حذف هاشمي؛ پيروزي يا شكست؟
اميرالمومنين (ع) مي فرمايند، «الجاهل اما مفرط او مفرّط»۱ -انسان جاهل یا زیاده روی می کند ویا کوتاهی!
سخني كه اكنون به شدت، به دقت در آن و بكار بستن آن محتاجيم.
هر كس اكنون، اندك نگاهي به صحنه سياسي، اخلاقي جامعه داشته باشد، بويژه در فضاي سایت های خبري ، رسانه ها چه انقلابي داخل و چه ضد انقلاب خارج از كشور، چه راست ، چه چپ و... بياندازد، ناخودآگاه خود را درگير با نوعي فضاي خشونت رسانهاي، اتهام افكني، دروغ، نسبت هاي بي اساس و... مي بيند، فضايي كه گاهي متاسفانه از جانب برخي افراد و گروه هاي منتسب به اصول گرايي نيز دامن زده مي شود و گويي بعضا در ايراد تهمت به اين و آن از هم سبقت مي جويند!
آنچه كه جبران و اصلاح كار افراطي ها را دشوارتر مي كند، آن است كه ايشان بخاطر جهل شان به جايگاه و حقايق امور گاهي با نيت اصلاح، امور را از جايگاه خود خارج نموده و وضع تعادلي را بهم مي ريزند، و چون خود را هم برحق مي دانند با سرعت هرچه تمامتر پيش رفته و خيلي اوقات «حدود الله» نيز از خطر آنان در امان نمي ماند.
مثال و نمونه براي این موارد فراوان است، ولي چون بنابر اختصار است ، بيشتر به اصل مطلب مي پردازم.
آنچه كه بنده را به نوشتن اين تحليل واداشت، احساس خطري است كه از ناحيه طيفي خاص كه مدتي است در «حاشيه دولت» و در صفوف اصولگرايان نفوذ نمودهاند، نسبت به اصول و مباني انقلاب اسلامي ايران حس نمودم.
اين طيف فكري در سالهاي اخير بارها با طرح مباحثي در خصوص «ورود زنان به استاديومهاي ورزشي، دوستي با ملت اسرائيل، حجاب، موسيقي، اسلام ايراني ومكتب ايراني و... » تعارض و فاصلة خود را با نظرات مراجع عظام تقليد و « فقه سنتي» و جواهري به عنوان سرچشمه و آبشخور نظام جمهوري اسلامي ايران از منظر امام خميني (ره)، نشان داده است.
خطر آن است كه، اين طيف با همراهي گروهي از نيروهاي فعال و انقلابي اصولگرا و برخي از چهرههاي روحاني خوش سابقه در مرحله اول ابتدا به تضعيف و حذف «آقاي هاشمي رفسنجاني» و جريان فكري متاثر از ايشان در بين حوزويان و نخبگان و روشنفكران پرداخته وسپس در لواي دفاع از ارزشها و مهدويت و... همانطور كه اخيرا يكي از سرداران سپاه نيز تلويحا درتحليل خود بدان اشاره داشته، به سراغ طرفداران جناح فقاهتي و سنتي بيايد!
مسئله اين است، كه اگر چنين جرياني پيش بيايد ، از آنجا كه اين مجموعه با ديدگاههاي خاص روشنفكري، هنري و ملي گرايي منحرف خود به نوعي در كنار پوشش دفاع ارزشها، پز روشنفكري را نيز به همراه دارند، تقابل و درگيري با آن ها براي جناح سنتي و فقاهتي بسيار سخت و نفس گير خواهد بود، چرا كه اين طيف در سالهاي اخير توانسته با فريب و نيرنگ درميان طبقات فقيرو متوسط جامعه نيز جايگاهي براي خود باز كند!
همان طور كه بسياري از شخصيتهاي برجسته روحاني و اصولگرا نیز بر آن صحه گذاشتهاند، رعايت انصاف و عدم افراط و تفريط نسبت به شخصيت آيت ا... هاشمي رفسنجاني است.
نقاط ضعف و كاستيهاي ايشان از دوران سازندگي و پس از آن تا جريان فتنة ۸۸ و تا کنون را، بايستي در كنار خدمات ارزنده ايشان، پيش و پس از انقلاب و دوران جنگ و دولت پس از آن، با هم بررسي و تحليل نمود، كه البته انتقادات بجا و مستند به خانوادة ايشان نيز، شايسته است توسط نهادهاي ذيصلاح با قاطعيت رسيدگي شود. اما پرسش اساسي آنجاست كه كدام عقل سليم در اين وانفساي تبديل «جذب حداكثري» به « دفع حداكثري» حكم مي كند كه انقلاب و روحانيت بدون دليل كافي از پتانسیل ارزشمندومتنفذی همچون هاشمی رفسنجانی محروم شود و با تحویل ایشان به (کارخانه دشمن سازی) از ايشان دشمني (بلا نسبت مانند اقای منتظری) بسازیم!
نگاهي به تاریخچه گروه ها و فرقه های تندرو و مطلق گرا مثل وهابیت نشان مي دهد در ابتدا ایشان مورد طرد و لعن بزرگان و عقلای جهان اسلام و قوم خود قرار گرفته اند، اما پس از مدتی به مرور با بکار بردن فراوان حربه های تزویر، تطمیع، تهدید و تکفیر و شمشیر و با حمایت استعمارگران جای خود را باز كرده و اکنون مدعی سایر فرق مسلمان در سرتاسر عالم هستند.
مسئله اینجاست، آنگاه که کار بدست تندروان بی محابا ، می افتد چون جاهل به حکم و موضوع هستند ، مغرضانه و یا ناخود اگاه با تضییع حدود الله وپایمال کردن حق الناس؛ غبار فتنه را ضخیم تر كرده وآب به آسیاب دشمنان قسم خورده انقلاب در داخل و خارج می ریزند و گاه با غالب شدن فضای فتنه و پنهان شدن حق ، صد عاقل نیز، نمی توانند سنگ های فرو افتاده به چاه را درآورند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه برخي را خوش بيايد و يا نيايد درعین وارد بودن انتقادات جدی به آقاي هاشمي و برخي از اطرافيان ايشان، هنوز هاشمي رفسنجاني جزو نمايندگان روشنفكر و قوي و متنفذ جناح سنتي و فقاهتی در بدنة نظام جمهوري اسلامي است و مويد اين مطلب اعتماد و نزديكي ايشان به امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در دوران پيش و پس از انقلاب و انتخاب مكرر ايشان به عنوان نايب رييسي و رياست بالاترين نهاد رسمي روحاني در نظام جمهوري اسلامي ايران است. طبعا بايد در تضييع چنين ظرفيت و پتانسيلي محتاط و دقيق عمل نمود.
نتيجة اين كه با در نظر گرفتن شرايط و توصيه هاي اكيد مقام معظم رهبري، تخريب آقاي هاشمي هرگز به مصلحت نظام و انقلاب نيست، اگر چه متقابلا نيز از چنين شخصيت با سابقه اي شفافيت و صراحت بيشتري و محكمتري در محكوميت نوضدانقلابان حلقه به گوش صهيونيسم انتظار ميرود.
اكنون سخن در رياست و يا عدم رياست ايشان بر مجلس خبرگان رهبري نيست، چرا كه در اين خصوص نمايندگان آگاه و فهيم مردم به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل خواهند نمود و انتخاب آنها براي ديگران حجت خواهد بود، بلكه سخن در بازپس گيري ميدان سياست از تندروها و افراطي هاي جناح هاي مختلف است، كه با هتاكيها و پرده دري هاي خود عقلا و اهل تدبير را به انزوا كشانده اند، وخوف آن است كه در صورت تداوم اين روند تخريب و حرمت شكني و تشديد شكاف ها در اجتماع، در آينده نزديك ديگر مرجع، ملجاء و شخصيت قابل تكيه و سالمي نمانده باشد، تا در لحظه نياز و خطر، به داد كشور رسيده و بتواند وحدت را به جامعه بازگرداند.
۱-نهج البلاغه-حکمت ها/۴۷۹
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
