صف بندی وزارت ارشاد دولت نهم و دهم در مقابل یکدیگر
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان، اما اختلاف مدیران فعلی ارشاد از جمله شمقدری با صفار هرندی مربوط به یک سال اخیر نیست و شاید ریشه آنرا بتوان در دولت نهم دید. اختلافاتی که در آن زمان نیز خبر ساز شد. این مسئله زمانی عیان شد که فیلم "درباره الی" به دلیل حضور گلشیفته فراهانی در آن توقیف شد و شمقدری پا در میانی کرد تا با دستور رئیس جمهور این فیلم رفع توقیف شده و به جشنواره فجر و برلین راه پیدا کند.
اما اظهار نظر صفار هرندی درباره این اختلافات درست یکسال پس از برکناری اش قابل توجه است: من با شناختی که از آقای حسینی وزیر فعلی ارشاد دارم و صحبتهایی که با ایشان داشتم، اصلا برداشت نکردم که در دوره فعلی یک نظم جدیدی در ارشاد جاری شود؛ ولی خب در زیرمجموعه ایشان گاهی علامتهایی صادر میشود که نشاندهنده تفاوتهایی است؛ مثلا در حوزه سینما ما شاهد یک نوع مواجهه متفاوت با مسائل سینما در مقایسه با دوره قبل هستیم، البته فلسفه این تغییر نگرش را از آن کسانی باید بپرسید که دارند آن را اجرایی میکنند.
وی همچنین درباره شمقدری می گوید: ما اصلا کاری با یکدیگر نداشتیم که بخواهیم با یکدیگر اختلاف کنیم.... من نگاه ایشان(مقام معظم رهبری) را نه فقط به عنوان رهبر، بلکه به عنوان خبیرترین فرد فرهنگی کشور قبول داشتهام و همیشه مترصد بودم که همین نگاه در حوزه فرهنگ اجرایی شود و گمان میکردم هیچ کس هم نباید توقع داشته باشد که چیزی را جدای از این نگاه رهبر انقلاب برای حوزه فرهنگ پیش ببرد. حالا اگر آقای شمقدری یا هر کسی مثل او میآمد در حاشیه اقدامات فرهنگی دولت چیزهایی میگفت بنده فقط به عنوان حرفی که گفته شده میشنیدم و عبور میکردم.
وی در پاسخ به این پرسش که اما این صحبتها و حرفها گاهی اجرایی میشد می گوید: حالا در یک مورد این نظرات درباره فیلم "درباره الی " چنان شد ولی این دوستان خیلی کارها و دیدگاههایی داشتند که اگر بنا بود ما بخواهیم هر روز این دیدگاهها را اجرایی کنیم من هیچ وقت در موضع مسئولیت وزارت فرهنگ باقی نمیماندم. من میگفتم حالا کسی یک حرفی برای خودش میزند، بگذار بگوید، حرف زدن که آزاد است.
وی می افزاید: ناراحتی ایشان هم به این خاطر بود که ایشان ده تا مطلب میگفت. من از میان ده تا موضوع، یکبار آن را با یک جملهای جواب میدادم. چون قرار ما نبود که مسئولان دولتی و منتسبان به دولت آن هم در ردههایی مثل مشاور رئیسجمهور بخواهند زیرآب مسئولان همان دولت را بزنند. اگر کسی حرفی دارد باید بیاید به خود آن مسئول بگوید. من در جلسه دولت این موضوع را به آقای احمدینژاد گفتم که رئیسجمهور نیز ضمن وارد دانستن اشکال در یک مورد کار ایشان را تقبیح کردند.
اما فیلم "نقاب" نیز که در دوران صفار هرندی اکران شد و منجر به عذرخواهی وزارت ارشاد شد از دوران پر حاشیه این وزارتخانه در سال 86 بود.
جالبترین نکته درباره «نقاب» در قیاس با دیگر فیلمهای جنجالی دوره وزارت صفارهرندی، موضع آن روز شمقدری در کسوت مشاور رییس جمهور نسبت به جریانات این فیلم بود.
شمقدری که در تمام دوران وزارت صفارهرندی یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای سینمایی بود و صراحتاً به اشکالات بوجود آمده در مسیر اکران فیلمی چون «سنتوری» انتقاد میکرد، در همین یک مورد یعنی «عذرخواهی از اکران نقاب» پرچم حمایت بلند کرد و صراحتاً گفت: «فکر میکنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مورد عذرخواهی از اکران فیلم نقاب کار درستی انجام داد و این موضوع مهمی بود.»
معاونت امروز سینمایی، آن روز اما از جریانی هم سخن بهمیان آورده و گفته بود: «جریان قدرتمند موجود در سینمای ایران که خودش را مهم میداند، روابط عمومی وزارت ارشاد را وادار به بازپسگیری عذرخواهی از اکران نقاب کرد.»
اما یک نکته در این بین است که آیا همان جریان قدرتمند امروز هم در معاونت سینمایی نفوذ دارد که نسخهای از فیلم نقاب، آن هم کامل و بدون سانسور سکانس پایانی، با مجوز معاونت سینمایی در دوره جديد وارد شبکه نمایش خانگی شدهاست؟ عوامل نقاب هم همان هستند که از ابتدا بودند، پس...
اما 12 شهریورماه 87 بود که شمقدری نامه ای سرگشاده به صفار هرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشت:«جواد شمقدري»، مشاور رئيس جمهور در امور هنري، در نامه اي سرگشاده به «محمدحسين صفارهرندي»، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، با انتقاد از آنچه كه انفعال و عملكرد ضعيف معاونت امور سينمايي ناميد، حضور فيلم هايي كه از وزارت ارشاد مجوز نمايش ندارند در جشن خانه سينما را يك اقدام در نوع خود بي سابقه و حاوي سوال و ابهام دانست. در خبرها آمده بود، فيلم هايي كه از سوي شوراي پروانه نمايش هنوز مجوز نمايش دريافت نكرده اند، در ليست داوري جشن خانه سينما قرار گرفته اند و با نمايش آنها در سالن خانه سينما، داوران به داوري آن نشسته اند. اين اقدام كه در نوع خود بي سابقه و يا كم سابقه است، چند سوال و ابهام را ايجاد مي كند كه اميد دارم شخص معاونت سينمايي پاسخ لازم و مناسب را براي افكار عمومي ارايه بدهند. وی در این نامه عنوان کرده که ممکن است این فیلمها در این جشن برنده شوند که از یکسو اين سوال مطرح مي شود كه معاونت سينمايي به چه استنادي و با چه منطقي فيلم هايي را كه از سوي جمعي از اهالي سينما بعنوان بهترين ها معرفي مي شوند، مجوز نمايش نداده و مخاطبان اين فيلم ها را از حق بهره مند شدن از لذت هنري و بصري اين آثار فاخر محروم ساخته است و از سوي ديگر چرا اجازه داده است بخشي از كار هنري و خلاقانه تعدادي از هنرمندان و سينماگران در محاق عدم اخذ مجوز، گرفتار شوند و از سوي ديگر با اين عمل، جمهوري اسلامي و دولت اصولگرا متهم به عدم رعايت حقوق سينماگران و مخاطبين و به زبان خارج نشين ها به عدم آزادي بيان متهم شوند؟!
وی همچنین در ادامه این نامه نوشته است: سوال و ابهام ديگري كه آن روي سكه را نشان مي دهد، اينست كه با چه مجوز و دستورالعمل قانوني، فيلم هايي كه تا به حال شوراي پروانه نمايش از صدور مجوز آن ابا كرده، به طوريكه حتي در جشنواره فيلم فجر به نمايش درنيامدند، اجازه مي يابند در جشن خانه سينما و با هدف داوري كه يك قصد عمومي است، نمايش داده شوند تا جاييكه ممكن است بعنوان بهترين هاي يك سال سينماي ايران مطرح شوند و اگر اين فيلم ها خطوط قرمز هويت فرهنگي، اخلاقي، ديني و ملي ما را درنورديدند، اين اتفاق چقدر مي تواند عالمانه باشد؟! مسئول اين رفتار غيرقانوني و عواقب ضدفرهنگي و تبليغات منفي آن عليه كليت مديريت فرهنگي نظام چه كسي است؟
اما این اختلافات ادامه داشت تا اینکه صفار هرندی از وزارت ارشاد رفت تا به دنبال آغاز وزارت دکتر سید محمد حسینی و انتخاب جواد شمقدری به عنوان معاون سینمایی، دوران پر حاشیه تر این وزارتخانه آغاز شود.
شمقدری در اوان ورودش به معاونت سینمایی دستور داد تا اغلب فیلمهای توقیفی آن زمان رفع توقیف شوند که این عمل نه تنها با واکنشهای تندی مواجه شد بلکه صفار هرندی را نیز به واکنش واداشت.
صفار هرندی در مصاحبه ای در مورد این رفع توقیف ها گفت: وقتی برای خوشایند برخی می گویند که " آنچه در گذشته ممنوع بوده را من آزاد کردم "،معلوم است که در عرصه فرهنگ هنوز تکلیف مشخص نیست و در این وضعیت مردم دچار بلاتکلیفی می شوند.
وی ادامه داد:مگر می شود ما همینجوری عرصه فرهنگ را به تمایلات و تمنیات خود رها کنیم. مگر می شود یک روز یک کاری مورد نکوهش قرار گیرد و روز دیگر به آن جایزه بدهند.
صفار هرندی درادامه گفت: من می بینم تکلیف این چیزها هنوز مشخص نشده و در این وضعیت اگر به من پیشنهاد کار فرهنگی شود پذیرش آن برایم سخت است.
این اظهار نظرها باعث شد تا علیرضا سجادپور در مراسم افطاری چند شب گذشته طی یک سخنرانی در جمع تهیه کنندگان سینمای ایران تلویحا پاسخ صفار هرندی را اینگونه بدهد:
آن زمان كه ما وارد عرصه شديم، سينما در كشور ما به مرز شديد بحران رسيده بود و داشت به سمتي نامعلوم و پيچيدهاي ميرفت. وضعيت سينما كاملا پيچيده شده بود و در يكسري مسائل هم بحثهاي داغي مطرح بود كه همين موضوع قبول مسئوليت را بسيار مشكل مي كرد كه در نهايت در بهترين حالت كه سينما ميتوانست رشد پيدا كند، در چهار سال گذشته اين كار صورت نگرفت و در نهايت در بدترين حالت به ما تحميل داده شد كه به همين دليل اولين كارهايي كه ما انجام داديم، استراتژيك بود و اصلا تبليغاتي نبود و اصلا احتياج هم نداشتيم جاي پاي خود را محكم كنيم.
مديركل ارزشيابي و نظارت معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأكيد كرد: رفع توقيفها در آن مقطع برخلاف تصور بسياري از دوستان براي دلجويي از سينماگران نبود هرچند در اين زمينه ميتوانست تعريف شود اما ما دست روي اين موضوع گذاشتيم تا بگوييم كه ميخواهيم خط قرمزها را آزاد كنيم اما متأسفانه خيلي از دوستان اصلا متوجه اين موضوع نشدند وگرنه آدمي كه ميخواهد راه را هموار كند نميآيد از سختترين موضوع كار را شروع كند.
بر اساس اين گزارش وي افزود: شرايط سينما از هر نظر نزديك به بحران بود و سينما داشت تعطيل ميشد چراكه در يك سال سينمايي تنها نزديك به 42 پروانه ساخت صادر شد كه برخي از آنها تنها تا مرحله ساخت نيز پيش نرفتند و براي كشور بزرگي نظير ايران كه سينما ويترين اصلي جريان فرهنگياش به حساب ميآيد تعطيلي سينما يك معضل بسيار بزرگ است و براي اين كه از اين موضوع عبور كنيم آمديم و اتفاقا سنگ بزرگ را برداشتيم و از به رنگ ارغوان رفع توقيف كنيم.
سجادپور تأكيد كرد: رفع توقيف در آن مقطع پيام به نهادهاي فشارآورنده بر سينما بود كه عادت كرده بودند دخالت كنند. متأسفانه مديريت سابق نيز مديريتي ژله مانند بود كه دخالتها را ميپذيرفت و از سوي ديگر از مديريت خانه سينما نيز پالسهايي به مديران كشور ارسال ميشد كه بسيار نگران كننده بود.
اما این اختلافات فقط در حوزه سینما نبود تا جاییکه اختلاف نظر درباره نظارتهای وزارت ارشاد قبلی بر حوزه کتاب و عدم صدور مجوز برای بخش اعظمی از کتاب ها، منجر به برکناری محسن پرویز معاون فرهنگی وقت وزارت ارشاد شد.
پرویز که از دوران وزارت صفار هرندی تصدی امور کتاب را بر عهده داشت طی مراسمی و با انتقاد شدید دکتر حسینی وزیر ارشاد از این سمت بر کنار شد.حسینی در مراسم تودیع وی گفت:
بايد يك فضاسازي در ايران و جهان اسلام انجام شود تا كتابهايي منتشر شود كه با آموزههاي فرهنگ اسلامي مطابق باشد.
حسيني متذكر شد: اين وظيفهي دستگاههاي نظارتي است كه دقت كنند. نيازهاي واقعي جامعه را بررسي كنيم و بر آن مبنا، كتابها تدوين شود. ما مكلف نيستيم از آثاري كه مروج خرافات هستند، حمايت كنيم. الآن كتابهايي را داريم كه زيبندهي نظام اسلامي نيستند و دارند منتشر ميشود. موارد فراواني داريم.
او در اينباره افزود: در بحث تاريخ شاهديم در برخي آثار، تاريخ معاصر تحريف ميشود، تاريخ انقلاب تحريف ميشود، برخي از فراماسونرها چهره ميشوند و چهرههاي دينگريز به عنوان اسطوره معرفي ميشوند. اينها انحرافاتي است كه با آنها مواجه هستيم. به هرحال ضوابط بايد مشخص باشد. عليرغم زحماتي كه كشيده شد، برخي آثاري كه ارائه ميشد، درخور جامعهي اسلامي نبود. براي كتابهايي كه بيفرهنگي و بياخلاقي را در جامعه ترويج ميكنند، سازوكاري درنظر بگيريم. حداقل كار اين است كه ما هزينهي بيتالمال را در حمايت و ترويج اين آثار هزينه نكنيم.
وزير ارشاد در پاسخ به اين سؤال كه آيا كاري بر زمين مانده بود كه محسن پرويز - معاون فرهنگي پيشين وزارت ارشاد - تغيير كرد، گفت: بله، اشاره كردم. برخي موارد را گفتم كه بايد بيشتر به آنها بها داده شود و مديريت معمولا چهارساله است.
اما سخنان صفار هرندی درباره انتقادات به حوزه کتاب نیز قابل توجه است:
یک سیستمی در ارشاد هست که کار بررسی کتاب را انجام میدهد. خب قاعدتا باید کسانی باشند که تبحری در کار تخصصی خود داشته باشند. مشکلاتی داشتند دوستان، برای به کار گرفتن این عزیزانی که کار بررسی را به آنها بسپارند.
سعی شده بود کسانی به خدمت گرفته شوند که در دیدگاهها با نگاه ارشاد در زمان ما که منطبق بر قانون و شرع بود هماهنگ باشند. چرا که ما به خاطر برخی کتابها منتقد گذشته خودمان بودیم. اما چطور میشد که گاهی کتابی از دست در میرفت؟ برخی از آنها مربوط به دورهای بوده که طرف رمان یا داستانی را مجوز گرفته ولی منتشر نکرده.
اما مثلا در سال 85 به فکر چاپ افتاده است. ما البته خودمان را در قبال این آثار هم مسئول میدانستیم برای همین برای هر دور تجدید چاپ کتاب یک بررسی مجدد گذاشتیم. برای همین هم علیه وزارت ارشاد این همه جنجال درست میشد.
اما اظهار نظر صفار هرندی درباره این اختلافات درست یکسال پس از برکناری اش قابل توجه است: من با شناختی که از آقای حسینی وزیر فعلی ارشاد دارم و صحبتهایی که با ایشان داشتم، اصلا برداشت نکردم که در دوره فعلی یک نظم جدیدی در ارشاد جاری شود؛ ولی خب در زیرمجموعه ایشان گاهی علامتهایی صادر میشود که نشاندهنده تفاوتهایی است؛ مثلا در حوزه سینما ما شاهد یک نوع مواجهه متفاوت با مسائل سینما در مقایسه با دوره قبل هستیم، البته فلسفه این تغییر نگرش را از آن کسانی باید بپرسید که دارند آن را اجرایی میکنند.
وی همچنین درباره شمقدری می گوید: ما اصلا کاری با یکدیگر نداشتیم که بخواهیم با یکدیگر اختلاف کنیم.... من نگاه ایشان(مقام معظم رهبری) را نه فقط به عنوان رهبر، بلکه به عنوان خبیرترین فرد فرهنگی کشور قبول داشتهام و همیشه مترصد بودم که همین نگاه در حوزه فرهنگ اجرایی شود و گمان میکردم هیچ کس هم نباید توقع داشته باشد که چیزی را جدای از این نگاه رهبر انقلاب برای حوزه فرهنگ پیش ببرد. حالا اگر آقای شمقدری یا هر کسی مثل او میآمد در حاشیه اقدامات فرهنگی دولت چیزهایی میگفت بنده فقط به عنوان حرفی که گفته شده میشنیدم و عبور میکردم.
وی در پاسخ به این پرسش که اما این صحبتها و حرفها گاهی اجرایی میشد می گوید: حالا در یک مورد این نظرات درباره فیلم "درباره الی " چنان شد ولی این دوستان خیلی کارها و دیدگاههایی داشتند که اگر بنا بود ما بخواهیم هر روز این دیدگاهها را اجرایی کنیم من هیچ وقت در موضع مسئولیت وزارت فرهنگ باقی نمیماندم. من میگفتم حالا کسی یک حرفی برای خودش میزند، بگذار بگوید، حرف زدن که آزاد است.
وی می افزاید: ناراحتی ایشان هم به این خاطر بود که ایشان ده تا مطلب میگفت. من از میان ده تا موضوع، یکبار آن را با یک جملهای جواب میدادم. چون قرار ما نبود که مسئولان دولتی و منتسبان به دولت آن هم در ردههایی مثل مشاور رئیسجمهور بخواهند زیرآب مسئولان همان دولت را بزنند. اگر کسی حرفی دارد باید بیاید به خود آن مسئول بگوید. من در جلسه دولت این موضوع را به آقای احمدینژاد گفتم که رئیسجمهور نیز ضمن وارد دانستن اشکال در یک مورد کار ایشان را تقبیح کردند.
اما فیلم "نقاب" نیز که در دوران صفار هرندی اکران شد و منجر به عذرخواهی وزارت ارشاد شد از دوران پر حاشیه این وزارتخانه در سال 86 بود.
جالبترین نکته درباره «نقاب» در قیاس با دیگر فیلمهای جنجالی دوره وزارت صفارهرندی، موضع آن روز شمقدری در کسوت مشاور رییس جمهور نسبت به جریانات این فیلم بود.
شمقدری که در تمام دوران وزارت صفارهرندی یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای سینمایی بود و صراحتاً به اشکالات بوجود آمده در مسیر اکران فیلمی چون «سنتوری» انتقاد میکرد، در همین یک مورد یعنی «عذرخواهی از اکران نقاب» پرچم حمایت بلند کرد و صراحتاً گفت: «فکر میکنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مورد عذرخواهی از اکران فیلم نقاب کار درستی انجام داد و این موضوع مهمی بود.»
معاونت امروز سینمایی، آن روز اما از جریانی هم سخن بهمیان آورده و گفته بود: «جریان قدرتمند موجود در سینمای ایران که خودش را مهم میداند، روابط عمومی وزارت ارشاد را وادار به بازپسگیری عذرخواهی از اکران نقاب کرد.»
اما یک نکته در این بین است که آیا همان جریان قدرتمند امروز هم در معاونت سینمایی نفوذ دارد که نسخهای از فیلم نقاب، آن هم کامل و بدون سانسور سکانس پایانی، با مجوز معاونت سینمایی در دوره جديد وارد شبکه نمایش خانگی شدهاست؟ عوامل نقاب هم همان هستند که از ابتدا بودند، پس...
اما 12 شهریورماه 87 بود که شمقدری نامه ای سرگشاده به صفار هرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشت:«جواد شمقدري»، مشاور رئيس جمهور در امور هنري، در نامه اي سرگشاده به «محمدحسين صفارهرندي»، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، با انتقاد از آنچه كه انفعال و عملكرد ضعيف معاونت امور سينمايي ناميد، حضور فيلم هايي كه از وزارت ارشاد مجوز نمايش ندارند در جشن خانه سينما را يك اقدام در نوع خود بي سابقه و حاوي سوال و ابهام دانست. در خبرها آمده بود، فيلم هايي كه از سوي شوراي پروانه نمايش هنوز مجوز نمايش دريافت نكرده اند، در ليست داوري جشن خانه سينما قرار گرفته اند و با نمايش آنها در سالن خانه سينما، داوران به داوري آن نشسته اند. اين اقدام كه در نوع خود بي سابقه و يا كم سابقه است، چند سوال و ابهام را ايجاد مي كند كه اميد دارم شخص معاونت سينمايي پاسخ لازم و مناسب را براي افكار عمومي ارايه بدهند. وی در این نامه عنوان کرده که ممکن است این فیلمها در این جشن برنده شوند که از یکسو اين سوال مطرح مي شود كه معاونت سينمايي به چه استنادي و با چه منطقي فيلم هايي را كه از سوي جمعي از اهالي سينما بعنوان بهترين ها معرفي مي شوند، مجوز نمايش نداده و مخاطبان اين فيلم ها را از حق بهره مند شدن از لذت هنري و بصري اين آثار فاخر محروم ساخته است و از سوي ديگر چرا اجازه داده است بخشي از كار هنري و خلاقانه تعدادي از هنرمندان و سينماگران در محاق عدم اخذ مجوز، گرفتار شوند و از سوي ديگر با اين عمل، جمهوري اسلامي و دولت اصولگرا متهم به عدم رعايت حقوق سينماگران و مخاطبين و به زبان خارج نشين ها به عدم آزادي بيان متهم شوند؟!
وی همچنین در ادامه این نامه نوشته است: سوال و ابهام ديگري كه آن روي سكه را نشان مي دهد، اينست كه با چه مجوز و دستورالعمل قانوني، فيلم هايي كه تا به حال شوراي پروانه نمايش از صدور مجوز آن ابا كرده، به طوريكه حتي در جشنواره فيلم فجر به نمايش درنيامدند، اجازه مي يابند در جشن خانه سينما و با هدف داوري كه يك قصد عمومي است، نمايش داده شوند تا جاييكه ممكن است بعنوان بهترين هاي يك سال سينماي ايران مطرح شوند و اگر اين فيلم ها خطوط قرمز هويت فرهنگي، اخلاقي، ديني و ملي ما را درنورديدند، اين اتفاق چقدر مي تواند عالمانه باشد؟! مسئول اين رفتار غيرقانوني و عواقب ضدفرهنگي و تبليغات منفي آن عليه كليت مديريت فرهنگي نظام چه كسي است؟
اما این اختلافات ادامه داشت تا اینکه صفار هرندی از وزارت ارشاد رفت تا به دنبال آغاز وزارت دکتر سید محمد حسینی و انتخاب جواد شمقدری به عنوان معاون سینمایی، دوران پر حاشیه تر این وزارتخانه آغاز شود.
شمقدری در اوان ورودش به معاونت سینمایی دستور داد تا اغلب فیلمهای توقیفی آن زمان رفع توقیف شوند که این عمل نه تنها با واکنشهای تندی مواجه شد بلکه صفار هرندی را نیز به واکنش واداشت.
صفار هرندی در مصاحبه ای در مورد این رفع توقیف ها گفت: وقتی برای خوشایند برخی می گویند که " آنچه در گذشته ممنوع بوده را من آزاد کردم "،معلوم است که در عرصه فرهنگ هنوز تکلیف مشخص نیست و در این وضعیت مردم دچار بلاتکلیفی می شوند.
وی ادامه داد:مگر می شود ما همینجوری عرصه فرهنگ را به تمایلات و تمنیات خود رها کنیم. مگر می شود یک روز یک کاری مورد نکوهش قرار گیرد و روز دیگر به آن جایزه بدهند.
صفار هرندی درادامه گفت: من می بینم تکلیف این چیزها هنوز مشخص نشده و در این وضعیت اگر به من پیشنهاد کار فرهنگی شود پذیرش آن برایم سخت است.
این اظهار نظرها باعث شد تا علیرضا سجادپور در مراسم افطاری چند شب گذشته طی یک سخنرانی در جمع تهیه کنندگان سینمای ایران تلویحا پاسخ صفار هرندی را اینگونه بدهد:
آن زمان كه ما وارد عرصه شديم، سينما در كشور ما به مرز شديد بحران رسيده بود و داشت به سمتي نامعلوم و پيچيدهاي ميرفت. وضعيت سينما كاملا پيچيده شده بود و در يكسري مسائل هم بحثهاي داغي مطرح بود كه همين موضوع قبول مسئوليت را بسيار مشكل مي كرد كه در نهايت در بهترين حالت كه سينما ميتوانست رشد پيدا كند، در چهار سال گذشته اين كار صورت نگرفت و در نهايت در بدترين حالت به ما تحميل داده شد كه به همين دليل اولين كارهايي كه ما انجام داديم، استراتژيك بود و اصلا تبليغاتي نبود و اصلا احتياج هم نداشتيم جاي پاي خود را محكم كنيم.
مديركل ارزشيابي و نظارت معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأكيد كرد: رفع توقيفها در آن مقطع برخلاف تصور بسياري از دوستان براي دلجويي از سينماگران نبود هرچند در اين زمينه ميتوانست تعريف شود اما ما دست روي اين موضوع گذاشتيم تا بگوييم كه ميخواهيم خط قرمزها را آزاد كنيم اما متأسفانه خيلي از دوستان اصلا متوجه اين موضوع نشدند وگرنه آدمي كه ميخواهد راه را هموار كند نميآيد از سختترين موضوع كار را شروع كند.
بر اساس اين گزارش وي افزود: شرايط سينما از هر نظر نزديك به بحران بود و سينما داشت تعطيل ميشد چراكه در يك سال سينمايي تنها نزديك به 42 پروانه ساخت صادر شد كه برخي از آنها تنها تا مرحله ساخت نيز پيش نرفتند و براي كشور بزرگي نظير ايران كه سينما ويترين اصلي جريان فرهنگياش به حساب ميآيد تعطيلي سينما يك معضل بسيار بزرگ است و براي اين كه از اين موضوع عبور كنيم آمديم و اتفاقا سنگ بزرگ را برداشتيم و از به رنگ ارغوان رفع توقيف كنيم.
سجادپور تأكيد كرد: رفع توقيف در آن مقطع پيام به نهادهاي فشارآورنده بر سينما بود كه عادت كرده بودند دخالت كنند. متأسفانه مديريت سابق نيز مديريتي ژله مانند بود كه دخالتها را ميپذيرفت و از سوي ديگر از مديريت خانه سينما نيز پالسهايي به مديران كشور ارسال ميشد كه بسيار نگران كننده بود.
اما این اختلافات فقط در حوزه سینما نبود تا جاییکه اختلاف نظر درباره نظارتهای وزارت ارشاد قبلی بر حوزه کتاب و عدم صدور مجوز برای بخش اعظمی از کتاب ها، منجر به برکناری محسن پرویز معاون فرهنگی وقت وزارت ارشاد شد.
پرویز که از دوران وزارت صفار هرندی تصدی امور کتاب را بر عهده داشت طی مراسمی و با انتقاد شدید دکتر حسینی وزیر ارشاد از این سمت بر کنار شد.حسینی در مراسم تودیع وی گفت:
بايد يك فضاسازي در ايران و جهان اسلام انجام شود تا كتابهايي منتشر شود كه با آموزههاي فرهنگ اسلامي مطابق باشد.
حسيني متذكر شد: اين وظيفهي دستگاههاي نظارتي است كه دقت كنند. نيازهاي واقعي جامعه را بررسي كنيم و بر آن مبنا، كتابها تدوين شود. ما مكلف نيستيم از آثاري كه مروج خرافات هستند، حمايت كنيم. الآن كتابهايي را داريم كه زيبندهي نظام اسلامي نيستند و دارند منتشر ميشود. موارد فراواني داريم.
او در اينباره افزود: در بحث تاريخ شاهديم در برخي آثار، تاريخ معاصر تحريف ميشود، تاريخ انقلاب تحريف ميشود، برخي از فراماسونرها چهره ميشوند و چهرههاي دينگريز به عنوان اسطوره معرفي ميشوند. اينها انحرافاتي است كه با آنها مواجه هستيم. به هرحال ضوابط بايد مشخص باشد. عليرغم زحماتي كه كشيده شد، برخي آثاري كه ارائه ميشد، درخور جامعهي اسلامي نبود. براي كتابهايي كه بيفرهنگي و بياخلاقي را در جامعه ترويج ميكنند، سازوكاري درنظر بگيريم. حداقل كار اين است كه ما هزينهي بيتالمال را در حمايت و ترويج اين آثار هزينه نكنيم.
وزير ارشاد در پاسخ به اين سؤال كه آيا كاري بر زمين مانده بود كه محسن پرويز - معاون فرهنگي پيشين وزارت ارشاد - تغيير كرد، گفت: بله، اشاره كردم. برخي موارد را گفتم كه بايد بيشتر به آنها بها داده شود و مديريت معمولا چهارساله است.
اما سخنان صفار هرندی درباره انتقادات به حوزه کتاب نیز قابل توجه است:
یک سیستمی در ارشاد هست که کار بررسی کتاب را انجام میدهد. خب قاعدتا باید کسانی باشند که تبحری در کار تخصصی خود داشته باشند. مشکلاتی داشتند دوستان، برای به کار گرفتن این عزیزانی که کار بررسی را به آنها بسپارند.
سعی شده بود کسانی به خدمت گرفته شوند که در دیدگاهها با نگاه ارشاد در زمان ما که منطبق بر قانون و شرع بود هماهنگ باشند. چرا که ما به خاطر برخی کتابها منتقد گذشته خودمان بودیم. اما چطور میشد که گاهی کتابی از دست در میرفت؟ برخی از آنها مربوط به دورهای بوده که طرف رمان یا داستانی را مجوز گرفته ولی منتشر نکرده.
اما مثلا در سال 85 به فکر چاپ افتاده است. ما البته خودمان را در قبال این آثار هم مسئول میدانستیم برای همین برای هر دور تجدید چاپ کتاب یک بررسی مجدد گذاشتیم. برای همین هم علیه وزارت ارشاد این همه جنجال درست میشد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
