تعطيلي "ديروز، امروز، فردا " توجيه پذير نيست
خبرها از تعطيلي دائمي "ديروز، امروز، فردا " حكايت مي كند. هفته هاست كه پروژه تعطيلي اين برنامه، دنبال مي شود اما مشكلي كه "متوليان تعطيلي "! با آن مواجه بودند فقدان توجيه دندان گير براي تخته كردن در اين برنامه بود. البته براي اينكه توقيف گراها دست خالي ميدان را ترك نكنند، هربار چوبي لاي چرخ اين برنامه گذاشته شد. از خارج كردن اين برنامه از كنداكتور به بهانه هايي نظير پخش مسابقه فوتبال بگير تا قطع ناگهاني برنامه پيش از شروع اجراي آن يا حتي بعد از آن! يادمان نرفته كه همين تيرماه امسال بود كه "ديروز، امروز، فردا " تنها يك دقيقه روي آنتن رفت و در همان يك دقيقه مجري برنامه تلويحاً از سياست غفلت پراكني مديران رسانه ملي در ميان مردم به بهاي ذبح برنامه هاي آگاهي بخش و هشداردهنده، پرده برداشت.
گذشت تا آن كه رهبر معظم انقلاب در بيانات اخير خود در جمع دانشجويان فرمودند: "آزادانديشى جايش توى تلويزيون نيست؛ آزادانديشى جايش توى جلسات تخصصى است. "؛ توقيفي ها كه اين بار بهترين "بهانه " را پيدا كرده بودند در دلشان قند آب كردند و بشكن هاي صداداري نواختند و شروع به دستور صادر كردن نمودند. آنان ابتدا حرفهاي مقام معظم رهبري را اين گونه مقلوبه كردند كه حضرتشان مطلقا با برگزاري مناظره در تلويزيون مخالفند و سپس با اين استدلال كذب كه "ديروز، امروز، فردا " يك برنامه مناظره اي است، فاز نهايي پروژه خود را عملي ساختند و اين برنامه روشنگر پلمب شد.
اين درحالي است كه اولا راهبرد رهبري، توقف مناظرات تلويزيوني نيست و ايشان در نمازجمعه خرداد ماه سال گذشته صراحتا فرمودند: "مناظرههاى زندهى تلويزيونى خوب است؛ اما آسيبهايش بايد برطرف بشود. " و ثانيا بر فرض كه رهبري با مناظرات تلويزيوني مخالف باشند، مسئله اصلي كه مطرح مي شود آن است كه اساسا "ديروز، امروز، فردا " رويكرد مناظره اي ندارد و از ميان تعداد زيادي از برنامه هاي اجرا شده -مخصوصا در دوره جديد پخش آن- تنها تعداد انگشت شماري از اين برنامه ها به صورت مناظره اي برگزار شده است و قريب به اتفاق "ديروز، امروز، فردا "هاي پخش شده تك مهماني و يا با حضور دو مهمان هم نظر برگزار شده است. ثالثا اصلا فرض كه اين برنامه مناظره اي بوده و رهبري هم مطلقا مناظرات تلويزيوني را ممنوع كرده اند، آيا راهكار عمل به فرمان رهبري (البته به زعم آنان) پاك كردن صورت مسئله و جمع كردن بند و بساط اين برنامه مي باشد يا آن كه توقف روند مناظره اي(البته بازهم به زعم آنان!) بايد در دستور كار قرار مي گرفت؟
اينكه چرا عليرغم اين اولا و ثانيا و ثالثاها، متوليان رسانه ملي، آن تصميم را گرفتند به نوعي مي توان انتقامگيري جانانه از دانشجويان بسيجي و جماعت انقلابي كه البته منتقدان سرسخت صدا و سيماي فعلي محسوب مي شوند، تلقي كرد. در اكثر ديدارهاي رهبري با جوانان، دانشجويان و نخبگان حزب الهي، انتقاد و گلايه شديد از رويكرد و اعمال صدا و سيما سكه رايج است و اغلب پاسخ رهبري انقلاب مانند همين سخنراني اخير ايشان اين گونه است: "اشكال، اشكال واردى است؛ من هم اين اشكال را دارم؛ هم به صدا و سيما، هم به وزارت ارشاد، هم به سازمان تبليغات و حوزهى هنرى. ما با اينها نشست و برخاست هم داريم. من مىنشينم بحث ميكنم، استدلال ميكنم؛ يعنى كارى كه بعضى از مسئولين اجرائى بايد بكنند، متأسفانه من ناچار خودم اين كار را بر عهده ميگيرم... اشكال كرديد بر صدا و سيما، اشكالتان وارد است... بنده هم اين اشكال را به اين آقايان دارم و به آنها هم گفتهام؛ اوقات تلخى هم با آنها كردهام. "
البته بدون شك بيم و روحيه محافظه كاري و عدم خطرپذيري مسئولان رسانه ملي از انتقاد و واكنش هاي برخي افراد ملون كه اتفاقا در برخي از سنگرهاي اين نظام جاخوش كرده اند و به قول خودشان تا 20 كيلومتري شهرشان اصولگرايند و سپس اصلاح طلب مي شوند، در اين تصميم گيري بي تاثير نيست.
تمام اين ها به كنار. اما اي كاش و صد اي كاش دل مسئولان راديو- تلويزيون به حال حرفهاي روي زمين مانده رهبر انقلاب سوخته بود و در واقع امر به اعتبار همين بيانات، "ديروز، امروز، فردا " را تعطيل كرده بودند تا اين قدر قلبمان نمي سوخت اما افسوس كه در اين ماجرا، به فرامين رهبري بلانسبت آقايان رسانه ملي به چشم بهانه براي دريدن بره نگريسته شد وگرنه كه خط به خط بيانات رهبري با ذات خيلي از فيلم و سريال ها و برنامه ها همخواني ندارد و البته اين برنامه ها با اقتدار و انحراف هرچه بيشتر به كار خود ادامه مي دهند.
همين چند شب پيش بود كه برنامه نود، دعاي كميل هفتگي شبكه سه را قطع كرد و سه ساعت از وقت برنامه و آنتن زنده را در اختيار يك ميلياردر فوتباليست براي فرار مالياتي 800 ميليونياش از فدراسيون قرار داد در حالي كه رهبر معظم انقلاب در ديدار سال 83 خود با مسئولان صدا و سيما از جمله خود جناب ضرغامي فرمودند: "بهشدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند؛ چرا؟ البته من نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مىبينم كسىكه در رشتهى خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مىآورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانوادهى او و به گذشتهى سرتاپا كمارزش او مصروف مىكنند؛ چرا؟ بهنظر من علاوه بر اينكه اين "چرا " وجود دارد، "منفى " هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اينطور آدمهايى را؟! "
اينها گفته شد اما چون نود هزينه سياسي ندارد و مردم را در سكرات تغافل و بي دغدغگي فرو مي برد طبعا جايي براي فرمايشات مقام معظم رهبري نمي ماند و به كوري چشم مردم و مستضعفين، نود به جاي هفته اي يكمرتبه، دو بار روي آنتن مي رود و به جاي نود دقيقه تا كله سحر، تايم به عادل خان داده مي شود تا سخيفترين حركات و صحنه هاي فوتبالي را در حلق مخاطب بريزد و حتي در مسائل كاملا بدون ارتباط با مسائل تخصصي فوتبال نظير اتفاقات سياسي و حكومتي وارد شود. حال اگر كليپهاي بخشهاي مختلف نود كه به تمسخر نظام و انقلاب پرداخته دست به دست شود نه تنها هيچ اشكالي ندارد بلكه اين يامين پور است كه عليرغم آن كه از سوي VOA بهخاطر روشنگري هاي برنامه اش مورد اهانت قرار مي گيرد بايد جل و پلاسش را جمع كند و برود مسجد ارك سينه اش را بزند.
در همان ديدار، رهبري فرمودند: "در مقولهى عدالت اجتماعى فيلمها و سريالهايى ساخته مىشود كه غالباً خانههاى مورد استفادهى شخصيتهاى اين فيلمها اعيانى و اشرافى است! واقعاً وضع زندگى مردم ما اينطورى است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانههايى زندگى مىكنند؟! اين كار چه لزومى دارد؟ ...زندگى را لزوماً نبايد اعيانى و اشرافى و متجملانه معرفى كرد. البته گاهى در اين خصوص هم به ما تذكر مىدهند و مطالبى مىگويند. تبليغات رسانهاى و گاهى تبليغهاى خيلى پُررنگ كه مردم را به طرف مصرفگرايى سوق مىدهد، با برنامهاى كه فرضاً شما ساختهايد تا مصرفگرايى را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست. "
اما در عمل سريالهايي كه حتي پس از تاريخ اين سخنراني ساخته شدند، نه تنها هر روز بر دامنه مانور تفاخر و اشرافيگري افزودند بلكه تحقير مستضعفان و چادري ها و بهويژه شهرستاني ها و دهاتي ها هم چاشني اين تبليغات اعياني شد تا شايد مرضي رضاي ماهواره بينهاي شمال شهري قرار بگيرد و اين نيروهاي كيفي(!) كيف كنند و مملكت آرام باشد. بدبخت بيچاره ها و حزب الهي ها كه زبانشان در دهانشان لوله است و خطري براي آرامش آقايان روساي رسانه محسوب نمي شوند. تعداد بيانات رهبري كه صرفا به جرم اينكه نتوانسته اند نقش "بهانه " را براي صدا و سيمايي ها ايفا كنند و به اين دليل مغفول مانده اند، بسيار زياد است اما...
تا آبان ماه و پايان مدت ضرب الاجل يكساله رهبر انقلاب به رييس راديو- تلويزيون، زمان زيادي باقي نمانده!
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
