بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۰
وقتی ترازنامه واقعی دولت روی کاغذ نمی‌آید؛

بدهی پنهان دولت؛ سایه نامرئی روی نرخ بهره، بورس و سرمایه‌گذاری

ترازنامه
صبح یک روز آرام، بازار سهام ظاهراً بدون خبر خاصی باز می‌شود، اما نرخ سود در بازار بین‌بانکی چند دهم درصد بالا رفته و حراج هفتگی اوراق دولتی دوباره «موفق» از آب درآمده است؛ چند همت دیگر اوراق فروخته شده، بدون آن‌که افکار عمومی بداند این بدهی تازه به چه چیزی اضافه می‌شود.
کد خبر : ۳۰۵۸۷۴

به گزارش بورس نیوز، در تابلو، نماد‌های ریالی تحت فشارند؛ از بانک‌ها گرفته تا بخشی از تولیدی‌ها که با نرخ‌های بالای تأمین مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پشت این تصویر پراکنده، یک داستان منسجم وجود دارد: دولتی که سال‌هاست صورت‌حساب واقعی‌اش را کامل روی میز نمی‌گذارد و بدهی‌ها را از بودجه رسمی به گوشه‌های پنهان سیستم مالی هل داده است.

 

بدهی فقط آن چیزی نیست که در قانون بودجه می‌بینیم

 

هر سال در زمان تقدیم لایحه بودجه، رقم «بدهی دولت» به‌طور رسمی اعلام می‌شود؛ عددی که در گزارش‌ها و مناظره‌ها دست‌به‌دست می‌شود و درباره پایداری آن بحث می‌کنند. اما کارشناسان می‌دانند این فقط بخش «ثبت‌شده» کوه یخ است.

بدهی واقعی دولت، فقط اوراق منتشرشده و تسهیلات گرفته‌شده نیست؛ تعهدات انباشته به صندوق‌های بازنشستگی، مطالبات قطعی، اما پرداخت‌نشده پیمانکاران، یارانه‌های قیمت‌گذاری‌شده، اما بی‌منبع، بدهی به شبکه بانکی، تعهدات ارزی و… همه بخش‌هایی از این داستان هستند که بعضاً در هیچ ترازنامه رسمی دولت، به‌صورت شفاف کنار هم نمی‌نشینند.

این یعنی سرمایه‌گذار – چه در بورس و چه در بازار بدهی – هیچ‌وقت تصویر کامل را نمی‌بیند. او همیشه با دولتی طرف است که بخشی از ترازنامه‌اش را نشان می‌دهد و بخش دیگر را به آینده حواله می‌دهد.

 

دولت، خزانه و سه دفتر حساب جداگانه

 

اگر بخواهیم ساده‌تر بگوییم، دولت در عمل با چند دفتر حساب کار می‌کند:

- دفتر بودجه رسمی: آن‌چه در قانون بودجه می‌آید؛ درآمدها، هزینه‌ها، اوراق، واگذاری‌ها.  

- دفتر تعهدات نانوشته: وعده‌هایی که داده شده، اما هنوز در جداول رسمی ننشسته؛ از تضمین نرخ خرید برق و گاز تا تعهدات ضمنی به بانک‌ها و صندوق‌ها.  

- دفتر فشار به دیگران: جایی که دولت هزینه‌های خودش را به دوش بقیه می‌اندازد؛ با تأخیر در پرداخت به پیمانکار، با نگه‌داشتن نرخ‌های تکلیفی، با دستور به بانک‌ها برای تأمین مالی ارزان یا استمهال اجباری.

این سه دفتر در کنار هم، چیزی می‌سازد که به آن «بدهی پنهان» می‌گوییم؛ بدهی‌ای که در حساب‌های رسمی کم‌تر دیده می‌شود، اما در رفتار نرخ‌ها، تنگنای نقدینگی و ناترازی‌های سیستم مالی کاملاً حس می‌شود.

 

بدهی پنهان چطور به نرخ سود سیگنال می‌دهد؟

 

وقتی دولت به‌صورت شفاف تمام بدهی‌ها و تعهداتش را ثبت نمی‌کند، فرصت یک بحث جدی درباره «پایداری مالی» از بین می‌رود. مسئله فقط شفافیت نیست؛ بلکه پیام غلطی است که به بازار‌های مالی داده می‌شود.

از نگاه بازار، دولت همیشه تشنه منابع است؛ چه از بانک مرکزی، چه از شبکه بانکی، چه از بازار اوراق. هر جا امکان تأمین مالی باشد، دولت – مستقیم یا غیرمستقیم – سر و کله‌اش پیدا می‌شود. این عطش مزمن برای جذب منابع، حتی اگر روی کاغذ در ارقام رسمی بدهی منعکس نشود، در عمل به شکل دیگری بروز می‌کند: 

بالا ماندن نرخ سود حقیقی، فشار بر منابع بانکی، و رقابت نابرابر در بازار پول

به بیان دیگر، وقتی دولت بخشی از هزینه‌هایش را به تعویق می‌اندازد و بدهی‌ها را پنهان یا جابه‌جا می‌کند، بازار به زبان خودش واکنش نشان می‌دهد: 

ریسک حاکمیت مالی را در نرخ‌ها قیمت‌گذاری می‌کند.

 

پیمانکار، صندوق بازنشستگی، بانک؛ سه حلقه تحمل فشار

 

برای فهم ملموس‌تر، کافی است سه گروه را در نظر بگیریم:

 

 

۱. پیمانکاران پروژه‌های عمرانی و خدماتی: 

   ماه‌ها و گاهی سال‌ها برای دریافت مطالبات خود از دولت منتظر می‌مانند. در این مدت یا باید از بانک تسهیلات بگیرند – با هزینه مالی بالا – یا کار را نیمه‌تمام رها کنند. این تأخیر، بدهی پنهان دولت است که روی ترازنامه بخش خصوصی و بانک‌ها می‌نشیند.

 

۲. صندوق‌های بازنشستگی: 

   دولت با سال‌ها عدم پرداخت سهم خود، صندوق‌ها را با ناترازی مزمن مواجه کرده است. نتیجه؟ صندوق‌ها برای پرداخت تعهدات جاری، دارایی می‌فروشند، اوراق می‌گیرند، یا از دولت استقراض غیرمستقیم می‌کنند. این هم بخش دیگری از بدهی‌ای است که رسمی نیست، اما کاملاً واقعی است.

 

۳. بانک‌ها: 

   اضافه برداشت‌ها، مطالبات از دولت، تسهیلات تکلیفی استمهال‌شده؛ همه در نهایت در قالب دارایی‌های موهوم یا منجمد در ترازنامه بانک‌ها جمع می‌شود. یعنی بخشی از بدهی دولت، به شکل «ترازنامه آلوده» در نظام بانکی ظاهر می‌شود؛ همان چیزی که بعداً به‌عنوان «بحران ترازنامه‌ای بانک‌ها» درباره‌اش حرف می‌زنیم.

 

این سه، فقط نمونه‌اند؛ در عمل، بخش‌های مختلف اقتصاد در حال حمل بدهی‌ای هستند که منشاء اصلی‌اش کسری و تعهدات دولت است.

 

بورس؛ از خریدار اوراق تا قربانی نرخ بهره بالا

 

حال این تصویر را بیاوریم روی تابلو بورس. بدهی پنهان دولت چه اثری روی بازار سرمایه دارد؟

 

اولین و واضح‌ترین مسیر، بازار اوراق بدهی است. دولت برای پوشش کسری‌ها – بخشی رسمی و بخشی غیررسمی – مجبور است مرتب اوراق جدید بفروشد. برای فروش این حجم اوراق، معمولاً باید شرایط جذاب کرده شود: یا نرخ‌های بالاتر، یا معافیت‌های خاص، یا فشار غیرمستقیم به نهاد‌ها برای خرید.

 

 

بدهی پنهان دولت؛ سایه نامرئی روی نرخ بهره، بورس و سرمایه‌گذاری

 

 

نهاد‌های مالی بورسی – از بانک‌ها و بیمه‌ها تا صندوق‌های سرمایه‌گذاری – خریداران اصلی این اوراق‌اند. هر چه سهم بیشتر منابع بازار سرمایه به سمت اوراق دولتی برود، منابع کم‌تری برای خرید سهام و تأمین مالی شرکت‌ها باقی می‌ماند. این همان «اثر برون‌رانی» است که در یادداشت اوراق بدهی هم به آن پرداختیم، اما اینجا ریشه‌اش در بدهی پنهان و پایدار دولت است.

مسیر دوم، از کانال نرخ بهره و هزینه سرمایه می‌گذرد. دولتی که به‌طور مزمن در بازار پول و اوراق حضور دارد، سطح نرخ‌ها را در تراز بالا نگه می‌دارد. شرکت‌های بورسی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری جدید انجام دهند یا سرمایه در گردش تامین کنند، با هزینه پول بالاتر روبه‌رو می‌شوند؛ بنابراین بسیاری از پروژه‌ها روی کاغذ جذاب‌اند، اما با نرخ‌های فعلی تسهیلات، NPV و IRR دیگر آن‌چنان درخشان نیستند.

 
برای تحلیلگر، این یعنی: ضریب تنزیل بالاتر، ارزش فعلی پایین‌تر، و قیمت منصفانه پایین‌تر برای سهم.

 

چرا سرمایه‌گذار از نبود یک «صورت‌حساب واحد» می‌ترسد؟

 

در کشور‌های دیگر، بحث «ترازنامه حاکمیت» سال‌هاست جدی گرفته شده؛ یعنی تجمیع بدهی‌ها و دارایی‌های دولت، شرکت‌های دولتی، صندوق‌ها و بانک‌های تحت کنترل حاکمیت در یک تصویر کلان. این تصویر، مبنای قضاوت درباره پایداری مالی و ریسک اعتباری کشور است.

در ایران، چنین تصویر یکپارچه‌ای عملاً وجود ندارد. سرمایه‌گذار خارجی که به ایران نگاه می‌کند، و حتی سرمایه‌گذار داخلی که در بورس تصمیم می‌گیرد، با یک مشکل مشترک مواجه‌اند: 

نمی‌دانند اندازه واقعی بدهی حاکمیت چقدر است و این بدهی در آینده چگونه بر نرخ‌ها و مالیات‌ها و سیاست‌ها اثر می‌گذارد.

این ابهام، به زبان ساده یعنی «پریمیوم ریسک بالاتر»؛ سود مورد انتظار بالاتر برای سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ریالی و بلندمدت. آن‌چه برای اقتصاد به معنای سرمایه‌گذاری کمتر و رشد ضعیف‌تر است، برای بورس به معنای P/E پایین‌تر، افق نگهداری کوتاه‌تر و غلبه نگاه سفته‌بازانه است.

 

بدهی پنهان، ریسک پنهان برای سود شرکت‌ها

 

بدهی و کسری واقعی دولت فقط در بازار پول و اوراق اثر نمی‌گذارد؛ دیر یا زود، سر از صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی هم درمی‌آورد:

- با افزایش احتمالی مالیات‌ها در آینده، وقتی دولت در جست‌وجوی منابع پایدارتر می‌گردد؛ با فشار بر قیمت‌گذاری دستوری روی انرژی و کالا‌های پایه، برای مهار تورم ظاهری؛ با تغییرات ناگهانی در سیاست‌های ارزی و تجاری برای کنترل کوتاه‌مدت تراز پرداخت‌ها.

از نگاه تحلیلی، بدهی پنهان دولت یعنی ریسک سیاستی مضاعف؛ ریسکی که در اکسل ارزش‌گذاری به‌سختی می‌توان عددگذاری‌اش کرد، اما در طول زمان، خودش را در شوک‌های پی‌درپی به جریان سود و نقدینگی شرکت‌ها نشان می‌دهد.

 

راه خروج؛ از حسابداری خلاق به حساب‌دهی واقعی

 

در برابر این وضعیت، راه‌حل‌های ساده و کوتاه‌مدت وجود ندارد. اما چند اصل روشن می‌توانند جهت‌گیری اصلاح را نشان دهند:

 

۱. تدوین ترازنامه جامع حاکمیت: 

 

ثبت و انتشار منظم تصویری یکپارچه از بدهی‌ها و تعهدات دولت، شرکت‌های دولتی، صندوق‌ها و بانک‌های تحت کنترل؛ نه به‌عنوان یک گزارش نمایشی، بلکه به‌عنوان مبنای سیاست‌گذاری مالی.

 

۲. پایان دادن به بدهی‌سازی پنهان: 


 تعهدات جدید – از قیمت‌گذاری انرژی تا پروژه‌های عمرانی و تضمین‌ها – باید فقط از مسیر بودجه رسمی و با منبع مالی مشخص ایجاد شود؛ نه با حواله به آینده و فشار بر شبکه بانکی و صندوق‌ها.

 

۳. انضباط در انتشار اوراق بدهی: 


 بازار سرمایه باید بداند سقف سالانه بدهی‌سازی چیست و بر اساس چه قواعدی تعیین می‌شود؛ نه این‌که هرگاه کسری بالا گرفت، در حراج‌های هفتگی شوکه شود.

 

۴. گفت‌وگوی صادقانه با بازار: 

 

 دولت اگر به‌طور شفاف درباره وضعیت بدهی، برنامه اصلاح و افق زمانی آن با جامعه و بازار حرف بزند، هزینه تأمین مالی‌اش در بلندمدت پایین‌تر می‌آید؛ چون ریسک ابهام، جای خود را به ریسکِ قابل‌تحلیل می‌دهد.

 

حرف آخر: صورت‌حسابی که اگر دیده نشود، باز هم باید پرداخت شود

 

بدهی پنهان دولت، مثل سایه‌ای است که روی همه بازار‌ها افتاده؛ از بازار پول و اوراق تا بورس و حتی بازار ارز و کالا. ممکن است در گزارش‌های رسمی به‌طور کامل دیده نشود، اما در رفتار نرخ‌ها، در محدودیت اعتبار، در ناترازی بانک‌ها و صندوق‌ها، تمام‌قد حضور دارد.

برای بازار سرمایه، این بدهی پنهان یعنی ریسک نامرئی؛ ریسکی که در هر موج سیاستی یا حراج اوراق، بخشی از خود را آشکار می‌کند. اگر قرار است بورس نقشی جدی در تأمین مالی تولید و زیرساخت داشته باشد، چاره‌ای نیست جز آن‌که حساب دولت با خودش و با بازار شفاف شود.

صورت‌حساب واقعی، دیر یا زود پرداخت خواهد شد؛ پرسش فقط این است که این پرداخت، با برنامه و پیش‌بینی‌پذیر انجام می‌شود یا با شوک و فرسایش اعتماد. پاسخ این پرسش، در نهایت روی تابلو بورس نوشته می‌شود؛ در قیمت اوراق، در ضریب قیمت به سود، و در این‌که سرمایه‌گذار حاضر است چقدر افق دیدش را فراتر از نوسان فردا تنظیم کند.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha