بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۴:۱۲

معاون سازمان خصوصی سازی:شبه دولتی نداریم

کد خبر : ۳۳۲۴۸

 معاون سازمان خصوصی‌سازی «سید مهدی عقدایی» در این گفت‌وگوی صریح بسیاری از اشکالات بازار سرمایه را نمی‌پذیرد که چالشی‌ترین بخش آن، رد واژه « شبه‌دولتی» است که به اکثر خریداران سهام دولتی اطلاق می‌شود. وی اتهام بازار به سازمان مبنی‌بر عرضه‌ها‌ی خارج از قاعده و گران‌فروشی سهام را نیز وارد نمی‌داند.

اتفاق مهم این روزهای بازار سرمایه، واگذاری بلوک سهام خودروسازان است. از زمان اعلام واگذاری این بلوک‌ها‌، رخدادهایی همچون یک بار لغو و برقراری دوباره این عرضه را داشته‌ایم. در این مورد توضیح می‌دهید؟

عرضه ‌این دو بلوک در قانون بودجه سال 89 در مجلس تصویب شد و جزو گروه اول قرار گرفت که باید تا پایان سال واگذار شود. در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که هیچ‌گاه عرضه این دو بلوک لغو نشد. دو بلوک‌ایران‌خودرو و سایپا در هیات واگذاری، قیمت‌گذاری و قرار بر عرضه شد. با توجه به هماهنگی‌هایی که با وزیر صنایع داشتیم و فرصتی که به دو شرکت ایران‌خودرو و سایپا داده شد تا برخی مقدمات را فراهم کنند، زمان مناسب عرضه تعیین شد. واگذاری آگهی نشده بود که لغو شود. لغو برای زمانی است که شما آگهی واگذاری را منتشر کنید. عرضه این دو بلوک در اصل آگهی نشده بود‌.

 اما آگهی واگذاری در سایت سازمان خصوصی‌سازی، درج و به یکباره برداشته شد‌...

شما باید به آگهی در روزنامه استناد کنید. ما گفتیم می‌خواهیم آگهی کنیم. این موضوع با کمی تاخیر اتفاق افتاد.

 با توجه به برخی شنیده‌ها‌، زیرمجموعه‌های‌این دو خودروساز قصد تجهیز منابع برای خرید بلوک‌ها‌ را دارند. گویا شورای رقابت پس از اطلاع از این موضوع، واکنش نشان داده است. شورای رقابت چرا در این مورد موضع منفی گرفته و حتی اعلام کرده جلو این مساله را خواهد گرفت؟

شرکت‌ها بر اساس قانون اساسی به سه بخش تقسیم شده‌اند: دولتی، خصوصی و تعاونی. اصلا ما در قانون چیزی به‌عنوان نهاد عمومی‌ یا بخش نیمه‌دولتی یا شبه‌دولتی که در روزنامه‌ها می‌آید، نداریم. یا بخش خصوصی است که در قانون تجارت تعریف شده یا دولتی است که در قانون محاسبات تعریف شده است. در تعاونی هم که قانون تعاون مشخص کرده که چه شرکت‌هایی جزو شرکت‌های تعاونی قرار می‌گیرند. از نظر ما و قانون، هر شرکتی که طبق قانون بخش خصوصی شناخته شود، می‌تواند در مزایده‌ها و فروش سهام دولت شرکت کند و هیچ منعی هم برای شرکت‌هایی که خصوصی تلقی می‌شوند، نیست. ممکن است شرکت‌های زیرمجموعه ‌این دو شرکت هم که خصوصی هستند، در رقابت شرکت کنند که ما اطلاعی از این موضوع نداریم. رقابت در بورس آزاد است و افراد دیگر هم تمایل شرکت در ‌این مزایده‌ها را داشته‌اند. ازجمله شرکت‌های خارجی بوده‌اند که به‌همراه بخش خصوصی و قطعه‌سازها درخواست حضور داشته‌اند. اینها همه درخواست خرید سهام را دارند و اینکه چه کسی برنده شود، بستگی به رقابت و قیمتی که رقابت می‌شود، دارد.

 پس شما اشکال شورای رقابت را وارد نمی‌دانید؟

از نظر ما این‌گونه است.

 شورای رقابت قبلا هم درمورد واگذاری شرکت مخابرات ایران، اشکال گرفته بود و اعتقاد داشت که موضوع ایجاد انحصار رعایت نشده است.

رأی نهایی شورای رقابت در مورد مخابرات این بود که بحث انحصار مطرح نیست. وظیفه شورای رقابت این است که بعد از فروش بلوک، بررسی می‌کند انحصار در قیمت یا محصولات رخ خواهد داد و در صورت اثبات این مساله، این شورا دخالت می‌کند. شورای رقابت مسئول‌این نیست که مجوز واگذاری به ما بدهد. بنا بر تعریف مجوز واگذاری در قانون، «هیات واگذاری» تمام اختیارات موجود ازجمله نام شرکت، برنامه زمان‌بندی، روش واگذاری و تمامی موارد مرتبط را برعهده دارد و در مورد هر عرضه این مسائل را در نظر گرفته و درنهایت عرضه‌ای را به تصویب می‌رساند. واگذاری ‌این دو شرکت در قانون بودجه امسال، در گروه یک به تصویب رسیده است. شورای رقابت چه چیزی را می‌خواهد تایید کند؟ و یا مجوز بدهد؟ مجوز را قانونگذار داده‌ ضمن ‌اینکه در همان قانون هم هیات واگذاری،‌ مجوز واگذاری را می‌دهد نه شورای رقابت. ما فقط موظفیم که اسامی ‌شرکت‌ها را که در برنامه واگذاری‌مان هست به شورای رقابت ارسال کنیم که طی سه مرحله این کار را کرده‌ایم.

 در رابطه با واگذاری بلوک سهام‌ایران‌خودرو و سایپا، نحوه قیمت‌گذاری نیز جالب توجه بود. اغلب در عرضه‌ها‌، قیمتی در حدود نرخ جاری تابلو تعیین می‌شود، اما این بار‌ایران‌خودرو 80 درصد و سایپا 50 درصد بیش از نرخ تابلو تاریخ عرضه، قیمت‌گذاری شدند. آیا قیمت‌گذاری اینگونه این بلوک‌ها‌ به این سبب است که قیمت تابلو از ارزش ذاتی سهام فاصله زیادی دارد؟

ما قبل از ‌اینکه آگهی واگذاری بلوک‌ها‌ را منتشر کنیم، حدود نیم درصد از سهام‌ این دو شرکت را به‌صورت تدریجی در همان نرخ تابلو، عرضه کردیم. نرخ تابلو ممکن است به‌واسطه عرضه‌ها‌ ظرف مدتی حدود دو تا سه ماه بالا برود و به قیمت تعیین‌شده بلوک‌ها‌ برسد. در زمان عرضه تدریجی نیز قیمت سهام در مسیر صعودی قرار داشت. قیمت بلوک و به‌ویژه این بلوک که 18 درصد سهام است و ارزش مدیریتی دارد در هر نقطه دنیا،‌ فراتر از قیمت فروش تدریجی سهام در بازار است چون بلوک مدیریتی است و به هر حال کسی که ‌این سهم را می‌خرد در مدیریت شرکت دخالت دارد. ازاین‌رو بستگی به آن شرکت و دارایی‌هایی که دارد،‌ ارزش بلوک توسط کارشناسان سازمان قیمت‌گذاری می‌شود. قیمت واگذاری به هیات واگذاری پیشنهاد داده می شود و درنهایت هیات واگذاری طبق قانون مسئول تعیین قیمت است.

 در زمان عرضه تدریجی سهام خودروسازان، بازار به‌علت عرضه‌ها‌ی سنگین سازمان خصوصی‌سازی، به این اتفاق واکنش منفی نشان داد و معتقد بود سازمان، فضای بازار را با این عرضه‌ها‌ خراب کرده و سبب تغییر روند قیمت صعودی شده است. آیا این مساله را می‌پذیرید؟

یکی از اهداف سازمان خصوصی‌سازی یا دولت ‌این است که جلوی رشد حبابی قیمت را بگیرد. یعنی زمانی که بازار تشنه سهام است، سهام عرضه کند تا قیمت به شکلی خارج از قاعده رشد نکند. زمانی نیز که در بازار شدت عرضه وجود دارد، از عرضه‌های خود خودداری می‌کند. سازمان در ‌این سه، چهار ساله ‌این کار را انجام می‌دهد. هر زمان که بازار تشنه بوده عرضه کرده و هر موقع دیده که صف فروش وجود دارد، از عرضه سهام خودداری کرده است. درواقع یکی از وظایف سازمان، تنظیم بازار است. قانون به سازمان ‌این اختیار را داده که زمان عرضه، با کار کارشناسی عمل کند. وظیفه ماست که مانع از رشد حبابی قیمت و کاهش صوری آن شویم. زمانی که قیمت به شکل صوری کاهش می‌یابد، ما عرضه نخواهیم کرد. در زمان رشد قیمت‌ها‌ نیز به همین شکل عمل می‌شود.

 پس این انتقاد را وارد نمی‌دانید؟

خیر؛ وارد نیست.

برای مثال در سرمایه‌گذاری رنا روزانه حدود 60تا70 میلیون سهم از سوی سازمان عرضه می‌شد‌...

به این دلیل بود که تقاضا وجود داشت. درواقع رنا از زمانی که ما عرضه کردیم در مسیر رشد قرار گرفت. ما به بازار توجه می‌کنیم. صف خرید هرچه باشد، ما عرضه‌های خود را متناسب با صف خریدی که در بورس تشکیل شده، تنظیم می‌کنیم. یک جا که صف خرید 20 میلیون است ‌به‌عنوان مثال 15 تا 18 میلیون سهم می‌دهیم. جایی که صف خرید 100 میلیون است، 80 میلیون عرضه می‌کنیم که قیمت صوری بالا نرود.

 به‌نظر می‌رسد همچنان روند عرضه سهام شرکت‌ها‌ی مشمول اصل 44 بدون توجه به شرایط بازار، به‌کندی پیش می‌رود. به‌عنوان مثال سال 87 بازار هشت ماه به‌دلیل بحران جهانی فضای مطلوبی نداشت. چهار شرکت کشتیرانی، پالایش نفت اصفهان، مخابرات ایران و بانک ملت عرضه شد. در فضای مناسب بازار سال 88 هم تعداد شرکت‌ها‌یی که مطابق این قانون وارد بازار سرمایه شد، به همین میزان بود. علت این کندی چیست؟

ما اکثر شرکت‌های بزرگ صدر اصل 44 را در سال‌ها‌ی 87 و 88 عرضه کردیم. الان سهم خاص دیگری به‌عنوان سهم اصل 44 در لیست نداریم، البته منهای ذوب‌آهن و چهار، پنج شرکت دیگری که صدر اصل 44 هستند و باید در بورس عرضه شوند مثل هواپیمایی هما که چون زیان‌ده است نمی‌تواند وارد بورس شود وگرنه شرکت‌ها‌ی آماده برای عرضه، وارد بورس شده‌اند. الان شرکتی به آن معنی که از صدر اصل 44 باشد، در نوبت عرضه نداریم البته مواردی هستند ولی تعدادشان به اندازه انگشت‌های دست نیست که قابلیت پذیرش در بورس را داشته باشد‌. الان هم عرضه‌ها‌ به ترتیب درحال انجام است.

 منظورتان شرکت‌ها‌ی صدر اصل 44 است؟

بله؛ شرکت‌های صدر اصل 44. اما درباره شرکت‌های ذیل اصل 44، علت کندی عرضه‌ها‌ این است که پذیرش شرکت‌ها در بورس وقت‌گیر است. بر اساس قانون، ‌حداکثر تا پایان امسال برای این شرکت‌ها فرصت واگذاری داریم. اگر ما بخواهیم یک سری شرکت‌ها را از طریق بورس واگذار کنیم ممکن است پذیرش ‌اینها یکی دو سال طول بکشد و امسال انجام نشود، ضمن‌اینکه بورس شرایط خاصی دارد. حتما باید شرکت‌ها دو یا سه سال پیش از عرضه‌ سودده باشند، دو سال از بهره‌برداری آنها گذشته باشد،‌ مشمول ماده 141 نباشند، زیان انباشته نداشته باشند و سرمایه آنها از یک حدی پایین‌تر نباشد. مشکل سرمایه ناکافی هم‌اکنون به خودی خود مانع بسیاری از عرضه‌ها‌ست. برخی از این شرکت‌ها‌ نمی‌توانند افزایش سرمایه هم بدهند چون قانونگذار هرگونه افزایش سرمایه شرکت‌های دولتی را ممنوع کرده است.

 اغلب، شرکت‌های بیمه‌ای ‌این مشکل را دارند.

بله؛ درواقع این به‌خاطر قانون است. بانک‌ها هم همین مشکل را داشتند و نمی‌توانستند افزایش سرمایه‌ بدهند؛ اما به محض‌اینکه واگذار شوند مثل بانک ملت، می‌توانند افزایش سرمایه بدهند چون خصوصی شده‌اند و دیگر ارتباطی با قانون شرکت‌های دولتی ندارند. چون قانون سرمایه‌گذاری دولت را منع کرده، پس یک سری از ‌این شرکت‌ها  نمی‌توانند به‌خاطر سرمایه‌شان وارد بورس شوند. برای حل‌ این مشکل، طی مذاکراتی با بورس، قرار شد بازار فرابورس موردتوجه قرار گیرد. هم‌اکنون طبق توافق با فرابورس و رئیس سازمان بورس، 90 درصد واگذاری‌ها‌ به فرابورس منتقل خواهد شد که ظرف 20 روز گذشته،  پنج، شش شرکت در فرابورس عرضه و واگذار شده است. فرابورس هم یکی از زیرمجموعه‌ها‌ی بورس است و فرقی با بورس نمی‌کند. درواقع بازار ثانویه دیگری است. بالای 90 درصد ارزش شرکت‌هایمان هنوز از طریق بورس و 10 درصد از طریق مزایده است.

 به‌نظر می‌رسد که آماده‌ترین شرکت‌ها برای عرضه در بورس، شرکت‌ها‌ی پالایشگاهی بندرعباس و تبریز است. البته گویا در روند عرضه پالایشگاه اصفهان مسائلی وجود داشته که بر این دو عرضه تاثیر گذاشته است. این شرکت بارها با نوسان تند پیش‌بینی سود روبه‌رو شده و از نظر بازار ثبات چندانی ندارد. در مورد آخرین روند آماده‌سازی این دو توضیح می‌دهید؟

زمانی که پالایشگاه اصفهان دولتی بود، باید بودجه‌ای تدوین می‌کرد که توسط دولت تصویب می‌شد و به‌علت برخی محدودیت‌ها‌، سود واقعی پیش‌بینی نمی‌شد، ولی الان که خصوصی است سودی که اعلام می‌کند فکر نمی‌کنم بیشتر از 10 درصد کاهش یا افزایش داشته باشد. زمان دولتی‌بودن با زمانی که به اصطلاح خصوصی می‌شود، تفاوت‌ها‌یی وجود دارد. به ترتیب هم هر مقدار فرآیند خصوصی‌سازی پیشرفت می‌کرد، هیات‌مدیره جدید می‌آمدند و بودجه واقعی‌تر می‌شد. این برای سال‌های اولیه واگذاری پالایشگاه اصفهان بود. الان پالایشگاه اصفهان هیچ مشکلی با سودی که اعلام می‌کند، ندارد و حداکثر 5 یا 10 درصد نوسان دارد.

 آیا موانع بر سر راه عرضه این دو شرکت پالایشگاهی برطرف شده است؟

متاسفانه اوراق سهام پالایشگاه‌ها‌ی تبریز و بندرعباس از طریق شرکت مادر تخصصی به سازمان داده نشده است. ما به استناد ماده 18 قانون به بورس اعلام کرده‌ایم که با توجه به حقوق مالکانه، سهام به وزارت اقتصاد منتقل شده و نامه وزیر باید به‌عنوان اوراق سهام موقت، تلقی و عرضه انجام شود.

فکر می‌کنیم ظرف یک ماه آینده عرضه‌ این دو پالایشگاه در بورس انجام شود که مکاتبات مربوط به آن نیز با بورس انجام شده است.

 این دو شرکت آماده‌ترین‌ها برای واگذاری هستند؟

این دو آماده هستند. منتظریم که مجمع عمومی ‌عادی سالانه‌ بیمه دانا برگزار شود. با برگزاری مجمع و با سودی که شرکت دارد، زیان انباشته و مساله مالیاتی آن حل می‌شود و بعد از مجمع قابلیت پذیرش در بورس را پیدا می‌کند. فکر می‌کنیم در مردادماه بیمه دانا هم عرضه شود. بعد پست‌بانک است که   ظرف دو یا  سه ماه آینده، آماده عرضه می‌شود. شرکت بعدی ذوب‌آهن اصفهان است. البته ذوب‌آهن اصفهان سال گذشته به‌دلیل بحران جهانی و وضع فولاد، زیان‌ده شد و نتوانست در بورس پذیرش شود، ولی امسال وضع آن بهتر است و پیش‌‌بینی می‌کنیم که قابلیت پذیرش در بورس را داشته باشد.

 بازار در مورد قیمت عرضه اولیه سهام، ابهام‌هایی دارد، ‌به‌عنوان مثال شرکت کشتیرانی به همین سبب یک بار با عدم اقبال بازار روبه‌رو شد و سپس در روزی دیگر، با قیمتی متفاوت به فروش رسید و البته قیمت ظرف مدتی کوتاه نزدیک به دو برابر افزایش یافت. برای عرضه بانک ملت نیز ‌این ابهام وجود داشت که قیمت بالایی تعیین شده است. ذهنیتی در بازار وجود دارد که‌ این سهام باید در قیمت‌ها‌ی پایین‌تر عرضه شود و با ایجاد جذابیت، بازار را ترغیب به خرید کند.

 مثال خوبی زدید. آن زمان قیمت پایه کشتیرانی به‌نظر ما 350 تومان بود. بازار نخرید. 250 تومان قیمت زدیم و بازار خرید. ولی ظرف دو ماه 500 تومان شد و این نشان می‌دهد قیمت ما مناسب بوده است. به‌نظر من بازار تحلیل درستی، روی عرضه‌های اولیه ندارد. فکر می‌کند که دولت باید در عرضه‌های اولیه مفت‌فروشی کند. ‌دولت باید سهام را به قیمت واقعی‌ بفروشد. در این حالت اگر یک سهم را هم نخرند، مهم نیست. آن موقع عرضه نمی‌کند، اما دو ماه دیگر عرضه می‌کند و می‌خرند. در مورد مپنا هم ‌این اتفاق افتاد. بعدها مپنا را نیز با قیمت‌ها‌ی بالاتری خریدند. الان هر کدام از شرکت‌هایی که ما کشف قیمت کرده‌ایم، قیمت‌ها‌ی بالاتری را نیز به خود دیده‌اند. برای ملی مس، فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، کشتیرانی، مخابرات، مپنا، بانک تجارت، بانک صادرات و بانک ملت نیز چنین اتفاقی رخ داده است.

 تفسیر جدید اصل 44 که تصویب شد، صنایعی اجازه خصوصی‌سازی گرفتند و غیردولتی شدند که بازار ‌اینها را خوب نمی‌شناسد، برای مثال شرکت‌های بیمه یا پالایشگاه‌ها‌. بازار تحلیل درستی از صنایع جدید ندارد و نمی‌داند یک شرکت بیمه را چگونه تحلیل کند. به‌نظر می‌رسد می‌توان در زمان عرضه اولیه، اطلاعات بیشتری به بازار داد. شما موافق ‌این نظر هستید؟

بله؛ ارائه اطلاعات بیشتر هستم. هرچه بازار شفاف‌تر باشد و اطلاعات بیشتری داده شود؛‌ هم به نفع بازار سرمایه ‌ایران است و هم به نفع فروشنده. به همین دلیل شرکت‌هایی که در بورس عرضه می‌کنیم، یک جلسه معارفه پیش از عرضه دارند. یک جلسه معرفی شرکت می‌گذاریم. ما در مزایده‌هایمان‌ این کار را نمی‌کنیم، ولی برای شرکت‌های بورسی یک جلسه معارفه گذاشته می‌شود. این امیدنامه‌ای که خوانده می‌شود به‌صورت شفاف و کامل حدود یکصد صفحه اطلاعات شرکت را ارائه می‌کند.

این به اطلاع بازار رسیده می‌شود. بورس تا ‌این مسائل شفاف نشود، به هیچ‌وجه شرکت را پذیرش نمی‌کند. نمونه آن بیمه دانا بود. ما تلاش بسیاری داشتیم و مذاکرات زیادی برگزار شد تا شرکت اطلاعاتش را کامل کرد ولی به‌خاطر بحث مالیاتی‌اش هنوز عرضه نشده است. یا شرکتی مثل آب و خاک که یک سال و اندی مدارک می‌دهد و دست آخر غیرقابل پذیرش اعلام می‌شود و ما مجبور می‌شویم آن را به بازار اول و دوم فرابورس انتقال دهیم. یا شرکت هما را هنوز بعد از دو سال که تقاضای آن مطرح شده است، پذیرش نکرده‌ایم.  اطلاعات به‌نظر ما کافی است. فکر می‌کنم تا حدی کارگزاران مقصر هستند،  کارگزاران باید بیشتر فعال شوند. یکی از وظایف کارگزار ‌این است که قیمت را تحلیل کند و به مشتری خود خدمات اطلاعاتی دهد. او  می‌تواند بگوید که ‌این سهم را نخر و با تحلیل هم باید بگوید. الان هم من بیشتر کارگزاران را می‌بینم که گروهی به‌عنوان تحلیلگر بازار دارند. سرمایه و تحلیل بازار. این تحلیل‌ها‌ در سایت‌ها یا در موبایل‌ها هم می‌آید. ضمن‌اینکه سازمان خصوصی‌سازی هم معتقد است که هرچه اطلاعات شفاف‌تر و دقیق‌تر باشد به نفع بازار سرمایه است.

 می‌توان تحلیل شرکت‌ها‌ی مشابه را در بازارهای بین‌المللی ارائه کرد. به‌عنوان مثال در زمان عرضه شرکت مخابرات، وضعیت شرکت‌های مخابراتی دنیا به بازار ارائه شود.

ما ‌این کار را می‌کنیم. حالا خارج از امیدنامه، بورس باید‌ این کار را انجام دهد. ما قیمت را با توجه به قیمت‌ شرکت‌های دیگر بررسی می‌کنیم یا اگر یک پتروشیمی قرار است ‌قیمت‌گذاری شود، پتروشیمی‌موجود را با توجه به ظرفیت و نوع تولید،‌ مبنا قرار می‌دهیم. کارشناس آنچه را که تأثیر دارد بررسی می‌کند. همین مخابرات که بلوکش با نرخ پایه‌ 340 تومان بود، با بررسی‌ها‌ی این چنینی، قیمت آن تعیین شده بود. ضمن‌اینکه ما به دارایی‌های غیرمولد شرکت نیز توجه داریم. ممکن است 50 درصد دارایی‌ها‌ی شرکتی غیرمولد باشد که این دارایی‌ها‌ تولید سود نمی‌کنند. شرکت می‌تواند آن دارایی غیرمولد را بفروشد، سرمایه‌گذاری جدید کند و سود شرکت بالاتر رود. ‌ایران‌خودرو و سایپا را مثال می‌زنم. ارزش تابلوی این شرکت‌ها به‌نسبت دارایی‌هایشان، رقم پایینی است. اینها را در نظر می‌گیریم. چون می‌خواهیم سهم را به‌صورت بلوک بفروشیم، ارزش دارایی‌های غیرمولد را به قیمت پایه سهم اضافه می‌کنیم.

 یکی از مهم‌ترین رخدادهای اخیر مرتبط با سازمان خصوصی‌سازی، محرومیت پنج مجموعه بزرگ شرکت در رقابت‌ها‌ی این سازمان به‌سبب بدهی‌ها‌یشان بود. این شرکت‌ها‌ بخش عمده بلوک‌ها‌ی سهام را خریداری کرده بودند و محرومیت آنها موجب شگفتی بازار شد؛ چون خریداران اصلی بلوک‌ها‌ در آینده نیز همین‌ها‌ هستند که محروم شدند، ضمن آنکه علت پرداخت نشدن بدهی‌ها‌ نیز مورد سوال بود.

ما در بازار متوجه شدیم که یک سری از خریدارها سهم دولت را می‌خرند، اما قسط سازمان را نمی‌دهند. باز در عرضه بعدی ما شرکت می‌کنند و سهام می‌خرند. اگر پول دارند چرا اقساط قبلی را پرداخت نمی‌کنند؟ اگر پول ندارند چرا سهام جدید را می‌خرند؟ سازمان به این موضوع حساس شد، اما آنها‌ را از شرکت در رقابت‌ها‌ی جدید محروم نکرد. تنها قطعیت معامله منوط به تسویه‌حساب اقساط قبلی‌شان است. ما با بورس در این مورد توافق کردیم و هم مزایده و هم بورس در آگهی‌ها می‌آوریم که خوشبختانه مثبت هم بوده است. از زمانی که‌ این موضوع را اعلام کرده‌ایم حدود 30 تا40 درصد از مطالبات‌مان وصول شده است‌.

 یعنی الان ماجرا حل شده است؟

به‌طورکامل خیر، ولی بالای 30 درصد مطالبات را داده‌اند و هیچ مشکلی ندارند.

 درمورد خصوصی‌سازی فولاد خوزستان، بازار از این لحاظ که این بلوک توسط یک شخص حقیقی خرید شده بود و شکل واقعی‌تر خصوصی‌سازی داشت، متاسف شد. تا این لحظه هیچ بلوک مهمی توسط اشخاص حقیقی خریداری نشده است‌...

این واگذاری، تنها مورد نیست‌. چون معامله بزرگ بوده، تنها مورد نشان داده شده است. درحال‌حاضر در بورس، بالای60 درصد شرکت‌ها توسط بخش خصوصی خریداری می‌شود. البته به تعبیری همه خصوصی هستند. نهاد دولتی برای خرید منع دارد. ما تعبیر شما را قبول نداریم. تقسیم‌بندی که ما از خریداران بلوک‌ها‌ی سهام داریم، این است که 60 درصد آن را بخش خصوصی تشکیل می‌‌دهد. درحقیقت تعبیر نیمه‌دولتی و شبه‌دولتی صحیح نیست. فولاد خوزستان چون خیلی بزرگ بود و رقم معامله هم بالا بود، شاید می‌گفتند تنها بخش خصوصی. خوب خریدار در آن معامله با قیمت بالایی اقدام کرده بود و با برخورد به بحران جهانی و افت ارزش سهام، دچار مشکل شده بود. بالاخره ممکن است خریدار -چه بخش خصوصی و چه بخش دولتی- معامله‌ای ‌کند که بعدها به اشتباه بودن آن پی ببرد. انسان هم که جایزالخطاست. به هر حال از نظر ما ماجرای این معامله هنوز  تمام نشده است و با ماده 18 به قوه قضاییه اعتراض کردیم. موضوع در مرحله تجدیدنظر است و هنوز ‌این رأی از نظر ما قطعی نیست.

 سهم فولاد خوزستان شرایط مناسبی ندارد. از شهریورماه سال پیش شاید بتوان گفت این سهم در 80 درصد مواقع اولین صف فروش بازار بوده است. باوجود اینکه حجم صف چندان قابل توجه نبوده است‌...

نه، الان تاحدودی بهتر شده است. قیمت این سهم در این یک سال رشد خوبی داشته است.

البته این رشد به‌سبب افزایش قیمت‌ها‌ی جهانی است، اما سهم در بازار حامی ندارد و ماجرا به تحولات خصوصی‌سازی مربوط می‌شود. به‌نظر شما این ماجرا چه زمانی تمام می‌شود؟

ما فکر می‌کنیم که تا یکی دو ماه دیگر تکلیف نهایی روشن خواهد شد.

 مساله‌ای که در جامعه خیلی راجع به آن تبلیغ شد و رسانه‌ها به آن پرداختند، بحث واگذاری دو باشگاه پرسپولیس و استقلال بود. البته برای اهالی حرفه‌ای بورس تعجبی ندارد شرکت‌ها‌یی که نه ساختاری دارند و نه صورت‌ها‌ی مالی و نه سودآوری؛ قادر به ورود به بازار سرمایه نباشند، ولی این دو باشگاه جذابیتی دارند که به‌نظر می‌رسد با این شرایط نیز عرضه آنها‌ به‌شدت مورد استقبال قرار ‌گیرد. با توجه به این مساله آیا سازمان اصرار دارد که تمام مراحل ورود به بورس در مورد این دو باشگاه عین بقیه موارد دیگر، طی و همه مدارک ارائه شود یا ‌اینکه نه سازمان می‌خواهد با دست باز برخورد کند؟

نه، ما اعتقاد داریم در واگذاری یک شرکت باوجود ‌اینکه شاید مشتری داشته باشد تمام مراحل واگذاری باید شفاف باشد. اطلاعات باید کامل باشد. حتی اگر آن شرکت زیان‌ده باشد، اطلاعات باید به‌روز و کامل باشد. البته باشگاه استقلال، اطلاعات مالی‌اش را به ما داده ولی باشگاه پیروزی هنوز ‌این اطلاعات را نداده است. این دو شرکت چون زیان‌ده هستند، قابلیت پذیرش در بورس را ندارند. ما بررسی کردیم و گفتیم‌این دو باشگاه از طریق فرابورس و بازار سوم عرضه شوند. ضمن‌اینکه ‌این دو شرکت، باشگاه ورزشی هستند. واگذاری‌ آنها روند خاصی را می‌طلبد. مثل یک شرکت تولیدی نیستند که ما عرضه کنیم و همه بیایند و بخرند. باشگاه را می‌خواهیم اصلاح کنیم. این باشگاه‌ها‌ سالی چند ده میلیارد تومان از دولت کمک می‌گیرند. این مساله باید حل شود. باشگاه باید بتواند مساله تبلیغات و نمایش مسابقاتش را در تلویزیون حل کند. وضعیت هوادارانش حل شود. ما اعتقاد داریم که درصدی از این باشگاه -حالا ‌این درصد باید کارشناسی شود- باید به هواداران واگذار شود و بلوک مدیریتی‌اش باید به بخش خصوصی که اهلیت ورزشی‌اش مورد تایید قرار گیرد، واگذار شود. یعنی هرکس پول دارد، نباید بخرد. حتما کسانی که تخصص ورزشی دارند باید آن سهم بلوک ورزشی را خریداری کنند. پیشنهاد  ما به سازمان تربیت‌بدنی ‌این بود که آنها هم قبول کرده‌اند. منتها ‌این باشگاه‌ها وضع خاصی دارند و بر اساس قانون تا پایان سال باید واگذار شوند و در برنامه‌ ما هم باید این دو، در سه ماه چهارم امسال عرضه شوند. عرضه این دو در بازار فرابورس انجام خواهد شد.

 به نکته‌ای تحت‌عنوان «اهلیت» اشاره کردید. مساله اهلیت در زمان عرضه بلوک سهام مخابرات ایران نیز مطرح شده بود و اهلیت حضور یک کنسرسیوم در این رقابت تایید نشده بود که موجب ناخرسندی آن مجموعه شد. پارامتر اهلیت توسط چه نهادی تایید می‌شود و چه مبنایی دارد؟

بر اساس قانون اصل 44 و بر اساس پیشنهاد سازمان خصوصی‌سازی به هیأت واگذاری، برای شرکت‌های خاص که مشتریان راهبردی لازم دارند، می‌توان درخواست بررسی اهلیت مشتریان را داشت. فکر کنم ماده 22 قانون اصل 44 است. آیین‌نامه مربوط به این موضوع دو، سه ماه پیش، تصویب و برای شورایعالی اصل 44 ارسال شد.

 اگر موافقید راجع به بازار فرابورس که نهادی جدید در بازار سرمایه است، صحبت کنیم. بازار فرابورس تفاوت‌ها‌یی با بورس دارد. شرایط آسان‌تری برای پذیرش شرکت‌ها‌ دارد تا طیف وسیعی از بنگاه‌ها‌ وارد بازار سرمایه شوند. گفته می‌شود 300هزار شرکت در کشور وجود دارد و همگان منتظرند نسبت به سیر رخ داده تاکنون، شرکت‌ها‌ی بیشتری وارد فرابورس شوند. باوجود سهولت پذیرش اما روند ورود شرکت‌ها‌ به فرابورس بسیار کند است.

فرابورس بازار جدیدی است. بورس ‌ایران سابقه‌ای 40 ساله دارد که میزبان این میزان شرکت است. فرابورس بازاری است که چند ماه است راه‌اندازی شده و زمان بیشتری برای جا افتادن می‌طلبد. ضمن‌اینکه فرابورس سه بازار دارد. بازار اول،‌ دوم و سوم. بازار اول و دوم برای شرکت‌هایی است که حتما باید ثبت سفارش و ثبت عرضه شوند؛ اوراق‌شان در سازمان فرابورس ثبت شود؛ حتما شرکت سهامی ‌عام باشند؛ میزان سرمایه‌شان می‌تواند کمتر از استانداردهای بورس باشد ولی باید حداقلی را رعایت کنند و در نهایت اینکه  شرکت‌ها‌ زیان‌ده نباشند. چنین شرکت‌ها‌یی هر چند کوچک باشند، اما در بازار اول و دوم فرابورس قابل عرضه هستند. بازار سوم، بازار بلوک یک جا است. یعنی یک بار عرضه می‌شود؛ درخواست ثبت ندارد و تنها برای یک بار عرضه هستند و دفعه دیگر هم که بخواهند عرضه شوند عین همین مراحل را باید طی کنند.

بازار سوم برای شرکت‌های زیان‌ده و سهامی ‌خاص است. به همین سبب است که خیلی گسترش یافته است. خیلی شرکت‌ها می‌توانند از طریق فرابورس عرضه شوند. به همین دلیل هم سازمان خصوصی‌سازی تصمیم گرفته که شرکت‌های بالای 50 درصد که قبلا واگذاری‌شان از طریق مزایده تصویب شده، از طریق فرابورس عرضه شوند.

 آیا مزایده به‌طورکلی منتفی است؟

نه منتفی نیست. شرکت‌های زیر 50 درصد از طریق مزایده واگذار می‌شوند و شرکت‌های بالای 50 درصد از طریق فرابورس. توافقی با فرابورس داشته‌ایم که اگر شرکتی از طریق بازار سوم فرابورس نیز قابل عرضه نباشد، آن را از طریق مزایده واگذار کنیم.

 آیا مشکل فرابورس ناشناخته‌بودنش است؟

هم ناشناخته است و هم بازار جدیدی است. تا ‌این بازار شناخته شود، باید مدتی فعالیت کند و زمان بگذرد. از زمانی که سازمان خصوصی‌سازی چندین واگذاری را از طریق فرابورس انجام داده، آشنایی با این بازار بیشتر شده است. به‌نظر من حجم معاملات فرابورس ظرف دو، سه سال‌ آینده، بیشتر از بورس خواهد شد.

 آیا امید است که سرعت پذیرش شرکت‌ها‌ در این بازار بیشتر شود؟

صد درصد.

 به‌عنوان جمع‌بندی آخر، اهداف سازمان را در عرضه شرکت‌ها‌ی مشمول اصل 44 بفرمایید.

برنامه زمان‌بندی سازمان این است که تا پایان امسال، 486 شرکت از گروه یک و 35 شرکت از گروه دو را عرضه کند که بر اساس برنامه‌های سه ماهه‌ این کار را انجام می‌دهد. حال ممکن است بازار کشش نداشته باشد و تمامی عرضه‌ها به فروش نرود، ولی پیش‌بینی ‌ما‌ این است که امسال فروش خوبی خواهیم داشت.

 بنابراین برای این میزان فروش سهام باید ارزیابی مثبتی از فضای بورس داشته باشید.

همین طور است. الان فضای بورس با توجه به قطعنامه شورای امنیت و بحران جهانی کمی نامناسب است، اما با توجه به توان بورس که در گذشته به اثبات رسیده، پیش‌بینی خوبی از روند ماه‌ها‌ی آینده بازار داریم.

 بجز ایران‌خودرو و سایپا، چه بلوک‌ها‌ی سهام مهم دیگری در نوبت عرضه هستند؟

احتمالا بلوک مدیریتی سهام حفاری شمال را عرضه خواهیم کرد. مزایده پتروپارس نیز بسیار مهم است.

 آیا سهام پتروپارس وارد بورس نمی‌شود؟

خیر، واگذاری پتروپارس از طریق مزایده است. ذوب‌آهن اصفهان، پست‌بانک، بیمه دانا، پالایشگاه‌ها و مزایده چند نیروگاه که در مرحله قیمت‌گذاری برای واگذاری هستند، از رویدادهای مهم آینده است.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر