جنگ با ايران عواقب فاجعهباري در پي خواهد داشت
در ابتداي قسمت دوم اين نامه ميخوانيم: اسرائيل تلاش جامعه اطلاعاتي آمريكا در رابطه با بهروز رساني "گزارش برآورد اطلاعاتي ملي " (NIE) در مورد برنامه هستهاي ايران را كه در نوامبر 2007 انتشار يافته بود، با جديت دنبال ميكند. بازخواني برخي برآوردهاي مهم آن خالي از لطف نخواهد بود.
نويسندگان نامه ميافزايند: ما با اطمينان زياد ميگوييم كه تهران برنامه هستهاي خود را در پائيز 2003 متوقف كرده است. ما با اطمينان تقريبي ارزيابي ميكنيم كه تهران اين برنامه را تا اواسط سال 2007 از سرنگرفته ولي نميدانيم كه آيا به تازگي تصميمي مبني بر گسترش تسليحات اتمي داشته است يا خير؟
در اوايل سال در اداي شهادت علني كنگره توسط مدير قبلي اطلاعات ملي (برگزار شده در يكم و دوم فوريه)، "دنيس بلر " و مدير آژانس اطلاعات دفاعي ژنرال "رونالد برگس " همراه معاون رئيس ستاد مشترك، ژنرال "جيمز كارترايت " (James Cartwright) (چهاردهم آوريل) اين ديدگاهها را تغيير ندادند.
بلر و ديگران بر ابهام جامعه اطلاعاتي در مورد اين مسئله مهم كه بلر آنرا اوايل امسال مطرح كرده بود تاكيد كردند: ما نميدانيم كه ايران آيا نهايتا به ساخت بمب اتم مبادرت ورزيده است يا نه؟
آنها در نامه خود خاطرنشان كردند كه رسانهها نظرات فيالبداهه توسط پانتا و شخص شما را كه ارزيابي تيرهتري - وقتي كه در تلويزيون اسرائيل اعلام كرديد همه نشانهها حاكي از آن است كه ايرانيها در حقيقت ساخت تسليحات اتمي را دنبال ميكنند و وقتي پانتا به ABC گفت من فكر ميكنم آنها به فعاليت براي طراحي در آن زمينه ادامه ميدهند- داشتيد منتشر ساختهاند.
پانتا سريعا اضافه كرد اگرچه در تهران مجادلاتي در مورد اينكه آيا بايد ساخت بمب اتم را دنبال كنند يا نه در جريان است.
در اين نامه نوشته شده است: اسرائيل احتمالاً عقيده دارد كه بايد به شهادت رسمي بلر، برگس و كارترايت كه با گزارش ارزيابي اطلاعاتي قديمي مطابقت ميكند، بهاي بيشتري بدهند. اسرائيليها ميترسند كه بهروز رساني اين گزارش كه انتشار آن مدت طولاني است به تعويق افتاده، ضرورتاً همان تخمين سال 2007 را مورد تاكيد قرار دهد.
منابع ما اطلاع دادند كه بهروز رساني واقعي گزارش ارزيابي اطلاعاتي ملي، به احتمال بسيار زياد همين كار را خواهد كرد و آنها مشكوك هستند كه اين تاخير چند ماهه نهايتاً باعثِ ساخته و پرداخته شدن اين تخمينهاي اطلاعاتي، در راستاي سياستهاي جاري شود همانطور كه در مورد حمله عراق اتفاق افتاد.
• ديك چني به دنبال تحقق جنگ عليه ايران بود
نويسندگان نامه خطاب به اوباما نوشتند: استدلالهاي مهم گزارش ارزيابي اطلاعاتي ملي در سال 2007 ، باعث شد تا تيركي فلزي لاي چرخ تريلي "ديك چني " كه بهسوي جنگ با ايران پيش ميرفت، گذاشته شود. اين گزارش، رهبران اسرائيل را كه مشتاق تهاجم به ايران قبل از اتمام رياست جمهوري بوش و ترك دفتر وي توسط معاون او بودند دچار عصبانيت كرد. اينبار نيز نتانياهو از طرح بهروز رساني گزارش ارزيابي اطلاعاتي ملي كه ممكن است تاثيراتي همانند طرح پيشين داشته باشد، هراس دارد.
بهطور خلاصه انگيزه زيادي براي اسرائيل براي آغاز هرچه زودتر تهاجم به ايران جهت خنثيسازي اين ارزيابي دوباره از برنامه هستهاي ايران وجود دارد.
در اين نامه ميخوانيم: در هفته پيش خبري منتشر شد مبني بر اينكه مقامات ايالات متحده براي تامين سوخت رآكتور تحقيقات پزشكي تهران به بررسي راههاي تهيه غنيسازي بيشتر اورانيومهاي با درصد كم غني شده ايران خواهند پرداخت و در ماه آتي با همتايان ايراني خود گفتگوها را از سرخواهند گرفت، اين خبر همه را به استثناي سران رژيم اسرائيل خوشحال كرد.
بهعلاوه بنا به گزارشها، ايران اعلام كرده كه آماده است تا غنيسازي 20 درصدي اورانيوم خود (ميزان غنيسازي كه براي رآكتور تحقيقاتي تهران نياز است) را متوقف سازد و علاقه خود را براي ادامه گفتگوها روشن ساخته است.
تهيهكنندگان نامه مذكور معتقدند: بار ديگر توافقي مبني بر فرستادن مقدار متنابهي از اورانيوم كمتر غنيشده ايران به خارج از اين كشور براي جلوگيري از ساخت تسليحات اتمي، احتمالا باعث خواهد شد ايران به گسترش آن مبادرت ورزد. در عين حال اين امر باعث ايجاد هراس اسرائيل گشته و حمله حاكي از ترس اين رژيم به ايران را بهشدت تضعيف خواهد كرد.
به اختصار بايد گفت دلايلي جهت آغاز تهاجم در تل آويو وجود دارد تا بتوانند از گفتگوهايي كه ابتدا آنرا فريب ميناميدند، جلوگيري كنند.
ما بار ديگر تاكيد ميكنيم هدف اسرائيل تغيير رژيم ايران است. ايجاد ترس دروغين از تسليحات اتميِ اين كشور، به سادگي بهترين راه جهت توجيه تغيير حكومت در ايران به شمار ميرود. همانطور كه اين امر در عراق اتفاق افتاد.
بر اساس اين نامه، اعلام قاطع جنابعالي كه شخصاً اسرائيل را از حمله به ايران برحذر داشته و فرستادن دريادار "مايكل مولن " به "تل آويو " همراه توصيه نظامي براي اسرائيل در مورد اينكه حتي فكر چنين چيزي را به ذهن راه ندهد به احتمال زياد از اقدام احتمالي اسرائيل در اين مسير جلوگيري خواهد كرد.
بهدنبال انتشار گزارش ارزيابي اطلاعاتي ملي در سال 2007 بوش تصميم معاون خود ديك چني را رد كرد و مولن را به اسرائيل فرستاد تا پيام مهمي را ابلاغ كند. مولن آسوده خاطر از سفر خود برگشت و از اقدامات خود مطمئن بود و از اينكه از قرار گرفتن در موقعيت ناشي از اجراي دستور چني جهت گسيل نيروهاي ايالات متحده به جنگ با ايران گريخته بود، بسيار خوشحال بود.
• حمله به ايران يك مسأله بسيار بسيار بزرگ
مقامات سابق اطلاعاتي در نامه خود آوردهاند: اينبار مولن در فوريه 2010 در حاليكه مضطرب بود از ملاقات اسرائيل بازگشت. وي آشكارا از اينكه اسرائيل، ايالات متحده را درگير جنگ با ايران كند، نگراني خود را ابراز داشت؛ در حاليكه بالاجبار اعلام كرد كه پنتاگون در صورت لزوم نقشه حمله به ايران را دارد.
بر خلاف تجربه وي در سال 2008 به نظر ميرسد مولن از اينكه رهبران اسرائيل هشدارهاي وي را جدي نگرفتهاند با مشكل مواجه شده است.
آنها در اين زمينه افزودند: در همين حال مولن به طور رسمي در اسرائيل، بارها اعلام كرد كه "حمله به ايران يك مساله بسيار بسيار بزرگ است و من از پيامدهاي ناخواسته آن واهمه دارم. "
پس از بازگشت، مولن در يك كنفرانس خبري در پنتاگون در 22 فوريه سخناني مشابه ايراد كرد. پس از برشمردن دلايل هميشگي در مورد اينكه ايران در راه دستيابي به تسليحات اتمي قرار دارد و اين كشور جهت تسلط بر همسايگان خود تلاش ميكند، وي جملات زير را بيان داشت:
به اعتقاد اين ژنرال، اول از همه بايد اهرمهاي اقتصادي و ديپلماتيك قدرتهاي بينالمللي به كار برده شود. در واقع من خواهانم كه اين اهرمها هميشگي و به طور منسجم و هماهنگ به كار برده شود. هرگونه حملهاي اگرچه موثر است ولي در نوع خود تعيين كننده نخواهد بود.
بر خلاف ژنرالهاي جوانتر- بهعنوان مثال "ديويد پترائوس " – مولن در جنگ ويتنام شركت داشته است و احتمالا چنين تجربهاي باعث ميشود كه وي اينگونه اظهار نظر كند: من ميخواهم به همه اين حقيقت مهم را يادآوري كنم جنگ، خونبار بوده و نتيجه آن نيز نامشخص است. جنگ بسيار كثيف، قبيح و كاملا بيفايده است.
در پايان قسمت دوم نامه مذكور تأكيد شده است كه اگر چه مضمون فوري براي اظهارات وي شرايط افغانستان را به ذهن متبادر ميكرد ولي مولن روي زمان تاكيد داشت و گفت كه جنگ با ايران به نتايج فاجعهبارتري منجر خواهد شد. افرادي با اندك اطلاعات نظامي، استراتژيك و اقتصادي ميدانند كه وي درست ميگويد. بر اساس اين نامه كه در سال 2008 پس از آنكه مايكل مولن توصيه جنجالي فوق را به اسرائيليها اعلام كرد، آنها نقشه حملات پيشگيرانه عليه ايران را به كناري وانهادند. همراه انجام اين ماموريت، مولن در مورد اقداماتي جهت جلوگيري از هرگونه واقعه ناخواسته (يا تحريك عمدي در مورد اين مسئله) در مناطق پرازدحام مانند خليجفارس كه ميتواند منجر به تشديد خصومتها شود، هشدار داد.
مولن در دوم جولاي 2008 در كنفرانس مطبوعاتي براي ارزيابي افكار عمومي به موضوع جالبي مبني بر اينكه گفتگوهاي نظامي ميتواند باعث ايجاد تفاهمهاي بيشتري ميان ايران و آمريكا گردد اشاره كرد. ولي چيز بيشتري از اين قضيه شنيده نشد. احتمالا به خاطر اينكه چني به وي دستور داده بود در اين مورد صحبت ديگري نكند.
نويسندگان نامه در پايان قسمت دوم با مناسب خواندن پيشنهاد مولن عنوان ميكنند: خطرات رويارويي ايالات متحده و ايران در منطقه پرازدحام خليجفارس تاكنون مورد اشاره قرار نگرفته و البته اين كار بايد انجام پذيرد. ايجاد خطوط ارتباطي مستقيم ميان مقامات نظامي در واشنگتن و تهران ميتواند خطر حملهاي بر اساس اتفاقات تصادفي، نامشخص و ساخته و پرداخته شده توسط طرف ثالث را به حداقل برساند.
در نظر ما اين امر بايد هرچه سريعتر انجام پذيرد – بهويژه از زماني كه قطعنامههاي اخير حق نظارت بر كشتيهاي ايراني را اعلان داشته است - فرمانده نيروهاي دريايي سپاه پاسداران ايران تهديد كرده است كه اگر كسي تلاش كند كه كشتيهاي ايران را در آبهايِ بين المللي تفتيش كند با پاسخ اين نيرو در خليج فارس و تنگه هرمز روبرو خواهد شد.
ادامه دارد...
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
