یادداشت وارده/ مصادره سرمایه گذاری امید به نفع رفاقت!
این که شرکت سرمایه گذاری چند رشته ای امید، وابسته به بانک سپه، پس از تغییر مدیرعامل، تنها با گذشت 5 ماه حدود 40 نفر ازمدیران ارشد و اعضای هیأت مدیره کاربلد شرکت های زیرمجموعه خود را در حالی تغییر دهد که اغلب آنان جزو افراد باسابقه و فعال بوده اند، بی شک پرسش های متعددی در ذهن فعالان اقتصادی ایجاد کرده است. به ویژه زمانی که کاشف به عمل می آید در بین افراد انتصاب یافته جدید، نفراتی از هیأت اجرایی بنیاد باران و شورای مرکزی حزب اعتمادملی یعنی فعالان وابسته به جریان اصلاحات، در سمت های کلیدی حضور جدی یافته اند!
بنا به اخبار رسیده ازمنابع موثق، در حال حاضر تعدادی از افراد تازه منتصب شده، دارای چندین سمت اجرایی دیگر هستند و برخی نیز به عنوان مشاورانی که چندین شغل یا سمت دیگری دارند در شرکت های زیرمجموعه هلدینگ امید حضور دارند که این حضور قطعا بدون دریافت دستمزدهای قابل توجه برایشان تعریف نشده است.
شرکت های تولیدی-خدماتی که هم اکنون بیش از 50 درصد سهام آن ها متعلق به شرکت مدیریت سرمایه گذاری امید است، حدود 28 شرکت می باشد و بانک سپه نیز 95 درصد از سهام امید را به خود اختصاص داده است. اما خانه تکانی بنیادینی که مدت اندکی است در این شرکت فعال در بورس ایجاد شده، باوجود بی سابقه بودنش گویا پایان یافتنی نیست، چرا که خبر رسیده تغییر مدیران شرکت های مرجان کار، آسیا ناما و کارگزاری کاسپین نیز در حال بررسی است.
طی 3 ماه گذشته، دکتر "حسین قنبری" مدیرعامل سیمان هرمزگان سمت خود را به دکتر عالی (مدیرعامل سیمان صوفیان)، "سیاوش وکیلی" مدیرعامل لیزینگ امید جای خود را به "عبدالله رحیم لو" و "علیرضا انصاری" مدیرعامل کویر تایر سمت خود را به "منصور کامران" داده اند.
"حجت انصاری" مدیرعامل شرکت گوهران امید که بازارگردان امید در بورس تهران نیز بود، پست خود را به "بهمن عیاررضایی" تحویل داده است.
بر اساس تحقیقات به عمل آمده، پس از رفتن حسنعلی قنبری ازبانک سپه، سیدمصطفی موسوی بلده مدیرعامل امید پست خود را به میرعلی یاری تحویل داد و هم اکنون بعد از گذشت چند ماه، چنین تغییرات بی سابقه ای در امید رخ داده است.
شاید طرح این پرسش که، دلیل این همه تغییر چیست؟ کاملا به حق باشد. آیا پاکسازی گسترده افراد متخصص و باتجربه در مجموعه مطرح سرمایه گذاری کشور، بر اساس موازین خاص اداری یا حقوقی صورت گرفته است؟ آیا مدیران تازه واردی که به امید آمده اند همگی دارای تجربه و کارنامه موفق در زمینه سرمایه گذاری و راهبری این مهم هستند؟ آیا مسوولان ارشد می توانند ثابت کنند که این تغییرات نوعی مصادره امید به نفع یک جریان رفاقتی نیست؟ و اصلا آیا اعداد و ارقام در جریان محاسبات اقتصادی در آینده ای نه چندان دور می توانند درخشش فعالیت شرکت آزموده شده 500 میلیارد تومانی را در زمینه سودآوری چنان ارتقاء دهند که هیچ یک از زبدگان اقتصادی نتوانند به تغییرات کلی خرده بگیرند؟
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
