بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۷

افروغ : شعارهايي كه ملاك وحدت بود، امروز ابزار افتراق‌ و انشقاق شده است

کد خبر : ۲۶۱۷۵

دكتر عماد افروغ در گفت‌وگوي مفصل با خبرنگار ايسنا به بيان دغدغه‌ها، نگراني‌هايش و انتقادهايش درباره موضوع سياستمداري و سياست‌ورزي در شرايط فعلي كشور پرداخت.

اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي با انتقاد از وضعيت سياسي كشور اظهار كرد:«چرا شعارهايي كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده، امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است؟»

اين محقق و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) هم‌چنين درباره تعريف درست «سياستمدار» با بيان اين‌ كه «اين تعريف تا حدي به زمينه‌هاي فرهنگي و تاريخي جامعه‌اي كه قرار است سياستمدار در آن تعريف شود، برمي‌گردد» گفت:« سياستمدار كسي است كه سياست را مي‌شناسد، و قدرت و بزرگترين مظهر آن در شرايط كنوني، يعني قدرت دولتي به همراه مباني، مولفه‌ها، اجزا و شيوه‌هاي دستيابي به آن را درك و به گونه‌اي تلاش مي‌كند بر اين قدرت تاثيرگذار باشد؛ خواه غيرمستقيم از طريق آگاهي‌بخشي و وارد آوردن فشار بر فضاي فعل و انفعالات قدرت رسمي و خواه به شكل مستقيم؛ يعني به گونه‌اي براي ورود به قدرت دولتي گام بردارد و نقشي در دايره تصميم‌گيري سياسي ايفا كند.»

وي با اشاره به اين‌كه «در اين بين نبايد از قدرت عدم تصميم‌گيري غافل شد» منظور خود را اينگونه توضيح داد:« ممكن است سياستمدار را بيشتر دايرمدار عرصه تصميم‌گيري تعريف كنيم كه وقتي به قدرت تصميم‌گيري رسيد، سعي كند از ابزارهاي عدم تصميم‌گيري هم استفاده كند و براي تحكيم قدرت خود به هژموني و ابزارهاي استيلاي فرهنگي متمسك شود، ولي قدرت ديگري نيز وجود دارد كه مي‌توان از آن به عنوان قدرت عدم تصميم‌گيري ياد كرد. اين قدرت پيش از آن‌كه به توان تصميم‌گيري تعريف شود، به اعتبار آن تعريف مي‌شود. بسياري افراد هستند كه شايد نشود به آن‌ها سياستمدار به معناي متعارف آن گفت، ولي به گونه‌اي در سياست ما اثرگذارند و "گروه‌هاي منزلت" نوعا اين‌چنين هستند.»

اين استاد دانشگاه با بيان اين‌كه «با كمي تسامح مي‌توان تقريبا تمام كساني را كه به موضع‌گيري سياسي خود اشراف يا به دلالت‌هاي اين موضع‌گيري‌ها توجه دارند، سياستمدار شناخت» تصريح كرد:« كساني كه متوجه دلالت‌هاي سياسي موضع‌گيري‌هاي خود هستند و مي‌كوشند پي‌گير اين دلالت‌ها باشند، به نوعي سياستمدار محسوب مي‌شوند و هرچه پي‌گيري بيشتري درباره دلالت‌هاي مواضع خود داشته باشند، بيشتر مي‌شود آن‌ها را به عنوان سياستمدار شناخت.»

وي افزود:« از نظر من مفري از سياست و موضع‌گيري سياسي نيست، ولي اين مساله شدت و ضعف‌هايي دارد؛ بدين ترتيب سياستمدار كسي است كه مباني، اجزاء و اركان قدرت به ويژه قدرت دولتي عصر و جامعه خود را مي‌شناسد و مي‌كوشد بر اين مولفه‌ها و جايگاه‌ها اثرگذار باشد.»

افروغ درعين حال معتقد است كه در شرايط كنوني، ابهام و عدم شفافيت وجود دارد و «آشفتگي» ايجاد شده است؛ به طوري كه نمي‌توان به طور شفاف داوري كرد كه حال و روز سياستمدار و غيرسياستمدار ما چيست.

وي افزود:« فضاي كنوني ما به گونه‌اي است كه معلوم نيست چه كسي سياستمدار است و چه كسي سياستمدار نيست، فضاي مبهمي ايجاد شده كه با توجه به اين‌كه همه چيز سياسي شده، مي‌شود گفت همه هم سياستمدار هستند و هم سياستمدار نيستند، من اين حالت را با دوام نمي‌دانم و از عواقب آن نگران هستم.»

وي ادامه داد: « در جامعه‌اي كه پيچيدگي و عدم شفافيت، حاكم مي‌شود، ممكن است عده‌اي كه مباني و اركان آن را نمي‌شناسند و مباني نظري سياست متناظر با جامعه ما را خوب درك نكرده‌اند، هم‌چنين درك صحيحي از انقلاب اسلامي ندارند و بازي قدرت و رقابت را خوب نمي‌شناسند، از اين آشفته‌بازار استفاده كنند، خط و ربط لازم را بدهند و بر آشفتگي و تبعات آن كه مي‌تواند بي‌اعتمادي و سست‌كردن بنيان‌هاي نظام باشد، بيفزايند.»

افروغ در ادامه با تاكيد بر اين‌ كه « در پس هر سياستمداري بايد عقلانيتي مشهود باشد» گفت: « وقتي با يك آشفته‌بازار روبه‌رو شويم، عقلانيت كمرنگ مي‌شود و در فضايي كه عقلانيت وجود نداشته باشد، نمي‌توانيم به دنبال اخلاق و عدالت هم بگرديم و نمي‌شود عاقبت خوشي هم ترسيم كرد.»

اين استاد دانشگاه به وضعيت فعلي جامعه اشاره كرد و با بيان اين اعتقاد كه «امروز شرايطي در كشور حاكم شده كه به راحتي نمي‌شود سره را از ناسره جدا كرد و عده‌اي هم كه مي‌توانند اين كار را انجام دهند، متاسفانه يا احساس امنيت لازم را نمي‌كنند يا احساس مي‌كنند حرف آن‌ها خريدار ندارد، در نتيجه سكوت اختيار مي‌كنند»، افزود:« در نتيجه در اين آشفته‌بازار عده‌اي كه زمينه را براي تاخت‌وتاز خود مستعد مي‌بينند، با لطايف‌الحيلي سوار بر موج سياست مي‌شوند و به نحوي سوفسطايي‌مسلك به مسائل مي‌نگرند؛ ويژگي سوفسطاييان اين بوده است كه خود را متخصص همه چيز مي‌دانستند، ولي درهيچ چيز تخصص نداشتند.»

وي ادامه داد:« ميدان‌دار‌شدن چنين افرادي موجب مي‌شود از عقلانيت لازم دور شويم و فرد نخبه از ورود به صحنه باز بماند، يا خود را محروم كند و يا امنيت خاطر نداشته باشد. متاسفانه امروز ما در چنين فضايي قرار گرفته‌ايم؛ فضايي كه با انواع و اقسام انگ‌ها و تهمت‌ها عجين شده و برخي از همان ملاك‌ها و معيارهايي كه اساس وحدت‌بخشي رجال سياسي، نظام و مردم ما بوده، امروز به ابزارهاي افترا و تهمت‌زني تبديل شده است؛ به گونه‌اي كه گويي هركس زر و زور و تزوير بيشتري دارد، مي كوشد اراده خود را كه ممكن است چندان هم معقول، اخلاقي و عادلانه نباشد، به نام سياست‌ورزي صحيح به بقيه تحميل كند.»

وي با بيان اين‌ كه «بايد براي شرايط پيش‌آمده، چاره‌اي انديشيد» خاطرنشان كرد:« اگر كسي معتقد باشد نبايد براي اين شرايط فكري كرد، چراكه اين وضعيت هيچ نسبتي با انقلاب اسلامي ندارد، من او را به انديشه‌هاي سياسي امام(ره)، لايه‌هاي فلسفي و حكمي اين انقلاب و موضع‌گيري‌هاي 30 سال اخير كه موجب قوام و دوام جمهوري اسلامي شده است، ارجاع مي‌دهم؛ زيرا نمي‌شود كشور را به صورت يكسويه اداره كرد و همه بايد بتوانند حرف‌هايشان را بزنند.»

افروغ با بيان اين كه «قرار است عرصه سياست ما با عرصه سياست در غرب تفاوت‌هايي داشته باشد»، اظهار كرد:« قرار نيست درعرصه سياست‌ورزي ما، ماكياوليسم جايگاهي داشته باشد و قدرت دولتي يا حكومتي هدف تلقي شود؛ بلكه قرار است اين‌ها ابزار باشند.»

اين نماينده سابق مجلس با اشاره به اين ‌كه «ما قرار است سياست اخلاقي، ديني، انساني و الهي را دنبال كنيم» يادآور شد:« اين سياست ملزوماتي دارد كه بايد به آن توجه شود. اين سياست‌ورزي نسبتي با مباني انقلاب اسلامي و مباني ارزشي ما دارد و در بهترين حالت، سياست يا قدرت دولتي در نظام ما تقدم رتبي دارد و تقدم ارزشي ندارد؛ يعني مقدمه‌اي است براي رسيدن به يك ذي‌المقدمه كه آن ذي‌المقدمه اصالت بيشتري دارد و در قالب اخلاق و معنويت و معرفت‌الله تعريف مي‌شود، اما متاسفانه ما توسط برخي اصاحب قدرت دچار نوعي سياست‌ورزي شده‌ايم كه اين معنا را برنمي‌تابند و به گونه‌اي اين ارزش‌ها را ابزار حفظ آن تقدم رتبي كرده‌اند.»

وي با بيان اين اعتقاد ‌كه « متاسفانه امروز هدف وسيله و وسيله هدف شده است» از آنچه آن را « ابزار قرارگرفتن ارزش‌ها، اخلاقيات و معنويات در دست عده‌اي براي حفظ قدرت به هر قيمتي» خواند انتقاد كرد و افزود:« آن‌چه در حال حاضر به چشم مي‌آيد، شتاب‌زدگي، رفتار احساسي و هيجاني، انگ و برچسب‌زدن و يك فضاي سرشار از تهمت است كه نه با رفتار عقلاني سازگار است و نه با سياستي كه در جمهوري اسلامي تعريف شده و قرار است در جهت ارزش‌ها باشد.»

وي هم‌چنين با اشاره به وظيفه اصلي يك سياستمدار واقعي اظهار كرد:« فضايي كه امروز در آن قرار داريم تا حدي معلول كنش، اعمال، رفتار و سياست‌ورزي گذشته سياستمداران ما بوده است؛ يعني كساني كه بايد در عرصه قدرت دولتي خوب سياست‌ورزي مي‌كردند، خوب عمل نكردند و خودشان متوجه اين مساله نبودند، يا اين‌كه در مقطعي نوعي ماكياوليسم را كليد زدند كه نسبتا سكولار بوده و امروز به واكنش آن تبديل شده و به نظر من سر از نوعي ماكياوليسم مذهبي درآورده است.»

وي افزود: « متاسفانه وقتي به رفتار سياست‌مداران در گذشته نگاه مي‌كنم متوجه برخي بي‌اخلاقي‌ها و عدم توجه به عقلانيت و توجه به نقش ابزاري حكومت مي‌شوم؛ يعني گروه‌هاي سياسي ما در گذشته و در شرايط كنوني اشتباهاتي داشته‌اند و يك ارتباط زنجيره‌اي بين شرايط فعلي و گذشته وجود دارد كه بايد آسيب‌شناسي شود.»

افروغ با تاكيد بر اين‌كه «كشوري سربلند است و مي‌تواند آينده سالم و بانشاطي را براي خود رقم بزند كه از اشتباهاتش عبرت بگيرد» تصريح كرد:« ما بايد اجازه دهيم اين عبرت‌گيري رخ دهد. به قول معروف، جلوي ضرر را از هر كجا بگيريم، نفع است و ما بايد جلوي ضرر بيشتر را بگيريم.»

وي در عين حال با بيان اين كه «اگر واقعا بايد از اشتباهات خود عبرت بگيريم، بايد بستر لازم فراهم شود»، اظهار كرد:« يكي از ضروري‌ترين گام‌هايي كه بايد در شرايط فعلي برداشته شود و همه به ضرورت آن واقف هستند، اين است كه افراد، نخبگان و چهره‌هاي سياسي تاثيرگذاري كه التزامي به مباني نظام دارند، بتوانند در يك عرصه مناسب حرف‌هاي خود را بزنند و مشكلات و مسائل را بيان كنند تا ريشه‌يابي و راه ‌حلي براي آن‌ها ارائه شود؛ اين يك امر ضروري است و سياستمداران و اصحاب قدرت حاكم بايد نسبت به آن اهتمام ورزند و بستر لازم را فراهم كنند.»

وي با بيان اين‌كه «حتي كساني كه مي‌گويند با مساله‌اي به نام افتراق ملي روبرو نيستيم تلويحا تاييد مي‌كنند چنين مشكلي داريم و ضرورتي به نام وحدت ملي وجود دارد» بر فراهم‌كردن بستر مناسب براي شنيدن حرف‌هاي همه گروه‌ها از سوي سياستمداران تاكيد كرد و گفت:« اگر بنا به دلايلي صاحبان قدرت فعلي تن به اين كار ندهند، نخبگان مدني و اجتماعي ما بايد اين وظيفه را بر دوش خود احساس كنند. علما و حوزه‌هاي علميه ما بايد متوجه اين معنا شوند كه جمهوري اسلامي دلالت سياسي ارزش‌هاي تاريخي و آرمان‌هاي متعالي آن‌هاست و نمي‌توانند بي‌تفاوت از كنار آن رد شوند؛ پس بهتر است بستر را فراهم كنند تا شايد بتوانيم از شرايط فعلي به سلامت عبور كنيم و مسير براي نظارت بيشتر و ايفاي نقش نظريه‌پردازي از سوي نخبگان هموار شود.»

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد:« اگر در گذشته نخبگان فكري، علما و روشنفكران حقيقت‌گراي ما اداي وظيفه كرده بودند و به نقادي، نظارت و نظريه‌پردازي عنايت بيشتري مي‌كردند و دلالت سياسي مواضع خود را با دقت بيشتري دنبال مي‌كردند، شايد امروز اين حال و روز را نداشتيم، ولي متاسفانه در برابر اين فاصله‌گيري‌هايي كه در طول سال‌ها توسط صاحبان قدرت رسمي صورت گرفت، يا سكوت و يا توجيه، تقديس و تطهير ديديم و برخي مواقع هم نقدهايي مي‌ديديم كه از جنس انقلاب اسلامي نبود. آن سكوت‌ها و تطهير موجب شد متاسفانه اين شرايط با شدت و قدرت بيشتري پيش برود و امروز شاهد چنين جريان و فضايي باشيم.»

افروغ با بيان اين‌كه « فضاي امروز به هيچ وجه زيبنده نظام جمهوري اسلامي نيست» افزود: « تمام شعارهاي ما كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است. يك روز مساله مبارزه با آمريكا اساس وحدت ما بود، ولي متاسفانه امروز عده‌اي ديگري را متهم مي‌كنند به اين‌كه شما مخالف آمريكا نيستيد و فقط ما مخالف آمريكا هستيم و اين اتهام با واقعيت منطبق نيست. متاسفانه تهمت‌هايي به افرادي زده مي‌شود كه سابقه مبارزاتي درخشاني دارند و آن‌ها را به همنوايي و همراهي با آمريكا متهم مي‌كنند، آن هم بدون اين‌كه هيچ سند محكمه‌پسندي نشان دهند؛ در حالي كه "خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان، تا سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد."»

وي گفت:« امروز آن نظام‌هايي كه به طور مبنايي ماكياوليسم را براي خود تئوريزه كرده‌اند به اين معنا رسيده‌اند كه با بي‌اخلاقي‌ها در فضاي سياسي برخورد كنند، ولي ما كه به صورت مبنايي ماكياوليسم را برنمي‌تابيم، متاسفانه در برابر جو سنگين بي‌اخلاقي، بداخلاقي، تهمت، افترا، دروغ و حرف‌هاي بي‌سند سكوت مي‌كنيم و متاسفانه مدعي‌العموم اينجا وارد عمل نمي‌شود.»

وي با تاكيد بر اين‌كه « انقلاب، مدعي‌العموم مي‌خواهد» افزود:« انقلاب، اخلاق، فرهنگ و سياست‌ورزي صحيح و متناسب با جمهوري اسلامي مدعي‌العموم مي‌خواهد، ولي متاسفانه ما مدعي‌العموم نمي‌بينيم و اين شبهه ايجاد مي‌شود كه مدعي‌العموم فقط به يك عرصه خاص از ابعاد مختلف انقلاب اسلامي تعلق پيدا كرده است كه البته آن هم مساله جداگانه‌اي است كه ببينيم آيا واقعا در همين عرصه هم به درستي اداي وظيفه كرده و آيا از رفتارها و برخوردهاي جناحي به دور بوده است يا خير؟»

افروغ در ادامه به تفاوت سياست‌ورزي صحيح و سياست‌بازي نيز اشاره كرد و گفت:« كساني كه با سياست‌ورزي اخلاقي، عقلايي و ديني آشنا نيستند و قاعده بازي را يا فهم نكرده‌اند يا بر هم مي‌زنند و با تمسك به رفتارهاي ناصحيح و ناموجه، خلط هدف و وسيله مي‌كنند، سياست‌ورزي صحيح نمي‌كنند. سياست و به ويژه قدرت رسمي در بهترين حالت خود يك ابزار است و كساني كه اين را هدف و ارزش‌هاي متعالي را وسيله مي‌پندارند، مصداق سياست‌بازان حرفه‌اي و دوروياني هستند كه لباس سياست‌ورز صحيح را به تن مي‌كنند و به شدت بايد با آن‌ها برخورد شود.»

وي در ادامه با انتقاد از آماده‌شدن فضا براي فرصت‌طلبان و عوام‌فريبان و بيان اين كه در چنين فضايي، عده‌اي جمهوري اسلامي را نقض غرض و از آن عليه خودش استفاده مي‌كنند، گفت:« يعني عده‌اي با استفاده از ارزش‌هاي متعالي مي‌كوشند با ارزش‌گرايان واقعي مقابله كنند و سيطره خود را تحكيم ببخشند.»

وي در تشريح سخنانش به عنوان نمونه به بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي اشاره كرد و افزود:« يكي از شعارهاي انقلاب اسلامي مبارزه با مفاسد اقتصادي بود ، ولي مي‌بينيم همين بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي گاهي اوقات ابزاري مي‌شود براي ناديده انگاشتن ثروت‌هاي كلان و رانت‌جويي‌هاي گسترده و مقابله با ثروت‌هاي بسيار محدود و مشروع عده‌اي خاص يا اين‌كه همين ارزش‌ها مستمسكي براي تهمت زدن بدون ارائه هيچ سند و مدركي مي‌شود.»

اين پژوهشگر مسائل اجتماعي با بيان اين‌كه « اين نوع رفتار با نوع سياست‌ورزي مورد نظر امام(ره) سازگار نيست» يادآور شد:« يكي از بحث‌هاي امام(ره) اين بود كه خيلي‌ها مي‌گويند نبايد وارد سياست شد؛ چراكه سياست زشت است و موجب انحراف مي‌شود، ولي امام(ره) فرمود اين سياست‌ورزي با نوع سياست‌ورزي ما مخالفت دارد. سياست‌ورزي ما اخلاقي، انساني و الهي است؛ بنابراين ما بايد درجاي جاي عرصه سياست شاهد تراوش اخلاق و معنويت باشيم. ما نمي‌توانيم با اباحه‌گري، مدعي سياست‌ورزي صحيح باشيم.»

وي تصريح كرد: «در كنار تمام محاسن، خوبي‌ها و زيبايي‌هاي انقلاب اسلامي، متاسفانه امروز زمينه و بستر به گونه‌اي فراهم شده كه متملقان و عوام‌فريبان بتوانند جولان بدهند.»

وي « توجه مدعي‌العموم به وظيفه ذاتي خود» را يكي از راه‌هاي برون‌رفت از شرايط فعلي عنوان كرد و درباره راه ‌حل ديگر فضاي فعلي گفت: « بايد بستري در شرايط فعلي فراهم شود كه چهره‌هاي مختلف سياسي، غيرسياسي و نخبگان جامعه بتوانند مساله‌شناسي كنند و مشكلات ريشه‌يابي شود تا راه حل‌هايي هم تعريف شود؛ چراكه اين ضرورت حياتي امروز ماست كه اگر امروز به آن رسيديم سريع‌تر مي‌توانيم از معضلات خارج شويم؛ ولي اگر اين كار را انجام نداديم و تعلل كرديم، مشكلات جدي‌تري به سراغ ما خواهد آمد.»

وي در ادامه از عملكرد صداوسيما انتقاد كرد و افزود:« آن زماني كه صداوسيما به ويژه سيما رسالت ملي خود را فراموش مي‌كرد من به عنوان رييس كميسيون فرهنگي بارها هشدار دادم كه اين رسانه ملي است و متعلق به گروهي خاص نيست؛ پس اين رسانه را در اختيار هژموني خاص قرار ندهيد و بياييد نقش و رسالت تاريخي خود را ايفا كنيد، ولي متاسفانه توجهي نشد.»

افروغ در پايان اظهار كرد:« در مبارزات انتخاباتي مجلس هشتم باز هم صداوسيما يكسويه عمل كرد و ما همان موقع موضع گرفتيم؛ چراكه من امروز را ديده بودم. در انتخابات رياست‌جمهوري هم شاهد مطرح شدن برخي مباحث در مناظره‌ها بوديم كه متاسفانه اخلاقي، مستند و محكمه‌پسند نبود؛ ولي تمام اين‌ها قابل پيش‌بيني بود و ما نبايد از ريشه‌هاي چنين رخدادي غافل شويم. دائم به اصل حادثه پس از انتخابات ارجاع مي‌دهند ولي هيچ توجه نمي‌كنند چه عوامل و ريشه‌هايي موجب چنين واكنشي شد. من برحسب وظيفه ديني، مسلماني و روشنفكري خود احساس خطر مي‌كنم كه اگر امروز اين اصلاح را انجام ندهيم، مشكلات و مصائب بيشتري به سراغ ما مي‌آيد. ما نبايد آن‌قدر لاپوشاني كنيم و مسائل را نبينيم؛ چراكه جامعه رشديافته جامعه‌اي است كه با صداي بلند و شهامت عيب‌هاي خود را فرياد مي‌زند و در جهت رفع آن‌ها اقدام لازم را انجام مي‌دهد.»

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر