ازدواج موقت، بهانهای برای سوءاستفاده از زن جوان!
وقتي هم کفگيرمان به ته ديگ خورد متوجه شدم همسرم قصد دارد خانه ما را علاوه بر پاتوق افراد معتاد به لانه فساد و فحشا تبديل کند و مرا نقطه هدف هاي شيطاني خود قرار دهد. براي او ديگر غيرت و ناموس معنا و مفهومي نداشت، به همين دليل به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق دادم. من به حکم قانون از او جدا شدم و به خانه پدربزرگم رفتم چون والدينم مي گفتند حداقل مدتي دندان روي جگر مي گذاشتي تا پدرشوهرت که پايش لب گور است بميرد و آن وقت ارثيه آن چناني او را بالا مي کشيدي بعد طلاق مي گرفتي.
زن جوان افزود: ۱۹ ساله بودم که مهر طلاق، صفحه شناسنامه ام را سياه کرد و به خاطر اين که منت پدربزرگ و مادربزرگ روي سرم نباشد به سر کار رفتم. اما انگار مهر بدبختي را روي پيشاني ام نيز زده اند زيرا که بار ديگر احساساتم به بازي گرفته شد و به راحتي فريب پسر مدير فروشگاهي که در آن کار مي کردم را خوردم. «مهران» ۲۵ ساله بود و از لحظه اي که همديگر را ديديم او ابراز عشق و علاقه کرد و به قول معروف، خواستگار از آب درآمد!
سمانه در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من به او گفتم که يک بار ازدواج کرده ام و از شوهرم به خاطر اعتيادش به موادمخدر طلاق گرفته ام، اما پسر جوان که خود را عاشق و دلباخته ام معرفي مي کرد گفت: براي من هيچي مهم نيست و ما بايد هرچه زودتر به طور موقت با هم محرم شويم تا به مرور زمان مخ پدر و مادرم را بزنم و رضايت آن ها را براي ازدواج دائم جلب کنم.
متاسفانه اين پسر جوان با وعده هايي که داد توانست مرا خام کند و من که فکر مي کردم هرچه سريع تر بايد از بلاتکليفي دربيايم به خواسته او تن دادم و ما به طور مخفيانه ازدواج موقت کرديم.
حدود يک سال از اين ارتباط پنهاني گذشت و در اين مدت چندين بار با مهران به مسافرت رفتم و خيلي به او وابسته شدم، اما حدود يک هفته قبل او به تمام وعده هايي که داده بود پشت پا زد و گفت: قصد دارد با دختري در تهران ازدواج کند و بهتر است همديگر را فراموش کنيم. در برابر اين برخورد تحقيرآميز سکوت کردم و خودم را عقب کشيدم، اما حالا مهران خواسته ديگري دارد و مي گويد يا بايد با يکي از دوستانش رابطه برقرار کنم و يا تمام فيلم هايي که از من گرفته است را منتشر خواهد کرد. نمي دانم چرا به چنين سرنوشتي دچار شدم. در ازدواج اولم، پدر و مادرم به طمع مال و ثروت يک خانواده مرا بدبخت کردند و در اين ازدواج پنهاني نيز من فريب يک مشت حرف پوچ و وعده و وعيد را خوردم. اگر آدم در هر کاري با افراد آگاه و معتمد مشورت کند چنين مشکلاتي برايش درست نخواهد شد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
