بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۶

ایرنا: نامه ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي تحويل البرادعي شد

کد خبر : ۲۳۶۹۶
متن اين نامه که خبرنگار ايرنا در وين به نسخه اي از آن دست يافته بدين شرح است: 
علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي شامگاه جمعه نامه اي مبتني بر توضيحات روشنگرانه در خصوص گزارش اخير مديرکل، به محمد البرادعي تحويل داد که در آن تاکيدشده ايران گامهاي داوطلبانه اي فراتر از وظايف قانوني اش بموجب موافقتنامه جامع پادمان برداشته است.

جناب آقاي دکتر البرادعي 
مديرکل محترم آژانس بين المللي انرژي اتمي 

عطف به آخرين گزارش جنابعالي در خصوص اجراي پادمان در ايران (GOV 55/2009/) مايلم موارد ذيل را بمنظور درج در سوابق آژانس به اطلاع جنابعالي برسانم : 

1. ايران همواره از آژانس بعنوان تنها نهاد صلاحيتدار بين المللي فني مرتبط با ارتقاء کاربرد انرژي هسته اي پشتيباني کرده است . 

2. دولت متبوع من به شما بعنوان يک کارگزار صادق سازمان بين المللي با تلاش در جهت هدايت اين سازمان به شيوه اي حرفه اي و غير جانبدارانه اطمينان نموده است . 

3. ما با ديدگاه بسياري ديگر از کشورهاي عضو مبني بر اينکه شما در مقابل فشار سياسي چند کشور غربي بمنظور دخالت در کار دبيرخانه و خارج نمودن سازمان از دستور العمل فني حرفه اي مقاومت نموده ايد و از هيچ تلاشي فرو گذار نموده اند را با بسياري از ديگر کشورها عضو در ميان گذاشته ايم . دستور کار ويژه سفير آمريکا، فرانسه و انگلستان در مقابل شما بعد از نهائي شدن مداکرات و موافقتنامه برنامه کار 711(/INFCIRC) براي حل موضوعات باقيمانده در اوت 2007 مثال بارز اين رهيافت سياسي مغرضانه با انگيزه هاي سياسي با هدف نگه داشتن موضوع در دستور کار شوراي حکام مي باشد. اگرچه پاسخ فوري و تاريخي سه سفير تروئيکاي عدم تعهد متضمن حمايت از برنامه کار، تصديق کننده اتخاذ اين تصميم درست توسط آژانس و جمهوري اسلامي ايران بوده است که متعاقبا شوراي حکام اين تصميم را مورد تائيد قرارداد. بايد يادآوري نمايم که برنامه کار نتيجه مثمر ثمر تصميم سياسي توسط دولت من و در پاسخ به درخواست جنابعالي از دبير محترم پيشين شورايعالي امنيت ملي کشورم بوده است . پس از همکاري فوق العاد ايران تمامي شش موضوع باقيمانده حل شده و شما يک چنين دستاوردي را به شورا گزارش نموديد. اکنون سند 55/2009/GOV به صراحت گزارش مي نمايد که ايران با ارائه ارزيايي خود از باصطلاح مطالعات ادعايي وظايف خود در مورد مطالعات ادعايي را همانگونه که در برنامه عمل 711(/INFCIRC) پيش بيني شده بود انجام داده است . بنابر اين برنامه عمل تکميل شده و پرونده مي بايستي خاتمه يابد. 

4. در موارد متعددي ما درخواست کرديم که با گزارش دبيرخانه در خصوص اجراي پادمان در کشورهاي عضو مي بايستي با حد اکثر هشياري تا جايي که به حفاظت از اطلاعات محرمانه مربوط است، رفتار شود. شما بخوبي از نشت اطلاعات محرمانه به رسانه هاي جمعي که در طي بازرسي و پس از بازرسي به آژانس ارائه شده اطلاع داريد ما و ديگر کشورهاي عضو توسط شما اطمينان يافتيم که اقدامات جدي براي اصلاح اين وضعيت اسفبار بعمل خواهد آمد. يک نمونه اخير نامه محرمانه اينجانب به شما دررابطه با اطلاع نسبت به توافق رئيس محترم جديد سازمان انرژي اتمي ايران در خصوص تضمين دسترسي بازرسان به نيروگاه اب سنگين 40 - IR بوده است . به همين منوال موافقتنامه بهبود پادمان در نظنز، پس از اينکه از لحاظ فني قانع شديم که به انجام کار و وظايف آژانس وفق مفاد موافقنامه جامع پادمان کمک خواهد کرد نيز به همين ترتيب بود. 

بنابر دلايلي که جنابعالي به آنها آگاه هستيد، موافقت شد اين امر تازماني که ماموريت به انجام برسد و گزارش شما منتشر شود، محرمانه نگهداشته شود. متاسفانه اين موضوع به رسانه ها نشت پيدا کرد که خيلي زود مطلع شدند و ما با هجوم انبوهي از سوالات روبرو شديم . 

5. گزارش شما در سايت Govatom که قرار است دسترسي به آن صرفا به کشورهاي عضو محدود باشد، در دسترس تمامي رسانه ها قرار گرفت . متاسفانه اين گزارشي بي سابقه توام با جزئيات فني در خصوص فعاليتهاي هسته اي ايران است که همواره موجب اشتباه و سوء برداشت افکار عمومي مي شود و بنابر اين فضاي سازنده را خدشه دار مي سازد. نيازي به ذکر نيست که انعکاس اينگونه اطلاعات فني در خصوص پروژه هاي حساس علمي که به بازرسان ارائه مي شود با سياست حفاظت از دارايي ها و محرمانه نگهداشتن ( اطلاعات )کشورهاي عضو انطباق ندارد. 

6. انعکاس گزارش از سوي آنها به عموم به خوبي نشاندهنده نکات منفي ناشي از پارگرافهاي تکراري و اضافي در خصوص مطالعات ادعايي است که بطور کامل گامهاي مثبتي که دولت متبوع من پس از گزارش قبلي و در پاسخ به درخواستهاي شخصي جنابعالي از رئيس جديد سازمان انرژي اتمي برداشته را تحت الشعاع قرار داده و تضعيف نموده است . 
7.يکي از ديگر ملاحظات، جلسات توجيهي فني در باره اجراي پادمان در ايران است که توسط بخش پادمان قبل از نشست شوراي حکام برگزار مي گردد. جايي که مواردي بسيار فراتر از گزارش جنابعالي ارائه شده است . نشان دادن تنها يک روي سکه ، به نمايش گذاشتن موارد مجعولي که قبلا تمامي آنها به ايران ارائه شده بود به بهانه يادآوري شرکت کنندگان ، فضا را مسموم ساخته و محيط همکاري اخير را که جنابعالي و اينجانب تلاش نموديم پس از نشست قبل شورا ايجاد نماييم ، تخريب نمود. در همان جلسه توجيهي من به نوبه خود مي توانستم جزئيات مذاکرات محرمانه در ايران را مطرح نمايم لکن بمنظور جلوگيري از تقابل با دبيرخانه با آگاهي از اينکه معدودي از کشورها غربي مايل هستند که شاهد چنين وضعيتي باشند، از انجام چنين کاري خودداري نمودم و بنابر اين آنها را مايوس ساختم . بهرحال چنين اقداماتي از سوي دبيرخانه مي بايستي يکبار و براي هميشه متوقف گردد. 

اجازه دهيد به عناصر مثبت گزارش شما که نشاندهنده تعهد کامل کشور متبوع من به وظايفش وفق موافقتنامه جامع پادمان است ، نگاهي داشته باشيم . 

a) آژانس قادر بوده است به راستي آزمايي عدم انحراف مواد و فعاليتهاي هسته اي اظهار شده در ايران ادامه دهد. 

b) ايران با آژانس براي بهبود اقدامات پادماني در کارخانه صنعتي غني سازي سوخت (FEP- تاسيسات غني سازي در نظنز ) همکاري داشته است. 

c) ايران امکان دسترسي به( 40-IR رآکتور آب سنگين ) را بمنظور راستي آزمايي اطلاعات طراحي فراهم ساخته است. 
d) ايران و آژانس در خصوص بهبود ارائه گزارشهاي حسابرسي رکوردهاي عملياتي به توافق رسيدند. 

e) ايران و آژانس همچنين در خصوص ملزومات دسترسي بموقع براي بازرسي هاي سرزده نشده به توافق رسيدند. 

f) آژانس تاييد نمود که هر دو کارخانه FEP و PFEP همانگونه که اعلام شده بود ( بطور مثال با اورانيوم 235-u با غناي کمتر از 5% ) در حال عمليات بوده اند. 

g) پس از گزارش قبلي آژانس با موفقيت سه بازرسي سرزده را به انجام رساند. از مارس 2007 مجموعا 29 بازرسي سرزده از FEP (تاسيسات غني سازي نطنز) به انجام رسيده است . 

h) مواد هسته اي در کارخانه نيمه صنعتي غني سازي سوخت (PFEP( همچنين محوطه آبشارها و ايستگاههاي خوراک دهي و کنار گذاري تحت اقدامات مراقبتي و نظارتي آژانس قرار دارند. 

i( آژانس راستي آزمايي اطلاعات طراحي را در UCF به انجام رساند. 

آژانس قادر بود تاييد نمايد که تاسيسات با اطلاعات طراحي ارائه شده از سوي ايران به آژانس منطبق است 

j( آژانس نتيجه گيري نمود که موجودي مواد هسته اي در UCF, با در نظر گرفتن عدم قطعيت اندازه گيري معمول مربوط به کارخانه هاي تبديل اورانيوم يا خروجي هاي مشابه ، همانگونه که توسط ايران اعلام شده با آن نتايج همخواني دارد وآژانس يک سيستم نظارتي و مراقبتي را در آن تاسيسات در 25-22 اوت 2009 نصب نمود. 

k( هيچ نشانه اي از فعاليتهاي مرتبط با بازفرآوري وجود نداشت . 

l( آژانس قادر خواهد بود موجودي همه مواد هسته اي در تاسيسات را راستي آزمايي کرده و تراز مواد هسته اي بعد از پاکسازي تله هاي سرد (cold traps) به انجام برساند. 
بنابر اين جمهوري اسلامي ايران به وظايفش وفق موافقتنامه جامع پادمان پايبند است . 
حال اجازه دهيد به نکات منفي گزارش نگاهي بيندازيم : 

a( در عين حال ايران متن اصلاح شده ترتيبات فرعي ، بخش عمومي ،کد1/3، در مورد ارائه زود هنگام اطلاعات طراحي را اجرا نکرده است. 

b( ايران فعاليتهاي مرتبط با غني سازي يا عملياتش روي پروژه هاي مرتبط با آب سنگين را آنگونه که از سوي شوراي امنيت الزام شده، بحال تعليق درنياورده است . 

c( ايران برخلاف درخواستهاي شوراي حکام و شوراي امنيت، نه پروتکل الحاقي را به اجرا درآورده است 

d( و نه با آژانس در ارتباط با موضوعات باقيمانده مورد ملاحظه که بمنظور مرتفع ساختن احتمال ابعاد نظامي برنامه هسته اي ايران نيازمند توضيح هستند، همکاري داشته است. متاسفانه آژانس قادر نبوده است در طول يکسال ايران را به هيچ گونه مذاکرات محتوايي در باره اين موضوعات باقيمانده وارد سازد. 

توضيحات در خصوص نکات يادشده بالا: 

a( پروتکل الحاقي يک سند الزام آور حقوقي نيست و همانگونه که جنابعالي گزارش نموده ايد حدود 80 کشور پروتکل الحاقي را اجرا نمي کنند. 

درخواست از ايران براي تصويب يا اجراي پروتکل الحاقي، که يک سند غير الزام آور حقوقي است، در مخالفت با حقوق بين الملل و تصميم حاکميتي هريک از کشورهاي عضو مي باشد. بنابر اين تعليق اجراي پروتکل الحاقي نقض موافقتنامه پادمان 214(/INFCIRC) محسوب نمي گردد اگرچه جمهوري اسلامي ايران بطور داوطلبانه بمدت بيش از دو و نيم سال پروتکل الحاقي و متن اصلاح شده کد 1/3 را بمدت دو و نيم سال به اجرا گذاشت . معدودي از کشورها در جهت گيري مخالف مسير اين اقدامات داوطلبانه که از سوي جمهوري اسلامي ايران به اجرا درآمده بود، بطور غير قانوني موضوع هسته اي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارسال داشتند. متعاقبا اقدامات داوطلبانه ايران بموجب قانون مصوب مجلس ايران به حال تعليق درآمد. 

b) پس از درخواست جنابعالي از رييس جمهوري وقت ، ايران با اجراي متن اصلاح شده ترتيبات فرعي ، بخش عمومي ،کد1/3، موافقت نمود. در عين حال همانگونه که در مطالب يادشده بالا توضيح داده شد اين اقدام نيز متعاقب تصميم مجلس ايران بحال تعليق درآمد اگرچه ايران هنوز ترتيبات فرعي ، بخش عمومي ،کد1/3 مورد توافق در فوريه 1976 را اجرا مي نمايد. 

c) طبق برنامه عمل مورد توافق بين ايران و آژانس، مطالعات ادعايي از سوي ايران بطور کامل مورد بررسي قرار گرفت و اين بند در برنامه عمل خاتمه يافت. انتظار براي دور ديگري از مذاکرات کاملا برخلاف روح و مفاد اين موافقتنامه که هردو طرف به آن متعهد هستند، مي باشد. يادآوري مي کنم که متن يادشده حاصل مذاکرات سخت ميان سه نفر از مقامات عالي مسئول در ارگانهاي پادمان، حقوقي و سياست گذاري آژانس مي باشد. بطور زياد انتظاراست که اژانس به توافقات خود با اعضا احترام بگذارد در غير اينصورت اعتماد و اطمينان دو جانبه که لازمه همکاري پايدار است در مخاطره قرار خواهد گرفت . 

اجازه بدهيد يک نگاه کوتاهي به مطالعات ادعايي داشته باشيم : 

a) خاطرنشان مي کنم متعاقب مذاکرات بين جنابعالي و دبير وقت شورايعالي امنيت ملي ايران در سال 2007، جمهوري اسلامي ايران براي حل و فصل تمامي موضوعات باقيمانده و رفع هرگونه ابهام مربوط به گذشته و حال در خصوص ماهيت فعاليتهاي هسته اي صلح آميز اش ابتکار مهمي را در جولاي 2007 اتخاذ نمود. بايستي تاکيد نمود که هدف اصلي برنامه عمل که متعاقبا در آگوست 2007 بين ايران و آژانس مورد توافق قرار گرفت، حل و فصل گام به گام تمامي موضوعات باقيمانده براي يکبار و هميشه و بمنظور جلوگيري از کشيده شدن بيشتر موضوع و ادامه فرآيند پايان ناپذير، بود. 

b) بر اساس برنامه عمل، آژانس فهرستي از 6 موضوع باقيمانده را به جمهوري اسلامي ايران همانگونه که در بخش اول سند 711/INFCIRC منعکس شده ارائه نمود: اين 6 موضوع باقيمانده عبارت بودند از: 1- آزمايشهاي پلوتونيوم 2- سانتريفيوژهاي p1/p2 3- منبع آلودگي در تجهيزات دانشکده فني 4- سند اورانيوم فلزي 5- پلونيوم 210 و 6- معدن گچين . 
c) تفاهمنامه ايران و آژانس هرگز به اصطلاح مطالعات ادعايي را که در بخش سوم 711/INFCIRC باختصار به آن اشاره شد، در زمره موضوعات باقيمانده قرار نداد، در غير اين صورت طرفين مي بايستي در بخش دوم 711/INFCIRC به آن مي پرداختند. بايستي اين واقعيت را بخاطر داشت که موضوعاتي از قبيل انفجارات با قدرت بالا و موشک با قابليت بازگشت، خارج از حيطه شرح وظايف اساسنامه اي آژانس هستند. بعلاوه در صورتيکه به اصطلاح مطالعات ادعايي موضوعات باقيمانده محسوب مي شدند، ايران و آژانس همانگونه که در بخش دوم 711/INFCIRC عمل کردند مي بايستي يک مداليتي را براي بررسي آنها تنظيم و مورد توافق قرار مي دادند. در نتيجه ايران و آژانس تصميم گرفتند که در بخش سوم 711/INFCIRCاشاره مختصري به مطالعات ادعايي داشته باشند و در مورد يک رهيافت متفاوت براي آن بشرح زير به توافق برسند: 

>ايران تاکيد نمود که مطالعات ادعايي زير را بعنوان ادعاهاي سياسي و بي پايه محسوب مي نمايد. در عين حال آژانس دسترسي ايران به اسنادي را که در اختيارش است فراهم مي نمايد... ايران بعنوان نشانه حسن نيت و همکاري با آژانس ، پس از دريافت تمامي اسناد، آنها را بررسي نموده و آژانس را از ارزيابي خود مطلع خواهد کرد. 

d) بر اساس تفاهم ياد شده بالا ، آژانس ملزم بود تمامي اسناد را به ايران ارائه نمايد و آنگاه صرفا از ايران انتظار مي رفت که >آژانس را از ارزيابي خود مطلع نمايد. >هيچگونه ملاقات ، مصاحبه با اشخاص و يا نمونه برداري براي بررسي اين موضوع در نظر گرفته نشده بود. مع الوصف ايران با در نظر داشتن مراتب فوق الاشعار و بر اساس حسن نيت با موافقت براي انجام گفتگوها با آژانس فراتر از تفاهم نامه ياد شده عمل نمود، اسناد مثبته لازم را ارائه داد و آژانس را از ارزيابي خود مطلع نمود. در همين حال آژانس ، با امتناع از ارائه تمامي اسناد به ايران در خصوص باصطلاح مطالعات ادعايي ، به وظايف خود بموجب بخش سوم 711/INFCIRC عمل نکرد. 

e) جنابعالي در گزارشهاي خودتان در نوامبر 2007 و فوريه 2008 ، صراحتا عنوان داشتيد که تمامي شش موضوع باقيمانده حل و فصل گرديده و جمهوري اسلامي ايران به تمامي پرسشها در باره موضوعات باقيمانده منطبق با برنامه عمل پاسخ داده است . بدنبال اجراي موفقيت آميز برنامه عمل که به حل و فصل تمامي شش موضوع باقيمانده انجاميد، دولت ايالات متحده با ناخرسندي از نتايج حاصله ، يک بازي سياسي را پيرامون بخشي از برنامه عمل تحت عنوان مطالعات ادعايي آغاز نمود. بنابر اين دولت ايالات متحده با مداخله در کار آژانس و اعمال فشارهاي سياسي مختلف تلاش نمود فضاي مبتني بر همکاري بين جمهوري اسلامي ايران و آژانس را مسموم سازد. 

f) عليرغم اين واقعيت که اسناد باصطلاح مطالعات ادعايي به ايران تحويل داده نشدند، جمهوري اسلامي ايران با دقت تمامي مدارک را که بوسيله دولت آمريکا براي نمايش آنها توسط آژانس از طريق PowerPoint تهيه شده بودند بررسي کرد و آژانس را از ارزيابي خود مطلع نمود. در اين چارچوب نکات مهم زير را خاطرنشان مي سازم : 

i.آژانس هيچ گونه سند رسمي يا واجد اعتباري که حاوي شواهد مستند مرتبط با ايران در مورد مطالعات ادعايي باشد به ايران تحويل نداد. 

ii. دولت ايالات متحده اسناد اصلي را به آژانس تحويل نداد زيرا در واقع هيچ سند معتبري در اختيار ندارد و تمامي آن مدارک جعلي هستند. آژانس نسخه اصلي هيچ سندي را به ايران تحويل نداد و هيچ يک از اسناد و مدارکي که به ايران نشان داده شدند تاييد اعتبار نشده و ثابت شده بودند که همگي ادعاهاي جعلي ، بي پايه و دروغين هستند که به ايران نسبت داده شده اند. 

iii. چگونه مي توان ادعاهايي را عليه کشوري بدون ارائه نسخه اصلي اسنادي که تاييد اعتبار شده باشند مطرح ساخت و از آن کشور خواست که بي گناهي خود را ثابت نمايد يا بخواهد که توضيحات ماهوي ارائه نمايد. 

iv. آژانس طي يک سند مکتوب مورخ 13 مي 2008 صراحتا ابراز داشته است: > هيچ سندي که ارتباط بين نمک سبز و ديگر موضوعات باقيمانده در مورد مطالعات ادعايي موسوم به آزمايشهاي انفجارات با قدرت بالا و موشک با قابليت بازگشت را که به ايران تحويل يا ارائه شده اند تصديق نمايد، وجود ندارد. اين سند مکتوب اين واقعيت را ثابت مي نمايد که اسناد مربوط به مطالعات ادعايي فاقد هرگونه همخواني و انسجام است . مايه تاسف است که اين واقعيت صريح ابراز شده از سوي آژانس هرگز در گزارشهاي مديرکل انعکاس نيافته است . 

g) با درنظر گرفتن واقعيتهاي فوق الاشعار، و اينکه هيج سند اصلي در رابطه با مطالعات ادعايي وجود ندارد و هيچ گونه شواهد معتبر و مستند دال بر رابطه اي بين اين گونه ادعاهاي جعلي و ايران موجود نمي باشد، و هيچ گونه استفاده اي از مواد هسته اي در ارتباط با مطالعات ادعايي تشخيص وجود ندارد ( زيرا چنين موردي در واقع وجود ندارد )، همچنين با مد نظر قرار دادن اين واقعيت که ايران وظايف خود را با ارائه اطلاعات و ارزيابي خود به آژانس به انجام رسانده است ، و اين واقعيت که جنابعالي قبلا در گزارشهاي خود در ژوئن و سپتامبر 2008 عنوان نموده ايد که آژانس هيچ اطلاعاتي در باره طراحي عملي يا توليد قطعات مواد هسته اي يک سلاح هسته اي يا ديگر قطعات کليد از قبيل چاشني يا در مود مطالعات فيزيک هسته اي در اختيارندارد، بنابر اين موضوع بايستي بسته شود. 

h) چنانچه در نظر مي بود که ديگر موضوعات علاوه بر مطالعات ادعايي ( نمک سبز، موشک با قابليت بازگشت ، انفجارات با قدرت بالا) از قبيل ابعاد نظامي احتمالي مطرح شود، از آنجا که تمامي موضوعات باقيمانده در يک فهرست کامل تهيه شده از سوي آژانس طي مذاکرات درج شده بودند، بنابر اين اين مسائل مي بايستي از سوي آژانس در خلال مذاکرات درخصوص برنامه عمل مطرح مي گرديدند. بخوبي مي توان دريافت که هيچ موضوع و موردي تحت عنوان ابعاد نظامي احتمالي در مداليتي وجود ندارد. 

i) براساس آخرين گزارش بشماره 55/2009/GOV آژانس اظهار داشته است که اعتبار اسنادي که مباني مطالعات ادعايي را تشکيل مي دهند قhبل تاييد نيستند. اين امر ارزيابي جمهوري اسلامي ايران مبني بر اينکه مطالعات ادعايي مبتني بر انگيزه هاي سياسي بوده و ادعاهايي بي اساس هستند را ثابت کرده است . 

j) جنابعالي در موارد متعددي تاکيد کرده ايد که آژانس قصد ورود به قلمرو امنيت کشورهاي عضو ندارد. با کمال تعجب در اين گزارش شما درخواست غير موجه قبلي کارمندانتان را در تهران براي مذاکره با کارمندان نظامي ايران پيرامون مسhله موشکها و مواد منفجره منعکس کرده ايد. اين امر، بي شک مداخله در فعاليتهاي نظامي متعارف محرمانه يک کشور عضو که مربوط به امنيت آن کشور مي شود، مي باشد و از اينرو در تضاد با موضع اعلام شده شما مي باشد.> 

k) اولين پاراگراف فصل چهارم برنامه عمل بيان مي دارد:> اين مداليتي تمامي موضوعات باقيمانده را پوشش مي دهد و آژانس تاييد مي نمايد که هيچ موضوع باقيمانده و ابهاماتي در خصوص گذشته و حال برنامه و فعاليتهاي هسته اي ايران وجود ندارد. 

l) بر اساس پاراگراف اول فصل چهارم برنامه عمل که درآن آمده است :> اين مداليتي تمامي موضوعات باقيمانده را پوشش مي دهد و آژانس تاييد مي نمايد که هيچ موضوع باقيمانده و ابهاماتي در خصوص گذشته و حال برنامه و فعاليتهاي هسته اي ايران وجود ندارد<، طرح عبارت جديد در پاراگراف 18 گزارش 55/2009(/GOV) که آمده است > تعدادي از موضوعات باقيمانده بجا مانده اند< يا در پاراگراف 28 گزارش که آمده است :> موضوعاتي باقي مانده اند < نه تنها در تضاد با برنامه عمل مي باشد بلکه برخلاف گزارش مديرکل (G 4/2008/OV پاراگراف 54 ) مي باشد. 

m) پاراگراف 5 فصل چهارم برنامه عمل بيان مي نمايد : > آژانس و ايران توافق نمودند پس از اجراي برنامه عمل ياد شده بالا و مداليتي مورد توافق براي حل و فصل موضوعات باقيمانده ، اجراي پادمان در ايران به شيوه عادي به اجرا در خواهد آمد< 

n) آژانس در پاراگراف 3، فصل چهارم برنامه عمل ، اذعان نموده است که > هيات اعزامي آژانس بر اين باور است که موافقتنامه در خصوص موضوعات ياد شده بالا بازدهي در اجراي پادمان در ايران و توانايي اش را براي نتيجه گيري در باره ماهيت صرفا صلح آميز برنامه و فعاليتهاي هسته اي ايران بهبود خواهد بخشيد<. بر اين اساس در حاليکه برنامه عمل به اجرا درآمده است ، آژانس موظف است که ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران را تاييد نمايد. 

o) جمهوري اسلامي ايران و آژانس وظايف مورد توافق در برنامه عمل را بطور کامل اجرا نموده اند، بدين منظور ايران گامهاي داوطلبانه اي را فراتر از وظايف قانوني اش بموجب موافقتنامه جامع پادمان برداشته است . 

با توجه به مراتب فوق الاشعار و گزارش اخير 55/2009(جنابعالي /GOV) که تاييد مي نمايد ايران با مطلع ساختن آژانس از ارزيابي خود وظايفش را در رابطه با مطالعات ادعايي کاملا به انجام رسانده ، و تحولات بسيار مثبت و همکاري مشترک سازنده ايران و آژانس از جنابعالي قويا انتظار مي رود اعلام نماييد برپايه آخرين بند برنامه عمل 711(/INFCIRC) اجراي پادمان در ايران به شيوه عادي انجام خواهد شد. به جنابعالي اطمينان مي دهم که جنابعالي با انجام چنين اقدامي همچون يک ميراث ، فصل جديدي را براي اعتمادسازي متقابل و اطميناني که منجر به ارتقاء همکاري مي شود، خواهيد گشود و آنگاه موقعيت بهتري براي پاسخگويي به سوالات ، چنانچه سوالي وجود داشته باشد، مشابه با روش ديگر کشورهاي عضو و مطابق با موافقتنامه پادمان ايجاد خواهد شد. 
عاليجناب لطفا احترامات فائقه اينجانب را پذيرا باشيد. 
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر