بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۰۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۹

ماجرای ازدواج مخفی دختر کرولال

کد خبر : ۳۶۶۶۱
تهران امروز: جوان عاشق كه دختر كر و لالي را به خانه پدري‌اش برده و او را به عقد خود درآورده بود دستگير شد.

شاكي مرد ميانسالي بود كه اواخر شهريورماه با مراجعه خود به شعبه يكم دادياري دادسراي جنايي تهران گفت: «دختر 20 ساله ام كرو لال است. چند ماه قبل در يك پاركي در محله مان با يك زن آشنا شد. اين آشنايي آنها كم‌كم به دوستي و در ادامه تبديل به وابستگي شديد دخترم به اين خانم شد. از نظر خانواده، روحيات و اخلاق دخترم بهتر از قبل شده بود. كمتر بهانه گيري مي‌كرد. افسردگي و گوشه گيري جايش را به شادي و نشاط داد. ما هم از اين بابت خيلي خوشحال بوديم. متاسفانه اين خوشحالي ما زياد طول نكشيد. آن اوايل، دخترم فقط براي ساعاتي و در برخي روزها به خانه‌اش مي‌رفت. در ادامه برخي شب‌ها و به بهانه اين كه شوهرش امشب در خانه نيست و او تنهاست شب را هم در خانه‌اش مي‌گذراند. اين شرايط به حدي رسيد كه اين اواخر بيشتر از خانه ما، در خانه او بود. تا اين كه در ادامه غيبت هايش فهميديم با يك پسر دوست شده است.

به ما خبر رسيد اين پسر وضعيت چندان مناسبي هم ندارد. با حساسيت‌هاي اوليه مان وي كاملا با ما جبهه گرفت. مخالفت مي‌كرد و بهانه‌جويي مي‌كرد. اوقات تلخي‌ها كم‌كم تبديل به كتك و كتك‌كاري شد. تا جايي كه به حالت قهر از خانه رفت. اخيرا فهميديم كه كارشان از يك دوستي ساده پسر و دختري گذشته است. هر بار كه او را با هزار عذر و بهانه و ترفند و حتي تهديد به خانه آورديم ؛ طولي نكشيد كه باز هم از خانه فرار مي‌كرد.

مدتي است كه كارش شده دوستي با پسرهاي خلافكار. با اعتراض‌هاي من و مادرش، اين زن، هيچ مسئوليتي را قبول نمي‌كرد. مي‌گفت در دوستي دخترم با پسر‌ها او هيچ دخالتي ندارد. در حالي كه ما مي‌دانستيم هرچه هست زير سر اين زن است. اين زن خانه‌اش را تغيير داد. الان، نه آدرسي از او داريم و نه دست مان به دخترمان مي‌رسد. نمي‌دانيم كه كجاست؟! ديگر از دستش خسته شده‌ام. نمي‌دانم چه كار كنم؟ مستاصل شده‌ام. مهم‌تر از همه آبروي ما را پيش در و همسايه و فاميل برده است. فكر مي‌كنم، وقتش شده تا ما هم خانه و آدرس مان را عوض كنيم.»

با دستور داديار شعبه يكم دادسراي جنايي تهران، پرونده ناپديد شدن اين دختر ناشنوا به كارآگاهان پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ ارجاع شد. كارآگاهان در تحقيقات نخست خود ابتدا آدرس اين زن را به نام «ياسمن» به دست آورده كه وي در مقابل سوالات افسر پرونده گفت از سرنوشت دختر خبري ندارد چراكه مجبور شده تا خانه‌اش را عوض كند.

در ادامه كارآگاهان دريافتند دختر گمشده بعد از «ياسمن» با يك زن ديگر به نام «فاطمه – 37 ساله» آشنا شده و هم اكنون با وي زندگي مي‌كند. با تحقيقات دامنه دار و ميداني، منزل اين زن در محدوده خيابان آزادي شناسايي و «فاطمه» به همراه برادرش به نام «سياوش» دستگير و به پايگاه پنجم منتقل شدند. «سياوش» به افسر پرونده گفت: چند ماه قبل، از طريق خواهرم با اين دختر آشنا شدم. وي مدتي در منزل خواهرم با ما زندگي مي‌كرد. اما بعد از آن از آنجا هم رفت. ديگر هم از او هيچ اطلاعي نداريم.

اما «فاطمه» كه خود يكي از متهمان اين پرونده بود، مشخصات زن ديگري را به نام «ساناز» به ماموران داد و گفت: ممكن است او از وضعيت اين دختر مطلع باشد.

از آنجا كه به‌نظر مي‌رسيد «ساناز» آخرين فرد مرتبط با دختر كر و لال باشد به‌رغم اطلاعات اندكي كه افسر پرونده در مورد ساناز داشت، او را هم پس از چند هفته پيگيري و جست‌وجو در شرق تهران و ترتيب دستگيري‌اش را داد.

ساناز به كارآگاهان گفت: من هم از چند ماه قبل به اين طرف دختر كر و لال را نديدم. اما وي در آخرين روزهايي كه او را مي‌ديدم با پسري جوان به نام «مجيد» در بلوار ابوذر در شرق تهران دوست شده بود. منزل پدري «مجيد – ف – 28ساله» در بلوار ابوذر شناسايي و پس از هماهنگي قضايي، «مجيد» به همراه دختر كر و لال دستگير شدند.

مجيد در اعترافاتش گفت: من شش ماه پيش با اين دختر در خيابان آشنا شدم. وقتي فهميدم كه كر و لال است، او شرايطش را برايم نوشت. او را به خانه بردم و به خانواده ام معرفي كردم. ولي او حاضر نمي‌شد تا به منزلش برگردد، وقتي خانواده‌ام علاقه مرا نسبت به او ديدند ؛وي را به عقد من درآورده و در اين چند ماه با ما زندگي مي‌كرد. من مي‌خواستم تا او هر وقت پذيرفت به منزل پدرش برود او را به خانواده‌اش معرفي كنم. اما به آنها بگويم كه به او علاقه دارم.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر