احساس کاذب پیروزی
صالحی نیز ضمن موافقت با استعفا ملک زاده، همان یار غار مشایی است که دو روز پیش در مراسم معارفه وی، صالحی «فردی توانمند و متعهد» خوانده بودش، نوشت که «خودت را به خداوند بزرگ و متعال واگذار کن که یقینا بهترین پناهگاه است.»
این پرده آخر جنجالی بود که قریب به یک هفته، فضای سیاسی و رسانه ای کشور را ملتهب کرده و در روز معرفی وزیر «ورزش و جوانان» به مجلس، سایه سنگین آن در جلسه کاملاً محسوس بود تا وقتی «مصطفی کواکبیان» به نقل از صالحی، اعلام کرد معاون مالی و اداری وزارت خارجه از مقام خود کناره گیری نموده است.
به زعم برخی، صبح امروز احمدی نژاد با این خبر (کناره گیری ملک زاده) به مجلس آمده بود تا شاید با دلجویی از نمایندگان بتواند رای اعتماد وزیر مورد نظرش را بدست آورد، که البته نتیجه ای نگرفت. در نگاه اول اینگونه به نظر می رسد که نمایندگان مجلس، که این روزها به شدت از دولت شاکی اند و پرونده های خاک خورده تخلف اش را پس از سه سال سکوت و مدارا، بررسی و برملا می کنند، امروز بدون اینکه امتیازی به دولت بدهند دو امتیاز دلچسب نیز گرفته اند:
هم به وزیری که مورد قبولشان نبود رای اعتماد ندادند و هم معاون متخلف اداری و مالی وزارت خارجه را وادار به استعفا نمودند. نمایندگان مجلس امروز با خوشحالی و در حالی به خانه بازمی گردند که به گمان خود دست «فرقه انحرافی» را از دخالت و تصرف در وزارت خارجه کوتاه کرده اند. اما این چیزی نیست جز «احساس کاذب پیروزی».
به زبان ساده پیشفرض اساسی این دیدگاه آن است که: رحیم مشایی و برخی دیگر از نزدیکان احمدی نژاد که سردمدار «فرقه انحرافی» اند، رئیس جمهور را احاطه کرده و چشم ایشان را بر واقعیات بسته اند. حتی برخی که نمی خواهند باور کنند احمدی نژاد از اتهامات و انحرافات نزدیکانش مطلع است، از «سحر و جادو» شدن رئیس جمهور توسط فرقه انحرافی سخن می گویند!
ذکر چند نکته در این خصوص شاید راهگشا باشد:
1- بین احمدی نژاد و مشایی تفاوت/فاصله ای نیست
اساساً برای مردم قابل باور نیست که عده ای اتفاقات مربوط به دولت را به دو گروه خوب و بد تقسیم کنند و اینگونه القاء کنند که هر چه کار خوب است تصمیم احمدی نژاد و هر چه کار بد است ناشی از تاثیر گذاری اطرافیان رئیس جمهور است.
واقعیت این است که مشایی چهره با نفوذ و قدرتمندی در دولت است، اما واقعیت مهم تر این است که رئیس جمهور نیز با مشایی هم فکر و نزدیک است و به گفته برخی چهره های سیاسی مانند «عماد افروغ» و حجت الاسلام «مجتبی ذوالنور»، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه، این دو یک روح اند در دو کالبد و جدایی آنها ناممکن است. ذوالنور افزوده است: «بارها احمدینژاد گفته که من یعنی مشایی و مشایی یعنی من بنابراین الان فضای اینها به گونهای است که اگر عمل (جراحی ای) صورت گیرد، هر دو از بین میروند.»
بازی انتساب کارهای بد دولت به مشایی اصلاً عاقبت خوبی برای کشور ندارد چرا که دولت و رئیس جمهور می توانند هر تصمیمی بگیرند بدون اینکه عواقبی برای آنان داشته باشد. اگر نتیجه کار مثبت بود که حق با رئیس جمهور بوده است و اگر نتیجه کار منفی بود که باز هم کار مشایی بوده است.
مشایی هم که رئیس دفتر رئیس جمهور است و نه می شود استیضاحش کرد، نه می شود مورد سوال قرار داد و نهایتاً باز هم باید از احمدی نژاد خواهش کرد تا از مشایی دور شود! بنابراین هر چقدر هم برخی مداحان و مصیبت خوانان در منابر خود دعا کنند که «خدایا مهر مشایی را از دل رئیس جمهور ببر»، آب در هاون می کوبند.
2- بین مشایی، صالحی و ملک زاده تفاوت/فاصله ای نیست
دیدگاه مرسوم دیگر که اتفاقاً در مسئله معاونت ملک زاده آشکار شد، این گمان است که این معاون از جایی خارج از وزارت خارجه به صالحی تحمیل شده است و تصمیم شخصی ایشان نبوده است. به عنوان مثال «زهره الهیان» عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اخیراً با بیان اینکه ملک زاده، انتخاب آقای دکتر صالحی نیست، تصریح کرد: «این فرد با فشارهایی از خارج از وزارت خارجه از سوی اشخاص نزدیک به رئیس جمهور منصوب شده است.»
بر اساس این خبرسازی که برخی سایت ها نیز به آن دامن زده اند، صالحی در گفتگو با یکی از چهره های سیاسی با اشاره به انتصاب ملک زاده گفته است: «من تا به امروز وزیر خارجه بودم ولی با این انتصاب، جریان انحرافی تسخیر وزارت خارجه را کلید زده و من دیگر هیچ کاره هستم.» تا در این شرایط مجلس تصور کند صالحی همچون متکی مظلوم واقع شده و ملک زاده به او تحمیل شده تا مجلس در عوض استیضاح صالحی، صرفاً به انتقادات لفظی از رئیس جمهور برخیزد و به حمایت از صالحی همچون حمایت در ماه های آخر از متکی برآید.
به نظر می رسد مردم و فعالین سیاسی دیگر به این گزاره اعتقادی ندارند و معتقدند که احمدی نژاد و مشایی بسیار به هم نزدیک اند و در بسیاری از موارد بسیار به هم شبیه اند و لذا ماجراهایی مانند انتصاب ملک زاده کار خود احمدی نژاد است. هر چند مشایی به عنوان مشاور و یار و همراه نزدیک رئیس جمهور ممکن است نقش مجری یا مشاور را بازی کند، اما تصمیم نهایی با احمدی نژاد است.
از همان ابتدای انتصاب صالحی به عنوان وزیر امور خارجه، وی رویه ای ملایم و همراه با اسفندیار رحیم مشایی داشته و برخلاف «منوچهر متکی»، وزیر خارجه قبلی، ساز مخالف با سیاست ها و مشی مشایی نزد و به همین دلیل جایگاهش را تثبیت شده یافت. تصاویر متعدد او کنار مشایی در همایشها و اجلاس بین المللی، که در قیاس با متکی قابل مقایسه نیز نیست، نشان می دهد صالحی مشکلی با مشایی نداشته و ندارد و از همان ابتدا همراه و همگام منتفذترین چهره حال حاضر دولت بوده است. نمود عینی این مسئله تجلیل از او به عنوان مرد برتر سیاست سال ۱۳۸۹ به دست اسفندیار رحیم مشایی بود.
3- نتیجه گیری
دولت و تصمیم گیرندگان این ارگان، مجموعه یکپارچه ای را تشکیل می دهند که هیچ فاصله ای بین آنها نیست چرا که اساساً خلقیات آقای احمدی نژاد اختلاف نظر را در مجموعه مدیریتی خود بر نمی تابد.
از اینرو این شخص احمدی نژاد است که تصمیمات نهایی را در هر زمینه ای اتخاذ می کند. در ماجرای عزل برخی وزرا، استانداران، سفرا و همین انتصاب جنجالی در وزارت امور خارجه این تصمیمات شخصی احمدی نژاد است که چه کسانی بروند و چه کسانی بیایند و صالحی نیز طبق رویه خود که تامین نظر مقام بالاتر است، با رضایت به آن تن داده و می دهد.
حال که بی بنیاد بودن پیشفرض مرسوم درباره نفوذ فرقه انحرافی در بدنه دولت و «سحر و جادو» شدن رئیس جمهور توسط ایشان آشکار شد، به «پیروزی کاذب» نمایندگان مجلس بازمی گردیم. اگر نمایندگان مجلس تصور می کنند «فرقه انحرافی» در حلقه اطراف احمدی نژاد نفوذ کرده، و آنان مانع از دخالت و تصرف این فرقه در وزارت خارجه شده اند و بار دیگر رئیس جمهور را از شر این فرقه نجات داده اند، سخت در اشتباهند.
مدیریت دولت، مدیریتی یکپارچه و از بالا به پایین است. به همین دلیل فرقی نمی کند محمد شریف ملک زاده یا فرد دیگری در معاونت مالی و اداری وزارت خارجه باشد، سیاستهای کلان دولت با محوریت احمدی نژاد و اطرافیانش به صورت متمرکز و منسجم گرفته شده و از بالا اعمال می شود و انچه خواست ایشان باشد، همان اتفاق می افتد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
