تأمين اجتماعي هم " ورنا " را ميفروشد!

در پي لغو واگذاري ايران خودرو و سايپا و قطعيت واگذاري رنا توسط سازمان خصوصيسازي، هر روز كه از اين داستان ميگذرد ماجراهاي جالبتري رخ ميدهد.
تا امروز تحليلها چنين بود كه سرمايهگذاري ملي ايران با جديت خاصي به دنبال كسب كرسي مديريتي در سرمايهگذاري رنا است اما در اين مسير كار دشواري پيش رو دارد.
از سويي خريدهاي پيگيرانه سرمايهگذاري سايپا در نماد «ورنا» اين سؤال را پيش آورده بود كه آيا واقعاً حدود 10 درصد سهام خردي كه سازمان خصوصيسازي در بازار عرضه ميكند و سهم اين شركت از اين عرضهها در بازار (مثلاً 5 تا 6 درصد در رقابت با سرمايهگذاري ملي) به همراه 18 درصد بلوكي ميتواند دو كرسي مديريت اين شركت را به اين مجموعه برساند؟
کاسبی یا مدیریت ؟
به گزارش واحد تحلیل و مطالعات بورس نیوز ، تا اينجا و با مفروضات سابق ميشد مشاهده نمود كه تنها در صورت ورود مجموعه تأمين اجتماعي به بلوك 18 درصدي «ورنا» و خريد آن توسط آن شركت، شايد همه اين تلاشهاي اين دو خريدار بزرگ رنا بيهوده بود و تنها بايد به فكر «كاسبي» در اين نماد بودند تا مديريت.
اما در نهايت ظاهراً اين پشت پردهها است كه اگر به آن توجه نشود تحليلها اگرچه غلط نيستند اما كامل هم نيستند.
آخرین پرده سریال
به هر صورت آخرين پرده اين سريال جالب، اعلاميه عرضه 15 درصد سهام رنا توسط شركت صباتأمين آن هم يك روز قبل از واگذاري بلوك توسط سازمان خصوصيسازي است، خبري كه امروز در بدو ورودش به سايتهاي اينترنتي شايد برخي از دارندگان سهام رنا را كمي ناراحت كرد اما با دقت بيشتري دريافتند كه ماجرا در حال جالبتر شدن است.
اين بار بلوك رنا نه به صورت كاملاً نقد، بلكه به صورت نقد و اقساط عرضه ميشود اما با قيمت پايهاي حدوداً 50 درصد بالاتر از بلوك سازمان خصوصيسازي!
در مورد اين خبر جديد هم مطالبي را تيتروار بيان ميداريم باشد كه در تصميمگيري فعالان بازار مؤثر افتد:
1- همانگونه كه قبلاً گفته شده بود همكاري تأمين اجتماعي (+صندوق بازنشستگي) با گروه بهمن و سرمايهگذاري ملي ميتوانست به معناي احتمال رياد انتقال مديريت سايپا بدون خصوصيسازي آن باشد! اما قاعدتاً دولت چنين اجازهاي را نميداد.
حال آنكه اقدام اخير صبا تأمين آيا اصولاً ربطي به اين اجازه دارد يا خير از موضوع اين بحث خارج است.
آنچه مشخص است اين است كه اكنون باز هم اين همكاري لازم است اما وزن تأمين اجتماعي در آن شايد كمي كمتر شود. تأمين اجتماعي اين وزن را در قبال يك سود رويايي در واگذاري بلوك رناي خود از دست ميدهد.
2- برخلاف تصور اوليهاي كه از عرضه بلوك رنا توسط صبا تأمين ايجاد ميشود، اين واگذاري به معناي ارزنده نبودن سهم «ورنا» نيست بلكه شايد به معناي اين است كه همه ماجرا در بورس و سرمايهگذاري «مديريت» نيست بلكه «سود» هم هست. شايد در برخي رقابتها و دعواها بهتر بتوان كاسبي كرد.
خودی هایی که دولتی نیستند !
3- با اين واگذاري شايد تا حدي سناريوي واگذاري خودروييها به خوديها جديتر شود، خوديهايي كه مديريتشان البته در دست دولت (چه اين دولت و چه دولتهاي بعدي) نيست.
کارکنان مالکین جدید سهام
در اين ميان شايد برخي اعمال مديريتها از كانال «كاركنان» برخي شركتها آسانتر صورت پذيرد، و بعدا گفته شود كه اين شركت يكي از خصوصيترين شركتها است با اين همه (!) سهامدار، پس شبه دولتي نيست. تجربه واگذاري بلوك 20 درصدي مپنا در اين ميان قابل توجه است.
4- رقابت از پيش شروع شده بين سرمايهگذاري ملي (بخوانيد گروه بهمن+تدبير) و سرمايهگذاري سايپا در خريد سهام خرد رنا، ظاهراً با تكيه بر عدم رقابت جدي صبا تأمين در اين بلوك انجام شده است و بنابراين با اعلام عرضه اين بلوك ظاهراً قصه از نظر خريداران جدي اين بلوك و عرضههاي خرد هنوز همان قصه است.
فقط ديگر شايد عدد جالب و معنادار «190 ميليون» را ديگر در اين صفها نبينيم مگر اينكه قرار باشد همين تعداد سهم را سرمايهگذاري ملي در صف عرضه نمايد (؟!).
سازمان گسترش کجاست ؟
5- اگر قرار به رقابت باشد و اگر قرار به كسب كرسي مديريت باشد، از اين پس سهام سرمايهگذاري رنا ارزندهتر مينماياند چون سهام خرد در بازار به علاوه دو بلوك صبا تأمين و خصوصيسازي اولاً براي سرمايهگذاري ملي و ثانياً براي سرمايهگذاري سايپا به معناي كسب مديريت «ورنا» است، اگر اين كار توسط سرمايهگذاري سايپا انجام شود آنگاه سازمان گسترش هنوز هم ميتواند به داشتن مديريت «خساپا» مطمئن باشد مگر اينكه سرمايهگذاري سايپا مذاكراتي با ديگران داشته باشد كه اجرايي شدن آن مذاكرات هم از منظر حقوقي و اجرايي تا حد زيادي نشدني است.
سایپا هم می شود "رنا " ی دوم
6- اگر بند 5 فوق در نهايت به سوي سرمايهگذاري سايپا و ديگر شركتهاي گروه سايپا ختم نشود، آنگاه سهام سايپا را ميتوان رناي دوم و حتي بالاتر و جذابتر از آن دانست.
رقابت براي كسب مديريت سايپا آنگاه ديدني خواهد بود. گفتههاي بندهاي فوق را اگر با واگذاري اين روزهاي سهام «خساپا» از سوي سرمايهگذاري سايپا به كاركنان سايپا كنار هم بگذاريد شايد به نتايج بهتري دست يابيد.
گروه بهمن و معامله عمده
شايد هنوز هم بتوان گفت «سهام سايپا فروختني نيست». نيمنگاهي به سهام گروه بهمن در اين ميان خالي از لطف نيست. ايران خودرو البته داستان خاص خود را دارد و با توجه به مالكيت 7 درصدي سرمايهگذاري سمند در آن فعلا شايد خيلي وارد اين جريان نشود اما بازي آن نيز شروع خواهد شد.
7- ظاهراً مجموعه تأمين اجتماعي به اين نتيجه رسيده است كه شايد مديريت خودروسازها خيلي به دردش نخورد بنابراين در بهترين موقعيت در پي كسب بهترين قيمت فروش است.
اگر دستوري هم از جايي صادر شده باشد آنگاه تأمين اجتماعي بايد به اين نتيجه برسد به ويژه اينكه اين مجموعه اكنون و از اين به بعد خيلي جديتر با مشكلات ناشي از نبود نقدينگي دست و پنجه نرم خواهد كرد و بايد بيشتر توجه خود را به جاي بنگاهداري به سودسازي معطوف دارد. بازنشستگان بيشتر پول و حقوق ميخواهند تا كرسيهاي هيأت مديره را. اين انتخاب (؟) تأمين اجتماعي را به فال نيك ميگيريم.
منتظر بقيه ماجراهاي خودروسازان هستيم. شايد صندوق بازنشستگي كشوري و شايد سرمايهگذاري ملي اين روزها بتوانند ماجراهاي جالبتري را نيز از خود نشان دهند.
به هر ترتيب آنچه مشخص است از اين به بعد شايد شاخص را خودروييها نگه دارند يا بالا ببرند.
واحد تحليل و مطالعات بورس نيوز
