روانشناسی ترید / بخش دوم
بورسنیوز:
●الگوهای پنهان ذهنی؛
وقتی تریدر تصمیم نمیگیرد، تکرار میکند
چرا با وجود داشتن پلن معاملاتی و استراتژی ، باز هم در لحظه تصمیمی میگیریم که برخلاف تحلیل ماست؟
چرا تریدر میداند باید در ضرر از معامله خارج شود، اما میماند؟
یا زمانی که بازار در جهت تحلیل او حرکت میکند، خیلی زود از معامله خارج میشود؟
پاسخ این سوالها را باید در
«الگوهای روانی» جستوجو کرد؛ الگوهایی که اغلب نادیده گرفته میشوند، اما نقش تعیینکنندهای در نتایج معاملات دارند.
●تصمیم یا الگو؟
بسیاری از رفتارهایی که تریدرها بهعنوان «تصمیم» از آن یاد میکنند، در واقع تصمیم نیستند؛ بلکه واکنشهایی خودکار و از پیشساختهشده هستند.
ذهن انسان، همانطور که در بخش اول اشاره شد، تمایل دارد برای صرفهجویی در انرژی و کاهش فشار شناختی، از مسیرهای آشنا استفاده کند. این مسیرها همان الگوهایی هستند که بر اساس تجربههای گذشته شکل گرفتهاند.
در نتیجه، در بسیاری از مواقع، این «ذهن» نیست که در حال تحلیل شرایط جدید است؛ بلکه «الگو» است که در حال تکرار یک پاسخهای قدیمی است.
●سه الگوی رایج در میان تریدرها
در بررسی رفتار تریدرها، برخی الگوها بهصورت مکرر دیده میشوند؛ الگوهایی که مستقل از سطح دانش یا تجربه، در بسیاری از افراد مشترک هستند.
۱. خروج زودهنگام از معاملات سود ده
تریدر وارد معاملهای میشود که بهدرستی تحلیل شده است. بازار در جهت مورد انتظار حرکت میکند، اما تریدر قبل از رسیدن به هدف، معامله را میبندد.
این رفتار اغلب ریشه در این الگوی ذهنی دارد:
«سود را حفظ کن، قبل از اینکه از بین برود.»
در ظاهر این یک تصمیم منطقی بهنظر میرسد، اما در بسیاری از موارد، این واکنش نتیجه تجربههای قبلی از دست دادن سود است، نه تحلیل شرایط فعلی و واقعیت بازار.
۲. ماندن در ضرر
در نقطهای که استراتژی خروج را مشخص کرده، تریدر با حذف حد ضرر از بستن معاملهی در ضرر خودداری میکند.
و امید به بازگشت بازار، جایگزین منطق میشود.
الگوی پنهان در اینجا معمولاً چنین است:
«شاید بازار برگردد، نباید ضرر را قطعی کنم.»
این الگو اغلب از ترکیب ترس از پذیرش ضرر و تجربههای گذشتهای شکل گرفته که بازار برخلاف انتظار، بازگشته است.
۳. انتقام از بازار
پس از یک یا چند ضرر متوالی ، تریدر بدون دیدن موقعیت معاملاتی مناسب، وارد معامله جدیدی میشود.
هدف، جبران سریع است؛ نه اجرای یک استراتژی.
در این حالت، هیجان جایگزین منطق و تحلیل میشود و رفتار، بیش از آنکه مالی باشد، احساسی است.
●وقتی الگوها خود را تکرار میکنند
در جلسات تحلیلی «خانهی تریدر»، جایی که تمرکز بر بررسی ژورنالهای هیجانی تریدرهاست، اغلب یک رفتار مشترک توجهم را جلب میکند :
بسیاری از تریدرها دقیقاً میدانند چه کاری درست است، اما در لحظهی اجرا، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند.
این شکاف بین «دانستن» و «عمل کردن»، همان جایی است که الگوهای ذهنی فعال میشوند.
تریدر تصمیم نمیگیرد که اشتباه کند؛
بلکه الگویی که در ذهن او شکل گرفته، در لحظه کنترل رفتار را بهدست میگیرد.
●مسئله اصلی: ناآگاهی از الگو
چالش اصلی این نیست که تریدرها الگوهای اشتباه دارند؛
بلکه این است که از وجود آنها آگاه نیستند.
تا زمانی که یک رفتار بهعنوان
«بخشی از شخصیت» یا هویت تریدر» تلقی شود، امکان تغییر آن بسیار محدود خواهد بود.
اما زمانی که همان رفتار بهعنوان یک «الگوی قابل شناسایی» دیده شود، مسیر تغییر آغاز میشود.
اما سوال مهم اینجاست:
اگر تریدر از اشتباهات خود آگاه است، چرا همچنان آنها را تکرار میکند؟
چه چیزی باعث میشود دانستن، به تغییر رفتار منجر نشود؟
در بخش سوم، به بررسی این شکاف مهم و نقش ذهن ناخودآگاه در تکرار رفتارهای معاملاتی خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...
