پاسخ علی مطهری به مصطفی تاجزاده

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای تاجزاده!
با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاههای اطلاعرسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه كه دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معكوس آن در تركیه و به طور كلی اهمیت برقراری نظام دموكراسی گفتهاید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان كردهام.
اجمالاً عرض میكنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور كه امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بودهاید، كسانی از دولت هم كه به گونهای عمل كردند كه شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بودهاند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.
نامه شما نشان میدهد كه در عمل به توصیههای امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیتالله مطهری دقتنظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی كه شاید حتی یك كتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی كه اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فكری كنونی از میان برداشته میشود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین میكنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلكه قبل از آن، زمانی كه امام خمینی آیتالله مطهری را مرجع فكری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار میكنید و مصداق «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» میشوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.
از مطالب شما چنین برمیآید كه برای آزادی و دموكراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری كه سایر ارزشها تحتالشعاع آن قرار میگیرد. آیتالله مطهری در كتاب «انسان كامل» میگویند انسان كامل انسانی است كه همة ارزشهای انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینكه فقط یك ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند كاریكاتور یك انسان میشود كه مثلا فقط بینی او رشد كرده و شكل ناخوشایندی پیدا میكند.
طبیعی است كه جامعه ایدهآل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعهای است كه همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد كرده باشد، نه اینكه توجه ما بیشتر به آزادی و دموكراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشكالی كه در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدمالمانع و یك امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است كه باید شكوفا شود، مانند استعداد تفكر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتكار، زیباییدوستی و حقیقتجویی ، و هر استعدادی منشأ یك حق است. پس قوة تفكر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتكار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.
پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یك امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمیرسد. بنابراین آزادی را بالاترین ارزشها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یك خطاست .
بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی كه آزادی فرد را محدود میكند آزادی دیگران است، در حالی كه از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود میكند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشكار میشود، كه به آن خواهیم پرداخت.
لذا میبینید آیتالله مطهری هیچ گاه آزادی و دموكراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمیدانند و تعبیر «برقراری نظام دموكراسی بر طبق موازین اسلامی» را به كار میبرند و همان طور كه در كتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفتهاند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از كلمه دموكراسی نیستیم زیرا دموكراسی واقعی یعنی اینكه ملاك، میل مردم باشد و آنچه كه راه را مشخص میكند تمایلات مردم است نه مكتب و ایدئولوژی. یك روز اكثریت مردم میخواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد میشود، روز دیگر میخواهند ممنوع باشد ممنوع میشود. چنین دموكراسی جامعه را به ناكجاآباد میبرد در حالی كه ما به دموكراسی در چارچوب مكتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اكثریت مردم پذیرفتهاند و اكنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب كنند. مردم از میان چند نفر كه صلاحیت آنها از نظر مكتب و ایدئولوژی تأیید شده است یك نفر را به عنوان حاكم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب میكنند.
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموكراسی و اسلام را امروزه میتوان در تجربه مردم تركیه مشاهده كرد.» گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی از این بیان شما استفاده میشود كه اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموكراسی قرار دادهاید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یك مكتب جامعی كه در همة شئون زندگی انسان دخالت كرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احكام آن بدون حكومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموكراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون كه صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینكه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموكراتیك اسلامی» را نپذیرفتند این بود كه از نظر ما دموكراتیك بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینكه این جمهوری بنیادهای دموكراتیك دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه كه مربوط به آزادیها و انتخاب حاكم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموكراتیك آن است و آنچه كه مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلكه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.
البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموكراسی و پیشرفت اقتصادی بیان كردهاید مطلب درستی است.
اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است كه بیارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا كه آزادی را برترین ارزشهای انسانی میدانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس میشمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می كنید و از آنجا كه معیار و ملاك قضاوت را گفتمان حاكم بر جهان امروز میدانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموكراسی جامعه غرب است نه جامعة ایدهآل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفتهاید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاكمیت گفتمان دموكراسی و حقوق بشر در جهان، یكسان كردن سبك زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ كشور بزرگی ممكن نیست.»
جای این سؤال هست كه لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یكسان كردن سبك زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یكسان كردن سبك زندگی مردم است و باید با آن مخالفت كرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل كرد؟
این نوع مطرح كردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است كه مغالطهای بیش نیست. میگویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی كه طرح صحیح مسئله به این صورت است كه آیا بهتر است محیط جامعه محیط كار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به كادر خانواده باشد یا اینكه اجتماع محل كامجوییهای جنسی بوده و كار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟
اینجاست كه آیتالله مطهری میگویند بیش از آنكه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شكارچی هستند كه سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان میگویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها میشوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به كار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شكارچی نمیتوانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر كام برگیرند.
جناب آقای تاجزاده!
از شما سؤال میكنم اگر حكومتی اعلام كرد كه مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت كنند، آیا این به معنی یكسان كردن سبك زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی كه مردم را به زدن یك واكسن یا به سوادآموزی مجبور میكنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود میكند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.
اگر ما بانوان را مجبور میكردیم كه حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود میدانید حجابی كه امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریكا ندارد. اساساً اعتراضی كه اكنون وجود دارد این است كه چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمیكند؟ فقها متفق القول اند كه آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منكر كه مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و كار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی میكنند و این، نقطه اشتراك و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدینژاد و دولت اصلاحطلب آقای خاتمی.
در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلمهای سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج كلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدینژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاحطلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند كه اكنون در حال كمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاستجمهوری ظهور و بروز خواهد كرد.
البته جنابعالی در نامه خود تلاش كردهاید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا كنید و مدعی شدهاید كه آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده میكنند و برای سایر آزادیها احترامی قائل نیستند بلكه میخواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادیها قرار دهند. ولی این صرفاً یك ادعاست و دلایل شما كافی نیست و باید بپذیریم كه تفكر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیك است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن میگویید و معیار را امیال مردم میدانید نه اینكه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد كه ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.
جناب آقای تاجزاده
از قول من نقل كردهاید كه «اعطای كمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بیحجابی در حد تسخیر كامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمیدانم این جمله را از كجا آورده اید و به خاطر ندارم كه چنین جملهای گفته باشم. شاید این گونه گفته باشم كه «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به كجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی كه هیچ گاه بیحجابی را تبلیغ و ترویج نمیكند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمیشود اما اگر حكومت هم تبلیغ كند چنین امكانی وجود دارد، چنانكه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.
گفتهاید «كار فرهنگی تبلیغی نتوانستهاست همه زنان را به رعایت حجاب قانع كند». عرض میكنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی كه قانع شدهاند و مانند پزشكی كه مضرات سیگار را میداند و سیگار میكشد رعایت نمیكنند و ای بسا بانوانی كه قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت میكنند. در رعایت نكردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی كه دست خلقت برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست میتوان با آن مخالفت كرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمیدانید اما اینجا لازم میدانید، در حالی كه همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یكسانند و سلب آزادی شمرده نمیشوند.
از قول اینجانب آوردهاید كه «چون كار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمیدانم من كجا چنین جملهای گفتهام. اولاً كار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در كشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطهای است كه آقای احمدینژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار میگیرد به كار میبرد و به خیال خود منتقدین را ساكت میكند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی كردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینكه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است كه مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.
ما میگوییم كه حكومت نباید با رفتار و گفتار خود - مانند آنچه كه در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد- آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بیحجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشكند. زن یا مردی كه با لباس نامناسب در جامعه ظاهر میشود به طوری كه فلسفه پوشش اسلامی را كه عدم تحریك جنسی جامعه است زیر پا میگذارد ، بالاخره میخواهد یا به یك اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانك یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس كند مسئله حجاب برای حكومت اهمیت دارد و در این اماكن، نظارتی حتی در حد تذكر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج میشود. اما وقتی میبیند رئیس دولت در تلویزیون آن را كم اهمیت جلوه میدهد خود به خود راه بدپوششی را باز میبیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیدههایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور كه در كشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.
جناب آقای تاجزاده!
فرض كنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریك جنسی جامعه، و آزادی تحریك جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود كلوپهای شبانه و دیسكوها در سطح كشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریك جنسی از قبیل انواع عقدههای روانی كه به ضمیر ناخودآگاه افراد میرود و گاه به صورت یك جنایت ظهور میكند چه میكنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده كنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمیتوان بخشی را از یكی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یك نظام التقاطی ایجاد كرد و مصداق شعر حافظ شد كه:
یك دست به مصحفیم و یك دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «به راستی به این مسئله فكر كردهاید كه چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احكام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نكرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی كه مطرح كرد این بود كه به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احكام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری كند و به همه سبكهای زندگی احترام میگزارد؟ چرا حزبالله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»
اینها قیاس معالفارق است. هیچ كدام از اینها حكومت اسلامی برپا نكردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیتالله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حكومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مركب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزبالله نیز حكومت اسلامی تشكیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بیحجابی در منطقه شیعهنشین بیروت كه من از نزدیك شاهد بودهام مایه سرشكستگی است و باید اصلاح شود، نه اینكه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.
الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه كرده و گفتهاید" همان طور كه هیچ حكومتی نماز را الزامی نمیكند، حجاب نیز نباید الزامی باشد." باز قیاس معالفارق است. نماز یك امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعیاش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحكیم بنیان خانواده و افزایش نیروی كار جامعه است.
فرمودهاید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید كه اجباری كردن پوشش، سیاست و روش شكست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق كلمه وجود ندارد و خود بهتر میدانید كه بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت وآمد میكنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.
ثانیاً اكثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب كردهاند و فرضاً اجبار درباره گروه اندكی از آنها به كار رفته باشد روش شكست خوردهای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحكیم خانوادهها شده است. عین این سؤال را من مطرح میكنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید كه آزادی پوشش، آنچنان كه جوامع غربی نشان میدهد، سیاست و روش شكست خوردهای است؟».
گفتهاید: «جامعه پادگان نیست كه بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در كار نیست، پوشش اسلامی به اشكال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است كه فلسفه حجاب یعنی عدم تحریك جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در كار باشد، این یونیفورم را خداوند كه به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما كه قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشكال شما به خودتان بر می گردد كه چرا می خواهید سبك زندگی مردم را یكسان كنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!
فرمودهاید: «باید معلوم شود كه نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قارهای و جهانی ورزشی در كشور، فرار مغزها و سرمایهها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اكثر شعائر اسلامی چیست؟».
معلوم نیست اینكه زن به گونهای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود كه موجب تحریك جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان میدانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریستها وقتی با این پدیده به عنوان یك قانون مواجه میشوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا میكنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.
جناب آقای تاجزاده!
مشكل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاحطلبان این است كه معیارتان آن چیزی است كه دنیای امروز اقتضا میكند و فكر میكنید همان طور كه در صنعت و تكنیك نمیتوانیم از پیشرفتها و ابداعها پیروی نكنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فكری بشر استفاده كنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.
الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایدهآل اسلامی كه در آن تمام احكام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احكام اسلام كه با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یك نظام هماهنگ فكری و عملی كه داعیه حكومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده كردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینكه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا میكند. اساساً ما برآنیم كه دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.
آری این است مشكل اساسی بخشی از اصلاحطلبان، كه در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دلها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری كه من و شما معتقدیم بین اصلاحطلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بیجهت ساخته میشود و كار به نفع افراطیون دوطرف تمام میشود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.
والسلام - علی مطهری
16/11/89
