بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۰

عباس عبدی:به همان دلیل که اصلاح‌طلبان قادر به داشتن روزنامه نیستند،نمی‌توانند رئیس‌جمهورداشته باشند

کد خبر : ۳۳۶۴۳
عباس عبدی با تاکید بر اینکه ارتباط او با مهدی کروبی کاهش یافته ، بهروزنامه سیاست روز گفت: اما قطع ارتباط نکردیم و اگر موضوع مهمی به نظر آید، آن را منتقل می‌کنم.

به گزارش خبرآنلاین اهم گفته های عبدی مشاور ارشد کروبی در انتخابات سال گذشته بدین شرح است:


• حرف‌های زیادی دارم اما به ملاحظه سیاسی از زدنش معذورم.

• علت اصلی شکست اصلاح‌طلبان که نتیجه آن منجر به تنش‌های بعدی حتی تا سال 88 شد، عدول از استراتژی اصلاح‌طلبی و تمرکز بر اصل در قدرت ماندن به هر طریق بود. این عامل در کنار بی‌توجهی به پول نفت موجب شد تا توازن قوا در کشور از بین رفته و نتیجه آن شد که در سال گذشته همه دیدند.

• درباره آقای هاشمی هم باید بگوییم که آیا این آقای هاشمی همان هاشمی انتخابات 76 و یا پس از آن است؟ فکر نمی کنم کسی این‌طور فکر کند. ضمن این‌که معتقدم آقای هاشمی بنابر تحلیل خاصی که از اوضاع داشت در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری شرکت کرد و این تحلیل‌ها اشتباه بود. اگر یک تیغی برنده است که نباید برای هر موضوعی از غلاف خارج شود و استفاده زیاد تیغ را کند می‌کند.

• روزنامه اصلاح‌طلبان را می‌بندند آب هم از آب تکان نمی‌خورد، پس چگونه باید انتظار داشت که رئیس‌جمهوری از میان این جریان فکری انتخاب شود. نظر من این است که اصلاح‌طلبان باید در انتخابات بعد هم شرکت کنند. منتهی اگر این پیش‌زمینه‌ها را انجام نداده و به عبارتی محصولی نکاشته و از آن مراقبت نکرده باشند، نباید به فکر برداشت در روز انتخابات باشند.

• به همان دلیلی که اصلاح‌طلبان قادر نیستند یک روزنامه داشته باشند، نمی‌توانند رئیس‌جمهوری هم داشته باشند. همان مانعی که نمی‌گذارد شما روزنامه داشته باشید، قطعاً این‌جا هم برای شما مانع‌تراشی می‌کند. این که حرف خیلی ساده‌ای است. نیاز به تأیید و تکذیب نیست.

• نمی‌شود گفت که موسوی و کروبی مردم را به خیابان‌ها کشاندند. علت آن تنش‌ها و تظاهرات در نمود حاد عدم تعادل موجود در جامعه بود. اما این که این شیوه صحیح بود و یا خیر باید بگویم اگر این کار عملی هم بود و دوستان ما آن را درست می‌دانستند باید پیش از انتخابات به طرف مقابل اعلام می‌کردند که اگر در انتخابات انحرافی صورت گیرد، ما از مردم برای احقاق حق دعوت می‌کنیم. اتفاقاً من معتقدم که اگر این حرف را پیش از انتخابات می‌ِزدند، تأثیر آن بیش‌تر بود. و اگر آن‌ها می‌دانستند نتیجه کار این‌گونه می‌شود به طور قطع تمهیداتی برای جلوگیری از بروز آن می‌اندیشیدند.

• آن‌ها اگر کاملاً مطمئن بودند که نتیجه بازی را برده‌اند، کاری می‌کردند که اعتبار انتخابات در نزد افکار عمومی از این حدی که امروز هست، بیش‌تر شود و مردم را به نوعی نسبت به نتیجه اعلام شده اقناع کرده و اجازه بروز چنین شک و شبهه‌هایی را نمی‌دادند‌ اما تصور چنین تنش‌هایی را نمی‌کردند و به همین دلیل خیلی راحت و بی‌خیال به راه خود ادامه دادند.

• مشکل دوستان ما در انتخابات ریاست جمهوری دهم این بود که از ابتدا وارد میدانی شدند که هیچ مرجع حل اختلاف مورد توافقی برای رفع اختلافات احتمالی نداشتند. به همین دلیل است که می‌گویم اشکال اصلی این موضوع که تقلب در انتخابات صورت گرفته و یا خیر نیست و یا حداکثر این‌که تقلب مؤثر شده و یا نشده هم نیست. به عبارتی افرادی وارد میدانی می‌شوند که مرجع نهایی برای حل اختلافات خود ندارند و در چنین شرایطی طبیعی است که دو طرف در نهایت جر می‌ِزنند.

• در ساختار انتخاباتی آمریکا مرجعی بی‌طرف برای اعلام نظر نهایی در نظر گرفته شده و به دلیل عملکرد تاریخی این مرجع، رأی آن مورد پذیرش همگان قرار دارد.خوب آیا در انتخابات ایران شورای نگهبان همین جایگاه را دارد؟ اگر دارد چرا فردای انتخابات 3 نفر از 4 کاندیدا به رأی اعلام شده اعتراض کردند؟ چرا مردم به خیابان‌ها آمدند؟ مفهوم اعتراضات فوق این است که رأی شورای نگهبان زمینه پذیرش در افکار عمومی و یا حداقل در میان بخشی از نخبگان و مردم را ندارد.این‌جاست که اشکال پیش می‌آید.

• من نگفتم نهادی برای داوری کردن نداریم. ما نهادی که رأی نهایی آن مورد پذیرش افکار عمومی قرار گیرد، نداریم.

• ببینید این‌که در انتخابات تقلب شده و یا نشده مشکل اصلی ذهن بنده نیست. ضمن این‌که تصور نمی‌کنم کسی هم بتواند بگوید که به هیچ وجه در انتخابات هیچ تقلبی نشده است. مسئله مهم تقلب تأثیر‌گذار در نتیجه است که باید روشن شود. آن‌ها‌ که می‌گویند حتی یک رأی هم جا‌به‌جا نشده، قاعدتاً شناخت صحیحی از روند برگزاری انتخابات در ایران ندارند. به عنوان مثال در انتخابات سال 76 من یادداشتی درباره تقلب در انتخابات در یکی از استان‌ها نوشته و در این زمینه عدد و رقم و مدرک دقیق ارائه کردم‌ اما به دلیل این‌که تقلب صورت گرفته در نتیجه نهایی تأثیر‌گذار نبود، کسی هم این موضوع را به طور جدی پیگیری نکرد. بنابراین، این‌که در انتخابات تقلب شده و یا نشده است و یا حتی این‌که در انتخابات تقلب تأثیر‌گذار بوده است و یا خیر مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی این است که هیچ راهکاری برای اثبات و یا رد این موضوع در ساختار انتخابات ایران طراحی نشده.

• دوستان ما با این موضع که رای خود را نزد یک فرد امین به امانت می‌گذارند وارد انتخابات نشدند و به همین دلیل هم بعد از انتخابات نباید به آنچه که انتظارش را داشتند اعتراضی می‌داشتند. اصلاح‌طلبان از یک طرف معتقد بودند که سیستم برگزاری انتخابات دموکراتیک نیست و از یک طرف با هدف پیروزی در همین سیستم وارد میدان شدند. این یک تناقض است و باید پیش از انتخابات به این تناقض پاسخ می‌دادند.

• احزاب اصلاح‌طلب بیش از آن‌که نقش تحریک و یا مهار کننده در جریانات سال گذشته داشته باشند، تابع شرایط بودند.

• علت بروز این حوادث در کشور ما عدم تعادل میان قدرت دولت با قدرت ملت و نهادهای مردم نهاد است.

• معتقد نیستم که پشت حوادث سال گذشته توطئه‌ای وجود دارد و یک عده نشسته‌اند و برای وقوع این حوادث نقشه کشیده‌اند. اساساً اگر این فرض را قبول داشته و به این سخن اعتماد کنیم که گروهی در کشور می‌توانند توطئه‌ای به این بزرگی را طراحی و هدایت کنند، باید دستگاه‌های اطلاعاتی نظام یک تجدید نظر کلی در توان خود داشته باشند. لذا حرف من این است که بروز این حوادث در کشور ما قابل پیش‌بینی است و نه یک انتخابات که اتفاق بزرگ و با اهمیتی است، بلکه یک اتفاق به مراتب کوچک‌تر از آن نیز می‌تواند موجب بروز چنین حوادثی در کشور شود.

• در ایران رأی یک کاغذ است و وقتی رأیی داده و به صندوق‌ها ریخته شد، هیچ‌کس پشتش را نمی‌گیرد و یا حداقل رأی دهندگان به اندازه‌ای که باید پیگیر رأی خود نیستند.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر