كوچ دسته جمعي مديران بيمه دي
اين روزها بار ديگر صحبتهايي نيز در مورد رشد قيمت به گوش مي رسد. بعد از شايعه رشد تمامي بيمه ها در دو سه هفته گذشته و در حالي كه اين سهم نيز تا حدي مثبت شد بازار باز هم شاهد منفي شدن بيمه اي ها بود كه بيمه دي كمتر از ديگران در اين بازار رنگ قرمز منفي را به خود ديد.
بحثهايي كه در مورد رشد قيمت اين سهم به گوش مي رسيد عمدتا به چهار دليل بيان مي شد: رشد سود اين شركت به دليل استفاده از وجوه افزايش سرمايه، تظاهر برخي سهامداران به خريد اين سهم در بازار، این شایعه که اين شركت باز هم ميخواهد افزايش سرمايه بدهد (؟!) و بنابراين باز هم بايد قيمت را بالا ببرند تا در زمان افزايش سرمايه قيمت بالا باشد، و در نهایت این که گفته میشود که تا آخر سال مالي بايد قيمت سهم بالا برود تا ذخيره كاهش ارزش براي صاحبان اين سهم الزامي نشود.
با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شده است كه موضوع تعديل سود در پس خود شايعاتي متفاوت را نيز دارد و آن هم تعديل منفي سود به دليل پوشش بدعملياتي شركت است كه در شش ماهه هم باعث افت سهم شد و تا كنون شفاف سازي مناسبي در آن زمينه صورت نگرفته است كه البته انتظار هم همين است كه در قالب گزارش رسمي 9 ماهه همه چيز مشخص شود و از اين رو اين شايعات متضاد هر دو در حد شايعه باقي ميمانند.
اما موضوع امكان خريد سهم از بازار توسط برخي از سهامداران عمده را بيشتر بايد تحت تاثير يك واقعيت (و نه شايعه) بررسي كرد.
در مورد افزايش سرمايه هم شايد لازم باشد اين شركت اولاً برادري خود را در باب پولهايي كه تا كنون از سهامداران گرفته ثابت كند و به اين شايعه كه اكثر اين پولها هم اكنون در بانك سپرده شدهاند پاسخ گويد تا باز هم سهامداران رغبت به دادن پول به اين شركت داشته باشند اگرچه اين شايعه واقعا در حد شايعه است.
در مورد بالا رفتن قيمت جهت فرار از ذخيره كاهش ارزش هم شايد چندان صلاحيت خارج از مجموعهها نباشد كه در مورد آن صحبت كنند. باز هم همان خبر فوقالذكر در مورد دو دليل اخير نيز بسيار تعيينكنندهاند.
اما آن خبر اين است كه مديرعامل و تمامي معاونين شركت بيمه دي حدود 30 روز است كه شركت را ترك كرده اند و فردي به نام آقاي الف با عنوان قائم مقام مدير عامل مجموعه را اداره ميكند.
اين موضوع به دليل بحران و مشكلات عديده موجود در هيأت مديره بر سر عزل و نصب مديران اتفاق افتاده است و فردي هم كه اخيراً به عنوان مديرعامل معرفي شده بود به دلايلي نتوانست به عنوان مدير عامل به كار خود ادامه دهد.
حال بحث بر سر اين است كه موتور محرك شركت كه مديران آن هستند وقتي در سر كار خود حاضر نباشند و شركت بلا تكليف باشد آن زمان شايعات فوق كدام ميتوانند جامه واقعيت به خود بگيرند؟
به هر ترتيب اگر شركت پول افزايش سرمايه را صرف سپردهگذاري در بانك كرده باشد شايد در كوتاه مدت به مذاق برخي كوتاهمدت نگرها خوش آيد اما سوال اين است كه سهامداران پول خود را به اين دوستان دادهاند كه برايشان در بانك بگذارند؟ آيا خود سهامداران چنين كار را بلد نبودند؟ مديريت شركت چه زمان تعيين ميشود؟ دعواهاي داخل شركت و هيأت مديرهاي كه باعث شد افزايش سرمايه آنچنان به طول انجامد چه زمان پايان خواهد يافت؟ شركت چه زمان سر و سامان خواهد يافت؟ سهامداران جزء تا كي بايد تاوان دعواي ديگران را بپردازند؟
و آيا با اين همه، باز هم ميتوان به سهم شما اميدوار بود؟
