بازار و معیشت در انتظار شفافیت و پاسخگویی
بورسنیوز:
در شصتوچند روزی که بر ملت ایران گذشت، زمان معنای دیگری پیدا کرد. روزهایی که هر کدامش به اندازه سالها بر روح و جان مردم سنگینی داشت؛ روزهایی آکنده از التهاب، نااطمینانی و فشار. ایران در شرایطی پیچیده و مبهم، در وضعیت جنگی در برابر تجاوز و تهدید ایستاد و با اقتدار از این آزمون عبور کرد. اما همزمان، اقتصاد کشور و سفرههای مردم، زیر بار تورمی سنگین و فزاینده خم شد.
در میانه این فشارها، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی کرد، نقش مردم بود. باز هم در بزنگاه تاریخی، این مردم بودند که با انسجام و آرامش، پرچم کشور را بالا نگه داشتند. برخلاف محاسبات دشمن، جامعه فرو نریخت، بازار به آشوب کشیده نشد و نظم عمومی حفظ شد. مقاومت واقعی این روزها نه فقط در عرصههای امنیتی، بلکه در زیست روزمره مردم شکل گرفت؛ در صفهای نان و دارو، در کارخانههایی که با حداقل توان و حداکثر امید سرپا ماندند، و در خانوادههایی که با وجود کاهش قدرت خرید، زندگی را از حرکت بازنداشتند.
این همان چهره واقعی «نه جنگ، نه صلح» است؛ وضعیتی فرساینده که در آن، تورم افسارگسیخته، تحریم، نااطمینانی و اضطراب، همزمان بر اقتصاد و روان جامعه فشار میآورند. امروز قیمت کالاهای اساسی، از مواد غذایی تا مسکن و اجارهبها، با شتابی نگرانکننده در حال افزایش است. نقدینگی در دست مردم، لحظهبهلحظه ارزش خود را از دست میدهد و قدرت خرید خانوارها کوچکتر میشود. این میدان نبرد اصلی این روزهاست؛ نبردی که مستقیماً با معیشت مردم گره خورده است.
اما مسئله نگرانکنندهتر، سکوت تصمیمسازان در دل این بحران است. بازار، بیش از هر چیز، از ابهام و بیخبری میترسد. وقتی اطلاعرسانی شفاف وجود ندارد، شایعه جای تحلیل را میگیرد و دلالی و سفتهبازی، سکان قیمتها را به دست میگیرد. تجربه نشان داده است که «چراغ خاموش» حرکتکردن در اقتصاد، نهتنها التهاب را کم نمیکند، بلکه به آن دامن میزند.

مردم ایران در این مدت، بارها نشان دادهاند که پای منافع ملی ایستادهاند. آنها بحرانهای اقتصادی، فشارهای اجتماعی و تهدیدهای امنیتی را دیدهاند و از آنها عبور کردهاند. امروز، حداقل حق این ملت، آگاهی از واقعیتهاست. شفافیت، نه یک امتیاز، بلکه حقی بدیهی است. اگر اقتصاد با کمبود نقدینگی مواجه است، اگر شبکه بانکی در تنگناست، اگر در تأمین یا توزیع کالاهای اساسی مشکل وجود دارد، یا اگر به دلیل شرایط مبهم بینالمللی، شوکهایی در راه است، باید صریح و بیپرده با مردم در میان گذاشته شود.
مسئولان اقتصادی، از بانک مرکزی تا وزارتخانههای متولی تولید و تجارت، باید با مردم گفتوگو کنند؛ گفتوگویی واقعی، نه صرفاً بیانیههای کلی و بخشنامهای. مردم این کشور از سختترین شرایط عبور کردهاند؛ از چه واکنشی هراس وجود دارد؟ اتفاقاً آنچه بازار را ملتهب میکند، همین خلأ اطلاعرسانی است. بازاری که هر روز با شایعه بیدار میشود، طبیعی است که قیمتها را بر اساس ترس تنظیم کند، نه بر مبنای واقعیت.
در چنین شرایطی، نسخه فوری اقتصاد ایران، چیزی جز «گفتوگوی ملی» نیست. تصمیمسازی پشت درهای بسته، دیگر پاسخگو نیست. مسئولان، علاوه بر اطلاعرسانی، باید شنونده باشند. فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان، اصناف، کارگران و کارآفرینان، بهتر از هر کسی میدانند گره کار کجاست و کدام سیاستها به تولید و بازار آسیب میزند. تابآوری اقتصادی، بدون مشارکت جامعه، ممکن نیست.
امروز، در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، ظرفیت صبر مردم محدود است. آنها هزینه تصمیمات نادرست یا بیتصمیمیها را با کوچکشدن سفرههایشان میپردازند. این مردم ثابت کردهاند که در میدان میمانند؛ حالا نوبت مسئولان است که پشتیبان آنان باشند. نخستین گام برای ترمیم اعتماد و عبور از بحران اقتصادی، شکستن سکوت است. با مردم حرف بزنید؛ هنوز دیر نشده است.
