آقای کلهر! چند روز جبهه تشریف داشتید؟!
حالا حکایت آقای مهدی کلهر است و حرف های شگفت انگیز وی در پایان هفته دفاع مقدس؛ بخوانید: "مهندس بيژن زنگنه بعد از ادغام دو وزارت فرهنگ و هنر و ارشاد اسلامي، معاون فرهنگي وزارت جديد شد و در يك سخنراني اعلام كرد كه جواناني كه ما تربيت كرديم هم اكنون در جبهه ها مي جنگند. من دو سال و نيم پست هاي معاونت فرهنگي، هنري و سينمايي را تجربه كرده بودم، بعد از سخنراني به وي گفتم اين جوانان تربيت شده فرهنگ اسلامي شما نيستند، ظلم ستيزي اين جوانان متاثر از فيلم هاي وسترن آمريكايي و ايتاليايي است. 25 سال بعد جوان هايي را كه با فرهنگ شما تربيت مي شوند، خواهيم ديد."
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از منتقدان احمدی نژاد، آنها را بی انصاف خوانده و گفته است: "ملتي كه انصاف نداشته باشد، حتي اگر گرفتار رضاخان شود نبايد ناراحت شود."
البته آنچه ایشان گفته، لابد عقاید شخصی اش بوده است و در مملکتی که به قول رییس جمهور، آزادی مطلق وجود دارد، طبیعی است که مشاور رییس جمهور نیز بتواند از آزادی بیان موجود بهره مند شود و دیدگاه هایش را بگوید و اگر کسانی مانند آقای خورشیدی، دبیرکل جمعیت خدمتگزاران و از سرداران دوران دفاع مقدس، در واکنش به این حرفها بگوید که علیه کلهر شکایت خواهد کرد و اگر به شکایتش رسیدگی نشود 2 کشیده به گوش او خواهد نواخت، نشانه آن است که در این کشور، افرادی که معتقدند باید "حرف" را با "سیلی" جواب داد، کم نیستند!
اما فارغ از این مسایل، بد نیست مشاور روشنفکر رییس جمهور را به تامل در پرسشگری زیر فرا بخوانیم (و تجربتاً انتظار پاسخ نداریم):
1- آقای کلهر که معتقد هستند ظلم ستیزی جوانان در ابتدای جنگ متاثر از فیلم های وسترن بود، از آن هشت سال جنگ، چند روزش را در جبهه حضور داشت تا با مشاهده رزمندگان و همسنگری و هم رزمی با آنها متوجه شود که ریشه ظلم ستیزی آنها تعلقات دینی و عرق ملی شان بوده است یا فیلم های وسترن آمریکایی و ایتالیایی؟!
2- اگر سینمای غرب ،این قدر تاثیرات مثبت دارد که جوانان یک ملت مسلمان و شرقی را تا بدان اندازه تقویت می کند که هشت سال در برابر یک جنگ تحمیل شده از سوی قدرت های جهان مقاومت کنند و اگر سینمای آمریکا قادر است آن همه اخلاص و ایمان و فداکاری به جامعه تزریق کند، چرا همانند گذشته، درهای کشور را به سوی تولیدات بی سانسور هالیوود نمی گشاییم تا بلکه مشکلات معنوی جامعه امروز ما هم حل شود!
3- هر چند این سخن آقای کلهر عجیب و غریب است اما علت گفتن آن، چندان بیگانه با ادبیات سیاسی حاکم بر کشور ما نیست.
آقای کلهر به نمونه هایی از این بی انصافی نیز اشاره کرده است، مانند خاطره وی از برج یکصد متری سیمان که وقتی از خبرنگاران پرسیده شد چرا از آن عکس نمی گیرید؟ گفتند چه فایده که سردبیرانمان اجازه انتشارش را نخواهند داد زیرا به نفع دولت است؟!
البته این به معنای آن نیست که هر آنچه منتقدان احمدی نژاد گفته اند و می گویند از سر عناد و لج بازی است بلکه بسیاری از نقدها نیز وارد است ؛ اما به هر حال ادبیات سیاسی جامعه ما اینگونه است و این رویکرد ناصواب نیز البته به یک طرف ماجرا مربوط نمی شود و هر دو سوی دعواهای سیاسی، این بی اخلاقی ها را دارند.
بهتر است آقای کلهر و دیگران به این نکته توجه داشته باشند که در بازی های سیاسی و دعواهای جناحی شان از ملت خرج نکنند و صفات رذیله برخی سیاست بازان را به ملت نسبت ندهند، ملتی که زیر بار سنگینی فشارهای روزمره زندگی به سختی و نجابت روزگار می گذراند و از این همه دعواهای بی حاصل سیاسی، به ستوه آمده است.
سخنان آقای کلهر در متهم کردن "ملت" به بی انصافی و آنها را شایسته دیکتاتوری مانند رضاخان دانستن را به حساب سهو کلام می گذاریم و نه اشارتی معنادار و از قبل اندیشیده شده.
