مردي كه دوست داشت مهم شود
شايد هم مرد دارد زير باران قدم مي زند و براي خودش،تنها خودش، قصه شاهنامه آن مرد را مي خواند كه عين شير، دم تير، فولاد بدست، مي رفت تا نام " جابريان ها "را نامي كند شهير، بلند آوازه ، برنده بازي اي به نام "فخوز "؟
شايد هم دارد يك هندوانه در بسته بدون هيچ شرط چاقو مي خرد، جابريان، براي شب يلدا.
كسي چه مي داند شايد هم حالا جابريان در جستجوي يك سنگ، كنار چاهي،گودالي،پي مالي،جنوبي،ايراني،آسيايي، جهاني ديگر مي رود و مي آيد تا بلكه كسي "در جستجوي زمان از دست رفته " را باور كند.
شايد هم جابريان دارد با خودكار پاور كاستل مي نويسد: 668 دوتا شيش داره. 273 يكي هفت داره. بعد با همين آوازش مي رود حوالي توحيد و ميدان توحيد و دو هزار و اندي زير زمين را راه مي رود و اواَه از اين طرف زيرزمين مي رود و آوازش را مي خواند. بعد گهگاه از صداي اوست كه تونل هم ريزشكي مي كند.
كسي چه مي داند؟ شايد او دارد فيلمنامه " نُه روز با فخوز : از 1092 به 2040 تومان، فقط از 732 ميليارد به 1364 ميليارد تومان "را مي نويسد و ساير دوستانش عين هديه تهراني دنبال وام 200 ميليون توماني از سازمان، جايي هستند تا فيلمي با اسپانسري بورس و خصوصي سازي و ساير رُفقا و دل سوختگان اين قصه ، ساخته شود ؛ آينه عبرت سايران تا پايشان را اندازه گليم خودشان دراز كنند نه اندازه فرش ابريشمين و زرين شركتهاي مشمول اصل 44.
شايد هم او جايي،همين اكناف، قلم و كاغذي بدست گرفته و دارد ديكته اش را از اول از سر سطر مي نويسد تا بلكه بداند كدام نقطه، ويرگول، نقطه ويرگول ِ املا و انشايش غلط بوده كه حالا بعد از 17 ماه بايد بازهم بِدود و بدود و بازهم بدود و به هيچ جايي هم نرسد:
-علاقه شخصي اش به فولاد،تيرچه، آهن و تير و فولاد خوزستان يا علاقه اش به لب كارون،چه ....؟
-رو كردن اون همه پول قلمبه،يهو، يكبارگي،همه باهم؟
- حساب بازكردن روي بدهي 60-70 تايي ايميدرو به خودش؟( ساير صفرها يادتون نره. بخوانيدش به ميليارد تومان)
- راه رفتن فقط روي 5/30 درصد بلوك سهمي كه از همون اولش 700 ميليارد بيشتر نمي ارزيد.
-رقابت 9 روزه،صبر 17 ماهه و آخرش هم دستت درد نكنه دوستان خصوصي سازي با يك جمله تاريخي: آقا!حالا كه سهمش شده 350 تومن، بونه كرده و راه افتادن اين دادگاه و اون دادگاه. بالاخره اينطور كه نميشه فولاد رو قِلِفتي داد به يكي.
- فيلمنامه صدرا و آمدن صداي پاي ديگري؟زنگ ديگري؟
- جابريان بودن؟
-... اصلا خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم.
شايد هم او جايي،همين اكناف برگه آبي 668 ميليون سهم به دست دارد دنبال عكاسي مي گردد تا يك عكس يادگاري 21 نفره طلايي از چهارمين شركت مشمول اصل 44 جهت عرضه در بورس بگيرد تا آنرا به همه آيندگان هزار ميلياردي ايميل كند و سِند كند كه مي خواستند روزي روزگاري،حوالي تيرماهِ سال آتي، مينهاي باقي مانده زمين خصوصي سازي ايران را خنثي كنند.
فكر مي كنيد مرد تاريخي بورس ايران كه روزي روزگاري مي رفت تا با "فخوزش " روي ابرها راه برود تا كهكشان خصوصي سازي ايران را با ديگران فتح كند،حالا كجاست؟
توي زمين درحال گشتن يك هندوانه براي شب يلدا تا آن بالا،بالاي ابرها...
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
