بیانیه حزب مشارکت: دولت نهم کشور را از انرژی هستهای محروم کرد
در این بیانیه آمده است:
از آنجا که روند کار به نوعی بود که به گمان ما جز بحران آفرینی و تشنج زایی برای کشور حاصلی نداشت، چاره یی باقی نماند که این دیدگاه ها با مردمی که محرم تر از هر کسی و صاحب اصلی حق هستند در میان گذاشته شود و البته جز اعلان نظر، حزب هیچ اقدام عملی یا حرکت سیاسی و اجتماعی در این مورد نداشت.
با نگاهی گذرا به مواضع حزب و دقت در راهکارهای ارائه شده و مقایسه دستاوردهای فعلی با شعارهای آقایان، کاملاً مشخص می شود تهمت های ناروای کیفرخواست نویسان در «بازکردن راهی برای نفوذ دشمنان سلطه گر»، «باز کردن فضا برای محروم شدن ملت ایران در حق مسلم انرژی هسته یی»، «گرفتن امتیاز از نظام از طریق این فشار» و «دریافت جایزه از بیگانگان در حال این خوش خدمتی» سخنان بی اساسی است که باعث می شود سرنخ های اصلی بروز مشکلات گم شود.
جبهه مشارکت مردم را به قضاوت فرا خواند و اظهار داشت؛ کسانی با فرار به جلو می کوشند تا عده یی را که از سر دلسوزی و واقع بینی، چنین آینده یی را پیش بینی می کردند، به صرف گفتن حق متهم کنند. اینک برای ما مسلم شده است که اگر راهی برای محروم کردن ملت ایران از فناوری هسته یی وجود داشت بهتر از آنچه در چهار سال گذشته اتفاق افتاد، نمی توانست باشد. اشتباهات فاحش کیفرخواست نیز موجب واکنش حزب مشارکت شد زیرا در بخشی از کیفرخواست آمده بود که در سال 82 آقای محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت مواضع ضدملی را اتخاذ کردند که البته حزب مشارکت در پاسخ به این ادعا برآمد و گفت؛ آقای دکتر میردامادی در سال 82 دبیرکل جبهه مشارکت نبودند. به علاوه، چگونه مواضع (به قول آقایان) ضدملی و ضدمردمی در بحث نحوه تعامل ایران با آژانس و پرهیز از فرستاده شدن پرونده ایران به شورای امنیت که موضوع مورد بحث نیمه دوم سال 84 بوده، آن چنان بالا می گیرد که در سال 82 آقای دکتر میردامادی خواستار تسلیم سریع ایران در مقابل غرب می شود.
در بخش دیگری از بیانیه مشارکت، در این بیانیه آمده است؛ جبهه مشارکت همچنان سیاست تنش زدایی و عادی سازی روابط با دیگر کشورها را راهگشای سیاست خارجی و تامین کننده امنیت و منافع ملی می داند. اجرای همه جانبه و پیگیرانه این سیاست می تواند جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه شایسته خود در عرصه بین المللی بنشاند، همان طور که در سال های اولیه پس از حماسه دوم خرداد تا حدود زیادی چنین شد. اما مخالفت های عملی با اجرای این سیاست از سوی برخی نهادها از یک سو و فرآیند کند، غیرشفاف و ابهام آمیز تصمیم سازی و تصمیم گیری در این عرصه از سوی دیگر موجبات از دست رفتن فرصت ها و قرار گرفتن ایران در وضعیت فعلی را فراهم آورده است. ما تاسف و نگرانی شدید خود را از روند تصمیم سازی و تصمیم گیری در عرصه سیاست خارجی به دلیل عدم برخورد فعال و قرار گرفتن در چنین شرایطی ابراز می کنیم.
