مرتضي نبوي: مساله مشايي ميتواند دولت را فلج كند /خطاوتهمتزدن از اصولگرايان پذيرفته نيست
مديرمسوول روزنامه رسالت با بيان اينكه " انقلاب از روزي كه چشمان خود را باز كرد با فتنههاي گوناگوني مواجه شد" گفت: هيچ كدام از اين فتنهها مانع از پيشرفت انقلاب نشد و وقتي از هر فتنه بيرون ميآمديم ميديديم كه خير زيادي در آن نهفته و از آن تهديدها و بحرانها، فرصتهايي به وجود آمده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)
سيدمرتضي نبوي در يك نشست سياسي با عنوان " فتنه و بصيرت خواص" كه در مدرسه علميه معصومه(س) قم برگزار شد ـ با بيان اينكه " برخي معتقدند جريانات بعد از انتخابات ضربههاي جدي به نظام وارد كرد" افزود: از سال 84 پيشرفتهاي خوبي در انرژي هستهيي داشتيم و دوستان انقلاب نيز در لبنان، فلسطين و عراق و آمريكاي لاتين و ديگر كشورها به موفقيتهايي رسيدند، و غربيها هم آماده ميشدند بعد از انتخابات فشارهايي كه به بهانه انرژي هستهيي ميآوردند را رها كنند، و در شرايط جديدي با ايران مواجه شوند. اما با وجود آمدن اين جريانات، فرصت را مغتنم شمردند و خودشان وارد عمل شدند.
وي ادامه داد: آنها وقتي حوادث بعد از انتخابات را ديدند رويكرد حمايت از فتنهگران را در پيش گرفتند و شعار تغيير رژيم و سرنگوني را سر دادند و خيلي از علاقمندان انقلاب، حوادث پيش آمده را ضربههاي كاري به موقعيت جمهوري اسلامي ايران در سطح منطقه ميدانستند كه طمع دشمنان را برانگيخت.
وي افزود: اي كاش اين اتفاقات نميافتاد و مشاركت بينظير و بالاي مردم مورد احترام قرار ميگرفت و رقباي شكست خورده نتيجه را ميپذيرفتند و مثل سال 76 آقاي ناطق، بعد از شكست در انتخابات، به رقيب تبريك ميگفتند.
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: تصور من اين است؛ كاري كه شد از روي عدم بلوغ سياسي كساني بود كه راي نياوردند. آنها شرايطي را پديد آوردند كه هزينههاي زيادي براي نظام داشت. 7 ماه مردم سرگردان شدند كه منشاء بهانه براي رسانههاي خارجي شد. آنها دخالت و چالش ايجاد كردند، اما اگر به اين حادثه خوب نگاه شود ميبينيم كه منشا خيري براي نظام خواهد بود.
وي با بيان اينكه " اين فتنه بسيار گسترده و عميق بود" خاطرنشان كرد: غربيها از تشكيلات چندين ده ساله خود و تجربياتي كه از فروپاشي بلوك شرق داشتند و تجربياتشان در تعداد زيادي از موسسهها و دانشگاهها، استفاده كردند تا انقلاب مخملي را در اين جا همچون كشورهايي كه منافع آنها را تامين نميكرد، پياده كنند. با اين شرايط خيليها دلبسته بودند كه كار نظام را بسازند كه در تجربه اول در 18 تير 78 آن را امتحان كردند. اما امسال سعي كردند فعاليتها را بومي كنند و به عناصر خود آموزشهاي كافي بدهند تا بتوانند كار را يكسره كنند و اين معجزه مكتب تشيع است كه ميبينيم چگونه جديدترين پديدههاي جنگ نرم را خنثي كرد.
وي با اشاره به اينكه " در دهه محرم، انقلابي در مردم ايجاد شد و در عين حال تهران مركز توطئه بود" تصريح كرد: در تهران كه رقيب از رييس جمهور 300 هزار راي بيشتر آورده بود، كساني كه به رقيب راي دادند احساس كردند حقشان ضايع شده و به همين خاطر پاي اين فتنه ايستادند. خداوند در اين ده روز با منبرها و روشنگريهاي انجام شده ماهيت آنهايي كه در پشت شعارهاي قانونگرايي و خط امامي بودند، را افشا كرد.
نبوي با تشريح عملكرد اين جريان در روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و روز عاشورا تصريح كرد: روشنگري سخنرانان در تهران به خصوص آقاي پناهيان كه نقش خوبي در دانشگاهها و مراكز ديگر ايفا كردند، باعث شد در 9 دي همان شبكه منبر و شبكههايي كه ائمه ما بيش از هزار سال قبل تدارك ديده بودند، بر رسانههاي غربي مثل صداي آمريكا، بي بي سي فارسي و راديو فردا، غلبه پيدا كند.
وي افزود: هر كسي به فراخور حال خود در اين فتنه امتحان خود را پس داد. برخيها كه دو پهلو سخن ميگفتند، به نصيحتها گوش ندادند و فتنهانگيزي را ادامه دادند و برخي خواص هم عليرغم آن كه به آنها طعنه ميزدند وظيفه خود را انجام دادند، و در اين مسير از تهمتها باكي نداشتند، و به روشنگري خود ادامه دادند.
وي با بيان اينكه " روز 9 دي ماه نقطه عطف مهمي بود" اظهار كرد: از اين فتنه كه بيرون ميرويم ارزيابي منطقهاي و جهاني از اقتدار جديد ايران متفاوت خواهد بود، و ايران در سطح بالاتري نسبت به قبل از اين اتفاقات قرار خواهد داشت، كه توان خنثي كردن چنين فتنه جهاني كه دستاورد فناوريهاي ارتباطي و مخابراتي و اطلاعاتي را داشت، از آن سربلند بيرون آمد.
مدير مسوول روزنامه رسالت در پاسخ به سوالي در مورد اينكه از آنجا كه از وزراي كابينه موسوي بوديد دوران نخست وزيري ايشان را چگونه تحليل ميكنيد؟ عنوان كرد: بنده از سال 60 تا 64 وزير پست و تلگراف و تلفن كابينه موسوي بودم و در دوره اول نخست وزيري من استعفا نكردم و يك دوره كامل وزير بودم، اما براي دور دوم معرفي نشدم. در آن دوره به ويژه اواخر آن آقاي موسوي كار شگفتانگيزي كرد كه بسيار سوال برانگيز بود. حمايت امام از موسوي به عنوان نخست وزير فوقالعاده بود. رهبري كه در آن زمان رييسجمهور وقت بودند براي دور دوم قصد معرفي كردن ايشان را نداشتند و اين مطلب را در جماران در محضر امام(ره) عنوان كردند كه بنا دارد دكتر ولايتي را به عنوان نخست وزير معرفي كند. امام هم پذيرفت. در آن زمان آقاي رضايي فرمانده وقت سپاه بودند. ايشان به امام(ره) ميگويند ماندن موسوي براي ادامه دفاع مقدس بهتر است و امام نيز مطالب ايشان را ميپذيرند و آن را به رهبري منتقل ميكنند و رهبري هم عليرغم ميلشان ايشان را براي بار دوم معرفي كردند. امام(ره) حمايت ويژهاي از دولت داشت آن موقع ما تازه روزنامه رسالت را راه انداخته بوديم و انتقادات اقتصادي را در روزنامه مطرح ميكرديم كه ايشان آن انتقادات را تحمل نميكردند و به امام گلايه كردند و امام نيز به ما تذكر دادند و ما تا پايان قطعنامه، از اين انتقادات نداشتيم. رسالت تنها روزنامه منتقد بود و صداوسيما نيز در اختيار دولت بود و از ايشان حمايت ميكرد. روزنامههاي كيهان و اطلاعات هم همينطور، و باب نقد را بسته بودند تا به فعاليتهاي خود ادامه دهند. ناگهان ديديم كه يك روز روزنامه جمهوري اسلامي تيتر زد كه موسوي استعفا كرد و ايشان هم دو سه روز پيدايش نبود، امام(ره) از اين كار ايشان عصباني شدند و پيغام دادند و موسوي رفت و استعفايش را پس گرفت، و امام(ره) نيز نامهاي به ايشان نوشتند و بيان داشتند كه چطور شد قبل از آنكه ما را در جريان قرار بدهيد اين كار را كرديد. اين خدشهاي بود كه در ولايت پذيري موسوي ايجاد شد و ايشان امام(ره) را در مقابل عمل واقع شده قرار دادند.
وي با بيان اينكه " موسوي به اقتصاد دولتي معتقد بود" تاكيد كرد: ايشان معتقد بودند سرنخ اقتصاد بايد در دست دولت باشد و ما هم ميگفتيم همانطور كه سياست و دفاع مردمي است، اقتصاد هم بايد مردمي باشد و اين اختلافات بين اعضاي كابينه بالا گرفت، و برخي مثل آقاي عسگراولادي و آقاي توكلي وسط راه استعفا كردند.
وي در ادامه به روابط بين رهبري(در زمان رياست جمهوري ايشان) و موسوي اشاره و تصريح كرد: عمده دليل رهبري كه نسبت به ايشان انتقاد داشتند اين بود كه وي را كارآمد نميدانستند، و در نامهاي بعضي از دلايلشان را نوشتند و از ايشان گله كردند. طبق قانون، رياست جمهوري در آن زمان مسووليتي تشريفاتي بود و رييس جمهور تنها مسوول اجراي قانون اساسي بود، و در راس قوه مجريه قرار نداشت و موسوي هم به رهبري كمتر توجه داشت، همان وقت مجلس سوم، اكثريت طرفدار موسوي بودند و به نوعي در برابر رهبري موضع داشتند، و از موسوي حمايت ميكردند.
وي افزود: اختلافات درون خانواده انقلاب از مجلس سوم شكل گرفت، آن زمان همه خط امامي بودند و همه در برابر بنيصدر و منافقين در يك جبهه بودند تا اين كه منجر به فرار آنها شد. اما وقتي در دل روحانيت مبارز انشعابي ايجاد شد، مجمع روحانيون به وجود آمد و هر كدام ليست جداگانهاي براي انتخابات مجلس ارايه كردند. اين انشعابات در حزب جمهوري هم به وجود آمد و اين جريان ادامه پيدا كرد تا اين كه برخي شدند راستي و برخي هم چپي؛ حالا هم اصولگرا و اصلاح طلب. موسوي هم جزو سران جريان طرفدار چپ و مجمع روحانيون بود.
نبوي در پاسخ به سوالي در مورد مواضع هاشمي نيز اظهار كرد: همه بايد در خط ولايت باشند و ابهامات را كنار بگذارند، موضع جديد آقاي هاشمي در مجمع تشخيص مصلحت نظام مواضع صريح و خوبي بود كه در رسانه نيز پخش شد ايشان گفت همه بايد در راهپيمايي شركت كنند، و عدهاي نبايد اين عيد ملي را به كام مردم تلخ كنند.
وي در عين حال با انتقاد از مواضع هاشمي در جريانات پس از انتخابات تصريح كرد: در گذشته مواضع ايشان صريح نبود، و اين از نامهاي كه دو روز قبل از انتخابات به رهبري نوشتند و مطلبي كه در خطبههاي نماز جمعه عنوان كردند، مشخص بود. خودشان هم به ما گفتند رهبري به ما فرمود خوب بود آن نامه را در آن مقطع نمينوشتيد تا باعث تحريكاتي شود و كسي هم از آن نامه و آن لحن در آن مقطع حساس حمايت نميكند، و معيوب است. بعدها مواضع ايشان صريح شد تا اينكه در مشهد دوباره مواضع ترديدآميزي بيان كردند، انگار قضيه دو طرف دارد و بايد يك طرف كوتاه بيايد، در حالي كه رهبري اين موضع را رد كردند.
وي در پاسخ به اينكه آيا آقاي هاشمي اين جريانات را هدايت ميكند؟ خاطرنشان كرد: هاشمي گفت من رابطه خاصي با آنها ندارم، اما همه ايشان را باني اين جريانات معرفي ميكنند. آقاي هاشمي معتقد است كه اين اختلاف بين دو جناح است و عدهاي بايد حكميت كنند، در حالي كه اين تحليل خوبي نيست و بعد از انتخابات ديديم دعوا سر احمدينژاد و رقيب او نبود. مساله اين شد كه عدهاي دنبال جمهوري ايراني بودند و داستان متفاوت شد. در اينجا تشكيل آشتي ملي معنا ندارد و رهبري هم آن را باجخواهي ناميدند. اما يك عده در اين فكر هستند و صحبت از صلح و آشتي ملي دارند كه اين يك مساله انحرافي است.
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به اين سوال كه خلاصه حرف آقاي هاشمي و فرزندان ايشان چيست؟ گفت: ما بايد تفاوتي بين شخص آقاي هاشمي و فرزندانشان قائل شويم. در جلساتي هم كه به ايشان انتقاد ميشد، ميگفتند من نميتوانم در مورد نظرات فرزندانم دخالت كنم. آنها هر كدام نظرات شخصي و متفاوتي دارند، در حالي كه آقاي رئيسي هم بيان كردند آقاي هاشمي به رياست قوه قضاييه اعلام كردند اگر پروندهاي نسبت به فرزندانم وجود دارد، پيگيري شود. البته ايشان حمايتي كه در مشهد از مهدي كردند به نظر ميآمد نشان دهنده جانبداري است و از اين طرف هم پيغام ميدهند كه پرونده رسيدگي شود.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا دستگاه قضايي به جاي برخورد با سران فتنه، فرافكني عليه برخي نيروهاي مذهبي را در دستور كار قرار داده است؟ اظهار كرد: تصميمگيري درباره سران فتنه در اين سطح نيست كه امشب قوه قضاييه تصميم بگيرد و فردا عمل كند؛ چون در نظام ما مقام معظم رهبري مصالح را تعيين ميكنند، قوه قضاييه هم رعايت ميكند. معتقدم كساني مثل كروبي و موسوي راه را خطا رفتند و تصميم رهبري هم آن بود كه اگر كسي اشتباه كند و از روي غفلت باشد، نتيجه آن با كسي كه نيت خيانت داشته فرقي نميكند و نوعي خيانت به حساب ميآيد. اينها اگر در جامعه ماندني شوند سرنوشتي مثل سران نهضت آزادي پيدا ميكنند كه در پشت نظام عليه انقلاب بيانيه صادر ميكردند و از پشت خنجر ميزدند، وقتي امام(ره) گفتند اينها صلاحيت ندارند آنها را دستگير نكردند، و همين امر موجب ماندني شدن آنها شد. اينجا هم همينطور است اين رفتار منجر به انزواي آنها در جامعه ميشود كه مجازات بزرگي است. در حالي كه آنها كار را تمام نكردند و بعد از بيانيه شماره 17 ، آقاي موسوي اخيرا در گفتوگو با سايت كلمه مواضع تند و بيمنطق اوليه خود را تكرار كردند و ملت هم در 9 دي خواستار جلوگيري از آنها شدند، و در مورد چنين اشخاصي، سياستي كه در مورد نهضت آزادي اعمال شد، بايد اعمال شود تا به همان سرنوشت دچار شوند.
وي تاكيد كرد: هيچ كس آزاد نيست خطا كند، چه اصولگرا باشد و چه اصلاح طلب؛ اين نقطه قوت قوه قضاييه است كه در صورت خطا بايد شخص مجازات شود، و البته مصلحتهايي هم هست كه در اختيار قوه قضاييه نيست. افراطيگري، خطا كردن و تهمت زدن از هيچ كس قابل قبول نيست حتي از اصولگراها.
نبوي درباره مواضع مشايي و حمايت احمدينژاد از وي نيز پاسخ داد: بايد دعا كنيم همه زمينهها و همه مسوولين به ويژه آقاي احمدينژاد بصيرت كافي در مواضع فرهنگي و نصب و انتصابات پيدا كنند و از گذشتگان كه امروز آنان را به خاطر خطاهايشان محكوم ميكنند خودشان عبرت بگيرد.
وي تاكيد كرد: در مورد آقاي مشايي كار آنقدر پيش رفت كه برادر رييسجمهور داوود احمدينژاد هم از او انتقادات شديدي عنوان كرد. من مواضع ايشان را نميپسندم و فكر ميكنم وقتي رهبري نامه نوشتند آقاي احمدينژاد بايد اقدام عملي خوبي انجام ميداد و ايشان را از خود دور ميكرد و او را به عنوان رييس دفتر، و رييس مشاوران جوان، و... انتخاب نميكرد. آقاي مشايي مسوول كارهاي فرهنگي در كشور شده، در حالي كه شاهديم كارهاي ضد فرهنگي در حال رخ دادن است و از تدبير به دور است.
وي گفت: در مورد آقاي مرتضوي هم معتقدم ايشان وقتي در مظان اتهام بود نبايد او را رييس قاچاق كالا و ارز ميكردند، عقل و تدبير حكم ميكند كه در اين شرايط مساله جديدي توليد نكنيم. ميشود مشايي را تبديل به مسالهاي بزرگ كرد كه دولت را فلج كند.
