نوشته هايي زيبا از دكتر شريعتي
بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن!
زن عشق مي كاردو كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با توبرابر...مي تواند تنها يك همسر داشته باشدو تو مختار به داشتن چهار همسرهستي.... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني...در محبسي به نام بكارت زنداني است وتو...او كتك مي خورد و تو محاكمه نميشوي...او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد ميكشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد....اوبي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را ميبيني...او مادر مي شود و همه جا مي پرسندنام پدر.....
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
