جنگ، تورم و کوچ متخصصان؛ مثلث مرگبار صنعت گردشگری ایران!
به گزارش بورس نیوز به نقل از دنیای اقتصاد، پدیده فقر سفر در ایران به رکورد جدیدی رسیده است؛ به طوری که جمعیت سفر نرفتهها اکنون ۵۵ درصد کل خانوارهای کشور را شامل میشود. این بحران که ریشه در جهش هزینههای گردشگری و رژیم اقتصادی دارد، باعث شده تا مسافران به تغییرات ساختاری در سبک سفر خود روی بیاورند. در حالی که هزینههای اقامت در هتل، تفریح و رستوران بین ۸۰ تا ۸۵ درصد افزایش یافته، تورهای مسافرتی نیز هزینههای خود را تا سقف ۵۰ درصد بالا بردهاند؛ وضعیتی که تبعات سنگینی، چون تعدیل نیرو، تخفیفهای اجباری و حتی تعطیلی موقت واحدهای گردشگری را به دنبال داشته است.
تحت تاثیر عواملی، چون تورم افسارگسیخته، بیکاری، ترس از آینده و فاصله فزاینده دستمزدها با سبد هزینه خانوار، سفر از اولویتهای اصلی زندگی ایرانیان حذف شده است. مردم برای مدیریت این هزینهها به راهکارهای کاهش سطح زندگی روی آوردهاند که مهمترین آنها شامل کاهش مدت زمان سفر، سفارش غذاهای ارزان و کاهش کیفیت خوراک و حذف یا تقلیل خرید سوغات است. این تغییر رفتار، نتیجه مستقیم فشار اقتصادی و سهم بالای اجارهبها از درآمد خانوارها برای حفظ سطح فعلی زندگی است.
مقایسه هزینهها، شدت بحران را به وضوح نشان میدهد؛ برای مثال، یک سفر سه روزه با تور به مقصدی در شمال برای یک خانواده سه نفره (با اقامت دو شب در بومگردی و خرید حداقلی سوغات)، اکنون حدود ۴۹ میلیون تومان هزینه دارد، در حالی که سال گذشته همین سفر با ۳۵ میلیون تومان و کیفیتی بالاتر قابل انجام بود. نکته تکاندهنده اینجاست که هزینه این سفر اقتصادی اکنون دو برابر حداقل حقوق تعیینشده (۲۲ میلیون تومان) میباشد که نشان میدهد سفر برای بخش بزرگی از جامعه، به امری ناممکن تبدیل شده است.
فرسایش تدریجی ستونهای صنعت گردشگری
بحران فعلی در صنعت گردشگری، فراتر از یک رکود اقتصادی ساده، در واقع در حال نابودی ستونهای اصلی این حوزه است. کوچ اجباری متخصصان، از جمله راهنمایان گردشگری و کارکنان آموزشدیده هتلها که سالها برای تسلط بر فنون هتلداری و زبانهای بینالمللی وقت صرف کردهاند، میتواند ضربهای جبرانناپذیر به بدنه این صنعت وارد کند. دولت و وزارت گردشگری نباید اجازه دهند این سرمایههای انسانی با خروج از بازار، زیر سایه تنشهای سیاسی و جنگهای منطقهای از دست بروند؛ چرا که بازسازی این نیروی کار متخصص، سالها زمان و هزینه عظیم میطلبد.
آمارها نشاندهنده شکاف عمیق و تکاندهندهای میان ظرفیت اسمی و توان عملیاتی گردشگری کشور است. با وجود اینکه حدود ۱۴ هزار راهنمای گردشگری دارای کارت فعالیت هستند، اما واقعیت بازار بسیار تلخ است؛ طبق گفته محسن حاجیسعید، رئیس سابق جامعه راهنمایان، تنها ۴ هزار نفر کارت خود را تمدید کردهاند و از میان آنها نیز تنها حدود هزار نفر به طور واقعی در حال فعالیت هستند. این ریزش تدریجی و پیوسته، نشان از فرسایش شدید بدنه حرفهای صنعت دارد که سالهاست در حال تحلیل رفتن است.
مسیر بازیابی این صنعت نیز با موانع متعددی روبهرو بوده است؛ از سقوط ورود گردشگران غربی و آسیایی پس از حوادث سال ۱۳۹۸ گرفته تا تحلیل رفتن قدرت خرید خانوارها در پی تورم افسارگسیخته که تورهای داخلی را به کالایی لوکس تبدیل کرد. تنشهای سیاسی، جنگهای منطقهای و ناامنیهای اخیر، مانند جنگ رمضان، ضربات نهایی را به این بازار نیمهجان وارد کرده است. لغو تورها و تعلیق پروازها در کنار نگرانیهای امنیتی، صنعت گردشگری را در وضعیتی بحرانی قرار داده که میتواند مرز تعطیلی کامل را درنوردد.
معاملات سهام هتل و رستوران، در حد صفر!
طبق آخرین بررسیهای بورسنیوز، سهام شرکت گروه اقتصادی مالی نگین با نماد گنگین ۲۰ هزار و ۵۸۰ میلیارد تومان، سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران با نماد سمگا ۷ هزار و ۴۰۸ میلیارد تومان، توسعه بین الملی صنعت گردشگری پدیده شاندیز با نماد گشان ۳ هزار و ۳۳۵ میلیارد تومان، هتل بین المللی پارسیان کوثر اصفهان با نماد گکوثر ۱ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان، گردشگری آبادگران ایران با نماد آباد ۹۳۶ میلیارد تومان، تهیه توزیع غذای دنا آفرین فدک با نماد گدنا ۸۰۹ میلیارد تومان، مجتمعهای گردشگری و امور رفاهی کارگزاران پارس با نماد گپارس ۴۳۶ میلیارد تومان و مجتمعهای توریستی و رفاهی آبادگران ایران کیش با نماد گکیش ۲۷۴ میلیارد تومان ارزش بازار دارند.

هتل و رستوران، صنعتی کوچک در بورس با ۳۵.۱ همت ارزش بازار میباشد که تنها ۴۲ میلیارد تومان ارزش معاملات روزانه دارد. نقدشوندگی در برخی از سهمهای هتل و رستوران به درجهای از معاملات غیرممکن رسیده است؛ به طور مثال، سهام گنگین که لیدر گروه است، تنها ۳۰ میلیون تومان، گکیش ۱۰۰ میلیون تومان و گپارس ۹۰۰ میلیون تومان ارزش معاملات دارند. رکود سنگین و عدم بازارگردانی در این گروه بورسی بیداد میکند!

پودر شدن سود، فراتر از یک بحران مالی-شرکتی
وضعیت سودآوری صنعت هتل و رستوران، مطلوب به نظر نمیرسد؛ چراکه نسبت قیمت به سود خالص (P/E TTM) برخی از سهمهای این گروه در بالاترین سطح خود قرار دارد. این نسبت در سهام گشان ۷.۲ واحد، گپارس ۸۸.۶ واحد، سمگا ۳ واحد، آباد ۲۶۳.۳ واحد، گکوثر ۸.۸ واحد، گنگین ۷.۱ واحد، گدنا ۵.۵ واحد و گکیش ۲۲.۵ واحد است. در اقتصاد تورمی ایران با سود بدون ریسک ۳۸ درصدی، نسبت قیمت به سود (P/E) بیشتر از ۴ واحد ارزندگی سهام را کاهش خواهد داد؛ چه برسد به سهمی که قیمت به سود سالانه ۲۶۳ واحد معادل ۰.۴ درصد دارد!
در سال ۱۴۰۴، گشان ۴۶۱ میلیارد تومان، گپارس ۴.۹ میلیارد تومان، سمگا ۲ هزار و ۵۰۶ میلیارد تومان، آباد ۳ میلیارد تومان، گکوثر ۱۴۷ میلیارد تومان، گنگین ۲ هزار و ۶۸۸ میلیارد تومان، گدنا ۱۴۸ میلیارد تومان و گکیش ۱۳ میلیارد تومان سود خالص به ثبت رساندند. رقم ناچیز سود، تنها یک بحران مالی-شرکتی نیست؛ بلکه به معنای زوال اعتبار و خدشهدار شدن وجهه بینالمللی صنعت گردشگری ایران است که میتواند منزلت این بخش از اقتصاد کشور را به طور همیشگی آسیب بزند.

از تعدیل نیروهای گسترده تا سازمانهای تکنفره!
در سال گذشته، توسعه بین الملی صنعت گردشگری پدیده شاندیز ۲۳ نفر، مجتمعهای گردشگری و امور رفاهی کارگزاران پارس ۴ نفر، سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران ۳۰ نفر، گردشگری آبادگران ایران ۳ نفر، هتل بین المللی پارسیان کوثر اصفهان ۱۹۱ نفر، گروه اقتصادی مالی نگین ۲۴ نفر، تهیه توزیع غذای دنا آفرین فدک ۵۲۰ نفر و مجتمعهای توریستی و رفاهی آبادگران ایران کیش ۳ نفر پرسنل دارند. در میان این شرکتها که در بورس هستند، تهیه توزیع غذای دنا آفرین فدک بیشترین پرسنل و بیشترین تعدیل نیرو را دارد؛ گردشگری آبادگران ایران و مجتمعهای توریستی و رفاهی آبادگران ایران کیش کمترین پرسنل را دارند و توسعه بین الملی صنعت گردشگری پدیده شاندیز نیز، بیشترین جذب نیروی انسانی را داشته است.

حرف آخر
جمعبندی این واقعیتهای تلخ، ما را به یک حقیقت تکاندهنده میرساند: صنعت گردشگری ایران در مرز تعطیلی و بیاعتباری قرار دارد. وقتی سودآوری در حد صفر، نقدشوندگی در حد صفر و نیروی انسانی در حال کوچ کردن است، یعنی ستونهای اصلی این صنعت در حال فرو ریختن هستند. این بحران، تنها یک ضرر مالی برای سهامداران نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن سرمایههای انسانی و فروپاشی وجهه بینالمللی کشور در حوزه گردشگری است. اگر امروز برای احیای این بدنه حرفهای و بازگرداندن اعتماد به این بازار اقدام نشود، هزینه جبران این فرسایش، سالها و هزینههایی عظیمتر از آنچه امروز تصور میکنیم، خواهد بود.
هادی بهرامی_ پژوهشگر بازار سرمایه