بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴
گفتگو با مديران شركت داده‌پردازي ايران (بخش نخست)

سرگذشت غول آبي ( داده پردازی ) در ايران

کد خبر : ۳۰۲۳۳
 
شركت داده‌پردازي ايران يكي از بزرگترين شركتهاي كشور است كه در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات فعاليت مي‌كند. از آنجا كه اين شركت در حقيقت ادامه شركت IBM در ايران بوده و پس از انقلاب اسلامي نيز همچنان از نيروهاي مجرب كشور بهره برده است، انتظار مي‌رود كه همچنان نقشي بزرگ در ارائه خدمات مرتبط به صنايع كشور و جامعه داشته باشد؛ اما در عمل احساس مي‌شود كه سهم اين شركت در فراهم‌سازي خدمات گوناگون، كمتر از حد انتظار است.

براي روشن شدن دلايل اين امر، با دو تن از مديران اين شركت به گفتگو نشسته‌ايم.

در آغاز لطفا کمي درباره چگونگي پيدايش شرکت داده‌پردازي ايران توضيح بفرماييد؟

نجفي: داده‌پردازي قبل از انقلاب به‌عنوان شركت IBM در ايران حضور داشت و بيشتر فعاليتش در آن دوره منحصر به تجهيزات MainFrame مي‌شد. به اين صورت كه به بسياري از سازمان‌ها تجهيزات مين‌فريم را اجاره مي‌داد و سرويس‌ها و خدمات فني آن را ارائه مي‌كرد. پس از انقلاب با توجه به نوع روابطي كه در آن برهه با سازمان‌ها و شركت‌هاي بين‌المللي بوجود آمد، آي‌بي‌ام از بازار ايران خارج شد، اما اين شركت با مجموعه نيروهايش پابرجا ماند و مديريت شركت را در عمل سازمان برنامه و بودجه وقت به‌عهده گرفت و شركت از حالت مالكيت خصوصي كه در اختيار آي‌بي‌ام جهاني بود به مالكيت دولتي درآمد و اين تغيير وضعيت كه محدوديت‌هايي را نيز بدنبال داشت، شايد سبب شد كه بازدهي شركت كاهش يابد و مجموعه خدماتش به مشتريان، نسبت به سرويس و خدماتي كه مي‌توانست از بازارهاي جهاني بگيرد، كمرنگتر شود.

بعد از اينكه شركت به مالكيت سازمان مديريت و برنامه درآمد، تلاش كرد همان روند قبلي را ادامه داده و همان سرويس‌ها را ارائه دهد و البته توانست سهم بزرگي را، با وجود تحريم هاي آن زمان، در صنعتIT بدست آورد؛ به گونه‌اي که در دهه 60 و تا اواسط دهه 70، شركت داده پردازي عملا بعنوان شركت پيشرو و رهبر، كل بازار IT كشور را راهبري مي كرد. اين راهبري ها ادامه داشت تا اينكه روند بازار و فناوري جهاني دچار تغييراتي شد. يعني از سال 1983 در دنيا و از سال 1364 در ايران كم كم کامپيوتر شخصي وارد بازار شد و شبكه هم كم كم تاثير خود را در اين بازار گذاشت. در اين حين داده پردازي هم شروع به بازارسازي كرد.

يكي از ويژگي‌هاي مهم شركت داده‌پردازي اين است كه زمينه حضور فناوري‌هاي جديد را به بازار فراهم مي‌كند. در همين ارتباط داده‌پردازي وارد بازار PC شد و تلاش كرد كه اين تكنولوژي جديد را به بازار معرفي كند؛ که در اين راستا ضمن بازاريابي، دوره‌هاي آموزشي هم برگزار کرد. در ضمن در صورت امکان مجموعه‌هايي را كه داراي سيستم‌هاي مين‌فريم بودند، ترغيب مي‌كرد كه سايزشان را مناسب كنند. چون در آن زمان با هدف کاهش اندازه (Down sizing) و حضور پي‌سي در دنيا و ايران مواجه بود.
 
يعني شما به مشتريان توصيه مي‌کنيد که از مين‌فريم استفاده نکنند؟

نجفي: خير، اين‌طور نيست. شايد اينگونه تصور شود كه مين‌فريم در IT جايگاهي ندارد، در حالي‌كه بايد بگوييم هنوز جايگاه خودش را دارد و در اين زمينه ما تنها شركتي هستيم كه سرويس مي‌دهيم. به هر حال براي انجام مطلوب هر کاري، بايد نياز مشتري ديده شود و بر اساس آن نياز، تجهيزات و ساختار لازم تهيه شود يا راه‌حل لازم ارائه شود. وقتي به 20-25 سال پيش برمي‌گرديم، مي‌بينيم که در آن زمان براي انجام هرگونه پردازش و استفاده از کامپيوتر، راه‌حل ديگري غير از استفاده از سيستم‌هاي مين‌فريم وجود نداشت. بيشتر شركت‌هاي آن زمان هم همين روش را ارائه مي‌دادند.

خير، اين‌طور نيست. شايد اينگونه تصور شود كه مين‌فريم در IT جايگاهي ندارد، در حالي‌كه بايد بگوييم هنوز جايگاه خودش را دارد و در اين زمينه ما تنها شركتي هستيم كه سرويس مي‌دهيم. به هر حال براي انجام مطلوب هر کاري، بايد نياز مشتري ديده شود و بر اساس آن نياز، تجهيزات و ساختار لازم تهيه شود يا راه‌حل لازم ارائه شود. وقتي به 20-25 سال پيش برمي‌گرديم، مي‌بينيم که در آن زمان براي انجام هرگونه پردازش و استفاده از کامپيوتر، راه‌حل ديگري غير از استفاده از سيستم‌هاي مين‌فريم وجود نداشت. بيشتر شركت‌هاي آن زمان هم همين روش را ارائه مي‌دادند.

يعني اگر شما مي‌خواستيد يك شركت خيلي كوچك هم داشته باشيد، آن موقع از سيستم3 آي‌بي‌ام يا AS/400 استفاده مي‌كرد چون هنوز پي‌سي وارد بازار نشده بود. بنابراين زماني كه پي‌سي وارد بازار شد، مشتري هم مي‌بايست نيازهاي خودش را با آن تنظيم مي كرد. ما هم به‌عنوان «ارائه‌دهنده راه‌حل» بايد روش‌مان را متناسب با نياز مشتري ارائه مي‌داديم. يعني اگر برفرض يك مشتري به‌صورت يك شركت 10-20 نفره كوچك، يك سيستم حقوق و دستمزد و يك سيستم فروش مي‌خواهد، ديگر نبايد يك مين‌فريم به او بدهيم. بنابراين اينجا بايد نيازسنجي بشود و نياز مشتري در نظر گرفته شود ولي اينكه وضعيت بازار چگونه است؟ خب، طبيعتا مين‌فريم‌ها جايگاه خودشان را دارند آنهم از نظر تعداد تراكنشي كه مي‌توانند ارائه بدهند و کانال‌‌هايي که در اختيار دارند.

اگر نگاه كنيد، الان در جهان، در بيشتر بانك‌ها و سازمان‌هاي مالياتي كشورها، خطوط هواپيمايي، بورس‌ها و جاهايي كه كارهاي نظامي مي‌كنند، در پشت صحنه كامپيوترهاي مين‌فريم حاكم هستند. ولي، مسلم است كه يك سوپر ماركت، كارش با يك شبكه متوسط متشکل از مجموعه‌اي از کامپيوترهاي شخصي انجام مي‌‌شود.

ولي پيشينه شرکت نشان مي‌دهد که هنوز بين اين دو معلق مانده است.

خالقي: ما يك درصد مناسب و مقبولي ازسهم بازار داشتيم و بايد آن را حفظ مي‌كرديم، و در اين زمينه مي‌بايست در مشتري نياز ايجاد كرده و در نتيجه ضمن حفظ مشتري بازارخودمان را تقويت مي‌كرديم.

ما يك درصد مناسب و مقبولي ازسهم بازار داشتيم و بايد آن را حفظ مي‌كرديم، و در اين زمينه مي‌بايست در مشتري نياز ايجاد كرده و در نتيجه ضمن حفظ مشتري بازارخودمان را تقويت مي‌كرديم.

در بحث علمي ابعاد مديريت بازار به تفسير واژه «بازارگرمي» که مي پردازيم؛ مي‌گوييم با تبليغات و تشويقات بموقع براي آگاه‌سازي، متقاعد کردن و ترغيب مشتريان بايد زمينه‌ساز«بازارداري» که همان افزايش و يا حداقل حفظ مشتري است عمل کنيم .يعني چيزي را كه داريم تبليغ و تشويق ‌كنيم، بايد در كنارش با مقايسه و ارزيابي گذشته و حال خودمان و ديگران، براي ترسيم آينده «بازار سنجي» انجام دهيم و طبيعتا در کنارش حركت بازارسازي و يافتن جايگاه دلخواه در بازار جديد را هم فراموش نکنيم. جايي كه ما غفلت كرديم، همين‌جا بوده است. يعني ما در بازارسازي براي اينكه سهم بازارمان را ايجاد كنيم، حفظش كنيم و سپس افزايشش بدهيم، تعلل كرديم.

در هنگام خصوصي‌سازي بي‌شک سازوكارها بايد فرق كندوقتي شركتي خصوصي مي‌شود، ديدگاه بدنه و مديريت آن بايد عوض شود

بازار خودمان را ملاحظه ‌كنيد: تفاوت بازاريابي الكترونيكي دنيا را با بازاريابي سنتي و قديمي خودمان ببينيد، اينجا هم همينطور است! همان بازار سنتي و جديد را در اين بخش هم مي‌بينيد. ما متکي شده بوديم به يك درآمد تقريبا مطمئن و دايمي. اين درآمد مستمر و هميشگي، كمترين ريسك را براي ما داشت. اين قضيه مينيمم ريسك براي مديريت و به‌طبع حداقل مخاطرات را براي مجموعه در برداشت. طبيعي است كه شما هر چه بيشتر تلاش كنيد و بخواهيد گام‌هاي رو به‌جلو و استوارتر برداريد، هزينه آن را نيز بايد بپردازيد و قاعدتا براي رسيدن به قله‌هاي رفيع و اهداف بالاتر، ريسك بيشتري را هم بايد پذيرفت.

بنابراين با توجه به روند رو به رشد صنعت IT داده پردازي هم در زمينه سيستم‌هاي رده بزرگ (مين‌فريم) به ارائه را ه‌حل (solution) پرداخت و هم در زمينه سيستم هاي رده کوچک (پي‌سي).

بر اساس نيازسنجي‌هايي که از مشتريان انجام مي‌شد، راه‌حل مطلوب و مقبول ارائه مي‌گرديد که علي‌القاعده با توجه به شرايط زماني در آغاز مين‌فريم بخش پررنگ‌تر قضيه بود و به‌تدريج با جداسازي و شکل‌گيري شرکت، توسعه ريزکامپيوتر بصورت مستقل ولي زيرمجموعه داده‌پردازي، راه‌حل‌هاي مبتني بر پي‌سي هم به مشتريان متقاضي ارائه گرديد.

درمجموع شما براي راهبرد طولاني مدت شرکتي مانند داده‌پردازي، تک يا چندمحصولي را پيشنهاد مي‌دهيد يا همه‌فن‌حريف بودن را؟

خالقي: فراموش نکنيد که برخي از شركت‌ها بموقع متوجه شدند که بايد سراغ يك محصول خاص و در يك زمينه خاص بروند و روي آن تمركز كنند و همه فعاليت‌هايشان نيز حول محور آن باشد. اين شرکت‌ها با توجه به تمايل و گرايش مشتريان و بازار، بخوبي بازارشناسي (بهتر است بگوييم بازارگرايي و بازارشناسي همراه با هم) را در عمل پياده کردند و با جمع‌آوري اطلاعات و تحقيقات بازاريابي، نياز بازار را سنجيدند و بلافاصله شروع به واردات تجهيزات مرتبط کردند و الان هم روي همان محصول، خودشان صاحب «برند» و تخصص شده‌اند.

: فراموش نکنيد که برخي از شركت‌ها بموقع متوجه شدند که بايد سراغ يك محصول خاص و در يك زمينه خاص بروند و روي آن تمركز كنند و همه فعاليت‌هايشان نيز حول محور آن باشد. اين شرکت‌ها با توجه به تمايل و گرايش مشتريان و بازار، بخوبي بازارشناسي (بهتر است بگوييم بازارگرايي و بازارشناسي همراه با هم) را در عمل پياده کردند و با جمع‌آوري اطلاعات و تحقيقات بازاريابي، نياز بازار را سنجيدند و بلافاصله شروع به واردات تجهيزات مرتبط کردند و الان هم روي همان محصول، خودشان صاحب «برند» و تخصص شده‌اند.

بنابراين بايد روند صنعت را دقيق بررسي کرد که چه محصولات جديدي، کدام سرويس‌هاي به‌روز و چگونه فناوري‌هاي نوين در حال شکل‌گيري است؟ و داده‌پردازي لاجرم بايد سرويس‌ها و محصولات خود را بر اساس نيازها و گرايش‌هاي مشتريان، بازار و روند رو به‌رشد صنعت تنظيم کند.

در ضمن تجربه، اطلاعات و آمار نشان داده است که طيف مشتريان داده‌پردازي بسيار گسترده است و از اين رو داده‌پردازي نمي‌تواند متکي به يک محصول و يا يک سرويس خاص باشد و انتظار بازار از يک شرکتي با قدمت بيش از 50 سال اين است که راه‌حل‌هاي جامع، يکپارچه و چندمنظوره ارائه كند. که اين توقع منطقي و مسووليت‌آور سبب مي‌شود تا داده‌پردازي بعنوان شرکتي با بيش از يک محصول و يا سرويس در بازار ايران حضور داشته باشد.

پس چرا شرکت داده‌پردازي ايران در آن جايگاهي كه از آن انتظار مي‌رود، قرار ندارد؟

نجفي: با آن روند کاهش اندازه در صنعت انفورماتيک کشور، داده‌پردازي كم‌كم بخشي از بازار را از دست داد؛ بويژه آنکه رقيباني هم در بازار PC بوجود آمدند که بدليل نوپايي در اين بخش چابكتر بودند و مي‌توانستند خودشان را بسرعت با شرايط سازگار کنند. در اين دوره که مي‌توان آنرا دوره «مهاجرت» ناميد، برخي از مشتريان هم با توجه به وضعيت بازار و نرم‌افزار توانستند اندازه خود را کاهش داده، در نتيجه در هزينه‌ها صرفه‌جويي کنند و از نيروهاي بازار دانش‌آموختگان بخش‌هايي مانند پي‌سي بهره ببرند. بنابراين مشتريان هم كم‌كم به اين سمت و سو مهاجرت كردند و به‌مرور داده‌پردازي بخشي از بازار و به‌طبع درآمد حاصله از آن را نيز از دست داد.

با آن روند کاهش اندازه در صنعت انفورماتيک کشور، داده‌پردازي كم‌كم بخشي از بازار را از دست داد؛ بويژه آنکه رقيباني هم در بازار PC بوجود آمدند که بدليل نوپايي در اين بخش چابكتر بودند و مي‌توانستند خودشان را بسرعت با شرايط سازگار کنند. در اين دوره که مي‌توان آنرا دوره «مهاجرت» ناميد، برخي از مشتريان هم با توجه به وضعيت بازار و نرم‌افزار توانستند اندازه خود را کاهش داده، در نتيجه در هزينه‌ها صرفه‌جويي کنند و از نيروهاي بازار دانش‌آموختگان بخش‌هايي مانند پي‌سي بهره ببرند. بنابراين مشتريان هم كم‌كم به اين سمت و سو مهاجرت كردند و به‌مرور داده‌پردازي بخشي از بازار و به‌طبع درآمد حاصله از آن را نيز از دست داد.

پس بهتر است بگوييم چرا شركت داده‌پردازي خودش را با اين شرايط متناسب نساخت؟

نجفي: البته شايد داده‌پردازي در اين زمان مي‌توانست سهم بيشتري از بازار داشته باشد، ولي اين اتفاق بدليل راهبردهاي نامناسب صورت نگرفته است. از اينرو اگر الان آماري از وضعيت بازار پي‌سي کشور داشته باشيم، مي‌بينيم كه سهم داده‌پردازي در حال رشد است ولي انتظاري كه از آن وجود دارد، يعني انتظار مجموعه سهامداران يا مديريت، بيشتر از اين است و انتظار مي رود سهم خود را افزايش دهد.

البته شايد داده‌پردازي در اين زمان مي‌توانست سهم بيشتري از بازار داشته باشد، ولي اين اتفاق بدليل راهبردهاي نامناسب صورت نگرفته است. از اينرو اگر الان آماري از وضعيت بازار پي‌سي کشور داشته باشيم، مي‌بينيم كه سهم داده‌پردازي در حال رشد است ولي انتظاري كه از آن وجود دارد، يعني انتظار مجموعه سهامداران يا مديريت، بيشتر از اين است و انتظار مي رود سهم خود را افزايش دهد.

به هر حال در همان زمان بازار شبكه و ارتباطات در اين صنعت هم شكل گرفت و در آن دوران هم داده‌پردازي با توجه به تخصص و توانمندي‌هايي كه داشت، سرويس‌هاي راه‌دوري را به مجموعه مشتريانش ارائه مي‌داد. مثلا در راهنمايي و رانندگي از طريق سايت شهرداري، سرويس‌هاي Remote ارائه مي‌کرد و سخت‌افزار و نرم‌افزارهايي در آنجا فعال بودند كه سرويس‌هاي لازم را ارائه مي‌دادند. . اين بخش از بازار شبکه و ارتباطات هم كم‌كم رشد قابل توجهي كرد و داده‌پردازي هم در اين زمينه خوب كوشيد و در اين راستا دوره‌هاي آموزشي و آگاه‌سازي نيز برگزار كرد ولي بتدريج با آمدن رقبا، يك بخش از سهم داده‌پردازي در اين زمينه كاهش يافت. البته با توجه به توانمندي‌هايي كه داده‌پردازي دارد، احساس مي‌شود که همراه با رشد اين بخش از بازار علاوه بر حفظ سهم کنوني در آينده نزديک سهم بيشتري را شرکت داده‌پردازي ايران به‌خود اختصاص خواهد داد.

اين رشد و گسترشي که داده‌پردازي در آن زمان بدست آورد، تا چه اندازه بدليل بهره‌مندي از امکانات دولتي بود؟

نجفي: در طول دهه 60 و دهه 70 داده‌پردازي بدليل ماهيت دولتي بودنش از يكسري امكانات ويژه هم استفاده مي‌كرد. مثلا بودجه‌هاي استفاده نشدهIT بيشتر شرکت‌ها و سازمانهاي دولتي در سه ماه آخر سال براي خريد تجهيزات يا سرويس‌هاي مرتبط با اين صنعت به داده‌پردازي واگذار و به‌طبع به درآمدهاي داده‌پردازي اضافه مي‌شد. داده‌پردازي مي‌توانست از آن منابع استفاده كند و بدون اينكه رقيبي جدي در بازار داشته باشد، به مشتريان خدمات بدهد و شايد رقيبان داده پردازي در آن زمان، چند شركتي بودند كه آنها هم در عمل ماهيتي دولتي داشتند. بنابراين داده‌پردازي سهم بزرگي از بازار در آن دوره را از سازمانها و ارگانهاي دولتي، بدون وجود رقيبي خاص، در دست داشت.

در طول دهه 60 و دهه 70 داده‌پردازي بدليل ماهيت دولتي بودنش از يكسري امكانات ويژه هم استفاده مي‌كرد. مثلا بودجه‌هاي استفاده نشدهIT بيشتر شرکت‌ها و سازمانهاي دولتي در سه ماه آخر سال براي خريد تجهيزات يا سرويس‌هاي مرتبط با اين صنعت به داده‌پردازي واگذار و به‌طبع به درآمدهاي داده‌پردازي اضافه مي‌شد. داده‌پردازي مي‌توانست از آن منابع استفاده كند و بدون اينكه رقيبي جدي در بازار داشته باشد، به مشتريان خدمات بدهد و شايد رقيبان داده پردازي در آن زمان، چند شركتي بودند كه آنها هم در عمل ماهيتي دولتي داشتند. بنابراين داده‌پردازي سهم بزرگي از بازار در آن دوره را از سازمانها و ارگانهاي دولتي، بدون وجود رقيبي خاص، در دست داشت.

اما در سال 791378 بحث‌هايي مطرح شد مبني بر اينكه شركت از حالت دولتي درآيد و خصوصي شود. در خصوصي‌شدن بي‌شک سازوكارها بايد فرق كند. وقتي شركتي خصوصي مي‌شود، ديدگاه بدنه و مديريت آن بايد عوض شود، اما عملا اين اتفاق بطور کامل نيفتاد. براي مثال بعد از اينكه داده‌پردازي بعنوان يك شركت بورسي و خصوصي مطرح شد، نوع نگرش مديران آن خيلي تغيير نكرد و در عمل يک نوع مديريت نيمه دولتي در شرکت حاکم بود.

البته ناگفته نماند كه در طول اين دوران، داده‌پردازي در همه پروژه‌هاي بزرگ و ملي نقش خودش را داشته است. حالا اين نقش شايد صددرصد در يك پروژه نبوده ولي در هر پروژه‌اي كه نگاه كنيم، مي‌توانيم رد پايي از داده‌پردازي را ببينيم؛ شايد به اين دليل كه تنها شركتي است كه در حال حاضر در بيشتر حوزه‌هاي اين صنعت فعال است و مقبوليت نسبتا خوبي در جامعه انفورماتيك كشور دارد. ولي در نهايت پابه‌پاي مشتري او را به مقصد و هدفش مي‌رساند.

اما به‌هر حال به‌نظر مي‌رسد که ديگر داده‌پردازي دارد از آن تخصص و توانايي‌هايي که يک شرکت پيشرو در فناوري اطلاعات کشور بايد داشته باشد، دور مي‌شود.

خالقي: در داده‌پردازي زيربناي اصولي و بستر سازي مناسبي وجود دارد كه بخشي از آنها از قديم پايه‌ريزي شده و از آي‌بي‌ام، الهام گرفته شده و يك مقدار هم بومي‌سازي شده كه بواسطه آنها الان بدنه تخصصي و کارشناسي خيلي قوي وجود دارد. شايد اغراق نباشد اگر بگويم اکثريت شركت‌هايي كه بيرون از اين مجموعه، هم‌اکنون بعنوان رقباي داده‌پردازي فعال هستند، بنيان‌گذاران و سهامداران عمده‌شان به‌گونه‌اي با داده‌پردازي تعامل و همكاري داشته‌اند؛ يعني مدير، كارمند يا پيمانكار سابق شرکت داده‌پردازي ايران بوده‌اند. اين بيانگر آن ا ست كه بدنه داده‌پردازي از نظر دانش و تجربه، بدنه‌اي بسيار قوي بوده و هست.

در داده‌پردازي زيربناي اصولي و بستر سازي مناسبي وجود دارد كه بخشي از آنها از قديم پايه‌ريزي شده و از آي‌بي‌ام، الهام گرفته شده و يك مقدار هم بومي‌سازي شده كه بواسطه آنها الان بدنه تخصصي و کارشناسي خيلي قوي وجود دارد. شايد اغراق نباشد اگر بگويم اکثريت شركت‌هايي كه بيرون از اين مجموعه، هم‌اکنون بعنوان رقباي داده‌پردازي فعال هستند، بنيان‌گذاران و سهامداران عمده‌شان به‌گونه‌اي با داده‌پردازي تعامل و همكاري داشته‌اند؛ يعني مدير، كارمند يا پيمانكار سابق شرکت داده‌پردازي ايران بوده‌اند. اين بيانگر آن ا ست كه بدنه داده‌پردازي از نظر دانش و تجربه، بدنه‌اي بسيار قوي بوده و هست.

براي همين هم ما در بسياري از پروژه‌هاي بزرگ ملي حضور داريم. براي نمونه مي‌توان به پروژه عظيم «تبيان» اشاره كرد و نيز در خصوص راه‌اندازي و پشتيباني ارتباط لحظه‌اي و آنلاين تعدادي از مشتريان بانک ها ي بزرگ کشور بين دو مركز اصلي و پشتيبان آنها فعال هستيم، همچنين در گذشته‌اي نه‌چندان دور، پياده‌سازي بخش‌هاي شبکه ارتباطي اجلاس سران کشورهاي اسلامي در تهران نيز به داده‌پردازي سپرده شد که کاري بسيار خطير، حساس و فشرده بود.

همه اينها نشانه اعتمادي است كه مجموعه مشتريان دولتي، غيردولتي يا بانكهاي کشور به شرکت داده‌پردازي ايران دارند و اين يعني اينكه داده‌پردازي در اين صنعت جايگاه قابل قبولي دارد و مشتريان همچنان به آن اعتماد مي‌كنند. البته منصفانه بايد پذيرفت که ما بطور قطع نقاط ضعفي هم داريم، ولي تلاش مي‌كنيم آگاهانه نقطه ضعف‌هايمان را پوشش دهيم و با درايت و رويکردي منطقي نقاط قوتمان را تقويت كنيم.

مجموعه شركت هم با اين نگاه جديد هيات مديره آشنا شده كه هيات مديره وقت و سهامدار عمده كه نظارت بر عملکرد شرکت دارد از راهبرد هاي جديد حمايت مي‌كند و انتظار دارد كه داده‌پردازي با استفاده از پتانسيل و توانمندي‌هاي بالقوه، جايگاه خود را در بازار تقويت و تثبيت كند.

آيا مشکلات ديگري هم در اين زمينه وجود داشته است؟

نجفي: بله، به هر حال محدوديت‌هايي مانند تحريم هم روي مجموعه صنعت IT كشور اثرگذار بوده و داده‌پردازي هم از اين امر مستثنا نيست. اين مواردي كه من اشاره كردم درون بازار پيچيده IT ايران رخ مي‌دهد؛ بازاري كه به‌طبع بحث سياسي‌اش بسيار پررنگ است. بازاري كه تصميم‌گيران، سياست‌گذاران و در نتيجه راهبردهايش پرشمار هستند. چنين بازاري در عمل ناپايدار است و در آن تغيير و تحولات زيادي رخ مي‌دهد. در اين بازار قانون كپي رايت چندان حاكم نيست و به بلوغ نرسيده است.

بله، به هر حال محدوديت‌هايي مانند تحريم هم روي مجموعه صنعت IT كشور اثرگذار بوده و داده‌پردازي هم از اين امر مستثنا نيست. اين مواردي كه من اشاره كردم درون بازار پيچيده IT ايران رخ مي‌دهد؛ بازاري كه به‌طبع بحث سياسي‌اش بسيار پررنگ است. بازاري كه تصميم‌گيران، سياست‌گذاران و در نتيجه راهبردهايش پرشمار هستند. چنين بازاري در عمل ناپايدار است و در آن تغيير و تحولات زيادي رخ مي‌دهد. در اين بازار قانون كپي رايت چندان حاكم نيست و به بلوغ نرسيده است.

از سوي ديگر، صنعت IT با حدود 60 سال قدمت، نسبت به ديگر صنايع بسيار نوپا است. مثلا صنعت 67 هزار ساله ساختمان، به بلوغ رسيده و هم‌اکنون همه افراد جامعه مي‌دانند که در ساختمان چه تركيبات و چه اجزايي بكار مي‌رود و از روند پيشرفت آن و اينكه از چه تكنولوژي‌هايي در آن استفاده مي‌شود، كم و بيش يك اطلاعات كلي دارند. ولي در صنعت IT حتي مديران و كساني كه متخصص هستند و دانشگاه رفته‌اند، وقتي مي‌خواهند پروژه‌هاي بزرگ را انجام دهند، بدليل اينكه اين صنعت هنوز در مهد خود هم به بلوغ نرسيده، با چالش‌هاي سنگيني مواجه مي‌شوند.

علاوه بر اين موارد، روحيه كار گروهي هم در ما خيلي ضعيف است. يعني در پروژه‌هاي بزرگ IT وقتي چند شركت دور هم جمع مي‌شوند تا يك پروژه را به سرانجام برسانند، عملا مي‌بينيم وسط كار بدليل موارد اختلاف متعددي مانند نوع كنسرسيوم، نوع سرويس‌ها يا شرح خدماتي كه مي‌خواهند انجام دهند، با هم به توافق نمي‌رسند و از يكديگر جدا مي‌شوند. از همه اينها مي‌خواهم نتيجه بگيريم كه اين صنعت هنوز به بلوغ نرسيده و مديريت آن هم هنوز به بلوغ نرسيده است و مديراني كه در سازمان‌هاي اجرايي هستند، هنوز در حال كسب تجربه‌اند. به هر حال داده‌پردازي در ايران در چنين محيطي در حال حركت بوده و هست و خدماتش را ارائه مي‌دهد.

 
فرامرز خالقي،

متولد سال 1342 تهران

مدير کل عمليات شرکت داده پردازي ايران

- کارشناس ارشد مهندسي صنايع (مديريت سيستم ها و بهره وري) از دانشگاه صنعتي شريف – 1377

- کارشناس مهندسي برق (قدرت) از دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) – 1369

- کارشناس مهندسي برق (الکترونيک) دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکز – 1369

- اخذ 20 عنوان گواهينامه رسمي داخلي و بين المللي - دوره‌هاي آموزشي کامپيوترهاي بزرگ IBM

- رئيس مرکز آموزش عالي انفورماتيک (علمي‌– کاربردي) شرکت داده پردازي ايران (آبان83 تا دي87)

- مدير امور توسعه بازار و پروژه هاي خاص، مدير مرکز آموزش دوره‌هاي تخصصي و کوتاه‌مدت مسوول امور مشتريان (بازاريابي و فروش) کارشناس ارشد مهندسي سيستم و مسوول نصب، راه‌اندازي، آموزش و پشتيباني نرم‌افزاري سيستم‌هاي عامل کامپيوتري IBM در شرکت داده پردازي ايران (از 69تا79)

- مشاور دفتر برنامه‌ريزي ، بودجه و تامين منابع وزارت آموزش و پرورش (تير 88 –تاکنون)

- عضو تيم‌هاي ملي جوانان، اميد و بزرگسالان بسکتبال جمهوري اسلامي ايران و حضور در مسابقات آسيايي و المپيک (59-69)

 
سيد ابوطالب نجفي متولد 1335 بابل

مدير عامل و عضو هيات مديره شرکت شرکت داده پردازي ايران

- کارشناس ارشد الکترونيک سخت‌افزار از دانشگاه Cranfield انگلستان

- کارشناس الکترونيک از دانشگاه Middlesex انگلستان.

- عضو هيات مديره – فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شهروند (84 تا 85)

- معاونت طرح‌و‌برنامه - گمرک ايران (83 تا 84)

- مشاور رييس کل و مدير طرح‌هاي انفورماتيک - گمرک ايران (76 تا 83)

- مشاور انفورماتيک هيات مديره - شرکت بيمه ايران (80 تا 83)

- معاون فني مديرکل آمار و خدمات ماشيني - گمرک ايران (73 تا 75)

- معاون مديرعامل - شرکت خيبر (وزارت بازرگاني) (72 تا 73)

- مهندس ارشد سيستم - شرکت داده‌پردازي ايران (67 تا 72)

- بازيكن و سرمربي تيم ملي پينگ‌پنگ ايران (50 تا 72)

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر