تنش خاورمیانه و موج جدید نوسان در بازار نفت
بورس نیوز:
تشدید تنشهای نظامی در منطقه خلیجفارس و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، بهسرعت اثر خود را بر بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل گذاشته است. این گذرگاه دریایی که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان محسوب میشود، در شرایط بحران به یکی از تعیینکنندهترین عوامل نوسان قیمت انرژی تبدیل میشود.
در نخستین واکنش بازارها، قیمت نفت با جهشی قابلتوجه مواجه شد و در مقطعی به حدود ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسید؛ رشدی که در مدت کوتاهی حدود ۱۲ درصد افزایش قیمت را رقم زد. بااینحال، بازار انرژی بهسرعت تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار گرفت. دونالد ترامپ در سخنرانی شب گذشته خود احتمال شکلگیری آتشبس در منطقه را مطرح کرد.
موضعی که بسیاری از تحلیلگران آن را نوعی مدیریت انتظارات بازار یا «خبر درمان» برای مهار روند صعودی قیمت نفت ارزیابی میکنند. این اظهارات بهطور موقت موجب عقبنشینی قیمتها شد، هرچند این روند پایدار نماند و در ادامه معاملات، بهای نفت برنت در محدوده ۹۲ دلار تثبیت شد.
باوجوداین نوسانات، بازار انرژی همچنان در وضعیت شکنندهای قرار دارد. هرگونه اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز میتواند عرضه جهانی نفت را محدود کرده و به افزایش قیمت گاز طبیعی و رشد هزینههای پالایش نیز منجر شود. در چنین شرایطی، صنایع انرژی بر و زنجیرههای تولید جهانی با افزایش هزینه مواجه میشوند و فشار تورمی در اقتصاد جهانی تشدید میشود.
همزمان با تحولات بازار انرژی، بخش حملونقل دریایی نیز تحت تأثیر ریسکهای ژئوپلیتیکی قرارگرفته است. افزایش تنشها در منطقه باعث رشد قابلتوجه نرخ بیمه نفتکشها و کشتیهای باری شده و شرکتهای کشتیرانی را با هزینههای عملیاتی بالاتری روبهرو کرده است. علاوه بر این، برخی شرکتهای حملونقل برای کاهش ریسکهای امنیتی، مسیر حرکت کشتیها و نفتکشها را تغییر دادهاند؛ موضوعی که به افزایش هزینه حمل در بازار جهانی منجر شده است.
در بازارهای مالی نیز واکنشها بهسرعت نمایان شد. در سطح جهانی، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی معمولاً با افزایش قیمت طلا بهعنوان دارایی امن همراه میشود. درحالیکه برخی بازارهای سهام با فشار فروش مواجه میشوند. در مقابل، سهام شرکتهای فعال در حوزه انرژی و نفت اغلب از افزایش قیمت حاملهای انرژی سود میبرند و با رشد ارزش مواجه میشوند.
تحولات اخیر همچنین پیامدهای اقتصادی مهمی برای کشورهای منطقه به همراه دارد. برای کشورهای صادرکننده نفت در خلیجفارس، اختلال در تردد نفتکشها میتواند به معنای کاهش یا تأخیر در صادرات و درنتیجه کاهش درآمدهای ارزی باشد. از سوی دیگر، کشورهای واردکننده انرژی با افزایش هزینه واردات نفت و گاز روبهرو میشوند؛ موضوعی که میتواند به تورم انرژی و افزایش هزینه تولید در صنایع مختلف منجر شود.
در این میان، برخی کشورها تلاش کردهاند با ایجاد مسیرهای جایگزین، وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند. ازجمله مهمترین این مسیرها میتوان به خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و همچنین خط لوله امارات به بندر فجیره در دریای عمان اشاره کرد. بااینحال، ظرفیت این خطوط لوله محدود است و نمیتواند بهطور کامل جایگزین حجم عظیم نفتی شود که روزانه از تنگه هرمز عبور میکند.
مجموع این عوامل نشان میدهد که هرگونه بحران در تنگه هرمز، تنها یک مسئله منطقهای نیست؛ بلکه میتواند زنجیرهای از واکنشها را در بازارهای انرژی، حملونقل دریایی و نظام مالی جهان ایجاد کند و بهسرعت بر قیمتها، تجارت و اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.
