايتكاران، مصونيت چرا؟!
امر مسلم بر ملت آن است كه هاشمي رفسنجاني، پس از چند دهه جمع و حفظ ثروت و قدرت، به قصد انتقام از ملت و احمدينژاد، در چهارسال گذشته، لحظهاي درنگ نداشته است. علاوه بر همه تهديدسازيها و تخريبگريها ورود فتنهگرانه او در انتخابات، چنان ويرانگر بود كه ميتوان سخن مقام معظم رهبري را در مورد او دانست كه واژگان «خائن» يا «غافل» را به كار بردند. كافي است اشاره شود كه هاشمي در هفتههاي آخر مانده به انتخابات، بحث «تقلب»، «كميته صيانت از آرا» و «عدم مشاركت گسترده» را مطرح كرد. كه به گفته او به «حاكميت اقليت» منجر ميشد.
نزديك به انتخابات بر هاشمي، مانند ايادي او محرز گرديد كه بار ديگر خداوند اراده فرموده تا معجزهاي ديگر خلق شود، و بار ديگر مافياي قدرت و ثروت كه به نام اسلام، آبروي اسلام و نظام اسلامي را به معامله گذارده است، رسوا و از صحنه به در شود.
از اين روي هاشمي به بهانه اشاره ناچيز احمدينژاد به مفاسد خانوادهاش، دست به نگارش يك ننگيننامه زد. او غافل از آن بود كه در آن نامه، «طرح شوم براندازي پس از انتخابات» را لو داده است. موضعگيري آگاهانه و شجاعانه آيت الله يزدي پرده از ماجرا برداشت و فتنه آماده شده در خيمه فتنهگران را افشا كرد.
دو.
به محض اعلان آراي ملت، و پيروزي احمدينژاد با بيش از 5/24 ميليون آراي پاك و فاطمي، خانواده هاشمي به محاربه با نظام اسلامي برخاسته است. عفت مرعشي در روز انتخابات وقيحانه سركردگي جنايات روزهاي بعد را عهدهدار شد، و در برابر دوربينهاي خارجي امر كرد: "در صورت پيروزي احمدينژاد، يعني «راينياوردن موسوي» مردم به خيابانها بريزند." تا اينجاي قضيه هم هاشمي و هم همسرش دو مجرم اصلي در طراحي و فرماندهي قتلها و جناياتي هستند كه با اجراي موسوي و خاتمي به انجام رسيد.
سه.
حضور فائزه هاشمي، اين دختر مشهور هاشمي همراه با خواهر و برادرانش در آشوبهاي خياباني امري غيرقابل انكار است. اين افراد سردستگي جنايتكاران حامي موسوي را پذيرفته، بر روي ماشين رفته حضور اوباش در خيابانها را دستور دادند، يعني دستور به آدمكشي، دستور به آتشسوزي و دستور به تخريب. يا در ميان هواداران موسوي عامل تحريك و تهييج شدند.
لحظاتي كوتاه از تلويزيون جمهوري اسلامي، تصوير فائزه نشان داده شد كه با فرمان آشوب و جنايت روي زنان دربار ننگين پهلوي را سپيد ميكرد! چرا كه آن زنان فاسد، در طول انقلاب اسلامي اينگونه شخصا براي آدمكشي و آتشسوزي و ويرانگري، وارد ميدان نشدند. اما ميتوان رفتار اين خاندان را با زنان و مردان منافق يكسان ديد كه در عمليات مرصاد يا درگيريهاي خياباني وارد شدند و ...
و مگر نفاق و منافق مهري است كه تنها بر پيشاني يك گروه ميخورد؟!
چهار.
دستگيري فائزه هاشمي به همراه دخترش و سه زن ديگر از اين خانواده بيانگر آن است كه اين خاندان داراي مسائل اقتصادي و سياسي بيش از آنچه مردم ميدانند، هستند و بيش از آنچه مردم ميدانند با اسلام و نظام اسلامي و ملت اسلام، دشمني ميورزند و بيش از آنچه قابل انتظار بود تشنه خون هستند و دوستدار جنايت.
اما چرا بايد تبعيض در اين مورد هم مانند سيسال گذشته اين خانواده را از اجراي قانون فراري دهد، يا آنها را مانند گذشته در حصار آهنين مافيايي جاي داده، جريتر و گستاختر بنمايد. عدالتي كه احمدينژاد براي آن قيام كرده و ملت او را مجري آن ميدانند، اتفاقا به همين تبعيضگرايي توليدكننده مفسدان سياسي اقتصادي توجه دارد كه سر از محاربه در آوردند و به عنوان مفسدان فيالارض قد علم كردند.
پنج.
موسوي و خاتمي بيهيچ اغماض محارب و مفسد فيالارض هستند، دستان آنها به خون دهها بيگناه از مسلمانان آغشته و سينههاشان مملو از خونهايي است كه در محاربه با نظام اسلامي ريختند. ويرانگري و آتشسوزي، در قبال قتلهايي كه مستقيما به گردن آنهاست بيارزش است. با اين وجود موسوي و خاتمي مسوول مستقيم آن خسارات گزاف هستند كه در كودتاي لجني و رسواي اين پيرمردهاي شوم به دولت و ملت وارد شد.
سبز لجني موسوي، اين ناسيد قاتل و جنايتكار، سبزي بود كه عليه اهلبيت و اهل ولايت عَلَم شد و چنانكه شايسته شخصيت موسوي بود، بر دُم گربه و گردن سگهاي حاميانش آويزان. موسوي و خاتمي قطعا بايد به مجازات برسند. مجازات دهها قتل، كه يك قتل براي اعدام كافي است. موسوي «دجال» است، و طبق روايت اميرمؤمنان، سبز بر دوش و سر حاميانش، بر جنگ با امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف، علامت آشكار اوست.
اينك احمدينژاد، پرچمدار و منادي و مروج ظهور در يكطرف و موسوي دجال در روبهروي او. موسوي شكست خورد. شكستي رسوا، اما قانون، نميتواند و نبايد، آدمكشيهاي او را ناديده بگيرد.
