بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۶
برقی که روی قبض ارزان است و روی تولید، گران تمام می‌شود؛

«بحران خاموش برق»؛ وقتی صنعت در تاریکی می‌ماند

مصرف برق
یک عصر داغ تیرماه، در شهرک‌های صنعتی حاشیه چند شهر بزرگ، چراغ سوله‌ها یکی‌یکی خاموش می‌شود. روی کاغذ، «برنامه مدیریت مصرف» است.
کد خبر : ۳۰۵۸۷۲

به گزارش بورس نیوز، یک عصر داغ تیرماه، در شهرک‌های صنعتی حاشیه چند شهر بزرگ، چراغ سوله‌ها یکی‌یکی خاموش می‌شود. روی کاغذ، «برنامه مدیریت مصرف» است؛ در عمل، اما یعنی توقف خط تولید، بیکاری موقت کارگر، تعویق تحویل سفارش، و یک بند جدید در گزارش توجیهی سهامدار: «محدودیت تأمین برق».

 همان روز، در اوج گرما، تابلوی بورس تهران کار خودش را می‌کند؛ نماد‌های نیروگاهی سبز می‌شوند، صنایع انرژی‌بر زیر فشار قرار می‌گیرند و برای چندمین بار، بازار سرمایه به خودش یادآوری می‌کند که بحران برق در این کشور، یک بحران «خاموش» نیست، بلکه سال‌هاست روی سود شرکت‌ها و تصمیم سرمایه‌گذاران سایه انداخته.

 

رشد مصرف، عقب‌ماندگی تولید؛ معادله‌ای که هر سال بدتر می‌شود

 

آمار‌های رسمی یک داستان روشن تعریف می‌کند: مصرف برق در ایران طی سال‌های اخیر به‌طور پیوسته رشد کرده؛ هم به‌خاطر افزایش جمعیت شهری و گسترش وسایل برقی در زندگی روزمره، هم به‌خاطر ورود تدریجی صنایع جدید و مصرف‌کننده‌های بزرگ. اما در طرف عرضه، ظرفیت نیروگاه‌ها، شبکه انتقال و توزیع، با همان سرعت رشد نکرده است.

نیروگاه‌های فرسوده، سرمایه‌گذاری ناکافی در واحد‌های جدید، عقب‌ماندگی در توسعه تجدیدپذیر‌ها و ساختار معیوب قرارداد‌ها باعث شده هر سال، فاصله این دو منحنی – مصرف و تولید – کمی بیشتر شود. نتیجه‌اش هر تابستان در قالب «اخطار مصرف»، «خاموشی برنامه‌ریزی‌شده»، و «کاهش سهمیه برق صنایع» خودش را نشان می‌دهد.

اما بحران برق فقط یک مسئله فنی نیست که مهندسان وزارت نیرو حلش کنند؛ این بحران، حاصل **قیمت‌گذاری اشتباه، سیاست‌گذاری کوتاه‌نگر و تأخیر مزمن در سرمایه‌گذاری زیرساختی** است؛ و بازار سرمایه، چون آینه این تصمیم‌هاست، اثر آن را در تک‌تک ترازنامه‌ها و طرح‌های توسعه‌ای می‌بیند.

 

برق ارزان؛ سیگنال غلط به مصرف‌کننده، تیر خلاص به سرمایه‌گذاری

 

سال‌هاست برق در ایران با قیمتی فروخته می‌شود که با هزینه واقعی تولید فاصله چشمگیر دارد. این قیمت پایین، در ظاهر یک «یارانه رفاه» برای خانوار و صنعت است؛ اما در عمل پیام خطرناکی می‌فرستد: 

برای مصرف‌کننده: «مصرف بیشتر مهم نیست؛ برق تقریباً مجانی است»


برای سرمایه‌گذار: «سرمایه‌گذاری در نیروگاه، به‌صرفه نیست؛ بازگشت سرمایه‌ات مبهم و طولانی است»

طبیعی است که در چنین شرایطی، مصرف افسارگسیخته رشد کند و سرمایه‌گذاری تقلیدی، کند و بی‌رمق بماند. صنعت برق، مثل هر کسب‌وکار دیگری، اگر نتواند روی جریان درآمدی پایدار و منطقی حساب کند، نه بخش خصوصی واردش می‌شود، نه بانک‌ها با رغبت تأمین مالی‌اش می‌کنند، نه بازار سرمایه به‌راحتی برایش تأمین مالی بلندمدت می‌کند.

این‌جاست که "بحران خاموش برق تبدیل می‌شود به بحران آشکار سرمایه‌گذاری"؛ نتیجه‌اش هم این است که هر تابستان و زمستان، بخش‌هایی از تولید کشور به‌طور چرخشی خاموش می‌شود.

 

نیروگاه‌ها روی تابلو، خاموشی در واقعیت

 

در بورس، گروه نیروگاهی معمولاً یکی از گروه‌هایی است که در فصل اوج مصرف برق، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. جذابیت ظاهری این گروه روشن است: دارایی‌های سخت (نیروگاه‌ها)، قرارداد‌های نسبتا بلندمدت، و این تصور که «برق همیشه مشتری دارد». اما همین صنعت، زیر پوست تابلوی سبز و قرمز، با چالش‌های جدی روبه‌روست:

- عدم تناسب نرخ فروش با هزینه سرمایه‌گذاری و تعمیرات: نرخ‌های تکلیفی فروش برق، اغلب با واقعیت هزینه‌های سرمایه‌ای و عملیاتی نیروگاه‌ها هم‌خوانی ندارد. 

- بدهی‌های معوق: در سال‌های مختلف، تأخیر در پرداخت مطالبات نیروگاه‌ها از خریداران عمده (دولت و شرکت‌های تابعه) فشار نقدینگی سنگینی ایجاد کرده است. 

-ابهام در مدل قراردادی: نیروگاه‌دار باید بداند در افق چند ساله، فرمول درآمد و هزینه‌اش چگونه خواهد بود؛ اما تغییرات مکرر مقررات و نبود یک چارچوب پایدار، پیش‌بینی‌پذیری را کم کرده.

برای سهامدار نیروگاهی، اینها یعنی ریسک سیاستی بالا؛ برای سرمایه‌گذار بالقوه‌ای که می‌خواهد یک نیروگاه جدید روی تابلو بیاورد، یعنی تردید جدی درباره اینکه اصلاً این صنعت ارزش ورود دارد یا نه. به بیان دیگر، بحران برق در اقتصاد، از مسیر کاهش جذابیت گروه نیروگاهی در بورس هم خودش را نشان می‌دهد.

 

صنایع انرژی‌بر؛ سود روی کاغذ، ریسک در عمل

 

در نقطه مقابل، صنایع انرژی‌بر بورسی – از فولاد و سیمان گرفته تا فلزات اساسی و برخی مواد معدنی – روی کاغذ از برق ارزان سود می‌برند. در مدل‌های کلاسیک ارزش‌گذاری، نرخ پایین برق یک مزیت هزینه‌ای است که حاشیه سود را بالا می‌برد. اما در واقعیت، این مزیت قیمتی با محدودیت‌های فصلی تأمین برق خنثی می‌شود.

 

«بحران خاموش برق»؛ وقتی صنعت در تاریکی می‌ماند

 

وقتی یک مجتمع فولادی مجبور است در اوج فصل ساخت‌وساز، به‌خاطر محدودیت برق، ظرفیت خود را کاهش دهد، عملاً بخشی از بازار و فرصت سود را از دست می‌دهد. سیمانی که در پیک تقاضا نمی‌تواند به اندازه کافی تولید کند، مجبور می‌شود سفارش‌ها را به تعویق بیندازد یا بازار را به رقیبان واگذار کند.

برای بورس، این یعنی چه؟ یعنی سود اسمی بر پایه یک فرض غیرواقعی (تأمین برق پایدار) محاسبه شده، اما در عمل، تحقق آن سود در گرو مجموعه‌ای از «اگر» هاست: اگر برق قطع نشود، اگر سهمیه کم نشود، اگر محدودیت‌های جدید اعمال نشود...

این «اگر» ها، ضریب ریسک تحلیلی را بالا می‌برد. نتیجه این است که سرمایه‌گذار به‌جای نگاه بلندمدت به این صنایع، بیشتر سراغ بازی‌های کوتاه‌مدت قیمتی می‌رود؛ چون به ثبات متغیر‌های زیرساختی اعتماد ندارد.

 

بازار سرمایه؛ ابزار تأمین مالی‌ای که جدی گرفته نشد

 

در حرف، بار‌ها گفته شده که برای حل مشکل برق باید از ظرفیت بازار سرمایه استفاده کرد؛ عرضه اوراق پروژه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری زیرساخت، افزایش سرمایه نیروگاه‌ها، و حتی ورود پروژه‌های تجدیدپذیر به بورس انرژی و بورس اوراق. اما در عمل، چند مانع جدی جلوی این مسیر را گرفته:

- ابهام در قیمت برق و نرخ بازگشت: تا زمانی که مدل درآمدی نیروگاه‌ها شفاف و بلندمدت نباشد، اوراق پروژه‌ای که پشتش یک نیروگاه است، برای سرمایه‌گذار جذابیت محدود خواهد داشت. 

-ریسک بالای تصمیمات سیاستی: سرمایه‌گذار نگران است که با یک مصوبه، نرخ‌ها عوض شود و کل محاسبات توجیه اقتصادی دگرگون. 

- سهم بالای دولت و نهاد‌های عمومی در مالکیت و تصمیم‌گیری: وقتی دولت هم خریدار برق است، هم تنظیم‌گر، هم تا حدی مالک؛ تعارض منافع، اعتماد بخش خصوصی را به چارچوب قرارداد‌ها کم می‌کند.

در نتیجه، به‌جای اینکه بورس به سکوی تأمین مالی زیرساخت برق تبدیل شود، بیشتر به تماشاگر بحران تبدیل شده؛ تماشاگری که فقط آثار بحران را در گزارش‌های دوره‌ای شرکت‌ها می‌بیند، نه پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای روی تابلو.

 

سیاست‌گذاری؛ از خاموشی اضطراری تا برنامه شفاف

 

بحران خاموش برق، قرار نیست با «کمپین صرفه‌جویی چندروزه» و «پیامک کاهش مصرف» حل شود. بازار سرمایه بیش از هر چیز، به برنامه شفاف و قابل‌پیش‌بینی نیاز دارد:

- تعیین نقشه راه اصلاح تدریجی تعرفه‌ها؛ به‌گونه‌ای که هم سرمایه‌گذاری در صنعت برق توجیه‌پذیر شود، هم فشار بر دهک‌های پایین با حمایت مستقیم جبران گردد؛ طراحی قرارداد‌های بلندمدت خرید برق (PPA) برای نیروگاه‌ها با فرمول‌های مشخص و غیرقابل دستکاری، تا سرمایه‌گذار بداند در ۱۰–۱۵ سال آینده با چه مدلی درآمد کسب می‌کند؛ استفاده واقعی از ابزار‌های بازار سرمایه برای تأمین مالی پروژه‌های جدید، نه فقط در سطح شعار؛ و مهم‌تر از همه، پرهیز از تصمیمات مقطعی که هر سال در اوج بحران، به‌طور موقت از شدت مسئله کم می‌کند، اما ریشه آن را دست‌نخورده باقی می‌گذارد.

 

جمع‌بندی: برق فقط یک عدد در صورت مالی نیست

 

برای یک تحلیلگر بازار سرمایه، برق نباید فقط «یک سطر در جدول بهای تمام‌شده» باشد؛ برق، امروز در ایران یک ریسک کلیدی حاکمیت شرکتی و حکمرانی اقتصادی است. ناترازی برق، به‌طور مستقیم روی سودآوری شرکت‌ها، برنامه‌های توسعه، ترکیب ریسک پرتفو‌ها و حتی رفتار روزمره معامله‌گران اثر می‌گذارد.

بحران خاموش برق یعنی اقتصادی که در آن، قیمت روی قبض شاید پایین باشد، اما هزینه واقعی در جایی دیگر پرداخت می‌شود: در خطوط تولید خاموش، در فرصت‌های صادراتی از دست‌رفته، در سود‌های محقق‌نشده و در اعتماد فرسوده‌ای که سرمایه‌گذار را از افق بلندمدت فراری می‌دهد.

اگر قرار است بورس در این اقتصاد نقشی فراتر از «تابلوی نوسان روزانه» داشته باشد، چاره‌ای نیست جز اینکه مسئله برق به‌عنوان یک اولویت حکمرانی دیده شود؛ نه فقط برای روشن نگه‌داشتن خانه‌ها، که برای روشن ماندن موتور تولید و اعتماد در بازار سرمایه. بدون این برق، نه کارخانه می‌چرخد، نه شاخص‌ها معنای واقعی‌شان را پیدا می‌کنند.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
اخبار مرتبط
برق ۳۶۱ اداره قطع شد
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران:
برق ۳۶۱ اداره قطع شد
قطعی برق صنایع؛ هفته‌ای ۵۲ ساعت
سخنگوی شورای مرکزی صنعتگران شهرک‌های صنعتی گفت:
قطعی برق صنایع؛ هفته‌ای ۵۲ ساعت
ارسال نظر
captcha