رسالت:بهتر است اصلاح طلبان یک شناسنامه جدید دست و پا کنند/حذف سران فتنه منجر به تک صدایی نمی شود
*کارت قرمز خروج از رقابت های سیاسی کمترین هزینه انتحار و خودکشی سیاسی سران فتنه بود. اما آیا انصاف است بدنه سیاسی جریان دوم خرداد تاوان اشتباهات استراتژیک سران خود را بپردازد؟ آیا سوزاندن تر و خشک عادلانه و منصفانه است؟ با کدام منطق می توان یک تفکر سیاسی ریشه دار را از صحنه رقابت های سیاسی حذف کرد؟ آیا این مسئله با رحمت و فتوت نظام مردمسالاری دینی سازگار است؟ ممکن است سران یک جریان سیاسی فاسد شوند، اما بدنه سیاسی این جریان هنوز به امام(ره)، انقلاب و ولایت فقیه وفادار باشند. آنها امروز از عملکرد سران خود متاسف اند. آنها در مقابل مردم و رهبری به خاطر اقدامات متهورانه و گستاخانه سران فتنه احساس شرمندگی می کنند.
*امروز نیروهای سیاسی درجه دو و سه دوم خرداد در وادی حیرت و سران این جریان در سرزمین فنا سیر می کنند.
*دوم خردادی ها که با هویت دهه 60 و 70 نتوانستند در دهه 80 بازی کنند مطمئنا با این هویت نخ نما در دهه 90 نیز حرفی برای گفتن نخواهند داشت. اتفاقاتی در 10 سال گذشته رخ داده که عموم معادلات کشور را دستخوش تغییرات جدی قرار داده است. در عقبه ذهنی افکار عمومی یک تصویر خشن از فتنه گران سه مقطع18 تیر 78، تحصن مجلس ششم در سال 82 و فتنه گری 88 حک شده است. دوم خردادی ها برای نظام و مردم یعنی جریانی که التزام عملی و نظری به قانون، ولایت و سایر ساختارهای نظام ندارند. دوم خرداد یعنی گروهی که حاضر نیستند به رای و نظر هیچ نهاد فیصله بخشی تن دهد.
*امروز بهتر است اصلاح طلبان یک شناسنامه جدید دست و پا کنند. یک شناسنامه هوشمند که سند عرضه سیاست ورزی آن نه خشونت و نه اغتشاش بلکه حضور موثر و مستمر در معادلات سیاسی کشور منطبق با گفتمان عمومی و نیازهای واقعی مردم باشد.
*بدیهی است حذف سران فتنه منجر به تک صدایی نمی شود. چرا که در کشور تنها دو صدا نیست. دهه 80 نقطه عزیمت چند صدایی در جامعه سیاسی ایران بود.
* بدنه سیاسی دوم خرداد قادر است از فساد سیاسی نمایندگی مدرنیسم غرب گرا در ایران پرهیز کند و یک گفتمان جدید بسازد. گفتمانی که ضمن مرزبندی با دشمنان انقلاب و فریب خوردگانی که چشم به اشاره و تشویق دشمن دوخته اند ضلع پر رنگی در معادلات و رقابت های سیاسی دهه 90 باشد.
