وعده سر خرمن؟
به گزارش فرارو؛ محمود احمدینژاد در گفتوگوی تلویزیونی خود نسبت به کاهش بیکاری و حتی بنا به تعبیر بعضی از مقامات استانداری، ریشهکنی بیکاری طی سال پیش رو ابراز امیدواری کرده است. محمود احمدینژاد در گفتوگوی تلویزیونی اخیر خود اظهار داشت: «بيكاري جوانان و اينكه افراد نتوانند شغل مناسب شخصيت و شان خود پيدا كنند، پذيرفتني نيست. سال گذشته ركورد شكسته شد و يك ميليون و 700 هزار شغل ايجاد شد و پيشبيني ما براي امسال ايجاد 5. 2 ميليون شغل است كه اگر همين روند را دو سال انجام دهيم بساط بيكاري از كشور جمع ميشود».
با این حال در صحت ایجاد یک میلیون و هفتصد هزار شغل در سال گذشته تردیدهای جدی وجود دارد. پیش از این هم وزیر کار چنین نرخی را اعلام کرده بود. وی گفته بود تا پایان بهمن 89 یک میلیون و ششصدهزار شغل ایجاد شده است. او همچنین با اعلام نرخ بیکاری، گمانه ریشهکنی بیکاری را مطرح کرده بود. اما اظهارات وزیر کار مورد انتقاد نمایندگان قرار گرفت. از جمله جمشید انصاری با تاکید بر این که مرجع رسمی اعلام نرخ بیکاری بانک مرکزی یا مرکز آمار است، نرخ وزیر کار را بیاعتبار خواند.
این عضو فراکسیون اقتصادی درباره میزان شغل ایجادشده نیز گفت: «من زیاد در جریان این آمار نیستم، چرا که گزارشهای رسمی هنوز منتشر نشده است». گزارشهای رسمی درباره نرخ رشد اقتصادی سال 87 و 88 تازه همین دیروز اعلام شد. نرخ رشد اقتصادی سال 87 به گفته معاون بانک مرکزی بسیار اندک و به گفته خبرگزاری فارس نزدیک نیم درصد بوده است. وی میگوید در سال 88 نرخ رشد چیزی حدود 3.5 درصد و بدون احتساب نفت 4.3 درصد بوده است.
علیرضا محجوب نیز در روزهای پایانی سال 89 درباره آمار اشتغال گفته بود: «آنچه در رسانهها اعلام میشود بیشتر آمار آروزهای دولت است نه آمار اقدامات انجام شده».
شرایط اقتصادی و وعده دو و نیم میلیون شغل
در حالی که وزیر کار ادعا میکند دو میلیون و چهارصد هزار بیکار در کشور وجود دارد، احمدینژاد وعده ایجاد دو میلیون و پانصدهزار شغل در سال جدید را داده است. با این حال برخی گزارشها نرخ بیکاری را برای سال پیش رو نزدیک به 17 درصد پیشبینی میکنند. پیمان فروزش از دیگر اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در امکان تحقق وعده ایجاد دو میلیون و پانصدهزار شغل جدید تردید کرده و ابراز میدارد: «بحران ، تورم ،شرایط بازار داخلی و نیز میزان تولیدات داخلی از جمله مسائلی هستند که اشتغال را تحت تایر خود قرار می دهند و سبب افزایش میزان بیکاری می شوند».
عبدالرضا ترابی، نماینده مردم سمنان نیز نظر مشابهی دارد: « رکود اقتصادی موجود در کشور، تحریم از سوی کشورهای دیگر و نیز اجرای قانون هدفمندی یارانه هاو ارائه نکردن بسته حمایتی به بخش صنایع سبب تعطیلی بسیاری از کارخانه ها و افزایش نرخ بیکاری نسبت به سال های گذشته شده است».
گذشته از شرایط اقتصادی ناهمخوان با وعده اشتغالزایی، سیاستهای اقتصادی ناهمخوان با این شرایط نیز فراوانند. جمشید انصاری معتقد است علیرغم این که دولت شعار مبارزه با بیکاری میدهد اما این امر هیچ نمودی در لایحه بودجه سال 90 نداشته است. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: «با واردات نمیتوانیم مشکل کشور را حل کنیم و مسأله بیکاری را برطرف کنیم هرچند قبول دارم که سیستم بورکراتیک کشور برای توسعه تولید مهیا نیست و ظرفیتها را بیشتر برای بازرگانی آماده میکند». وی به این مسئله اشاره میکند که برای رسیدن سرمایه به نقطه آغاز تولید دست کم سیصد روز کار اداری لازم است و این گونه سرمایهها بیش از آن که به سمت تولید میل کنند، به سمت بازرگانی هدایت میشوند.
اشتغال: دو ساعت در هفته یا شصت ساعت در هفته؟
یکی دیگر از مسائلی که همواره آمار دولت از بیکاری را به چالش میکشد، تعریف دولت از بیکاری است. دولت بر اساس تعریف سازمان جهانی کار یک تا دو ساعت اشتغال در هفته را برای شاغل بودن فرد کافی میداند، اما بسیاری معتقدند این تعریف با شرایط ایران سازگار نیست.
علیرضا محجوب، عضو خانه کارگر در واکنش به این تعریف گفته بود: «متأسفانه در چند سال گذشته شاهد بودهایم که دولت برای پایین جلوه دادن نرخ رشد و آمار بیکاری، دست به تغییر و تحریف مفهوم بیکاری زده و چرخش خبری رسانهها را به نفع خود تمام کرده است، در صورتی که در عالم واقعیت، بیکارها همان بیکارها بودند و گرسنگان همان گرسنگان».
علی لاریجانی نیز گفته است: «کسی که در هفته یک روز کار میکند واقعاً شاغل نیست و باید شغلی براساس تعریف قانون اساسی داشته باشد». در واکنش به همه این حرفها بوده است که محمود احمدینژاد نیز در ماه گذشته دستور تهیه تعریف بومی از اشتغال را داده است. حاج اسماعیلی نماینده سابق کارگران در هیئت حل اختلاف، به خبرگزاری مهر گفته است: «هم اکنون می توان گفت بیش از 80 درصد کارگران کشور که مشمول قانون کار هستند در هفته نیاز به بیش از 60 ساعت کار دارند تا بتوانند معیشت خود را تامین کنند در غیر اینصورت آنها با مشکلاتی در تامین هزینه های خود مواجه خواهند بود».
بیکاری و ریشهکنی؟!
گذشته از این که دولت در چه شرایطی وعده ریشهکنی بیکاری را میدهد، بسیاری از اقتصاددانان درباره امکان و مطلوبیت ریشهکنی بیکاری حرف و سخن دارند. علی دادپی، در وبلاگ خود مینویسد: «اگر بخواهیم از یک دید مهندسی به قضیه نگاه کنیم، بیکاری مانند اصطکاک است. اصطکاک باعث فرسودگی ماشین آلات می شود و غلبه بر آن به نیروی بیشتری احتیاج دارد، اما هیچ ترمزی بدون اصطکاک نمی تواند کار کند. هیچ اقتصادی هم بدون بیکاری نیست. در نتیجه برای کاهش بیکاری باید واقع بینانه و مطابق شرایط اقتصادی هدف تعیین کرد. و نرخ صفر هدفی نیست که ممکن باشد، به یک دلیل بسیار ساده چون در دنیای واقعی ممکن نیست».
امروز معاون وزیر کار خبر از نزولی شدن نرخ بیکاری داده است. حالا محمود احمدینژاد است و وعده ریشهکنی بیکاری. مقامات استان تهران هم گفته اند تا پایان سال جاری در تهران بیکاری نخواهد بود. آیا ریشهکنی بیکاری ممکن و مطلوب است؟ آیا با اصلاح تعریف بیکاری آن گونه که لاریجانی و احمدینژاد هر دو گفته اند، هم دولت به این هدف میرسد؟ آیا در شرایط اقتصادی کنونی میتوان به این افق رسید؟
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
