مشایی و حاشیه هایش
سعید نواییحاشیههایی که هر از چند گاهی به واسطه نزدیکی مشایی به احمدینژاد، موجی از انتقاد را در میان همراهان اصولگرای دولت ایجاد میکند و بعد به فراموشی سپرده میشود. اسفندیار رحیممشایی یار دیرین احمدینژاد است. حاشیهها هر قدر هم که جنجالآفرین باشند، باز هم نمیتوانند نظر احمدینژاد را درباره مسئول دفتر، مشاور ارشد رئیسجمهور، رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن، جانشین رئیسجمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، عضو شورای فرهنگی دولت، عضو کمیسیونهای اقتصاد و فرهنگی دولت، ریاست کمیته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران- پاکستان- هند، سرپرست نهاد ریاست جمهوری و سرپرست شورای مناطق آزاد تغییر دهد. شاید از نظر او اصلاً حاشیهای در کار نیست.
او تا پیش از آنکه به حلقه دوستانش در شهرداری تهران بپیوندد، مدیرکل اجتماعی وزارت کشور، مدیر شبکه رادیو پیام و مدیر شبکه رادیو تهران بود. پس از حضور احمدینژاد در شهرداری تهران او معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری و پس از آن رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد. همین همراهی کافی بود تا پس از انتخاب احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور، او راهی سازمان میراث فرهنگی شود و این سرآغاز حاشیههای مشایی برای دولت به شمار میرفت. در دولت دهم ابتدا به عنوان معاون اول رئیسجمهور منصوب شد اما با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب اسلامی از این سمت کناره گرفت. با این وجود او همچنان در حلقه نزدیکان احمدینژاد ماند و رئیس دفتر او شد.
آیتالله صافی گلپایگانی و آیتالله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه خود مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی به ناچار استعفا کرد. وی در نامه استعفا نوشت: این کار را صرفاً برای تکریم قرآنکریم بوده است و آنها به هنگام این مراسم حتماً وضو میسازند.
همین اقدام اعتراضات بسیاری از نمایندگان مجلس و مراجع تقلید را بر انگیخت اما تا زمانی که مخالفت رهبر معظم انقلاب با این اقدام دولت علنی نشد دولت حاضر نشد که اعتراضات را به رسمیت بشناسد. با این وجود دولت مجبور شد پس از این، مصوبه خود را لغو کند.
این بخشی از سخنان مشایی در برنامه نگاه یک بود. مشائی در مقابل درخواست مجری برای اعلام آدرس این نشانی اینترنتی آن را به مسئولان مربوطه در سازمان میراث فرهنگی احاله کرد. اقدامی که تاکنون رنگ عملی به خود نگرفته است.
او همچنین در مراسم ثبت میراث معنوی نیمه شعبان گفته است: انسان بزرگتر از جهان است هیچ نقطهای از عالم نیست که به انسان مربوط نباشد هیچ نقطه از عالم نیست که در آن منظوری از انسان وجود نداشته باشد امروز ما جزء کوچکی از جهان هستیم.
و برای اثبات گفتههایش میافزاید: این حرفهایی که بنده میزنم عین آموزههای دینی است هر کسی شک دارد برای بحث 100 ساعته آماده هستم صدا کنید بگویید مشایی چه میگویی؟ تا بگویم تو هم لذت میبری، این عین آموزههای دین است.
او در اظهار نظر دیگری میگوید: انسانها نمیتوانند خدایی داشته باشند که از درونیات آنها جدا باشد بلکه خدای ما انسانها محصول دنیا و قدرت اندیشه ما است. ما به دلایلی وحدت بر نمیتابانیم و خدایان ما هم به همان دلایل وحدت بر نمیتابانند.
مشایی در پاسخ به سؤال کورپا خبرنگار زن روزنامه صباح، که پرسیدآیا میتوانم روسریام را بردارم، گفته است: بله، اینجا، ایران آزاد است.
طبق آنچه که در این روزنامه چاپ شد، مشایی گفته است: در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمیشود، این یک انتخاب کاملاً شخصی است، اگر شما در ایران از روسری و حجاب استفاده نکنید هیچ مقام دولتی به شما تذکری نخواهد داد، البته شاید به شما بگویند که این کار برخلاف عرف و عادات ملی ماست و اگر استفاده کنید بهتر است، ولی باز تأکید میکنم که هیچ اجباری در کارنیست.
خبرنگار میپرسد: ایرانیهایی که به قصد تفریح به ترکیه میآیند، یعنی توریستهای ایرانی در ترکیه، مشروبات الکلی استفاده میکنند و حجابی هم ندارند و در آب، خانمها با مایو میروند. این شما را ناراحت نمیکند؟
مشایی با خنده زیاد میگوید: این مسائل شخصیشان هست و اگر دوست دارند میتوانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند و هم بیحجاب باشند و هم با مایو بگردند! در ایران بهخاطر دستورات دینی استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است به همین علت ایرانیها میتوانند در خارج از ایران از این نوشیدنیها استفاده کنند. این یک ترجیح شخصی است، الگوی ما در صنعت توریسم کشور ترکیه است!
البته این سخنان از سوی مشایی تکذیب شد.
وی ادامه داد: کاوشهای باستانشناسی نشان میدهد که انسان به خدا اعتماد داشته است اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من میگویم مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخته آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است. ملتها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیدهاند چون انسانها خداهای متفاوت دارند.
البته روز گذشته رئیس دفتر رئیسجمهور با صدور توضیحی اعلام کرد انتشار برخی اظهارات منتسب به اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر رئیسجمهور، از سوی برخی جراید و سایتها، او را به ارائه توضیحاتی واداشته است.
مشایی در این توضیحات آورده است: عنوان جعلی «خدا نمیتواند محور وحدت باشد»، عنوانی از اساس غلط و انحرافی است و انتساب ذکر آن به اینجانب ضمن آنکه از مصادیق بارز افترا و از اینرو، قابل پیگرد قضائی است، یک گستاخی آشکار به باور همه موحدان عالم است. اینجانب در بحث خود تلاش کردم تا انتساب سابقه عملکرد اختلافآفرین بشر در زمین به ساحت اقدس الهی را نفی و آن را ناشی از عدم معرفت نسبت به خدای واحد و آفریدگار جهان اعلام نمایم. در این سخنرانی و چند سخنرانی دیگر تأکید کردهام که عدم وحدت جامعه بشری در گذشته و (حتی اکنون) ناشی از عدم معرفت لازم نسبت به خداوند است؛ یعنی از یکسو شاهد اختلاف در ملتها بوده و هستیم و از سوی دیگر، همچنانکه کاوشهای تاریخی نشان میدهد باور به خدا و معبود و زندگی پس از مرگ به صورت عمومی از دیرباز در ملتها وجود داشته است.
حل این تضاد را باید در کیفیت و میزان معرفت نسبت به خدا جستوجو کرد؛ یعنی خدای واحد موجب وحدت میشود؛ در حالی که فهم متفاوت و بعضاً متضاد از خدا موجب نقض توحید و یگانهپرستی و اعتقاد به خدایان متعدد و متکثر شده است، حالا به اختلاف در آحاد و صفوف مردم منجر میشود. اجتناب از خدایان متفرق و ایمان به خدای واحد اساسیترین دعوت همه انبیای الهی است و ریشه «توحید در کلمه»، «کلمه توحید» است؛ بنابراین جدا از آن که خدای خالق آسمانها و زمین واحد است، باید معرفت یکسانی از خدا وجود داشته باشد تا به وحدت انسانها بینجامد. جنگ و خونریزی مستمر انسانها در طول تاریخ و حسادت و مسابقه برتریجویی و توسعهطلبی و اثبات خود از طریق نفی دیگران هرگز نمیتواند محصول ایمان به خدای یکتا باشد و اما برای انسان شایسته ضروری است در مسیر کسب معرفت از همه امکانات بهرهمند باشد، سود جوید و نیز لازم است این فرصتها برای همگان فراهم شود تا همگان با افزایش وسعت وجودی به خدای واحد نزدیکتر و از این طریق به انسانهای دیگر نزدیکتر شوند. انسان با وسعت وجودی کم، نمیتواند به فهم خدای بزرگ نائل شود؛ همچنانکه انسان با وسعت وجودی زیاد نمیتواند سنگ و چوب و خورشید و هوای نفس را خدای خود قرار دهد.
و اما دستاندرکاران برخی سایتها و برخی همکاران فکری آنها با کمال تأسف میکوشند تا با پرداختهای مغرضانه، ذهنیت جامعه را از دریافتهای صحیح محروم سازند. اینها و دوستانشان همانهایی هستند که میخواهند ذلت سکوت را به زبان حقیقت تحمیل و راه نشر حقایق ناب مکتب ولایت را سد کنند. والله متم نوره.
