معمای بزرگ شاخص بورس ؟!

به گزارش واحد تحلیل و مطالعات بورس نیوز ، تا به یاد فعالان بازار هست همواره مسوولان بورس، چه قدما و چه جدیدترها اعم از سازمان و شرکت مردم را تشکیل به خرید سهام شرکتهای سرمایه گذاری (دکتر عبده سال 83)، تشکیل پرتفوی و دوری از تک سهم ها (دکتر عبده، دکتر صالح آبادی، دکتر رحمانی و دکتر قالیباف) و خرید یونیت های صندوقهای سرمایه گذاری (دکتر صالح آبادی و دکتر قالیباف) نموده اند.
چنین چیزی منطقی هم هست و در اولین گام و ذهنیت
نخست کاملاً طبیعی و عقلانی به نظر میرسد. اما کمی که در اعداد و ارقام صندوقهای
سرمایه گذاری و شاخص بورس سیر میکنیم خیلی هم این نظریه قوی را تأیید شده نمی
بینیم.
حتی در ادبیات موضوع مالی هم چنین نیست که بازدهی صندوقهای سرمایه گذاری از شاخص بورس بیشتر باشد. یک نمونه از این موارد که در کتابچه راهنمای 20 ابزار سرمایه گذاری سایت Investopedia به چشم می خورد چنین است:
“The majority of mutual fund companies don't come close to beating market averages like the S&P 500 and the DJIA.”
بدین معنا که اکثریت شرکتهای صندوق مشترک (همان صندوقها) بازدهی نزدیک به میانگینهای بازار همچون S&P500 و شاخص داوجونز (شاخص بورس نیویورک) را ندارند. البته در کنار این مطلب در آنجا نیز ذکر شده است که بازدهی بهتر صندوقها به دلیل مدیریت حرفه ای تر تنها در تئوری است.
اما مهمتر و عینی تر از آن را هم می توان در آدرس ذیل مشاهده نمود:
http://www.fipiran.com/MFComparing.aspx?lan=fa
در این سایت هر روزه مقایسه صندوقهای سرمایه گذاری منعکس می شود که بسیار جای تقدیر و تشکر از دست اندرکاران آن وجود دارد که صد البته به حرفه ای تر شدن بازار و افزایش کارآیی اطلاعاتی و تحلیلی بازار کمک میکنند.
در آدرس فوق مشاهده می شود که در یک ماهه گذشته (در تاریخ 23 بهمن) تنها 7 صندوق بالاتر از بازار بازدهی داشته اند که بیشترین آنها 17.8% بازدهی داشته که در مقایسه با بازدهی زمان مشابه بازار 6% بیشتر است و البته میانگین 7 صندوق برتر تنها کمتر از 3% بازدهی بیش از شاخص بورس داشته اند. مهمتر اینکه در همین مدت شاخص صندوقها تنها 5.4% بازدهی را نشان میدهد که حدود 6% کمتر از بازدهی بازار را نشان میدهد!!
در سه ماهه گذشته نیز همین قاعده حاکم بوده است. البته در این مدت 20 صندوق بیش از بازار بازدهی داشته اند که میانگین بازدهی آنها حدود 5% بیش از بازدهی بازار بوده است اما در همین مدت میانگین صندوقها بازدهی شان حدود 7.5% کمتر از بازدهی بازار بوده است.
در شش ماهه گذشته نیز تنها 8 صندوق بازدهی بیش از بازار داشته اند که میانگین بازدهی آنها 6% بیش از بازدهی بازار بوده است اما میانگین بازدهی صندوقها در این مدت نسبت به بازدهی بازار (31.2%) به میزان 12% کمتر بوده است (یعنی 19.2%).
طی یک سال گذشته نیز تنها 5 صندوق بازدهی بیش از بازده بازار داشته اند که میانگین بازدهی آنها حدود 105% و بازدهی بازار در همین مدت 88% بوده است. البته فراموش نشود که تنها 5 صندوق توانسته اند به این بازدهی دست یابند که بیشترین بازدهی آنها هم 110 درصد ثبت شده است. اما عدد جالبتر اینکه میانگین بازدهی صندوقها در این مدت فقط و فقط 48.2% بوده است.
حال سوال این است که آیا باز هم مسوولان بورس توصیه به خرید یونیت های صندوقهای سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران دارند؟
در بررسی فوق نکاتی را باید یادآور شد:
نخست اینکه ظاهرا تعداد معدودی از صندوقها به دلیل تضمین سود اقدام
به برخی اقدامات نظیر وام دادن در پوشش خرید سهام میکنند و همچنین به خرید اوراق
با درآمد ثابت میپردازند که این باعث میشود کمی بازدهی صندوقها پایین نشان داده
شود.
البته در اینجا لازم است تمهیداتی اندیشیده شود که اگر قرار است صندوقهایی تضمین را در دستور کار خود قرار دهند به نام بورس اقدام به جمع آوری پول علاقمندان به بازار بورس و بازار سرمایه ننمایند و آنگاه به عنوان کار اصلی خود اقدام به وام دادن یا خرید اوراق مشارکت نمایند چرا که اصولا بازار پول و یا صندوقهای اوراق با درآمد ثابت به همین منظور تدوین و تشکیل شده اند که این خود یک سوء استفاده از بازار سرمایه و ابزار صندوقها نیز به شمار میرود.
نکته دیگر اینکه به نظر میرسد هر چه هست در همین شاخص است. البته شاخص S&P500 بورس نیویورک نیز از این قاعده مستثنی نیست اما شاخص بازار ما ظاهراً خلقت دیگری است که به همگان القا میکند که اگر من شاخص نشانگر بازدهی بازار هستم تمام (یا اکثریت قابل توجه) حرفه ای های بازار که مدیریت صندوقهای سرمایه گذاری را برعهده دارند جا گذاشته ام و افراد باید خود اقدام به تشکیل پرتفوی سهامی از کل بازار بنمایند و به ا ندازه سرمایه هر شرکت در آن وزنی را اختصاص دهند یا اینکه از سهام پر طرفدار بازار برای مثلاً بازه یک ساله آینده تعداد پرطرفدارتر را انتخاب نموده و سبد سهام خود را تشکیل دهند تا بازدهی بالاتر از بازده بازار را کسب نمایند.
نکته دیگر اینکه در متون تخصصی سرمایه گذاری هم توازن بین ریسک و بازده و خواب راحت شبانگاهی با کاهش ریسک مطرح است و تئوری چنین میگوید که ریسک صندوقها به دلیل تشکیل پرتفوی کمتر از ریسک سرمایه گذاران معمول است اما پر واضح است که پرتفوی بازار کمترین ریسک غیرسیستماتیک را دارا است و بنابراین شاید نتوان گفت که ریسک صندوقها از ریسک پرتفوی بازار کمتر است اما تنها موضوع تئوریک در فرضیه برتر بودن صندوقها نسبت به بازار همانا مدیریت حرفه ای این صندوقها است که اعداد و ارقام خلاف آن را نشان میدهند.
به نظر می رسد همین سه نکته و بخصوص نکته دوم
تمامی حرف باشد مگر اینکه یک نکته انحرافی در این میان وجود داشته باشد که
صاحبنظران بازار و مدیران و مسوولان بورس متوجه آن باشند اما ما چنین نباشیم.
به هر ترتیب شنیدن توضیحات و نظرات کارشناسانه مسوولان بورس و صاحبنظران بازار در این میان شاید خالی از لطف نباشد.
