عصر ایران -توهین به مرجع تقلید شیعه ؛ بدعت زشتی که در دوران طاغوت نیز سابقه نداشت!

هر چند که طی روزهای گذشته ،پرداختن به اين موضوع ، مي توانست جذابيت هاي رسانه اي داشته باشد و از اين جهت ،برای «عصرایران» نیز سوژه ای مخاطب ساز باشد ، اما بدان ورود نکردیم ، چه آن که دعوا و جنجال و هیاهو به راه انداختن درباره مراجع تقلید و تیترسازی و خبرنگاران را به دنبال چهره های سیاسی فرستادن که درباره فلان مرجع تقلید نظر بدهند و این قبیل مسائل را ، متناسب با شأن مرجعیت نمی دانیم و معتقدیم که این ساحت باید همچنان پاک و محترم باقی بماند و به ویژه در شرایط کنونی که بسیاری از حرمت ها شکسته ، دستکم بایست مراقب حریم مرجعیت بود.
با این حال ، ادامه جنجال سازی ها و هتاکی ها ، به ساحت مرجعیت ، آن هم از جانب کسانی که خود را جزو جماعت مؤمنان می دانند ، اجازه ادامه سکوت را نداد به ویژه آن که اعلامیه ای در قم ، پایتخت مرجعیت شیعه منتشر کرده اند که ایهاالناس فلان روز در حرم جمع شوید تا علیه آیت الله صانعی شعار دهیم که ایشان به احمدی نژاد ما توهین کرده است!
نگارنده در مقام قضاوت رسانه ای در خصوص سخنان آیت الله صانعی نیست (هرچند که نظر شخصی اش بعد از دیدن فیلم سخنان آیت الله صانعی این است که آنچه ایشان در انتهای سخنرانی گفته ، ناظر به حکایتی است که در نیمه راه سخنانش تعریف کرده و نه نسبتی چنان ناروا به احمدی نژاد).آنچه دغدغه این نوشتار است ، نه دادن حق به یکی از طرفین دعوا که نگرانی از شکستن حریم مرجعیت ( و نه فقط حریم یکی از مراجع ) است.
در ماجرای تحریم تنباکو ، شاه قاجار ، برغم آن که مقید به رعایت شرعیات نبود و حتی بعد از تحریم ، قلیان طلبید ، با مخالفت همسرش مواجه شد که همه قلیان ها را شکسته بود و شاه با آن همه قدرت اش ، علیه مرجعیت زمان کلمه ای نگفت و نهایتاً تسلیم شد.
پهلوی ها نیز که در دین ستیزی شهره بودند ، در مقابل مرجعیت آیت الله بروجردی (ره) ، لااقل حفظ ظاهر می کردند و در برابر امام خمینی (ره) پس از آن که مقام مرجعیت اش به امضای علما رسید ، برغم میل باطنی شان ، عقب نشینی کردند و نهایت جرأتی که به خود دادند ، تبعید ایشان بود.
در جمهوری اسلامی نیز در ماجرای عزل قائم مقام رهبری، حضرت امام (ره) ، در منشی حکیمانه ، قائم مقام خویش را با حفظ ادب و احترام برکنار وتوصیه کردند که در کار سیاست مداخله نکند و صرفاً در امور فقهی فعالیت نماید.
اینک اما کار به جایی رسیده که ازکسی که پشت لب اش تازه سبز شده تا فلان نماینده مجلس و بهمان فعال سیاسی و روزنامه نگار و ... به خود اجازه می دهند به راحتی آب خوردن ، هر آنچه از دهانشان بیرون می آید را نثار مرجع تقلید کنند و بخش غم انگیزتر داستان نیز این است که این هتک حرمت ها را نیز از پشت نقاب دینداری انجام می دهند و البته کسی هم نیست به اینان بگوید که فحاشی به یک مرجع ،" فتح باب"ی است برای حرمت شکنی همه مراجع و خدشه دار شدن حریم مرجعیت شیعه.
جالب اینجاست که آنها برای این که متهم به هتک حریم مرجعیت نشوند، ابتدا مدعی می شوند که فلانی مرجع تقلید نیست و حتی موقع خطاب کردن ، عنوان "آیت الله" را نیز از نام اش حذف می کنند و سپس هر چه خواستند بر او بار می کنند!
حالا فرض کنیم که روزی مرجع تقلیدی ، دچار قصور و تقصیری شود ، آیا راهش این است که مانند مسائل سیاسی ، داد و قال راه بیندازیم و راه شکستن حریم مرجعیت را با دستان خود باز کنیم یا آن که جبران این مساله باید در خود نهاد مرجعیت محقق شود تا وضعیت به گونه ای نشود که هر کسی بتواند برای منویات سیاسی اش با هزینه مرجعیت ، از آب گل آلود ماهی بگیرد.
متاسفانه ، وضعیت کنونی به شکلی درآمده که از یک سو ، برخی حامیان دولت با پتک به جان بنای رفیع مرجعیت افتاده اند و از سوی دیگر هم بسیاری از کسانی که اصلاً به مرجعیت اعتقادی ندارند ، شده اند طرفدار آیت الله صانعی و با معرفی خود به عنوان مقلد ایشان ، هر چه می خواهند نثار طرف مقابل و مقدسات اش می کنند!
مخلص کلام آن که بدون ورود در ماهیت دعوا و قضاوت بین طرفین ، دردمندانه باید گفت ، در وضعیت فعلی عده ای کوتوله سیاسی و تازه به دوران رسیده های عرصه قدرت ، از یک طرف و گروهی از جمله غیرمعتقدان به مبانی مرجعیت و تقلید از طرف دیگر ، به بهانه سخنان یک مرجع تقلید ، به جان هم افتاده اند و آتشی بپا شده که دود آن هم به دیده نهاد بی بدیل مرجعیت می رود و به چشمان مؤمنانی که در طول تاریخ به مراجع تقلید عشق ورزیده اند و آنان را ادامه سلسله هدایت در عصر غیبت حضرت ولی عصر(عج) می دانند.
مدعیان دینداری هم بدانند که توهین آنها به مرجع تقلید گروهی از شیعیان ، زمینه ساز مقابله به مثل و سوء استفاده و توهین به مراجع تقلید دیگر است و اگر حرمت مرجعیت بشکند ، دیگر حریمی برای هیچ کس و هیچ چیز باقی نخواهد ماند و شیعه دورمانده از امام زمان اش(عج) ، بزرگترین پایگاه معنوی و نقطه اتکایش را از دست خواهد داد و این ، بزرگترین زنگ خطر است برای تشیع ... و ای کاش مدعیان ، واقعاً خوابیده باشند نه این که خود را به خواب زده باشند که در این صورت هیچ زنگ خطری بیدارشان نمی کند ، چه آنکه ، خوابیده را می شود بیدار کرد ولی آن که خود را به خواب زده ، هرگز!
*سردبیر عصرایران
