سخنان عباسی درباره دختران،چیتوز،اصلاحات،احمدینژاد و پیتزاو...
به گزارش خبرنگار اعتدال ، حسن عباسی در تازهترین اظهارات خویش مدعی شده است که افزایش دختران تحصیلکرده در کشور سبب بحران خانوادگی در جامعه و بین خانوادهها شده است و در ادامه مکاشفات خود مدعی شده است که دولتهای سازندگی و اصلاحات با اهدافی از پیش تعیین شده برای نابودی بنیان خانواده، افزایش سن ازدواج و ... درصدد افزایش جذب دانشجویان دختر در دانشگاه برآمدند.
هر چند در خود اظهارات تناقضات به وفور یافت میشود، اما آنچه در این ذهنیات مهمتر است سخنان توهین آمیز وی نسبت به جامعه دانشگاهی کشور است.
عباسی که اطرافیانش وی را استراتژیست میخوانند، در یک جا میگوید: «در دورانهای سازندگی و اصلاحات به این مورد پرداختند تا در زمان کنونی زمینه پرداختن به جنبش آزادی زنان فراهم شود.» و در جای دیگر میگوید :« از سال 82 شاهد افزایش حضور دختران در دانشگاههای کشور هستیم و رشد آمار دانشجویان دختر دانشگاههای کشور در حال تبدیل شدن به یک بحران است.»
هر چند اگر هدف یافتن پارادوکسها و یا گافهای عباسی بود، میتوانستیم به موارد بیشماری از تناقضات وی اشاره کنیم، اما موضوع اصلی روح بیخردانهای است که در درون این سخنان خفته است.
بنابراین گزارش حسن عباسی، مدعی است که ایران تنها کشوری است که 64 درصد دانشجویان آن دختر هستند، و این آمار را یک بحران برای کشور میخواند، چرا که آقای عباسی همیشه عادت دارند همچون دیگر دوستان خود لقمه را دور سر خود بچرخانند و عقبکی وارد خانه شوند. بهترین آمار برای مقایسه وضعیت علمی و جایگاه ما در بین کشورهای دیگر مقایسه آماری صحیح است. برای همین منظور، ایشان باید به این سوال پاسخ دهند که، چند درصد از دختران ایرانی دارای تحصیلات عالیه هستند و یا در یکی از مقاطع دانشگاهی در حال تحصیل میباشند؟ آیا اساسا مشکل ایشان با افزایش سطح معلومات خانمها و در کل جوانان است، یا دغدغه ایشان همان ازدواجی است که بهانه قرار دادهاند؟
اگر دغدغه واقعا ازدواج است، که ایشان بهتر است به جای اینکه در پستو نشسته و تئوری پردازی کنند، با اساتید جامعه شناسی، روانشناسی و مشاوره کمی صحبت کند تا این عزیزان به ایشان بفهمانند که ازدواج در سنین نوجوانی و اصولا قبل از 18 سال تا چقدر موفقیت آمیز است؟ و ثانیا مطمئنا این گفتوگوی هر چند اندک، میتواند ذهن وی را نسبت به تاثیر دانش و بینش بالای مادران بر کیفیت پرورش کودکان، آگاه کند. ثالثا" ایشان به این آقا میگویند که جوانان به خاطرذ بیپولی، بیکاری و عدم داشتن چشمانداز روشن نسبت به آینده در سن پایین ازدواج نمیکنند.
اما همانگونه که ما و ایشان و خوانندگان محترم میدانند، بالا رفتن سن ازدواج در کشور و بحران آفرین شدن آن نه بخاطر تحصیلات عالیه دختران و نه به خاطر کم بودن دانشجویان پسر است، درد در بیکاری جوانان است و ریشه در اوضاع نامساعد مالی خانوادهها دارد.
ایشان که آسمان و ریسمان را برای اثبات ذهنیات خود به هم میبافند و در نهایت اثبات میکنند که غنیتر شدن پایههای علمی خانمها برای کشورمان بحران است، بهتر نیست کمی عالمانهتر سخن بگویند و کاهش انگیزه ادامه تحصیل نزد آقایان را بحران بدانند؟ براستی نمیخواهند بدانند که دیگر به علت آینده نامعلوم، پسرها دنبال تحصیلات نیستند.
ایشان بهتر است به این سوال به دقت جواب بدهد در طول سالهای حضور دولتی که به نظر وی مطلوب است سالانه چند شغل مناسب قشر تحصیل کرده در جامعه ایجاد شده است؟ و در جایی که یک آبدارچی و یا تایپیست با مدرک دیپلم در یک اداره دولتی، ماهانه 700 الی 800 هزار تومان میگیرد و یک مهندس در یک شرکت خصوصی ماهانه 450 الی 550 هزار تومان، چند درصد از جامعه به دنبال تحصیل میروند؟
اما موضوع به همین جا ختم نمیشود و عباسی در ادامه توجیهات خود در مضر بودن تحصیل دختران، متذکر میشود: در دوران اصلاحات بحث توانمندسازی دختران مطرح شد و در عمل خانواده ها ناکارآمد و سن ازدواج را بالا بردند و این یک خیانت و جنایت بود و اگر اینک بخواهیم بحث توانمندسازی پسران را شروع کنیم 20 سال طول می کشد.
عباسی که زمانی از طرفداران احمدینژاد بود و خطابههای وی در مدح محمود احمدینژاد در خاطر همگان هست در ادامه احمدینژاد را یک لیبرال میخواند و مدعی میشود: جریان لیبرال، فعلا گفته باید سکوت کرد. الان برخی اصولگرایان لیبرالی عمل میکنند و فکر میکنند 24 میلیون رای داشتهاند و باید با استفاده از تفکرات لیبرالی رای 14 میلیون دیگر را جذب کرد.
عباسی تبلیغ چیتوز در تلویزیون و وجود پیتزا فروشی در یاسوج را دلیلی از نفوذ جریان لیبرال و هجوم فرهنگی غرب برای تغییر زندگی مردم ایران تعبیر کرد و مدعی شد: ما از تفکر سروش و دیگران نگران نیسیتم بلکه این تغییر سبک زندگی نگران کننده است. در یکی از خیابان های شهر سنتی یاسوج شش پیتزافروشی وجود دارد و این مورد در یک جامعه سنتی جای تعجب دارد و با این کار میخواهند سبک زندگی را تغییر دهند!
