آرزوی یک سهامدار کوچک ( شعر - طنز )
به یاری خداوند بزرگ در صورتی که عمری باقی باشد در مجمع صدرا این شعر را خواهم خواند . این شعر تنها بخشی از دردل سهامداران صدراست که به زبان نظم بیان شده است و اکنون پیش از مجمع در اختیار شما دوستان بورس نیوز قرار میدهم تا در صورت صلاحدید نسبت به انتشار آن اقدام نمایید .

با عرض سلام و درود
به یاری خداوند بزرگ در صورتی که عمری باقی باشد در مجمع صدرا این شعر را خواهم خواند . این شعر تنها بخشی از دردل سهامداران صدراست که به زبان نظم بیان شده است و اکنون پیش از مجمع در اختیار شما دوستان بورس نیوز قرار میدهم تا در صورت صلاحدید نسبت به انتشار آن اقدام نمایید .
سلام ای حضرتا ای مرد والا
ببخشید اومدم این لحظه بالا
سوالی دارم و خواهم جوابی
نه این لالاییه ، نه وقت لالا
من از تو دانه ای درخواست دارم
خرابم ، خسته ام ، داغون و زارم
اجابت کن اگر می خوای که رسما
برم هرچه سریع تر رد کارم
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
خبر دارم که اوضاع روبراهه
بازم میگی که فردامون سیاهه ؟
نگو فکر سهامداران خردم
که این افتادن از چاله به چاهه !!
مگه خرد و کلان داره سهامدار؟
خودت گفتی نداره راهه انکار
مرفه باشه یا بی پول باشه
واسه دکتر چه فرقی داره بیمار؟
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
چرا هر وقتی صدرا در صعوده
تو میگی واسه ی خوشحالی زوده ؟
نمی بینی که این تالاره حافظ
تا صدرا منفی باشه در رکوده ؟
نمی فهمم یه جورایی عجیبه
یکی میگه همه اینا فریبه
بگو حاجی بگو حرف حساب و
حالا که توی مجمع نیست غریبه
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
ببین دپرس شدم از بس که هربار
شنیدم منفی و منفی ز اخبار
می بینم من قراردادای مشتی
ولی میگی خرابه وضعه بازار
بیا حاجی یه ذره مهربون باش
نمی خوام خربزه در فکر نون باش
یه ذره با حقیقت اشتی کن
به فکر این سهامه بی زبون باش
خبرهای خوش از پوشه دراور
بگو جانم به لب آمد برادر
برادرجان ببین خیلی خرابم
شما هم که نمی گویی جوابم
شکم را می زنم صابون و شامپو
شبا تا صبح در فکر کبابم
به فکر همسرو ماشین و خونه
اینا فکرای هر روزه جوونه
میگم صدرا میره بالا ردیفه
ولی هرگز نمی بینم نشونه
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب امد برادر
بیا معنی بکن سود و زیان و
به من میگن( پیانیست )کو پیانو ؟
نبین سوییچ توی دستم گرفتم
خریدم از یه موزه این ژیانو
بیا با ما کمی افتاده تر باش
بگو اخبار مثبت تا نگم کاش
نبودی تو مدیره وقت صدرا
نگن که این ( پیانیست )تنده حرفاش
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به در آمد برادر
. . .
. .
و در مجمع صدرا این داستان ادامه دارد . . .
به یاری خداوند بزرگ در صورتی که عمری باقی باشد در مجمع صدرا این شعر را خواهم خواند . این شعر تنها بخشی از دردل سهامداران صدراست که به زبان نظم بیان شده است و اکنون پیش از مجمع در اختیار شما دوستان بورس نیوز قرار میدهم تا در صورت صلاحدید نسبت به انتشار آن اقدام نمایید .
سلام ای حضرتا ای مرد والا
ببخشید اومدم این لحظه بالا
سوالی دارم و خواهم جوابی
نه این لالاییه ، نه وقت لالا
من از تو دانه ای درخواست دارم
خرابم ، خسته ام ، داغون و زارم
اجابت کن اگر می خوای که رسما
برم هرچه سریع تر رد کارم
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
خبر دارم که اوضاع روبراهه
بازم میگی که فردامون سیاهه ؟
نگو فکر سهامداران خردم
که این افتادن از چاله به چاهه !!
مگه خرد و کلان داره سهامدار؟
خودت گفتی نداره راهه انکار
مرفه باشه یا بی پول باشه
واسه دکتر چه فرقی داره بیمار؟
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
چرا هر وقتی صدرا در صعوده
تو میگی واسه ی خوشحالی زوده ؟
نمی بینی که این تالاره حافظ
تا صدرا منفی باشه در رکوده ؟
نمی فهمم یه جورایی عجیبه
یکی میگه همه اینا فریبه
بگو حاجی بگو حرف حساب و
حالا که توی مجمع نیست غریبه
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب آمد برادر
ببین دپرس شدم از بس که هربار
شنیدم منفی و منفی ز اخبار
می بینم من قراردادای مشتی
ولی میگی خرابه وضعه بازار
بیا حاجی یه ذره مهربون باش
نمی خوام خربزه در فکر نون باش
یه ذره با حقیقت اشتی کن
به فکر این سهامه بی زبون باش
خبرهای خوش از پوشه دراور
بگو جانم به لب آمد برادر
برادرجان ببین خیلی خرابم
شما هم که نمی گویی جوابم
شکم را می زنم صابون و شامپو
شبا تا صبح در فکر کبابم
به فکر همسرو ماشین و خونه
اینا فکرای هر روزه جوونه
میگم صدرا میره بالا ردیفه
ولی هرگز نمی بینم نشونه
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به لب امد برادر
بیا معنی بکن سود و زیان و
به من میگن( پیانیست )کو پیانو ؟
نبین سوییچ توی دستم گرفتم
خریدم از یه موزه این ژیانو
بیا با ما کمی افتاده تر باش
بگو اخبار مثبت تا نگم کاش
نبودی تو مدیره وقت صدرا
نگن که این ( پیانیست )تنده حرفاش
خبرهای خوش از پوشه درآور
بگو جانم به در آمد برادر
. . .
. .
و در مجمع صدرا این داستان ادامه دارد . . .
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
