بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۷

فشارهای اقتصادی را نمی توانیم جبران کنیم

کد خبر : ۳۰۲۰۶
بنا به گزارش بورس نیوز به نقل از جهان صنعت،حجت‌الاسلام والمسلمین میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی رییس‌جمهور در نامه‌ای با عنوان ِچرا 40هزار میلیارد تومان؟ به نمایندگان مجلس شورای اسلامی دلایل دولت را در زمینه الزامات قانون هدفمندسازی و مبانی دولت برای گزینه 40 هزار میلیارد تومان تشریح کرد.
در این نامه آمده است:

این روزها، بودجه سال 89 از دو مرحله بررسی در کمیسیون‌های تخصصی و کمیسیون تلفیق عبور نموده و آماده طرح در صحن علنی مجلس می‌باشد که آخرین مرحله بررسی بوده و فی‌الواقع تکلیف نهایی بودجه با دقت نظر نمایندگان ملت در صحن علنی مجلس مشخص می‌شود.

هر سال یک یا دو موضوع اساسی، به چالش اصلی در بودجه تبدیل می‌گردد و امسال قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و سقف منابع مورد نیاز یعنی رقم 20 هزار میلیارد تومان یا 40 هزار میلیارد تومان موضوع اصلی است. دولت روی 40 هزار میلیارد تومان اصرار و تاکید دارد در حالی که در کمیسیون تلفیق 20 هزار میلیارد تومان البته با اختلاف یک رای به تصویب رسیده است چون تصمیم نهایی در این خصوص با نمایندگان محترم در صحن علنی مجلس می‌باشد اینجانب که هم در مراحل تصویب قانون هدفمند‌سازی در مجلس بوده‌ام و هم در چند ماه اخیر پس از انتقال به دولت در جلسات کارگروه اقتصادی شرکت مستمر داشته‌ام الزامات قانون هدفمندسازی و مبانی دولت برای گزینه 40 هزار میلیارد تومان را طی نکاتی به اطلاع شما نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و هم ملت بزرگ ایران می‌رسانم شاید که در تصمیم‌گیری نهایی مجلس مفید افتد.


نکته1- اولین ایرادی که به گزینه دولت می‌شود این است که قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در تبصره 3 ماده 1- رقم 10 الی 20 هزار میلیارد تومان را برای سال پایه سقف قرار داده است و عبور از آن خلاف قانون است.

در پاسخ آن، با  صرفنظر از تفسیر حقوقی متفاوت نسبت به سال پایه، عرض می‌شود دولت رقم 40 هزار میلیارد تومان را پیش آن مرجع محترم و قانونی آورده است که 20 هزار میلیارد تومان را تصویب کرده است بنابراین با تصویب آن در مجلس دیگر مشکل قانونی در این خصوص باقی نخواهد ماند و این نوع اصلاح خصوصا در رقم بودجه هم در دولت و هم در مجلس یک امر مرسوم و عادی است و چه بسیار اتفاق افتاده است که دولت و مجلس مصوبه خود را به ویژه در اعداد و ارقام بودجه‌ای اصلاح نموده است. این تغییر و اصلاح نه تغییر در قانون برنامه است و نه تغییر در اصل قانون هدفمند‌سازی است بلکه تغییر در سقف منابع حاصله است که به دلایل آتی لازم و ضروری است.نکته 2- میزان درآمد حاصله از هدفمند‌سازی یارانه‌ها تلازم بین و روشنی با جامعه هدف دارد. اینکه چه مقدار یارانه‌ها آزاد شود و کدام دهک‌ها مشمول دریافت یارانه نقدی شوند در ارتباط مستقیم با یکدیگر هستند و نمی‌توان درباره مساله اول بدون توجه به مساله دوم تصمیم‌گیری کرد با این مقدمه کوتاه باید به این نکته مهم توجه شود بین این دو مساله با آنچه که در کمیسیون ویژه اقتصادی مجلس بود و آنچه در صحن علنی مجلس نهایی شد تفاوت آشکار و قابل ملاحظه‌ای وجود دارد زیرا در تبصره 4 ماده یک در کمیسیون و سپس در مجلس تصویب شده بود که منابع حاصل از اجرای این قانون در سال پایه 10 الی 20 هزار میلیارد تومان خواهد بود در حالی که در بند الف ماده 8 در کمیسیون ویژه تصویب شده بود 50 درصد از درآمد مذکور در قالب یارانه نقدی و غیرنقدی به 5 دهک جامعه پرداخت می‌شود و این بند در صحن علنی مجلس تغییر یافت و شامل همه مردم و به میزان درآمد هر خانوار گردید در حالی که 20 هزار میلیارد تومان را افزایش نداده بود.بدیهی است اگر هدف از این بند بازتوزیع موثر برای حفظ و افزایش قدرت خرید مردم در مقابل آثار آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی باشد، این رقم کفاف همه خانوارها را نخواهد داد (هرچند دو دهک بالای جامعه متقاضی دریافت یارانه نقدی نباشند) در نتیجه بازتوزیع موثر اتفاق نخواهد افتاد و در این صورت بیش از همه، اقشار محروم و مستضعف و متوسط جامعه متاثر از آثار آن خواهد بود.
نکته 3- الزامات قانون هدفمندسازی چیست؟

قانونی که تصویب شده است و الان در آستانه اجرا قرار دارد تکالیف و الزاماتی را به عهده دولت گذاشته است که در اجرای قانون باید به آن توجه نمود.الزام 1- قیمت حامل‌های انرژی (بنزین، نفت گاز، نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و...) طی پنج سال به تدریج به 90 درصد قیمت فوب (تحویل روی کشتی) در خلیج‌فارس برسد.

الزام 2- میانگین قیمت فروش داخلی گاز طبیعی طی پنج سال به 75 درصد متوسط قیمت گاز طبیعی صادراتی شود.

الزام 3- قیمت برق به تدریج و طی پنج سال معادل قیمت تمام شده باشد.

با توجه به این الزامات و با عنایت به اینکه میانگین قیمت حامل‌های انرژی در داخل حدود 6 دلار است که می‌بایست به قیمت 70 الی 80 دلار قیمت فعلی نفت برسد. بی‌شک تدریج در اینجا به هر شکلی عملی گردد همراه با جهش در قیمت‌ها خواهد بود.

نکته 4- اجرای قانون اصلاح قیمت‌ها به همراه بازتوزیع درآمد حاصل از آن بین مردم و حمایت از تولید به صورتی باید باشد که اهداف قانون از جمله موارد زیر حاصل گردد.

الف: اجرای نظام بازتوزیع موثر امکان‌پذیر باشد یعنی بتوان رقم قابل توجه برای بالاترین قدرت خرید مردم یارانه نقدی داد.

ج: تحقق عدالت اقتصادی و جلوگیری از توزیع ناعادلانه منابع ملی و غیرهدفمند یارانه‌ها

د: جلوگیری از قاچاق حامل‌های انرژی‌ه: کاهش و قطع واردات بنزین و نفت گاز

ز: باید اصلاح قیمت‌ها با رعایت جانشینی حامل‌های انرژی با همدیگر باشد.

برای نمونه گاز با برق و نفت گاز با گاز طبیعی و نفت کوره نسبت به یکدیگر از امکان جایگزینی بالایی برخوردار است بنابراین اگر فقط در بخشی از آنها اصلاح قیمت صورت پذیرد عملا به جای اصلاح رفتار مصرف‌کننده و کاهش مصرف، جایگزینی صورت خواهد گرفت و مصرف در حامل دیگر افزایش خواهد یافت و در نتیجه اهداف قانون حاصل نخواهد گردید.

بر این اساس دولت معتقد است در گزینه 20 هزار میلیارد تومان و رقم‌های پایین، این قانون فی‌الواقع ظرفیت اجرایی خودش را از دست می‌دهد و بی اثر یا کم اثر می‌ شود و در نتیجه نه تنها بسیاری از اهداف قانون حاصل نمی‌گردد بلکه امکان جبران فشارهای اقتصادی هم از دست می‌رود، نه رفتار مصرفی جامعه اصلاح می‌شود و نه بازتوزیع حمایتی موثر بین مردم تحقق می‌یابد و در این صورت به اصطلاح هم چوب را خورده‌ایم و هم پیاز را و هم نتیجه‌ای به دست نیاورده‌ایم پس برای وصول به نتایج فوق ناگزیر از رقم بالا و منطقی هستیم.

نکته 5- اجرای قانون طی پنج سال به دو صورت ممکن است و قانون به هیچ کدام الزامی ندارد1- در پنج گام 2- در دو یا سه گام دولت معتقد است اگر آن را در 2 و حداکثر در 3 گام اجرا نماید به نفع مردم و جامعه خواهد بود زیرا در پنج گام، با 5 تورم انتظاری روبه‌رو خواهیم شد و جامعه را در پنج‌سال در تب و تاب افزایش قیمت‌ها نگه داشته‌ایم طبیعی است که در این صورت بخش تولید هم امکان برنامه‌ریزی درست نخواهد داشت زیرا ثبات اقتصادی از عناصر اصلی سرمایه‌گذاری در جامعه است.و در این صورت کدام گام باید گام اول باشد پاسخ کارشناسان به این سوال این است که گام اول همیشه باید گام موثر باشد تا نتایج طرح آشکار و نسبت به تداوم آن جدیت و اهتمام لازم معمول گردد.نکته 6- آیا در 40 هزار میلیارد تومان اهداف فوق حاصل می‌گردد؟

با توجه به توضیحات فوق پاسخ این سوال روشن و معلوم است.

این رقم در سال اول یک گام موثر خواهد بود و اصلاح قیمت‌ها به صورت نسبی در حامل‌های مختلف انرژی امکان‌پذیر خواهد بود در این صورت رفتار مصرف‌کننده تغییر و کاهش مصرف صورت خواهد گرفت به میزان بالایی جلو قاچاق گرفته خواهد شد و از سوی دیگر با توجه به منابع حاصل از اصلاح قیمت‌ها باز توزیع موثر که موجب آمادگی و رضایت مردم برای اجرای قانون است، تحقق خواهد یافت در این صورت یارانه نقدی که به خانوارها پرداخت می‌شود قدرت خرید آنها را بالا برده خصوصا وضعیت طبقات محروم و متوسط و توان اقتصادی آنها به طور محسوس بهبود خواهد یافت و این گام بزرگی برای رسیدن به عدالت اقتصادی در جامعه خواهد بود.نکته 7- مهم‌ترین اشکال مخالفین، افزایش تورم و فشار بر مردم است.

در پاسخ به این مساله تورم توجه به چند موضوع حایز اهمیت است.

الف: اولا محاسبه تورم با توجه به مدل‌های مختلف محاسبه هیچ‌کدام قطعی نیست و همه احتمالات است. مرکز پژوهش‌ها با روش و مدلIO    محاسبه و بانک مرکزی را مدلFB    استفاده می‌کند تورمی که مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرده است دو الی سه برابر محاسبه بانک مرکزی است.هر دو روش، از روش‌های علمی در اقتصاد است لکن چرا این همه تفاوت در نتیجه آنها وجود دارد؟ موضوعی است که اقتصادیون باید پاسخ دهند اما آنچه که برای ما روشن می‌شود غیرقطعی بودن آنهاست و در مسایل مهم نباید فقط با احتمالات تصمیم گرفت بلکه اگر اقدام یک حرکت بزرگ و تاریخی مثل هدفمندسازی یارانه‌هاست نباید نسبت به اصل موضوع تردید داشت بلکه باید برای کنترل تورم احتمالی راهکارهای مناسب و لازم به کار برد.

ب: کشورهای مختلف این راه را رفته‌اند و تورم‌های بالایی را هم تحمل کرده‌اند طبعا این تورم محدود به سال اجرا خواهد بود و بعد از آن کاهش خواهد یافت مخصوصا اگر در 2 یا 3 گام صورت پذیرد.

ج: تورم در صورتی غیرقابل تحمل بوده و فشار بر مردم خواهد داشت که عوامل کنترل‌کننده و همین‌طور جبرانی برای حفظ قدرت خرید مردم نباشد. همان مساله‌ای که دولت‌ها و مجالس گذشته را از ورود به این عرصه به رغم اعتقاد به ضرورت اجرای آن باز داشته است و آن اینکه ارزیابی کامل از چگونگی حمایت از مردم به خصوص اقشار محروم و اجراء مناسب آن را نداشتند و در نتیجه نتوانستند این تحول عظیم اقتصادی را ایجاد کنند.در حالی که در این طرح که با همفکری و نگاه کارشناسانه و دقیق مجلس و دولت حاصل شده است بازتوزیع موثر برای حمایت از مردم را در قانون قرار داده‌اند به طوری که 50 الی 60 درصد درآمد حاصل از آزادسازی یارانه‌ها به صورت نقدی به مردم پرداخت می‌شود و روشن است هر رقمی از یارانه‌ها آزاد شود به همان مقدار سهم یارانه نقدی مردم بیشتر خواهد بود.

آیا در اقدام 5 گام تورم نخواهد بود؟ آیا 5 تورم انتظاری در کنار تورم واقعی، فشار تورم بر مردم را افزایش نخواهد داد؟

آیا در تورم انتظاری گزینه 20 هزار میلیارد با گزینه 40 هزار میلیارد با هم تفاوت چندانی خواهد داشت در حالی که در گزینه دوم قدرت خرید مردم در حد بالایی حفظ می‌شود و مردم امکان تطبیق معیشت خود با شرایط جدید را پیدا می‌کنند ولی در گزینه اول چنین اتفاقی نمی‌افتد.

نکته 8- بعضی می‌گویند توزیع این مبلغ در جامعه موجب افزایش حجم نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم خواهد بود. در پاسخ باید گفت اولا در این مساله پولی خارج از چرخه نقدینگی به جامعه منتقل نمی‌شود بلکه از درآمدهای حاصل از اصلاح قیمت‌ها باز توزیع در جامعه صورت می‌گیرد این در واقع گردش ثروت و پول در درون جامعه است تنها مساله‌ای که به کاهش آن خواهد شد.

ثالثا در نظام بازتوزیع موثر، یارانه نقدی که به دست توده‌های مردم می‌رسد دو چیز به دنبال آن اتفاق خواهد افتاد.

1- مدیریت بهینه مصرف انرژی و کاهش مصرف‌

2- رونق اقتصادی در سایر بخش‌ها و فعال شدن واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال در جامعه، برای اینکه مردم برای خرید نیازمندی‌های خود در زمینه‌های مختلف به بازار کالا رو خواهند آورد و این اگرچه ممکن است در بدو حرکت افزایش نسبی قیمت‌ها را به دنبال داشته باشد و لکن با نظارت و کنترل موثر دولت از سویی و افزایش عرضه از سوی دیگر با توجه به وجود تقاضا، منجر به ثبات نسبی قیمت‌ها خواهد شد.

نکته 9- آیا دولت اقدامات لازم برای جلوگیری از تبعات اجرای قانون را پیش‌بینی نموده است؟

با توجه به اینکه طی 4 ماه گذشته در کارگروه تحول اقتصادی حضور مستمر داشتم با اطمینان می‌توان گفت، دولت آمادگی لازم در همه زمینه‌ها را ایجاد کرده است و با حضور کارشناسان و مسئولان و وزرا ذیربط بسته‌های سیاستی هر بخش را بررسی و تصمیمات مقتضی اتخاذ نموده است حدود 10 بسته سیاستی از جمله در بخش صنعت و تولید، کشاورزی، حمل‌ونقل، کالاهای ضرورتی و سایر یارانه‌ها و... آماده نموده است.

دولت با کار کارشناسی گسترده و با اطمینان کامل این گزینه را انتخاب کرده است و مسئولیت‌های اجرایی آن را به عهده می‌گیرد و نظارت و کنترل‌های لازم بهنگام اجرای قانون خواهد داشت و اشاره به این موضوع نیز لازم است دولت و خصوصا شخص آقای رییس‌جمهور بیشترین وقت خود را مصروف این قانون نموده است و در اجرای آن بسیار جدی و مصمم است و بعضی از اظهارات از باب تاکید و توجه دادن به عمق مطلب است و اینکه دولت قدرت انعطاف در مدیریت اجرایی داشته باشد.

نکته 10- چرا برای خروج از این وضعیت ناعادلانه توزیع یارانه این همه تردید وجود دارد؟

این نکته را به طور کوتاه اشاره می‌کنم تا نکات ده‌گانه تکمیل شود (تلک عشره کامله) و خود نیاز به مقاله مستقل و مبسوط دارد که عندالامکان ان شاالله تهیه خواهم کرد.

در وضعیت فعلی یارانه‌ها یعنی یارانه قیمتی که بدترین شیوه یارانه در جامعه است نه تنها هدفمند نیست بلکه عادلانه هم نیست و دهک‌های فقیر و پایین جامعه طبق آمار رسمی کمترین بهره‌برداری را دارد.

یکی از مهم‌ترین مولفه‌های برقراری عدالت ایجاد امکان دسترسی عادلانه مردم به امکانات و توزیع عادلانه منابع کشور است.

طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران سهم یارانه برخی از حامل‌های انرژی مثل بنزین و نفت و گاز و گاز طبیعی بین دهک اول جامعه (فقیرترین) و دهک دهم (ثروتمندترین) بسیار فاحش است به طوری که در بنزین و نفت گاز هم دهک اول حدود 1 درصد و دهک دهم 23 درصد است که تفاوتی بیش از 30 برابر دارد و در گاز طبیعی و برق که مورد استفاده عموم مردم است دهک دهم 4 برابر دهم اول استفاده می‌کند و این شیوه درست و عادلانه توزیع یارانه‌ها نیست درحالی که اصل این است یارانه برای طبقات محروم جامعه بیشتر اختصاص یابد و در خیلی از کشورها یارانه‌ها برای طبقات پایین جامعه اختصاص می‌یابد.و ما همه در برابر این وضعیت ناعادلانه مسئولیم و باید نسبت به اصلاح آن اقدام جدی بکنیم گذشتگان این رسالت خود را انجام نداده‌اند و اینک ما در معرض آزمون هستیم.

در پایان از همه نمایندگان محترم انتظار می‌رود طوری تصمیم بگیرند که بعد از دو سال بحث درباره هدفمندسازی یارانه‌ها، گام موثری در این مرحله برداشته شود.

محمد ستاری فر مطرح کرد: افت رشد سرمایه‌گذاری در بودجه‌

دکتر محمد ستاری‌فر گفت که  صنعت کشور با ورود 330 میلیارد دلار درآمد نفت باید رشد 30 درصدی را تجربه می‌کرد در حالی که نه تنها از هدف برنامه چهارم عقب ماند بلکه بین بانک مرکزی و وزارت صنایع تفاهمی برای ارایه نرخ واحد از میانگین رشد بخش صنعت در چهار سال گذشته وجود نداشته است.

معاون اسبق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در ادامه گفت‌وگوی تفضیلی خود با ایلنا درباره میزان منابع ارزی هزینه شده در بودجه‌های سنواتی منطبق بر برنامه چهارم توسعه با تاکید بر اهمیت این منابع در توسعه کشور اظهار داشت: حجم منابع هزینه شده در بودجه‌های سنواتی نشان می‌دهد که چه میزان اشتهای مصرف نفت در اقتصاد وجود دارد، اگر دولتی بخواهد همه را خودش مصرف کند این دولتی نفتی یا رانتیر است که خود چالش‌هایی و بحران‌هایی دارد که به بزرگ‌تر شدن سایز دولت می‌انجامد.

وی افزود: اما اگر درآمد حاصل از فروش نفت در قالب ارایه وام و تسهیلات به بخش تولید داده شود و با اصل و سود به حساب ذخیره برگردد، منجر به اشتغال شده و موجبات رشد اقتصادی و افزایش مالیات‌ها را به دنبال دارد.

طراح برنامه چهارم توسعه کشور با اشاره به اینکه قرار بوده براساس تکالیف سیاست‌های کلی برنامه چهارم جهت تحقق چشم‌انداز در سال 88 به میزان 4/17 میلیارد دلار در بودجه ارز مصرف شده، تصریح کرد: مقام معظم رهبری در بندهای 41 و 42 سیاست‌های کلی برنامه چهارم تاکید کرده‌اند که وابستگی بودجه به نفت باید به تدریج تا پایان برنامه چهارم به صفر می‌رسید اما عملکرد برنامه چهارم نشان می‌دهد که تنها امسال بیش از 72 میلیارد دلار در بودجه درآمد نفت مصرف شده است.

وی ادامه داد: همچنین برای تحقق سیاست‌های کلی بنا بوده که 81 میلیارد و600 میلیون دلار به صورت میانگین در بودجه‌های سنواتی ارز مصرف شود اما میانگین مصرف دولت در این پنج سال 330 میلیارد دلار بوده است که اگر سال 82 را با نسبت بودجه جاری به عمرانی که حدود 30 درصد بود بارشد اقتصادی حدود هفت درصد با امروز مقایسه کنیم این نتیجه باید به دست آید که دولتی که 330 میلیارد دلار درآمد نفت را خرج می‌کند باید در مقابل، کشور را بسیار نوسازی و بازسازی کند.ستاری‌فر خاطرنشان کرد: باید با این میزان درآمد نفتی زیرساخت‌ها فراهم می‌شد این زیرساخت‌ها به خصوص در بخش‌های کشاورزی، صنعت، اتاق بازرگانی و بخش خصوصی باید فراهم می‌شد اما در مقابل 330 میلیاردی که هزینه شده مسایلی در پیش‌روی اقتصاد قرار داده که حل آنها را بسیار سخت کرده است.معاون رییس‌جمهور در دولت اصلاحات با بیان اینکه براساس قانون برنامه چهارم باید تراز عملیاتی بودجه صفر و پول نفت اندوخته می‌شد، عنوان کرد: امروز تراز تجاری ما منفی 50 میلیارد دلار است؛ یعنی در 88 کشور ما 50 میلیارد دلار بیشتر مصرف کرده و در مقابل آن کاری انجام نشده و از اندوخته ملی که نفت بوده، استفاده شده است.وی خاطرنشان کرد: قرار بود با 81 میلیارد دلار متوسط مصرف ارز در طول برنامه چهارم 2/12 درصد سرمایه‌گذاری انجام شود زیرا این رشد اقتصادی است که موجب رونق در شاخص‌ها می‌شود اما با 330 میلیارد دلار ورودی به اقتصاد رشد سرمایه‌گذاری بین چهار یا پنج درصد است، یعنی بخش اعظمی از ارز به دست آمده به سمت کالاهای مصرفی رفته است.ستاری‌فر به 59 هزار میلیارد تومان میزان مالیات پیش‌بینی شده در لایحه بودجه دولت اشاره کرد و گفت: اگر اقتصاد خوب عمل کند و رشد اقتصادی 3/3 به هفت درصد برسد، حداکثر می‌توان 45 هزار درآمد مالیاتی به دست آورد.

وی افزود: یکی از شکاف‌های اقتصادی این است که حداقل 14 هزار میلیارد تومان عدم تحقق در مالیات‌ها داریم، در حال حاضر بحران اقتصادی، بحران شرکت‌ها، بحران در مطالبات معوق بانک‌ها، بحران در بازار و بخش خصوصی به صورت ملموس وجود دارد، در چنین وضعیتی که رکود هم حاکم است از چه کسی می‌توان مالیات گرفت؟


اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر