مادرم عادل فردوسي پور را نفرين كرده
شايد به جرات بتوان گفت با وجود تمام افتخارات فوتبالي كه داشته، با وجودي كه اولين مدافع تاريخ ايران بوده كه در يك ليگ خارجي بازي كرده، با وجودي كه با گلش زمينه ساز صعود تيم ملي به جام جهاني ۲۰۰۶ شده، با وجودي كه بازي هاي ملي زيادي انجام داده، با وجودي كه لقب خلبان فوتبال ايران را به او داده اند و چندين و چندبار وجودي ديگر...، مثل خيلي هاي ديگر كه شايد يك دهم افتخاراتش را هم در كارنامه شان ندارند، دنبال حاشيه نبوده و هميشه سعي كرده توانايي هايش را در زمين فوتبال با فوتبالش ثابت كند، نه با زبانش! مي گويد به خاطر يك اشتباهش در زمين فوتبال، نزديك بوده عادل فردوسي پور با آن جملات آبدارش از صحنه فوتبال محوش كند، به همين دليل مادرش عادل را نفرين كرده! (البته عادل فردوسي پور چندباري روي پيغام گيرش پيام عذرخواهي اش را بيان كرده!) اين، فقط گوشه اي از صحبت هاي «محمد نصرتي»، مدافع محجوب اين روزهاي تراكتورسازي است كه در گفت وگوي اختصاصي با شرق به زبان آورد،
با يك اطلاعيه فوتباليست شدم!
زندگي حرفه اي فوتبال من، درست با يك جرقه و معجزه شروع شد؛ روزي با پسرعمويم داشتيم از خياباني رد مي شديم كه مقابل در مغازه سوپرماركتي محل با يك اطلاعيه يا اعلاميه جذب بازيكن مواجه شديم. البته قبل از آن، مثل همه بازيكنان ديگر در كوچه و مدرسه فوتبال بازي مي كرديم اما وقتي اين اعلاميه را ديدم كه نوشته بود از يك سري بازيكن با شرايط سني خاص تست فوتبال گرفته مي شود، نظرم را جلب كرد و رفتم تست دادم كه از بين ۴۰۰-۳۰۰ بازيكن انتخاب شدم. بعد از تست دادن كه براي تيم فوتبال كشاورز كرج بود، فوتبال حرفه اي من شروع شد، آن زمان ۱۶ سالم بود و شانسي كه آوردم اين بود تيم كشاورز كرج در ليگ دسته يك تهران، قهرمان شده بود و تيم خيلي خوبي بود. اصلانمي توان گفت شانسي فوتباليست شدم، چراكه بالاخره همان طور كه گفتم، ۴۰۰ بازيكن در تست اين باشگاه حضور داشتند و بين اين همه آدم، مربي تيم از فوتبال من خوشش آمد و عضو باشگاه شدم، بنابراين شانسي فوتباليست نشدم. بعد از آن به تيم نوجوانان كشاورز تهران پيوستم و بعد از مدتي كه بازي ام در اين تيم ديده شد، به جوانان پاس پيوستم.
وقتي در كنار اسطور ه هاي جواني ام بازي كردم
يادم مي آيد زماني كه خيلي كم سن تر وجوان تر بودم، مثل خيلي ديگر از هم دوره اي هايم، پوستر بازيكنان بزرگ آن روزگار مثل احمدرضا عابدزاده، كريم باقري، خداداد عزيزي و... را در اتاقم چسبانده بودم و اكثر بازي هاي شان را دنبال مي كردم. من هم مانند خيلي هاي ديگر، هميشه در فكر شهرت و رسيدن به جايگاه امروزي ام بودم و يكي از بزرگ ترين آرزوهايم اين بود كه روزي اين بازيكنان را از نزديك ببينم اما خدا را شكر آنقدر تلاش كردم كه روزي خودم را در كنار كريم باقري و هم بازي او ديدم و كنار او بازي كردم.
مادرم عادل فردوسي پور را نفرين كرده!
هيچ وقت نشده از فوتباليست شدنم پشيمان شوم اما چند باري تا مرز پشيماني از اين انتخاب رفته ام؛ يك روز با تيم پاس در مسابقات جام باشگاه هاي آسيا با تيم العين امارات بازي داشتيم. در آن دوره ما حتي يك باخت هم نداده بوديم. در بازي رفت با اين تيم صفر- صفر مساوي كرده بوديم و در بازي برگشت يك- يك شديم و از دور مسابقات حذف شديم، بعد از اين مسابقه بود كه تمام تقصيرات حذف تيم بر گردن من افتاد و يك روز كه چه عرض كنم، يك هفته خيلي سخت و پراسترس بر من گذشت! خود من از جمله فوتباليست هايي هستم كه اگر در بازي يك اشتباه داشته باشم، شب در خانه كلي با خودم كلنجار مي روم كه كاش مثلااين كار را مي كردم يا توپ را يك جور ديگر مي زدم اما يكي از كساني كه آن روزها خيلي اذيتم كرد، عادل فردوسي پور بود كه بعد از آن گل، داشت نابودم مي كرد، چراكه مدام از من بد مي گفت! راستش را بخواهيد مادرم سيد است و در همان بازي عادل را نفرين كرد! اما بعد از گل به تيم ملي بحرين بود كه ناگهان موضع فردوسي پور تغيير كرد و بالاي ۲۰ بار روي تلفن همراهم پيغام معذرت خواهي گذاشته بود، اما عذرخواهي او اصلابه درد من نمي خورد! آن زمان فقط من و جواد نكونام از تيم پاس در تيم ملي بوديم، بعد از اينكه جواد لژيونر شد، منتقدان كسي را گير نمي آورند، به همين دليل زوم مي كردند روي من! خودم هم قبول دارم بعضي اوقات اشتباه مي كردم، اما همين كه عادل فردوسي پور در برنامه اي تقصيرات را گردن من مي انداخت، فردايش همه مطبوعات شروع مي كردند به انتقاد از من و اعصابم را به هم مي ريختند! با اينكه امروز شرايط بسيار آرامي دارم اما هيچ وقت عادل فردوسي پور را نخواهم بخشيد، چون شايد مثل خيلي هاي ديگر اشتباه كرده باشم اما هيچ وقت كم كاري نكرده ام.
فراز كمالوند مسير زندگي ام را تغيير داد
اگر فوتباليست نمي شدم، مانند همه خانواده ام كه تحصيلكرده هستند، دنبال درس مي رفتم و زندگي ام را با رشته اي كه در آن تحصيل مي كردم، مي گذراندم. در دوران مدرسه ام هميشه درس هايم خوب بود، حتي معدل ديپلم ام نيز در رشته رياضي ۱۷/ ۹ بود. پسرعمويم همين الان رييس دانشكده نساجي است و تمام عموهايم نيز جزو تحصيلكرده هاي اين مملكت اند. در كل پدرم و خانواده ام خيلي روي درس خواندن من تاكيد داشتند و پافشاري مي كردند. اوايل خانواده ام با فوتبال خيلي مخالف بودند تا اينكه وقتي ۱۷_۱۶ ساله بودم، يك روز فراز كمالوند كه آن روزها مربي تيم جوانان پاس بود، به منزل ما در كرج آمد و به پدرم گفت آينده اين پسر در فوتبال درخشان است. بعد از آن بود كه پدرم تقريبا نرم شد و اجازه داد فوتبال را براي ادامه مسير زندگي ام انتخاب كنم.
دوره ما مثل امروز نبود
زمان ما فوتبال مثل امروز نبود، در واقع خيلي سخت بود، مثل امروز آنقدر پول در آن نبود. امروز اكثر خانواده ها فرزندان شان را ترغيب مي كنند تا فوتباليست شوند و به پول برسند! وقتي بازي داشتم كه در آن خوب بازي كرده بودم و بازي ام به چشم مي آمد و فردايش حتي يك كادر كوچك در روزنامه يا مجله اي درباره ام مي نوشتند، خيلي انگيزه پيدا مي كردم، چراكه دوست داشتم به خانواده ام ثابت كنم مزد زحمات و تلاشم را روزي خواهم گرفت.
اگر رباط ستار زارع پاره نمي شد
يكي از آرزوهاي بزرگ فوتبالي ام كه به آن نرسيدم، بازي در يكي از تيم هاي بزرگ اروپايي بود كه تصور مي كنم يك مقدار بد اقبالي و بدشانسي و همچنين بد تمرين كردنم باعث شد هيچ وقت به آن نرسم. البته يك مصدوميت خيلي شديد نيز باعث شد خيلي از فوتبالم عقب بمانم، از طرفي در جام جهاني كه بهترين فرصت است يك بازيكن توانايي هايش را به رخ بكشد و فوتبالش ديده شود، در يك پست غيرتخصصي به كار گرفته شدم، چراكه روز قبل از بازي در جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان، «ستار زارع» رباط صليبي پاره كرد و مجبور شدم به جاي او بازي كنم. شايد اگر مربيان اجازه مي دادند در پست تخصصي خودم بازي كنم، الان به تمام آرزوهاي فوتبالي ام رسيده بودم. البته به نظرم هنوز هم دير نشده و اميد دارم روزي در يكي از باشگاه هاي بزرگ اروپا بازي كنم. البته در دوره اي كه در پاس بودم و با تيم قهرمان شديم و همه بازيكنان دوست داشتند قراردادشان را با اين تيم تمديد كنند، سردار آجورلو به من قول داده بود رضايت نامه ام را صادر كند تا بتوانم به اروپا بروم كه اين كار را نكرد، به همين دليل از دستش ناراحت شدم، چون اگر آن زمان به قولش عمل مي كرد، با وجود پيشنهادهاي خوبي كه از اروپا داشتم، شايد الان وضعيتم خيلي بهتر از امروز بود. البته آجورلو را حلال كردم و كينه اي از او ندارم.
مهاجمان ليگ امارات براي من ضعيف بودند
در فوتبال ايران، من اولين بازيكني بودم كه به عنوان يك مدافع به ليگ امارات رفت. حتي خاطرم هست زماني كه ديگر بازيكنان ايراني در اين ليگ بازي مي كردند، اكثر باشگاه هاي شان از نحوه عملكردشان رضايت نداشتند اما مديران باشگاه به من وعده تمديد قرارداد هم داده بودند، اما خودم قبول نكردم در ليگ امارات بمانم، چراكه براي يك مدافع در سطح من، بازي در اين ليگ خيلي سخت است، چون مهاجماني كه در اين ليگ بازي مي كنند، بسيار ضعيف هستند، از طرفي فشارهايي كه روي يك بازيكن خارجي است خيلي بالاست، شما اگر يك فوروارد باشي، بالاخره يك گل مي زني و از زير فشار خارج مي شوي، البته من در امارات هم گلزني كردم، اما خودم ترجيح دادم به خاطر اينكه بازي ام بيشتر و بهتر ديده شود، از اين ليگ خارج شوم.
اگر مدافع باشي با يك اشتباه بزرگ، فاتحه ات خوانده است
وقتي مدافع باشي، حتي كوچك ترين اشتباهاتت هم به چشم مي آيد، ديگر چه برسد به اينكه يك اشتباه بزرگ انجام دهي كه آن موقع ديگر فاتحه ات خوانده است! زماني كه فوتبالم را شروع كردم، ابتدا هافبك نفوذي بودم، اما از شانس بد من، به مرور زمان خط به خط عقب آمدم تا امروز مدافع باشم. البته هميشه در تيم هايي كه بازي كرده ام، گل زده ام، امسال هم در تراكتورسازي پنج گل به ثمر رسانده ام و هميشه ميل زيادي به گلزني داشته ام.
علي دايي با من شوخي كرد و...
خاطرم هست قبل از بازي با بحرين كه اگر آن را مي برديم، مستقيما به جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان صعود مي كرديم، خيلي از نظر روحي و رواني تحت فشار رسانه ها بودم، به همين دليل در تمرينات تيم ملي خيلي به خودم فشار مي آوردم، آنقدر كه در تمرين روز قبل از بازي «علي دايي» با لحن شوخي و خنده به من گفت: زورت را بگذار براي بازي فردا! همان طور كه مي دانيد، يكي از خواب هايي كه انسان مي بيند، خواب موضوعي است كه در طول روز زياد به آن فكر كرده باشي. شب قبل از بازي با بحرين، خواب ديدم خيلي خوشحالم و چند نفر هم پشت سرم در حال دويدن هستند! فردا وقتي مقابل بحرين بازي كردم، گل صعود تيم ملي به جام جهاني را من زدم و خوابم تعبير شد. آن روز تعداد زيادي تماشاگر به استاديوم آمده بودند و براي من، يك روز رويايي رقم خورد، اينكه مي ديدم با گلم توانسته ام دل ميليون ها ايراني را شاد كنم، واقعا احساس عجيبي بود كه به هيچ عنوان در قالب كلمات نمي گنجد و نمي توانم آن را توصيف كنم.
به همه افتخارات فوتبالي رسيده ام
روزهاي فوتبالي بسيار خوبي در اين سال ها ديده ام، زماني كه در پرسپوليس بودم و با اين تيم قهرمان شدم، با پاس قهرمان ايران شديم، با تيم ملي اميد در پوسان كره جنوبي مقام اول را به دست آورديم، الان هم در اين دو سالي كه در تراكتورسازي بوده ام، روزهاي خيلي خوبي را در كنار هواداران خوب اين تيم گذراند ه ام. در كل، جزو بازيكنان پرافتخار فوتبال ايران به حساب مي آيم؛ سه قهرماني در ليگ برتر، سه دوره حضور در جام ملت هاي آسيا، حضور در جام جهاني فوتبال و قهرماني در بازي هاي آسيايي، از جمله افتخارات فوتبالي من است.
تورام و پيكه؛ الگوهاي فوتبالي من
اكثر بازي هاي مهم فوتبال اروپا را مي بينم و تا زماني كه ليليام تورام (مدافع سابق تيم ملي فرانسه و چلسي) فوتبال بازي مي كرد، از او الگوبرداري مي كردم اما از وقتي فوتبال را كنار گذاشته، بازي هاي پيكه (مدافع تيم بارسلونا) را دنبال و از او الگوبرداري مي كنم.
كاناوارو هم مثل من است
يكي از ايراداتي كه به من گرفته مي شد، اين بود كه مي گفتند مدافع مطمئني نيستم! در حالي كه من هم مثل ساير بازيكنان حق اشتباه دارم، حتي فابيو كاناوارو كه يكي از بهترين مدافعان جهان است، زماني كه در تيم رئال مادريد بازي مي كرد، در يك بازي اشتباه كرد و خودش هم اخراج شد! هيچ بازيكني كامل نيست، بعضي اوقات هم اين اتفاقات براي من افتاده كه جزو جدايي ناپذير فوتبال است.
نصرتي، خلبان ايران براي جام جهاني
اگر بخواهم يك روز زندگي شخصي ام را توضيح بدهم، به اين صورت است صبح كه از خواب بيدار مي شوم، بعد از خوردن صبحانه، اگر كاري داشته باشم به آنها رسيدگي مي كنم، بعدازظهر هم اگر تمرين نداشته باشم، به همراه دوستانم به گردش يا سينما مي روم. متاسفانه براي ما فوتباليست هاي حرفه اي، فرصت آن چناني براي مسافرت رفتن و گشت وگذار نيست، چراكه در مورد خودم يا در اردوهاي تيم ملي بوده ام يا در باشگاه! زياد اهل كتاب خواندن نيستم، مگر اينكه يك كتاب خوب به من معرفي شود تا راغب به خواندنش شوم. اوايل فوتبال هم اكثر روزنامه هايي كه درباره ام مطلب مي نوشتند را مي خواندم، اما الان مطالعه روزنامه ام خيلي كمتر شده. فكر مي كنم قشنگ ترين تيتري هم كه تا امروز راجع به خودم خواندم، تيتر «نصرتي، خلبان ايران براي صعود به جام جهاني» بوده است.
شايد سال بعد در پرسپوليس باشم
اميدوارم اگر در دوره آقاي كي روش به تيم ملي دعوت شدم، بتوانم براي تيم ملي كشورم مثمرثمر باشم، وگرنه اينكه فقط به اردو دعوت شوم، زياد برايم مهم نيست. درباره فصل آينده هم بايد بگويم احتمال همه چيز وجود دارد. شايد دوباره به پرسپوليس برگشتم، شايد هم نه، فوتبالم را در تراكتورسازي ادامه دادم.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
