روانشناسی ترید/ بخش اول
به گزارش بورس نیوز، ذهن انسان بهطور طبیعی تمایل دارد الگو بسازد و رفتارهای تکرارشونده ایجاد کند. دلیل اصلی این موضوع، سازوکارهای پایهای مغز برای افزایش بهرهوری، صرفهجویی در انرژی و واکنش سریع در برابر محیط است. مغز ما از بین میلیونها ورودی روزانه، تنها بخش کوچکی را پردازش آگاهانه میکند و سایر اطلاعات را از طریق میانبُرهای شناختی، حافظه هیجانی و الگوهای از پیشساختهشده مدیریت میکند. مسیرهای عصبی و روانی در همین راستا شکل میگیرند؛ یعنی مغز با مشاهده شباهت بین موقعیتهای مختلف، یک «رفتار پیش فرض» ایجاد میکند و در شرایط مشابه، همان واکنش را مجدداً فعال میکند.
صرفهجویی در انرژی شناختی
پردازش هر تصمیم، چه کوچک چه بزرگ، برای مغز هزینه (مصرف انرژی) دارد. در بازارهای مالی که اطلاعات پیوسته تغییر میکند و تریدر باید در لحظه تصمیم بگیرد، این هزینه چند برابر میشود؛ بنابراین ذهن ترجیح میدهد بهجای ارزیابی کامل شرایط، از واکنشهایی استفاده کند که قبلاً تجربه کرده است. این واکنشهای آماده همان الگوها هستند. برای مثال، اگر مغز یاد گرفته باشد “سود سریع = امنیت”، در اکثر موقعیتها همان واکنش را اعمال میکند؛ حتی اگر تحلیل منطقی و واقعیت بازار چیز دیگری بگوید.
نقش حافظه و تجربههای گذشته
بخش بزرگی از تصمیمگیری انسان مبتنی بر حافظه هیجانی است، نه منطق محض. تجربههای گذشته (چه مثبت، چه منفی) تاثیر و تصویری عمیق در ذهن ایجاد میکنند و مغز برای جلوگیری از تکرار درد و افزایش لذت، همان مسیر قبلی را دنبال میکند. در ترید، تجربه یک ضرر سنگین میتواند الگویی ایجاد کند که فرد را به خروج زود هنگام از معاملات وادارد. از سوی دیگر، تجربه یک برگشت معجزهآسا ممکن است الگوی ماندن بیدلیل در ضرر را بسازد.
نیاز ذهن به پیشبینیپذیری و کنترل
مغز انسان «نااطمینانی» و «ابهام» را خطر تفسیر میکند
وقتی محیط قابلپیشبینی نباشد، اضطراب و استرس افزایش مییابد. بازارهای مالی یکی از پرتلاطمترین و غیرقابل پیشبینیترین محیطهاست، بنابراین ذهن تلاش میکند با ساختن الگو، احساس کنترل ایجاد کند. از نظر علوم اعصاب و روانشناختی، داشتن یک الگوی ناکارمد، برای ذهن و مغز آرامبخشتر است از مواجهه با یک وضعیت کاملاً ناشناخته. به همین دلیل بسیاری از تریدرها واکنشهای تکرار شونده و ناکارامد بسیار زیادی ابراز میکنند، حتی با وجود اگاهی به اینکه این تکرار به ضررشان تمام شود.
میانبُرهای شناختی و سیستم یک
طبق نظریه دنیل کانمن، ذهن ما دارای دو سیستم تصمیمگیری است:
سیستم یک: سریع، شهودی، خودکار سیستم ۲: کند، تحلیلی، منطقی
در شرایط فشار، هیجان یا کمبود زمان سیستم ۱ فعالتر میشود. سیستم ۱ برای تصمیمگیری به الگوهای ذخیرهشده، خاطرات گذشته و حدسهای سریع تکیه میکند؛ همینجاست که الگوهای روانی خود را نشان میدهند.
شرطیسازی پاداش و تنبیه
مغز ما از طریق سیستم دوپامین شرطی میشود. اگر یک رفتار منجر به نتیجه مطلوب شود، احتمال تکرار آن افزایش مییابد. اگر نتیجه ناخوشایند باشد، ذهن به دنبال راه اجتناب از آن است. این چرخه پاداش؛ تنبیه در بازار سرعت بسیار بالایی دارد؛ بنابراین پترنها نیز با سرعت شکل میگیرند. بههمین دلیل است که حتی یک تجربه منفرد، میتواند یک الگوی رفتاری پایدار ایجاد کندادامه دارد.
ادامه دارد...

