پیام میلیونها ایرانی به مسئولین؛ با ما صادق باشید
بورسنیوز:
این همان مردمی هستند که سالهاست با تورم، کاهش قدرت خرید، گرانی کالاهای اساسی، بحران مسکن، نگرانی از آینده شغلی، کاهش ارزش پول ملی و اخبار تلخ فسادهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. مردمی که هر روز پای سفرههای کوچکتر مینشینند، اما در لحظات سرنوشتساز، میان اعتراض به عملکردها و تعلق به ایران تفاوت قائل میشوند.
آنها دیروز یک بار دیگر وظیفه خود را انجام دادند؛ اما اکنون یک سؤال بزرگ پیش روی مسئولین قرار دارد:
آیا مسئولین نیز حاضرند برای حفظ اعتماد همین مردم، وظیفه خود را انجام دهند؟
بورسنیوز چندی پیش در گزارشی با عنوان «وحدت، تنها راه عبور از طوفان» تأکید کرده بود که بزرگترین پشتوانه کشور در روزهای سخت، مردم و سرمایه اجتماعی آنهاست. آن روز این گزاره یک تحلیل بود؛ امروز تصاویر خیابانهای تهران، مهر تأییدی بر همان تحلیل است. سرمایه اجتماعی ایران، با وجود همه آسیبهایی که در سالهای اخیر دیده، هنوز زنده است. اما این سرمایه، بیانتها نیست و اگر بهدرستی پاسداری نشود، فرسوده خواهد شد.
مردم پای کار ماندند؛ مسئولین چه خواهند کرد؟
شاید مهمترین پیام این حضور گسترده، نه در تعداد جمعیت، بلکه در مطالبهای باشد که از دل آن شنیده میشود؛ با مردم صادق باشید.
مردم ایران در سالهای گذشته، بحران کم ندیدهاند؛ از تحریم و تورم گرفته تا جهش نرخ ارز، کاهش ارزش پول ملی، ناترازیهای اقتصادی و فشار معیشتی. با این حال، در بزنگاههایی که احساس کردهاند پای ایران و منافع ملی در میان است، در صحنه حضور داشتهاند. این رفتار اجتماعی، مسئولیت سنگینی بر دوش تصمیمگیران میگذارد.
سرمایه اجتماعی، با شعار حفظ نمیشود. اعتماد عمومی، محصول صداقت، شفافیت، پاسخگویی و عمل به وعدههاست. مردمی که دیروز ساعتها در گرمای تابستان برای بدرقه رهبر خود ایستادند، همان مردمی هستند که امروز از مسئولین انتظار دارند درباره واقعیتهای اقتصادی کشور نیز با آنان صریح سخن بگویند؛ نه اینکه مشکلات را کوچک جلوه دهند یا از گفتوگوی صادقانه با جامعه پرهیز کنند.
بورسنیوز در گزارش دیگری با عنوان «نه جنگ، نه صلح و یک مطالبه روشن؛ مسئولین باید با مردم حرف بزنند» نیز تأکید کرده بود که بازار و جامعه بیش از هر چیز از ابهام و بیخبری آسیب میبینند. وقتی اطلاعات شفاف نباشد، شایعه جای تحلیل را میگیرد و نااطمینانی، تبدیل به مهمترین عامل فشار بر اقتصاد میشود.
امروز این مطالبه حتی فراتر از اقتصاد است؛ مطالبهای درباره رابطه مردم و حاکمیت. رابطهای که بدون گفتوگوی مستقیم، شفافیت و پاسخگویی نمیتواند پایدار بماند.
اعتماد، از جزئیات ساخته میشود
نمونهای از این مطالبه را حتی در حاشیه مراسم دیروز نیز میشد مشاهده کرد. مسیر اصلی تشییع، پیشتر از سوی مسئولین از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی اعلام شده بود و هزاران نفر از ساعات اولیه صبح خود را به بخشهای شرقی این مسیر رسانده بودند. بسیاری ساعتها در گرمای هوا ایستادند تا آخرین وداع را با رهبر خود انجام دهند؛ اما ناگهان اعلام شد که پیکرها از مسیری متفاوت و در نزدیکی میدان آزادی وارد مسیر تشییع شدهاند؛ تصمیمی که باعث شد شمار زیادی از عزاداران، باوجود ساعتها انتظار، از این وداع بازبمانند.
این اتفاق، تنها یک ناهماهنگی اجرایی نبود. برای بسیاری از مردمی که بر اساس اطلاعرسانی رسمی برنامهریزی کرده بودند، این تغییر ناگهانی احساس تلخی از بیاعتمادی بر جای گذاشت. در میان جمعیت، گلایه و حتی خشم بسیاری از شهروندان بهوضوح دیده میشد؛ مردمی که احساس میکردند برخلاف آنچه به آنان اعلام شده بود، در عمل با واقعیتی دیگر روبهرو شدهاند. نتیجه نیز آن بود که بخشی از شکوه حضور میلیونی مردم، تحتالشعاع این ناهماهنگی قرار گرفت؛ در حالی که با اطلاعرسانی شفاف و بهموقع، میشد از این دلخوری گسترده جلوگیری کرد.
شاید در نگاه نخست، این موضوع صرفاً به یک مراسم تشییع مربوط باشد، اما پیام آن بسیار فراتر از یک رویداد است. اعتماد عمومی از همین جزئیات ساخته میشود و از همین جزئیات نیز آسیب میبیند. وقتی شهروندان در یک موضوع روشن و قابل مشاهده احساس کنند اطلاعرسانی رسمی با آنچه در عمل رخ داده منطبق نبوده است، طبیعی است که این پرسش در ذهن آنان شکل بگیرد که آیا در سایر مسائل کشور، از وضعیت اقتصادی و تصمیمات کلان گرفته تا وعدهها و برنامههای آینده نیز همه واقعیتها با آنان در میان گذاشته میشود یا خیر؟
دقیقاً به همین دلیل است که مسئولیت امروز مسئولین، سنگینتر از گذشته است. مردمی که با حضور پرشور خود نشان دادند در لحظات سرنوشتساز کنار کشورشان میایستند، انتظار دارند این همراهی با صداقت متقابل پاسخ داده شود. سرمایه اجتماعی با دعوت به حضور شکل نمیگیرد؛ با صداقت، شفافیت و احترام به اعتماد مردم حفظ میشود. هرچه این سرمایه ارزشمندتر باشد، مسئولیت حراست از آن نیز سنگینتر خواهد بود.
سرمایه اجتماعی را نباید با پنهانکاری فرسوده کرد
بورسنیوز پیشتر در گزارش «وقتی دادهها پنهاناند، رانت قانونی میشود» هشدار داده بود که بزرگترین هزینه نبود شفافیت، فقط شکلگیری فساد و رانت نیست؛ بلکه فرسایش اعتماد عمومی است. هر بار که اطلاعات پنهان میشود، هر بار که تصمیمها پشت درهای بسته گرفته میشود و هر بار که واقعیتها با تأخیر به مردم گفته میشود، بخشی از این سرمایه اجتماعی از دست میرود.
جامعهای که نداند تصمیمها چگونه گرفته میشوند، چرا برخی سیاستها اجرا میشوند و چه کسانی از فرصتهای اقتصادی بهرهمند میشوند، به مرور احساس بیعدالتی پیدا میکند. این احساس، بزرگترین تهدید برای سرمایه اجتماعی است.
اعتماد عمومی، مانند شیشه نیست که یکباره بشکند؛ شبیه طنابی است که هر بار با یک وعده عملنشده، هر اطلاعرسانی ناقص و هر پنهانکاری، رشتهای از آن فرسوده میشود و در مقابل، صداقت حتی در بیان واقعیتهای تلخ، میتواند این رشتهها را دوباره به هم پیوند بزند.
مردم ایران بارها نشان دادهاند که ظرفیت شنیدن حقیقت را دارند. اگر اقتصاد با مشکلات ساختاری مواجه است، اگر اصلاحات دشوار در پیش است، اگر محدودیتهای بودجهای وجود دارد یا اگر تصمیمی سخت باید گرفته شود، جامعه بیش از آنکه به وعدههای خوشرنگ نیاز داشته باشد، خواهان شنیدن واقعیت است. تجربه نشان داده است که آنچه اعتماد را از بین میبرد، خودِ مشکل نیست؛ پنهانکردن یا دیرگفتن آن است.
حالا نوبت مسئولین است
دیروز مردم، مسئولیت تاریخی خود را انجام دادند. آنها با حضور گسترده خود نشان دادند که هنوز به ایران، به وحدت ملی و به آینده این سرزمین امید دارند. این حضور، سرمایهای است که هیچ شاخص اقتصادی نمیتواند ارزش واقعی آن را اندازهگیری کند.
شاید مهمترین پیام این روزهای تاریخی، نه تصاویر ماندگار خیابانهای مملو از جمعیت باشد و نه اعداد و آمار حضور مردم؛ بلکه یادآوری یک حقیقت ساده است؛ مردم ایران بار دیگر ثابت کردند که در روزهای سخت، کشورشان را تنها نمیگذارند. حالا این مسئولین هستند که باید نشان دهند مردم را نیز تنها نخواهند گذاشت.
سرمایه اجتماعی، اگر امروز با صداقت، شفافیت و پاسخگویی تقویت نشود، فردا با هیچ بودجه و هیچ برنامهای قابل بازسازی نخواهد بود.
مسئولین امروز بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارند با مردم حرف بزنند؛ نه فقط در زمان نیاز به حضور آنها، بلکه در روزهای سخت اقتصادی و اجتماعی نیز کنارشان باشند. باید مشکلات را صادقانه بگویند، وعدههای قابل اجرا بدهند، درباره خطاها پاسخگو باشند و مردم را نه مخاطب پیامهای رسمی، بلکه شریک تصمیمگیری بدانند.
پیام میلیونها ایرانی در روزهای اخیر شاید ساده باشد، اما معنایی عمیق دارد:
ما در سختترین روزها کنار کشورمان ایستادیم؛ شما هم با ما صادق باشید.
مردم وظیفه خود را انجام دادند؛ حالا نوبت مسئولین است.