دامن زدن به اختلاف بين رهبري و هاشمي، ضربه به كل نظام است
وي كه در نشست ماهانه جامعه اسلامي مهندسين سخن ميگفت، با تاكيد بر اينكه ممكن است با برخي از آراي هاشمي موافق نباشم و در مجلس سوم هم مخالفتم را با برخي نظرات ايشان اعلام كردم ولي اعتقاد دارم كه وي از شخصيتهاي برجسته كشور هستند و در چهار سال گذشته هم با يك فرايند تعامل اثباتي ميشد كه از ظرفيتهاي ايشان نيز استفاده كنيم.
مشاور بينالملل امور قضائيه افزود: شخصيتهايي مانند هاشمي ثروت ملي هستند و حتما نبايد افراد قديس اعظم و معصوم باشند تا ما با آنها كار كنيم. ما بايد با شخصيتهاي شناختهشده و موجود كار كنيم.
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه درباره ارزيابي خود از سخنان هاشميرفسنجاني در خطبههاي اخير نماز جمعه تهران گفت: قسمتهاي كاربردي سخنان ايشان خوب بود و ايشان گفتند كه بايد براساس قانون حركت كرد. اين موضوع چيزي براي اصلاحطلبان نداشت و طبيعي بود كه جناح اصلاحات از اين مساله استقبال نكند. همچنين گفتند كه بايد مناظره انجام شود، كه اين هم مطلب بدي نبود و اساسا واكنشهايي كه به حرفهاي ايشان صورت گرفت، نوعي مناظره بود.
وي افزود: مطلب ديگر ايشان اين بود كه زندانيان سياسي آزاد شوند كه اين يك درخواست برادرانه بود و يك دستور نيست.
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه گفت: البته بخش عمدهاي از زندانيان آزاد شدهاند ولي كساني كه به اموال مردم تعرض كردهاند و يا از احساسات مردم سوءاستفاده كردهاند و آن را در قالب انقلاب مخملي سازماندهي كردهاند، بايد مجازات و كساني كه مسبب اينها بودند نيز بايد محاكمه شوند.
وي به برداشت و تفسير هاشمي درباره حكومتداري پيامبر اشاره كرد و افزود: به نظر من بهترين برداشت از نحوه حكومتداري پيامبر، نحوه برخورد ايشان با منافقين بود. بايد ببينيم پيامبر در برابر ساخت مسجد ضرار و كارهاي مشابه چه كرد و همين را پياده كنيم و روش مقام معظم رهبري نيز درست مانند همان شجاعت و قاطعيت پيامبر اسلام است
وي با مشابه دانستن اقدامات اصلاحطلبان با منافقان، گفت: مگر منافقين چه كردند؟ اسلام را با ماركسيسم قاطي كردند، به نفاق رسيدند، الان هم اصلاحطلبان اسلام را در راستاي استراتژي كلي خودشان يعني سكولار كردن حكومت با ليبراليسم مخلوط كردند، كه نتيجهاش نفاق ميشود.
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه درباره رابطه كارآمدي و مشروعيت در نظام گفت: مشروعيت در نظام ما براساس ضابطه ولايت است ولاغير و مقوله دموكراسي كارآمدي نظام را تامين ميكند و نظام خوب بايد هر دو را داشته باشد و گرنه شانسي براي بقا نخواهد داشت.
وي درباره نقش هاشميرفسنجاني و محمد خاتمي در جبهه اصلاحات گفت: نقش آقاي هاشمي و آقاي خاتمي در جبهه اصلاحات دو نقش متفاوت است. آقاي هاشمي از جبهه اصلاحات استفاده كرد و ميكند، ولي تمام حيات خاتمي همين اصلاحات مندرسي است كه در كشور داريم.
وي در بخش ديگري از سخنان خويش در واكنش به سوالي درباره اينكه منظور هاشمي از ترديد چه بود، گفت: من نميتوانم درباره شخص ايشان صحبت كنم ولي فكر ميكنم كه يك ترديد سياسي بود.
لاريجاني با اشاره به اينكه خيلي از خواص اصولگرا از مشي دولت راضي نبودند، ولي در نتيجه انتخابات ترديد نداشتند، افزود: اما در يك لحظه خط رقابت عوض شد و رقابت تبديل به جبههاي شد كه در يك طرف اجانب و مخالفان نظام بودند و در طرف ديگر طرفداران نظام قرار داشتند. ديگر بحث فقط احمدينژاد نبود بلكه ما بايد در مقابل اين هجمه ميايستاديم.
وي با تاكيد بر اينكه فتنه را نميتوان به خواص نسبت داد، ادامه داد: ترديد مصنوعي كه درباره صحت انتخابات تزريق شد، فتنهانگيزي بود، ولي برخي از كاستيها نيز به توسعه اين فتنه كمك كرد؛ مثلا تشكيلات وزارت كشور ميتوانست رشد اين فتنه را كُند كند. ارقام اوليه آرا كه اعلام شد در ابتدا به گونهاي بود كه خود من هم تعجب كردم كه چرا اين اعداد اينگونه هستند؛ چراكه براي اولين بار بود كه آرا تجميع ميشد. از سوي ديگر وزير كشور در طول شمارش آرا تقريبا غايب بود، در حالي كه بايد لحظه به لحظه حاضر باشد و مثل شير از آراي مردم حمايت كند.
مشاور امور بينالملل قوه قضاييه در بخش ديگري از سخنانش، حضور وسيع مردم را يكي از دو ويژگي اصلي انتخابات اخير بر شمرد و اظهار كرد: در انتخابات اخير آراي مردم پراكنده نبود، هم آنهايي كه با انگيزه رضايت و حمايت از احمدينژاد آمدند، تعداد قابل توجهي بودند، هم كساني كه براي اعتراض آمدند. كساني كه به آقاي احمدينژاد راي دادند و كساني كه به وي راي ندادند، منظور و بيان روشني داشتند.
وي افزود: كساني كه به آقاي احمدينژاد راي دادهاند، تداوم شيوه كار فعلي را دوست داشتند. آنها از يك رييسجمهور متدين، مردمي و سختكوش با گفتمان عدالت و مورد توجه مردم مناطق محروم و با تبعيت از رهبري حمايت كردند و انتظار داشتند اين حركت ادامه پيدا كند.
وي گفت: در تجريه و تحليل رفتار راي دهندگان به موسوي هم نكات مهمي به چشم ميخورد. محور اول اينكه اين افراد از نحوه تنظيم رابطه ما با دنيا رضايت نداشتند و معتقد بودند دولت در اين زمينه ديپلماسي درستي ندارد و حتي گفتمان آقاي احمدينژاد در خارج از كشور را هم دوست نداشتند. ملت يك روحيه آرامي دارد و مشي با عزت و آرام را دوست دارد و غوغاسالاري را نمي پسندد.
وي مخالفت با نوع گفتمان داخلي احمدينژاد و نحوه برخورد با مسايل داخلي و شخصيتهاي ديگر را محور دوم دانست و گفت: بخش مهمي از جامعه به اين مسئله نيز اعتراض داشتند.
وي گفت: افزود: محور سوم، نحوه تصميمگيري آقاي احمدينژاد بود. در دولت ايشان، تصميمگيري جايگزين تصميمسازي شده است. كشورداري يك كار جمعي است و قانون اساسي ما نيز مبتني بر مشاركت مردم است. در اين نظام حكومتي نميتوانيم تصميم گيري فردي داشته باشيم. در تصميمسازي بايد ديگران را شريك كنيم و اين كار آساني نيست.
وي با تاكيد بر اينكه حتي برخي اصولگرايان هم به خاطر اين مسئله به آقاي احمدينژاد بيرغبتي نشان دادند، گفت: در بحث انتخاب آقاي مشايي هم اين مساله را شاهد بوديم. البته صحبت كردن راجع به شخص آقاي مشايي كار چندان اصولگرايانهاي نيست و برداشتي كه از مقام معظم رهبري داريم اين است كه آقاي مشايي نيز مانند بقيه افراد اين كشور، جزو فرزندان ايشان و مشمول لطف و رحمت ايشان هستند.
وي نامه مقام معظم رهبري در مورد مساله مشايي را مربوط به پروسه تصميمسازي دانست و افزود: ايشان ميخواهند اين مساله تصميمسازي را در دور دوم دولت اصلاح كنند. نه تنها در مورد مشايي بلكه در بقيه تصميمات نيز بايد اين مساله مورد توجه قرار گيرد و رايزني رئيس دولت با ديگر افراد و نخبگان به هيچ وجه به معناي باج دادن نيست بلكه نشان از تيزهوشي و درايت است.
وي خاطرنشان كرد: برخورد مقام معظم رهبري با مساله مشايي، فراتر از مساله شخصي و علاج يكي از مشكلات دولت احمدينژاد است.
لاريجاني با تاكيد بر اينكه مدير خوب، مريد و سينهچاك كسي نميشود و در مديريت خوب هم به چنين روابطي نياز نداريم، گفت: علقه افراد به يكديگر بايد معقول باشد و ما نياز به مديران سينه چاك نداريم، بلكه به مديراني نياز داريم كه اصولگرا، شجاع، امين، صادق و توانمند باشند. بايد روابط كاري عميق و وسيع باشد.
وي افزود: در دولت نهم مثلا رييس بانك مركزي سه بار تغيير كرد و اين براي كشور سنگين است. در نمونهاي ديگر ميتوان به انحلال سازمان مديريت اشاره كرد. اين سازمان نياز به تغيير اساسي دارد ولي انحلال يكباره آن بسيار سوال برانگيز است. سازمان مديريت بايد كاملا بازسازي شود ولي آنچه الان اتفاق افتاده اين است كه تاثير اين سازمان در برنامه و بودجه در ابتدا بسيار ضعيف شده بود و كم كم دارد خود را بازسازي ميكند.
وي گفت: مشكلات احمدينژاد با مجلس و برخي مراجع نشان ميدهد كه پروسه تصميمسازي در دولت به درستي انجام نشده است. با وجود فردي مانند احمدينژاد كه نبايد مشكلات با مراجع داشته باشيم، ولي متاسفانه اين اتفاق بسيار عجيب افتاده است.
وي در ادامه به مسائل جبهه اصلاحات در انتخابات اخير پرداخت و افزود: حضور جبهه اصلاحات در انتخابات اخير با يك خلافكاري بزرگ و همراه با فتنهانگيزي بود و من فكر نميكردم به اين سرعت اين جبهه به اين وضعيت دچار شود.
لاريجاني با طرح اين پرسش كه چرا جبهه اصلاحات به خلافكاري افتاد و به اينجا كشيده شد؟، گفت: اگرچه در جبهه اصلاحات شخصيتهايي هستند كه به امام(ره) نزديك و با ايشان مانوس بودهاند ولي فعاليت سياسي اين جبهه پايگاه بزرگ، نهادينه كردن تفكر سكولارليبراليسم در مباني حكومتي كشور است و اين مسئله در مطبوعات و موضعگيريهاي آنها مشخص است.
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه افزود: بسياري از اصلاحطلبان در بهترين و مناسبترين موضع نسبت به اسلام به اين قائل هستند كه اسلام مربوط به حوزه خصوصي است و حوزه عمومي حتما بايد بر مبناي سكولار اداره شود. حتي برداشت من اين است كه بعيد است اين دوستان چندان پايبند دموكراسي باشند و سابقه اينها در ده سال اول انقلاب نشان داد كه آدمهاي بسيار تندي هستند و قائل به دموكراسي نيستند. در مجموع تجربههايي مانند تركيه كه نشان داده است انديشه اسلامي قدرت سازماندهي حكومت در فضاي دموكراتيك را دارد، نشان ميدهد كه كساني كه گرايش ليبرالي دارند بيشتر به ديكتاتوري سكولار قائل هستند تا دموكراسي سكولار.
وي با بيان اينكه جبهه اصلاحات، پروسه كانديداتوري و بخصوص تبليغات موسوي را به نفع اغراض خود مصادره كرد، افزود: هدف استراتژيك اين بود كه كشور به سمت حكومتي برود كه اسلام در آن مربوط به حوزه خصوصي باشد و يك نماي دموكراسي داشته باشد. نقشه راه هم اين بود كه انتخابات و كمپين موسوي را به دست بگيرند. اگر پيروز شدند، چالشهاي اساسي با نهادهاي اصلي نظام را بعد از آن شروع كنند و اگر پيروز نشدند با بحرانسازي يك انقلاب مخملي به راه بيندازند و مساله را دنبال كنند.
وي با بيان اينكه " مفهوم بحران در ادبيات اصلاحطلبان جايگاه جالبي دارد" افزود: براي مثال آقاي خاتمي ميگفت هر 9 روز يك بحران داشتند واين نشان ميدهد كه در ادبيات آنها بحران مورد نياز است و بايد مقدمات آن فراهم شود، بدين ترتيب در چند روز نزديك به رايگيري جناح اصلاحات متوجه شد كه شانس زيادي براي پيروزي ندارد، به دنبال استراتژي دوم يعني بحرانسازي رفتند.
وي با تاكيد بر اينكه قويا معتقدم جناح اصلاحات به دنبال انقلاب مخملي بود، گفت: مصاحبه روز قبل از انتخابات خانم رهنورد با BBC، اعلام پيروزي توسط موسوي و تبريك خاتمي به وي، از مصاديق تلاش براي اين موضوع بود.
اين فعال سياسي گفت: پايه اصلاحات از ابتدا كج بود و انحرافات بسيار داشت. الان هم اصلاحات در ايران به يك افتضاح بينظيري رسيد و البته وضعيت كنوني جبهه اصلاحات در ايران براي آينده كشور بسيار بد است. خود اصلاحطلبان، اصلاحات را كشتند ولي ما بايد در كشور يك مشي اصلاح طلبي مبتني بر قانون داشته باشيم.
وي با اشاره به حمايت سروش از كروبي گفت: كسي كه آنقدر تكبر دارد كه حتي افلاطون را هم انگشت كوچك خويش حساب نميآورد، از كروبي حمايت ميكند؛ اينها ملاصدرا را هم قبول ندارند و كروبي براي آنها يك نردبان بود.
وي افزود: اصلاحات مُرد و اصلاحات خلافكار در كشور ما جايي ندارد، ولي بايد جريان اصلاحي مومن به نظام و قانون اساسي وجود داشته باشد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود خاطرنشان كرد: من قائل به كابينه ائتلافي نيستم ولي اين انتخابات بايد تبديل به فرصتي براي اداره بهتر كشور توسط اين دولت شود.
وي همچنين در ارزيابي خود از مناظرههاي كانديداهاي رياست جمهوري اظهار كرد: مناظرهها كار خوبي بود ولي هر كار خوب اشكالاتي دارد كه اين اشكالات فقط مربوط به صداوسيما يا مجري برنامه مناظرهها نبود. عليرغم همه ضعفها، بايد اين را ادامه دهيم.
وي افزود: يكي از نقاط ضعف همه كانديداها در اين زمينه اين بود كه تجربهاي در اين زمينه نداشتند و هيچكدام از آنها، حرف حساب براي ارائهدادن به مردم نداشتند ولي خيلي خوب به پروپاي همديگر ميپيچيدند ولي به هر حال ادامه اين كار، كار مباركي خواهد بود.
لاريجاني درباره اهميت احزاب در كشور گفت: دليل وجود پديدههاي افراطي و عدم آمادگيها در ادامه مملكت اين است كه اهميت احزاب را نميدانيم. حزب دانشگاه پرورش نخبگان براي اداره حكومت است و در ضمن حزب لنگر هم هست كه سبب ميشود كسي كه ميخواهد تصميمسازي كند، نوسانات زيادي نداشته باشد. مساله احزاب بسيار مهم است و من اگر كارهاي اجرايي فعلي را نداشتم، قطعا بقيه عمرم را صرف ايجاد يك حزب ميكردم.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
