بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۸

جناب مشایـــی؛ گل رُز به دشمن ندهید

کد خبر : ۴۷۸۶۳

شاره؛ پویا دبیری مهر، از فعالان رسانه ای كه همواره از جمله خبرنگاران جوان حامی احمدی نژاد و مشایی و بقایی بوده است و در جریان فعالیت های رسانه ای طیف حامی مشایی ـ موسوم به جریان انحرافی ـ نیز قرار داشته است، پس از رخداد های اخیر یادداشتی را برای آینده ارسال كرده است كه حاوی نكات جالبیست. متن این یادداشت را در ادامه می بینید. آینده آمادگی دارد در صورت لزوم نگاه سایر نزدیكان این جریان را انتشار بدهد.

داستان اطرافیان دولت و محمود احمدی نژاد داستان همان مریدی است كه به مردم میگفت كه استادم برای نمازهرشب به آسمان هفتم میرود. استاد در جواب مردم گفت:«من برای اینكه پشت بام خانه ام بروم نردبان میگذارم چطورمیروم آسمان هفتم». مرید كه فكرمی كرد ازهمه بیشتر میداند به مردم گفت: «استاد برای خودش می گوید، شكرخورده! من میدانم كه هرشب به آسمان هفتم میرود!».

دولت محمود احمدی نژاد كه دولتی پر هزینه در میان دول بعد از انقلاب محسوب می شود و هزینه های مادی و معنوی زیادی برای انقلاب اسلامی داشته است از چند حیث قابل بررسی است.

نكته نخست آنكه؛ بر خلاف دولت های قبلی كه بر پایه "اصل رفاقت" و "صمیمیت" اداره می شدند و در جایی "فساد اداری و پارتی بازی" داد همگان، خاصه لایه اجتماعی مردم را در آورده بود، دولتی است بر پایه و اساس و اصالتی به نام"وظیفه مداری". بر همین اساس است كه احمدی نژاد تاكنون چند دَست، مدیران ارشد دورِ خود را تغییر داده است و در این مسیر با وزیر اطلاعات هم شوخی ندارد و اگر لازم ببیند او را هم تغییر می دهد. سه وزیر نزدیك به حلقه خود را ناگهان كنار می گذارد و بی شك در این راه یكی از غیر قابل پیش بینی ترین روسای جمهور است.

نكته دوم آنكه؛ احمدی نژاد از نظر شخصیتی انسانی است "نمك شناس" و "رفاقت طلب". اگر با احمدی نژاد دمخور باشی، او تو را به سادگی فراموش نخواهد كرد و قدر نیروهای ارزشی را می داند و در راه دفاع از آنها تا لبه تیغ هم می رود.

نكته سوم آنكه؛ قطع ید حلقه های فساد شناخته شده از سوی احمدی نژاد[كسانی كه سال ها با عنوانین متفاوت و با استفاده از رانت قدرت و ثروت دست به چپاول سرمایه های كشور زدند] سبب شد تا لایه ای از دشمنان دو آتشه برای او پیدا شود كه همواره در جریان های سیاسی پرچمدار مبارزه با بی عدالتی و ظلم و فساد و تبعیض می شوند.

در بسط موضوع های مطرح شده باید تامل داشت كه همانطور كه بر اساس تئوری فكری محمود احمدی نژاد مبنی بر مبارزه با بی عدالتی و اجرای طرح های عدالت محور از سوی او و نیز مبارزه با پارتی بازی و رانت خواری و كوتاه كردن دست "چپاول گران شُهره"، دولت در بسیاری موارد صحیح عمل كرد و قُبح مبارزه با این عناوین را در جامعه و در میان نخبگان سیاسی ریخت به همان نسبت "حلقه فساد"،"رانت خواری" و "چپاول" در میان لایه های نفوذی و نزدیك به رئیس جمهور به وجود آمد.كسانی كه در صدد هستند هر چه بیشتر خود را به دولت و احمدی نژاد نزدیك كنند تا همه اعمال به نام دولت و رئیس جمهور اما به كام آنها تمام شود.

رشد و نمو این لایه های فساد آهسته آهسته رخ داد و هیچكس نیز از آن خبری نداشت تا آنكه برخی شاخصه های آن بروز كرد.یكی از تفاوت های دولت احمدی نژاد با دولت های گذشته،خاصه دولت هفتم و هشتم و دوره اصلاحات در موضوع تقسیم قدرت است.

در دولت خاتمی با شعار توسعه سیاسی،گسترش احزاب سیاسی صورت گرفت و با باز شدن فضای رسانه ای جامعه و انتشار پی در پی نشریات به نوعی فهم و شعور سیاسی جامعه در حد اعتدال بالا رفت و یك یاز شاخص های تقسیم قدرت هویدا شد و این امر به طور مشهود صورت گرفت،گرچه با این رویه مخالفت هایی نیز صورت گرفت.

اما در دولت های نهم و دهم كمتر اتفاقی كه افتاد تقسیم قدرت بود و جامعه شاهد تمركز قدرت در دولت بود آن هم در لایه های داخلی دولت نه همه اجزا و اركان وزرا.

نفر اول از سمت چپ

در جایی دیده شد كه حتا برخی وزرا اعلام كردند كه عملا ما هیچ قدرت و ابزاری برای اعمال نفوذ به زیرمجموعه خود نداشتیم. اما قدرت منتقل شده به كجا رفت؟ برخی چهره های نزدیك به رئیس جمهور و گاها غریبه خود را به این حلقه نزدیك كردند و توانستند قدرت متمركز را جذب كرده و از طریق دو فرآیند سیاست و اقتصاد كاریزما و طرفیت های مانور دهی خود را افزایش دهند.

در همین مسیر با استفاده از قدرت متمركز سیاسی ابتدا توانستند پیروزی هایی در راستای فعالیت های انتخاباتی به دست بیاورند[شوراها و ریاست جمهوری] و صرفا در این مسیر ماندند و برخی نیز با نیم نگاهی به رخدادهای سیاسی به سرعت توان اقتصادی خود را مضاعف كردند و فرضیه "افزایش تمركز قدرت مساوی است با گسترش فساد" را عملی كردند.

چه آنكه بر اساس این نظریه همواره تمركز قدرت فسادآور است و آن شد كه اكنون شاهد فساد اقتصادی در بخشی از بدنه نزدیك به دولت هستیم.

جالب آنكه احمدی نژاد در مقام رئیس جمهور همواره در صورت روشن شدن این مساله به شدت با آن برخورد كرده است، اما به دلیل اعتماد و فاكتور "نمك شناسی و رفاقت طلبی" گاها این موضوع را مشاهده نكرده است.

اما ریخت شناسی جریانی موسوم به جریان انحرافی ابهام موجود در فضای سیاسی را بیش از پیش بر طرف خواهد كرد.

نخست آنكه؛ شكی در نفوذ افكاری فراماسونری و سوپر ملی گرایانه در این جریان نیست.

دوم آنكه؛ افزایش توان رسانه ای[تاسیس و راه اندازی روزنامه های هفت صبح، تماشا، ماهنامه رونا، هفته نامه یكشنبه و سایت های زنجیره ای] به عنوان بازوی سیاسی برای بهره برداری های خاص اقتصادی یكی دیگر از برنامه های واضح این جریان است.

اما دو ابهام بزرگ همچنان وجود دارد. اول آنكه ایجاد فضای مافوق جسمی و جن و جن گیری و رمالی و انتساب آن به دولت و جریان موسوم به انحرافی با چه هدفی و از چه كانالی هدایت و حمایت می شود؟

دوم آنكه؛ هدایت جریان انحرافی به واقع با چه كس یا كسانی است و آیا جریان مصطلح انحرافی امروز در فضای سیاسی ایران انحراف دارد یا جریان هایی كه سال های انحراف داشته اند و در حال حاضر توان انحراف داشتن ندارند؟

پر واضح است كه در موضوع ولایت فقیه و خانه نشینی چند روز رئیس جمهور كسانی این موضوع را هدایت كردند تا به منافع خود برسند و گرنه اختلاف به وجود آمده اختلافی از دورن خانواده بود و رئیس جمهور و مقام معظم رهبری نیز آنقدر والا مقام هستند كه بتوانند این اختلاف سلیقه را به سادگی حل كنند،كه كردند.

ماهیگیران صحنه گل آلود شده یك ماه اخیر فضای سیاست ایران،مدح گویانه سینه خود را سپر كردند كه می كُشیم و می گیریم و می بُریم؛بی توجه به رمز اصلی و شالوده فكری مقام معظم رهبری كه همانا پیوند و ایجاد آرامش در جامعه است و سر رشته این تسبیح نیز شخص آیت الله العظمی خامنه ای است.

جامعه سیاسی ایران و مردم به واقع ثابت كرده اند كه "سِره" را از "ناسِره" تشخیص می دهند و چه خوب آن عالم غیب گفت:این همه جنگ و جدل حاصل كوته نظری است/گر نظر پاك كنی كعبه و بت خانه یكی ست/هركسی قصه شوق ش بربانی گوید/چونكه مینگرم حاصل افسانه یكی ست.

بی شك اگر جریانی در مقابل ولایت فقیه به عنوان ركن اصلی حاكمیت جمهوری اسلامی ایستادگی كند از دورن فرو می پاشد و نیازی به بگیر و ببند نیست،چه آنكه جریان های مخالف این اصل در صدر انقلاب نیز مفتضحانه از میان رفتند.در این بین نیز همانطور كه رئیس جمهور با وزرایش اهل تعارف نیست؛ 24 میلیونی كه به او رای داده اند نیز اهل تعارف نیستند و از وی پاسخ خواهند خواست.

در خصوص فساد به وجود آمده در گوشه ای از بدنه دولت نیز همینطور است. بی شك جناب اسفندیار رحیم مشایی به زودی در خصوص اشخاص مساله دار توضیح می دهند و قائله را یك بار برای همیشه پایان می دهند، توضیح در خصوص رسانه های وابسته به ایشان، توضیح درباره حسین.ن، توضیح در خصوص م.ش.م كه حلقه مفقوده فساد شده است، توضیح در خصوص م.ش، سرحلقه ارتباط با هنرمندان، توضیح در خصوص ح.ن و توضیح در خصوص جریان انحرافی و نسبت ایشان با ولایت فقیه.

از آنجایی كه جناب اسفندیار رحیم مشایی را كه امروزه سیبل جریان های نوكسیه، سهم خواه و زیاده طلب و بعضا عدالت خواه شده است، می شناسم به نظر می رسد تنویر افكار عمومی عملی است كه از سوی جامعه عكس العملی مثبت و در خور خواهد داشت و گل رُز نیز به دشمنان ملت نخواهد داد.

چو بشنوی سخن اهل دل، مگو كه خطاست/سخن شناس نِهی،جان من خطا اینجاست/نازنینی چو تو پاكدل وپاك نهاد/بهترآن است بامردم بدننشینی.


اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر